سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي اجتماعي با مضمون عاشورايي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «من و زيبا»(فريدون حسن پور)

 

فريدون حسن پور متولد 1340 رامسر، فارغ التحصيل كارگرداني تئاتر از دانشگاه تهران است. وي فعاليت سينمايي را از سال 1365 با دستياري مسعود جعفري جوزاني در فيلم «شير سنگي» آغاز كرد. من و زيبا ششمين فيلم سينمايي حسن پور است.

حسن پور فيلمنامه من و زيبا را بر اساس مراسمي که در کودکي شاهدش بوده، نوشته است. يک بار هم پروانه ساخت اين فيلم با تهيه کنندگي محمد پيرهادي صادر شد، اما به دليل مشکلاتي که در مسير پيدا کردن سرمايه گذار به وجود آمد، همکاري پيرهادي و حسن پور منتفي شد؛ تا اينکه مدتي بعد خبر توليد من و زيبا با تهيه کنندگي جواد نوروزبيگي منتشر شد.

فيلمبرداري من و زيبا اوايل آبان 90 در شمال شروع شد. (تنکابن، انزلي، رشت و قزوين...) فيلمبرداري پس از هفتاد جلسه به پايان رسيد و بلافاصله مهدي حسيني فرد تدوين فيلم را آغاز کرد.

حسن‌پور درباره ساخت فيلم من و زيبا مي گويد: «من فيلم من و زيبا را به عنوان دومين فيلم مذهبي خودم ساختم. من و زيبا يک فيلم عرفاني، فلسفي و در عين حال به روز است.

فيلمنامه تا مرحله ساخت، پروسه طولاني را طي کرده و در طول اين مدت بارها بازنويسي شده است. من از سال 64 دستيار كارگردان و برنامه ‌ريز حرفه‌اي سينما بودم و سال 74 اولين فيلم سينمايي‌ام را ساختم و پله پله جلو آمدم تا به اين فيلم رسيدم ومعتقدم ساخت فيلمهايي اين چنين که کارگردان بايد در لبه تيغ حرکت کند بايد مرحله به مرحله شکل بگيرد و به آن پرداخته شود.»

اين کارگردان درباره نگارش فيلمنامه اين اثر مي گويد: «معمولا زمان فيلمنامه نويسي در كارهايم طولاني است و شايد از ايده تا ساخت حتي به 15 سال هم برسد و 3 تا 4 ماهه نمي توانم فيلمنامه‌اي را بنويسم بنابراين براي اين كار هم پروسه طولاني طي شد. هرچند فيلم‌هاي ديگري هم به من پيشنهاد مي‌شود اما به فيلم‌هايي كه ساختم اعتقاد دارم و تا به امروز فيلمنامه‌هايي را كه دوست داشتم، ساختم. من اهل گيلانم و ايده اين كار از سالها پيش (در دوره جواني) به ذهنم رسيد و ماجراي «زولجنا» هم در محل ما اتفاق مي‌افتاد.»

حسن پور درباره شرايط فيلمبرداري و مشکلات آن مي گويد: «فيلمبرداري در طول شصت روز در شمال کشور به انجام رسيد و مهم ترين چالش ما در اين مدت، آب و هواي نامساعد و باران بي وقفه بود که به طرزي عجيب در حدود پنجاه روز از زمان فيلمبرداري، در زير باران برگزار شد. کار با حيوانات مختلف از جمله اسب ها نيز بر سختي هاي کار مي افزود.»

حسن پور درباره لهجه‌هاي متغير فيلم مي گويد:‌ «جغرافياي فيلم متعلق به خود فيلم است و مخاطب در خارج از ايران متوجه تفاوت لهجه‌ها نمي‌شود.»

حسن پور درباره پايان فيلم مي گويد: «در اين فيلم هم آدم‌ها در موقعيت تراژيكي قرار مي گيرند و در پايان بندي همه چيز دست به دست هم مي‌دهد تا شخصيت اصلي به محل عزاداري بيايد و همه در مقابل اين سرنوشت تسليم مي‌شوند. من پيش از اين، تجربه چنين پاياني براي فيلم من و زيبا را در فينال فيلم سينمايي وقتي همه خواب بودند هم داشتم.»

حسن پور درباره بازيگران فيلم مي گويد: «اين فيلم ششمين فيلم سينمايي من است و از فيلم اولي كه ساختم تلاش کردم که بازيگران حرفه‌اي را كنار بازيگران آماتور قرار دهم و اکثرفيلمهايم تركيبي از اين دو گروه بازيگري هستند.

بازي پرويز پرستويي در اين فيلم براي نخستين بار با ساير بازي‌هاي او در سايرفيلمها متفاوت است. بازي شهاب حسيني هم خوب درآمده ومتفاوت است. استفاده از اين دو دوست براي گيشه نبوده است.»

به غير از پرويز پرستويي و شهاب حسيني ساير بازيگران فيلم شمالي هستند که سابقه همکاري با سازنده اثر را دارند؛ حسن پور در اين باره مي گويد: «برخي از آنها در شمال کار تئاتر مي کردند. اما پس از چند همکاري که با آنها داشتم، با اطمينان مي گويم که ديگر مي توان آنها را بازيگران سينما دانست. بازي آنها در کنار پرستويي و حسيني به هيچ وجه به يکدستي کار لطمه نزد.»

جواد نوروزبيگي(تهيه کننده) درباره من و زيبا مي گويد: «ساخت اين گونه فيلمها هميشه مشکل بوده و رفتن به سمت اين گونه آثار سخت است و آقاي حسن‌پور هم به دليل اينکه در ساخت اين گونه فيلم‌ها موفقي بوده و اميدوارم شاهد موفقيت‌هاي اين فيلم هم باشيم.»

محمدرضا سکوت(مديرفيلمبرداري) درباره فيلمبرداري اثر مي گويد: «فيلمبرداري من و زيبا در چنگل هاي شهرستان تنکابن انجام شد. در حدود دو ماه فيلمبرداري به طول انجاميد و در طول اين مدت شرايط دشواري را پيش رو داشتيم.

باران هاي سيل آساي آبان و آذر شمال که 25 روز بدون وقفه به طور مداوم و شبانه روزي مي باريد، خيلي گروه را آزار داد. با اين وجود به نظرم شکل و شمايل و فضاي فيلم، وجود آن باران ها را ايجاب مي کرد و اين شرايط دشوار خيلي به درآمدن فضاي فيلم کمک کرد.»

سکوت درباره همکاري با حسن پور هم مي گويد: «فريدون حسن پور از دوستان قديمي من است و سال هل پيش، سريال خانه پدري را با ايشان کار کرده بودم. بعد از چند سال شرايط خوبي مهيا شد که مجددا با ايشان همکاري داشته باشم.

حسن پور از کارگردانان شناخته شده اي است که سبک کار خودش را دارد و از جايگاه خوبي ميان مردم و منتقدان برخوردار است. در اين فيلم نيز بازگشتي دارد به فضاي نوستالژيک و زيباي شمال کشور که اميدوارم حس و حال مدنظر کارگردان درآمده باشد و مورد قبول مخاطبان قرار گيرد.»

من از کار کردن در اين فيلم خوشحالم چون توانستم کار فيلمبرداري فيلمي با موضوع ديني و عاشورايي را انجام دهم و اميدوارم فيلم بتواند با مخاطب خود به خوبي ارتباط برقرار کند.»

هومن معصومي طراح صحنه و لباس من و زيبا مي گويد: «شرايط کار در اين فيلم، بسيار دشوار بود. در فاصله پانزده تا بيست روز مي بايست دو خرابه را به عنوان لوکيشن آماده مي کرديم. ساخت و ساز در طراحي صحنه زياد بود. لوکيشن اصلي يک مسجد بود که بنا به اقتضاي قصه بايد آن را به شکل يک خرابه در مي آورديم.

بيشتر صحنه هاي فيلم خارجي بود. طبق معمول امکانات کافي نبود و اسپانسر، بودجه لازم را به فيلم تزريق نکرد. به واقع مي توان گفت که با دست خالي کار را به اتمام رسانديم...»

حبيب اسماعيلي پخش کننده فيلم من و زيبا درباره اکران اين فيلم مي گويد: «در شرايطي که اکثر فيلم‌ها با نگاه به گيشه و فروش ساخته مي‌شوند من و زيبا فيلمي لطيف و ارزشي است که موضوعي انساني را مطرح مي‌کند و از بازيگران حرفه‌اي سينما در اين فيلم استفاده شده است.

اما اين فيلم براي ديده شدن، نياز به حمايت مديران سينمايي و نهادهاي انقلابي دارد. بايد نهادها حمايت کنند تا فيلم در اکران بتواند موافق عمل کند. اگر در حوزه نمايش از اين نوع فيلم‌ها حمايت شود تهيه‌کنندگان در کارهاي آتي رغبت مي‌کنند که فيلم‌هايي با مضامين ارزشمند و تاثيرگذار را در برنامه خود قرار دهند.»

پرويز پرستويي درباره اكران فيلم من و زيبا مي گويد: «شوراي صنفي نمايش لطف كنند و بر سر اين فيلم منت نگذارند. اگر مي‌گويند به خاطر اربعين حسيني استثنائا اين فيلم را در سينماي آزادي اكران مي‌كنيم چرا در ايام محرم اين كار را نكردند؟! اگر مجوز اكران اين فيلم را صادر كردند لطفي در حق صاحبان و فيلم من و زيبا نكرده‌اند چرا كه نوش ‌دارويي بعد از مرگ سهراب است.

اصلا اين فيلم مناسبتي نيست كه بخواهند به بهانه‌ اربعين اكرانش كنند. من و زيبا فيلمي اجتماعي و به روز است و مي‌توان نام عاشورايي مدرن را بر آن گذاشت.»

فريدون حسن پور در يادداشتي بر فيلم در جشنواره فيلم فجر نوشت: «خوش به سعادتش، رجبعلي مرد!» اين جمله را خواهرم پاي تلفن به من گفت؛ رجبعلي مرد!

رجبعلي از دنيا چه ديده بود؟ هيچ. يک عمر سوار بر موتور سيکلت ياماها در جاده هاي خاکي ده و باريکه راه ها براي يک لقمه نان دويده بود. در گرماي تابستان عرق ريخته بود و در برف و باران و زمستان از سرما لرزيده بود. رجبعلي از دنيا چه ديده بود؟

خواهرم گفت: «ناراحت نشو. رجبعلي خوب مرد. غروب آمد، موتورش را پارک کرد، شام نخورده خوابيد و راحت مرد.» خواهرم گفت: «خوش به سعادتش.» هيچ نگفتم حوصله چيزي گفتن را نداشتم. لبخند زدم. يک لبخند اشک آلود. رجبعلي مرد. خدا را شکر. رجبعلي راحت مرد.

غروب آن شبي که مي خواستم سکانس پاياني فيلم من و زيبا را بگيرم، اين خبر را خواهرم به من داد. من از زمان کودکي ام رجبعلي را روي موتور ديده بودم. او مسافرکش روستاي ما بود. رجبعلي روي موتور پير شد و مرد... قهرمانان قصه هاي من همين آدم ها هستند؛ رجبعلي، مش قاسم در پاي پياده و حالا موسي در من و زيبا.»

مشخصات «من و زيبا»:

نويسنده فيلمنامه و کارگردان: فريدون حسن‌پور تهيه‌كننده: جواد نوروز بيگي مدير فيلمبرداري: محمدرضا سكوت طراح صحنه و لباس: هومن معصومي صدابردار: عباس رستگارپور طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني مدير توليد: رحيم بياباني عكاس: حبيب مجيدي جلوه‌هاي ويژه ميداني: حميد رسوليان جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: بهنام خاكسار مجري طرح: فرشته مهدي زاده

بازيگران: پرويز پرستويي، شهاب حسيني، صادق صفايي، دريا آشوري، رضا ناجي، حديث مير اميني، پرويز سيرتي، مهدي بوستان پرور، سيما خضر آبادي، عمار آقايي، نيكي نصيريان، دانيال محمود نيا، بهمن صادق حسني، امير بدر طالعي، اسماعيل تونكار، توپك زاكاريان

خلاصه داستان: من و زيبا داستان زندگي موسي است. او در شبي سرد و باراني قبل از آنكه به خانه برسد. راحله، همسرش بر اثر درد زايمان جان مي‌سپارد. موسي در تمام عمر فكر مي‌كند كه باعث مرگ راحله شده است. او تمام وجود و عشق خود را پاي جعفر، تنها يادگار راحله مي‌ريزد.

 

 

 

چهارشنبه 20 دی 1391 - 11:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری