شنبه 28 مرداد 1396 - 19:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

امام حسن مجتبي (ع)؛ كريم آل كساء

 

امام‌ حسن‌ (عليه السّلام) اولين فرزند امير مؤمنان‌ على‌ (ع) و فاطمه‌زهرا (س) است‌ كه در شب‌ نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ سال‌ سوم‌ هجري‌ در مدينه‌ متولد شد.

رسول‌ مكرم‌ اسلام (صلّي الله عليه و آله و سلّم) بلا فاصله‌ پس‌ از ولادتش‌، او را گرفت‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌،  براى‌ او بار گوسفندى‌ قربانى‌ كرد، سرش‌ را تراشيد ، هموزن‌ موى‌ سرش‌ ، نقره‌ به‌ مستمندان‌ داد. و از آن‌ زمان بود كه آيين‌ عقيقه‌ و صدقه‌ دادن‌ به‌ هموزن‌ موى‌ سر نوزاد سنت‌ شد. پيامبر اسلام (ص) اين‌ نوزاد را « حسن‌ » ناميد ، نامي كه در جاهليت‌ سابقه‌ نداشت ‌و كنيه‌ او را ابومحمد نهاد كه تنها كنيه‌ اوست‌.

لقب‌ هاى‌ ايشان، سبط، سيد، زكى‌، و از همه معروفتر «مجتبى» است.

امام‌ حسن‌ هفت‌ سال‌ از زمان‌ جد بزرگوارش‌ را درك‌ نمود و و پس‌ از رحلت‌ پيامبر (صلّي الله عليه و آله و سلّم) كه‌ با رحلت‌ حضرت‌ فاطمه‌ دو ماه‌ يا سه‌ ماه‌ بيشتر فاصله‌ نداشت‌، تحت‌ تربيت‌ پدر بزرگوارش قرار گرفت‌.

پس‌ از شهادت‌ امام علي (ع)،  به‌ امر خدا و طبق‌ وصيت‌ آن‌ حضرت‌، به‌ امامت‌ رسيد و حدود شش‌ ماه‌ به‌ اداره‌ امور مسلمين‌ پرداخت‌. در اين‌ مدت‌ كوتاه، معاويه‌ ،‌ دشمن‌ سرسخت‌ على بن ابيطالب‌ (عليه السّلام) و خاندان‌ او كه سالها به‌ طمع‌ خلافت‌ جنگيده‌ بود و با هدف آزار و اذيت امام و شيعيان به انواع دسيسه ها و فتنه ها متوسل شد و به عراق ، مقر خلافت امام حسن (ع) لشكر كشيد.

 

ابعاد شخصيت امام مجتبي (ع)

 دامنه شخصيت بي نظير سبط اکبر پيامبر (ص) بسيار گسترده است و آثار و نشانه هاي آن را در تمام كتب حديث، تراجم، سيره، تاريخ و مناقب به وفور مي توان مشاهده و مطالعه كرد.

از جمله ابعاد برجسته زندگاني و سيره سرور جوانان بهشت مي توان به تواضع و فروتني، حسن خلق، احترام متقابل و کمک و اكرام بينوايان و نيازمندان اشاره كرد. ايشان بازويي علمي و نيرويي بسيار کارآمد براي حکومت علوي و شخص اميرمومنان (ع) بوده است.

امام حسن (ع) از جمله کساني بود که همواره از حريم رهبري دفاع مي كرد . نه تنها در جنگ هاي جمل، صفين و نهروان فعالانه شرکت داشت، بلکه در بسيج نيروها از کوفه براي مقابله با فتنه طلحه و زبير، گام هاي بسيار موثري برداشت.

امام حسن در نگاه پيامبر

 پيامبر بزرگوار اسلام از همان سنين كودكي از امام مجتبي (ع) به عظمت و بزرگي ياد مي کرد. بي ترديد اين برخوردهاي محترمانه و محبت آميز ، نشانگر اين بود که آن حضرت مي خواست شخصيت والاي امام را بيش از پيش، به مسلمانان معرفي کند.

 حذيفه گويد: روزي صحابه رسول خدا (ص) گرد پيامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالي با وقار خاصي به جمع آنان پيوست. پيامبر با نگاه طولاني که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: «آگاه باشيد که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدايتگر شما خواهد بود. او تحفه اي است از خداوند جهان براي من ، از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقي مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهاي من است. خداوند عنايت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسي باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نيکي کند.» (1)

مي گويند: روزي رسول ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: «اين فرزندم سيد و بزرگ است و به زودي خداوند به دست او بين دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد.»

با مطالعه در تاريخ اسلام مي بينيم كه امام مجتبي عليه السلام با مشاهده خيانت ياران و فراهم نبودن زمينه جنگ با معاويه، خير و صلاح امت را در اين ديدند که از درگير شدن با معاويه خود داري کرده و با صلح پيشنهادي معاويه، موافقت کنند و در اثر اين صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجيان نجات دادند و هم از جنگ و خونريزي جلوگيري کردند. (2)

 

امام حسن در نگاه اميرمومنان

امام حسن مجتبي (ع) در نگاه علي (ع) شخصيتي بسيار بزرگ و ممتاز بود. حضرت علي از همان دوران کودکي امام حسن که آيات الهي را براي مادرش فاطمه زهرا (س) مي خواند، اين گوهر را شناخت و در طول سالياني که در کنار يکديگر بودند، همواره از فرزند خود تمجيد و تقدير مي کرد. حتي در برخي از موارد، قضاوت يا پاسخگويي به سوالات علمي را به عهده اش مي گذاشت.

به عنوان نمونه :

روزي امام عليه السلام به فرزند خود فرمود: «برخيز و سخن گوي تا گفتارت را بشنوم» امام حسن (ع)عرض کرد: «پدرجان! چگونه سخنراني کنم با اين که رو به روي تو قرار گرفته ام؟!» امام خود را پنهان نمود، به طوري که صداي حسن را مي شنيد. امام حسن عليه السلام برخاست و خطابه خود را شروع کرد و پس از حمد و ثناي الهي ، فرمود: «علي، دري است که اگر کسي وارد آن در شود، مؤمن است و کسي که از آن خارج گردد، کافر است.»

در اين هنگام امام علي عليه السلام برخاست و بين دو چشم حسن را بوسيد و سپس فرمود: «ذريه بعضها من بعض و الله سميع عليم؛ آنها فرزندان و دودماني هستند که بعضي از بعضي ديگر گرفته شده اند و خداوند، شنوا و داناست. » (3)

روزي يک فرد شامي، نزد امام حسن عليه السلام آمد و خود را از پيروان اميرمومنان معرفي کرد. حضرت به وي فرمود: «تو از پيروان ما نيستي بلکه براي پادشاه کشور روم سوال هايي پيش آمده و پيک خود را نزد معاويه فرستاده، او در جواب عاجز مانده و تو را نزد ما فرستاده است. »

پيش از آن که مرد شامي سوالات خود را مطرح کند، امام حسن عليه السلام لب به سخن گشود و فرمود: «آمده اي که چنين سوال هايي را مطرح کني: فاصله بين حق و باطل چه قدر است؟ بين آسمان و زمين چه قدر فاصله است؟ قوس و قزح چيست؟ کدام چشمه و چاه است که ارواح مشرکان در آن جمع هستند؟ ارواح مومنان در کجا جمع مي شوند؟ خنثي کيست؟ کدام ده چيز است که هر يک سخت تر از ديگري است؟»

مرد عرض کرد: يا بن رسول الله! درست است، پرسش هاي من همين هاست که فرموديد.

سپس امام حسن (ع) در حضور پدر به تمام آن پرسش ها جواب داد. وقتي مرد شامي اين پاسخ ها را شنيد، گفت: «گواهي مي دهم که تو فرزند رسول خدايي و همانا علي بن ابي طالب سزاوارتر است براي خلافت و جانشيني رسول خدا از معاويه... » (4)

 با توجه به سال شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام، هيچ معصومي به اندازه امام حسين (ع) در کنار برادر خود نبوده است. اين دو امام معصوم نزديک به پنجاه سال در کنار يکديگر زندگي مي کردند. بدين جهت امام حسين عليه السلام بيشتر از هر مسلمان ديگري به شخصيت علمي برادرش پي برده بود، و به ويژه در آن ده سال آخر که امامت و رهبري را عهده دار بود، با نگرش ديگري به امام حسن عليه السلام مي نگريست.

امام حسين عليه السلام ضمن اين که برادر خود را شخصيتي بي مانند مي دانست، او را عالم ترين فرد به تفسير و تاويل و آشنا به تمام علوم و مسائل حکومت و جهان اسلام مي دانست.

 

امام و نقل حديث از پيامبر

 امام حسن مجتبي عليه السلام در زمره محدثان و راويان رسول مكرم اسلام است كه نامشان در تاريخ ثبت شده . امام که در دوران حيات پيامبر (ص) ده سال بيش نداشت، با دريافت گفته هاي پيامبر که گاهي آيات وحي بود و گاهي روايات، آنها را آموخته و به ديگران انتقال مي داد.

 در تاريخ آمده است : امام مجتبي (ع) هفت ساله بود که به همراه پيامبر در مسجد حضور مي يافت و آنگاه که آيات جديد بر او نازل مي شد، همان ها را از زبان جدش مي شنيد و آنگاه که به خانه باز مي گشت، براي مادرش فاطمه تلاوت مي کرد، به گونه اي که هرگاه اميرمومنان وارد خانه مي شد، ملاحظه مي کرد آيات جديدي که بر پيامبر نازل گرديده نزد فاطمه است. از آن حضرت جويا مي شد، فاطمه مي فرمود: از فرزندت حسن.

روزي حضرت علي عليه السلام زودتر به خانه آمد و از ديد فرزندش پنهان گشت تا آيات جديد را که بر پيامبر نازل شده ، بار ديگر از فرزندش بشنود. امام حسن (ع) وارد خانه شد ، همين که خواست آيات قرآن را براي مادرش بخواند، زبانش به لکنت افتاد و از خواندن سريع باز ماند. مادرش شگفت زده شد. امام حسن گفت: مادر! تعجب نکن، گويا شخصيت بزرگي در خانه است که با شنيدن سخنانم، مرا از سخن گفتن باز مي دارد!

در اين هنگام، اميرمومنان از محل اختفا خارج شده ، فرزندش را در آغوش گرفت و بوسيد.(5)

 

امام حسن (ع) و تربيت شاگردان

امام حسن مجتبي عليه السلام از همان دوران کودکي با نقل آيات شريفه قرآن و سپس نقل حديث از پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله خدمت بزرگي به تشنگان علم و معرفت نمود، به ويژه در ده سال آخر عمر شريفش که حوادث دردناکي به مسلمانان به ويژه پيروان اهل بيت روي آورده بود، امام با صبر و بردباري و حوصله اي که از خود نشان مي دادند، خود را براي هر نوع پاسخ گويي آماده مي ساخت.

به همين جهت مي بينيم که گروه ها و شخصيت هاي زيادي در محضر درس امام مي نشستند که يقيناً تاريخ، نام بسياري از آنها را ثبت نکرده است. بسياري از صحابه رسول خدا و تابعين هستند که از محضر پر فيض امام حسن عليه السلام استفاده کرده اند.

ياران امام حسن(ع)

ياران امام (ع)  از نظر تعداد، بسيار کم هستند اما بسياري از آنها از شخصيت هاي برجسته عالم اسلام مي باشند.

- برخي از آنها پيامبر و پنج امام را درک کرده اند؛ همانند جابر بن عبدالله انصاري.

- برخي ، علاوه بر اين که از ياران امام حسن عليه السلام هستند، جزو ياران اميرمومنان بوده اند؛ همانند احنف، اصبغ، جابربن عبدالله، رفاعه، زيد، سليم، سليمان، سويد، عمرو بن حمق، عامر، کميل، ميثم، مسيب و ابواسحاق.

- برخي ، از ياران امام حسين عليه السلام نيز هستند، همانند جابر، جعيد، حبيب، رشيد، زيد، سليم، عمرو، کيسان، ميثم و فاطمه.

- برخي از آنها جزو ياران امام سجاد عليه السلام نيز هستند، همانند جابر، رشيد، سليم و ظالم.

- برخي نيز جزو ياران امام باقرعليه السلام شمرده شده اند؛ همانند جابر بن عبدالله انصاري که در سال 78 ه . ق به ديدار خدا شتافت. (6 )

نکته مهم ديگر اين که تعدادي از ياران امام حسن عليه السلام همانند حبيب بن مظاهر اسدي، جزو شهداي کربلا هستند و برخي همانند کميل بن زياد، عمرو بن حمق خزاعي، رشيد هجري و حجربن عدي در راه ولايت و دفاع از اهل بيت عليه السلام به شهادت رسيده اند.

 

فراز هايي از كلام گهربار امام مجتبي (ع)

 - هر روزه‌دارى‌ هنگام‌ افطار يك‌ دعاى‌ اجابت‌ شده‌ دارد . پس‌ در اولين‌ لقمه‌ افطار بگو : به‌ نام‌ خدا ، اى‌ خدايى‌ كه‌ آمرزش‌ تو فراگير و وسيع‌ است‌ ، مرا ببخش‌ . (7)

- وعده‌ دادن‌ آفت‌ كرم‌ و بخشش‌ است‌ ، و چاره‌ آن‌ انجام‌ و اتمام‌ بخشش‌ است‌ . (8)

- براى‌ مجازات‌ در خطاها و لغزش ها عجله‌ نكن‌ ، و بين‌ خطا و مجازات‌ براى‌ عذرخواهى‌ فرصتى‌ باقى‌ بگذار . (9)

- مصيبت ها و ناملايمات‌ كليدهاى‌ پاداش‌ و ثواب‌ هستند . (10)

- نعمت‌ ، امتحان‌ و آزمايش‌ الهى‌ است‌ . پس‌ اگر شكر كردى‌ ، نعمت‌ است‌ و اگر ناسپاسى‌ كردى‌ ، به‌ غضب‌ و خشم‌ الهى‌ تبديل‌ مى‌شود. (11)

- از بهره‌ زبانت‌ همان‌ مقدار براى‌ تو كفايت‌ مى‌كند كه‌ راه‌ هدايتت‌ را از گمراهى‌ روشن‌ كند . (12)

- از تفكر و تعقل‌ غافل‌ نشويد ، زيرا تفكر حيات‌ بخش‌ قلب‌ آگاه‌ و كليد درهاى‌ حكمت‌ است‌ . (13)

- آماده‌ سفر آخرت‌ شو و قبل‌ از فرارسيدن‌ مرگ‌ زاد و توشه‌ خود را فراهم‌ كن‌ ، و بدان‌ كه‌ تو در حالى‌ دنيا را مى‌طلبى‌ كه‌ مرگ‌ ، تو را مى‌طلبد ، و امروز غم‌ و اندوه‌ فردا را نداشته‌ باش‌ ، و بدان‌ كه‌ هر چه‌ از مال‌ دنيا بيشتر از غذا و خوراك‌ خود به‌ دست‌ آوردى‌ در حقيقت‌ آن‌ را براى‌ ديگران‌ ذخيره‌ كرده‌اى‌ ، و بدان‌ كه‌ اموال‌ حلال‌ دنيا مورد محاسبه‌ قرار خواهد گرفت‌ و اموال‌ حرام‌ دنيا عقاب‌ و مجازات‌ دارد و در اموال‌ شبه‌ناك‌ و مشكوك‌ سرزنش‌ هست‌ . پس‌ دنيا را مانند مردارى‌ فرض‌ كن‌ و آن‌ مقدار از آن‌ برگير كه‌ تو را كفايت‌ كند ، پس‌ اگر حلال‌ باشد تو زهد ورزيده‌اى‌ و اگر حرام‌ باشد گناهى‌ مرتكب‌ نشده‌اى‌ چون‌ به‌ مقدار اضطرار و ناچارى‌ استفاده‌ كرده‌اى‌ آنچنان‌ كه‌ از مردار به‌ هنگام‌ ناچارى‌ استفاده‌ مى‌شود ، و اگر در آن‌ عتاب‌ و سرزنش‌ باشد ، سرزنشى‌ كم‌ و آسان‌ خواهد بود . (14)

- براى‌ دنيايت‌ آنچنان‌ رفتار كن‌ كه‌ گويا براى‌ هميشه‌ زنده‌اى‌ ، و براى‌ آخرتت‌ چنان‌ رفتار كن‌ كه‌ گويا فردا خواهى‌ مرد . (15)

- به‌ درستى‌ كه‌ هر كس‌ طالب‌ عبادت‌ باشد ، خود را براى‌ آن‌ آراسته‌ و پاك‌ مى‌كند . (16)

- از پدرم‌ شنيدم‌ كه‌ پيامبر خدا فرموده‌ است‌ : هر كس‌ در قضاى‌ حاجت‌ برادر دينى‌ خود كوشش‌ كند ، مانند اين‌ است‌ كه‌ نه‌ هزار سال‌ خدا را عبادت‌ كرده‌ باشد در حالى‌ كه‌ روزها روزه‌ و شبها مشغول‌ عبادت‌ باشد . (17)

- اى‌ كسانى‌ كه‌ اهل‌ خوشگذرانى‌ و لذات‌ دنيا هستيد ، بدانيد كه‌ اين‌ لذات‌ باقى‌ ماندنى‌ نيست‌ ، و مغرور شدن‌ به‌ سايه‌اى‌ كه‌ زوال‌ پذير است‌ ، حماقت‌ است‌ . (18)

- بيشترين‌ عفو و بخشش‌ كريم‌ وقتى‌ است‌ كه‌ خطاكار نتواند براى‌ خطاى‌ خود عذرى‌ بياورد . (19)

- علم‌ و دانش‌ خود را به‌ مردم‌ ياد بده‌ و علم‌ ديگران‌ را ياد بگير تا بدين‌ وسيله‌ هم‌ علم‌ خود را محكم‌ و استوار كنى‌ و هم‌ آنچه‌ نمى‌دانى‌ بياموزى‌ . (20)

- كار نيك‌ آن‌ است‌ كه‌ در انجامش‌ درنگ‌ نشود ، و بعد از انجام‌ آن‌ منت‌ نگذارند . (21)

 

پي نوشت ها:

 1- بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 43، ص 333

2- براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به صلح الحسن

3- بحار الانوار، همان ج و ص

4- احتجاج طبرسي، ج 1، ص 339 با تلخيص

5- بحار الانوار، ج 43، ص 338

6- بهجه الامال، ج 2، ص 480

7-  اقبال‌ الاعمال‌ ، ص‌ 116

8- بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 113

9- همان

10- همان

11- همان

12- همان ،  ص‌ 114

13- همان ، ص‌ 115

14- همان ، ج‌ ، 44 ، ص‌ 139

15- همان

16- تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 236

17- الفقيه‌ ، ج‌ 2 ، ص‌ 189

18- اعلام‌ الدين‌ ، ص‌ 241

19- همان ، ص‌ 297

20- بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 111

21- همان ، ص‌ 115

 

 

چهارشنبه 20 دی 1391 - 12:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری