شنبه 29 مهر 1396 - 11:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

ادغام تئاتر دفاع مقدس و مقاومت به معناي تقدس زدائي از دفاع مقدس است

 

گفتگو با فرشاد منظوفي نيا

شايد بهتر است در اين ميان از خود تئاتر شروع کرد و در اين مورد به اين نکته مهم اشاره کرد که وجود زمينه­هاي مناسب براي جذب هنر تئاتر در بستر فرهنگ ايراني (سابقه طولاني نمايش، مذهبي و ساير هنرهاي نمايشي) نتوانسته­ ايم به تئاتر خود هويت ايراني بخشيده و صاحب يک تئاتر ملي به معناي واقعي کلمه باشيم. (حضور موفقيت آميزتر تئاترهاي خارجي نسبت به نمايشنامه­هاي داخلي در صحنه شاهد اين مدعاست)

گذشته از غفلت پيشکسوتان در اين زمينه در حال حاضر حرکت جدي در تحقيق و نگارش متون نمايشي فعلي ديده نمي­شود و تئاتر دفاع مقدس نيز از اين موضوع مستثني نيست. فقر تحقيقات کافي در پيدا کردن موضوع و ساختار مناسب با موضوع و در پي آن فقدان متون نمايشي عميق مشکل اصلي تئاتر دفاع مقدس است و بدين ترتيب است که تئاتر دفاع مقدس نمي­تواند جايگاه مناسبشان را در جامعه پيدا کنند و به همين دليل همين کمبود مبنائي است که جشنواره نيز به تنهايي نمي­تواند مشکلات را برطرف کند البته از اين نکته نبايد غفلت کرد که تلاش و زحمات زحمت کشان و دست اندرکاران اين عرصه همراه عظمت و قدرت موضوع دفاع مقدس توانسته است رشد هرچند ملايم را در تئاتر مقدس و حتي تئاتر بوجود بياورد و استفاده از قالب­هاي جديد نمايش خياباني، تئاتر عروسکي و . . . در جشنواره­ها و گونه­هاي مختلف اجرائي تئاتر دفاع مقدس نيز از ديگر نکات مثبت اين جريان هنري تئاتري است. اما اينکه اکنون در کجاي اين مسير هستيم و ادامه راه چگونه بايد باشد بهتر است از کارگردان و مدرس صحنه عرصه هنرهاي نمايشي فرشاد منظوفي نيا بپرسيم. کارگردان (حلقه آخر) متولد 1349 آبادان است. شخصي که جنگ را از نزديک و با تمام وجود احساس کرده است دنيائي از تجربه و خاطرات در ذهن پرمشغله­اش دارد اما هميشه طي اين گفتگو از خطوط قرمز دست و پا گير صحبت مي­کند. خطوطي که سوژه­ها را از بين مي­برد و فرصت فکر کردن را از مخاطب و نمايشنامه نويس مي­گيرد. کارگردان نمايش (سيب­هاي پلاسيده) تکرار و شعارزدگي را مهمترين آسيب­هاي اجراهاي دفاع مقدسي مي­داند:

- طي ماه­هاي گذشته نگاه انتقادي شديدي نسبت به فضاي تئاتري با موضوع دفاع مقدس در سطح رسانه­ها داشته­ايد اين نگاه تلخ مبين چه نکاتي است.

به صورت کلي فضاي تئاتري دفاع مقدس يک فضاي انتقادي و پرچالش است و ارتباطي به نظرات خاص بنده ندارد. اما اين واگويه­ها يک سري حقايق تلخي است که قبلاً عنوان کرده­ام بايد ديد عوامل اين حرف­ها چيست. به خوبي مي­توان ديد ارائه و اتخاذ يک سري سياست­هاي غلط فرهنگي و از طرفي برگزاري جشنواره­هاي مختلف و پرهزينه و کم کارکرد مهمترين عواملي است که اين عرصه را با دغدغه­هاي فراواني همراه مي­کند به خوبي شاهد اين اتفاق بوديم که بعد از برگزاري دوره دوازدهم جشنواره سراسري دفاع مقدس که بعد از آن اين جشنواره تعطيل شد ديگر انگيزه­ي خاصي ميان متوليان و حمايت کنندگان و حتي هنرمندان براي ساخت و عرضه­ي تئاتر در اين قالب و موضوع وجود نداشت نگاه­ها و سياست­ها مقطعي و کمرنگ شد و کم کم چراغ اين عرصه تئاتر به خاموشي گرائيد. موضوع جنگ و دفاع مقدس موضوع بسيار بزرگ و خاصي است چرا که ردپاي اين حادثه را در جاي جاي زندگي مردمان اين شهر و ديار مي­توان مشاهده کرد هنوز هم خانواده­هاي زيادي هستند که از تبعات جنگ تحميلي زجر مي­کشند اما ديده نمي­ شوند. چرا نبايد ديده شوند؟ اين ديده شدن چه کسي را نگران مي­کند؟ ردپاي جنگ تحميلي ايران در جاي جاي تاريخمان ثبت شده است حال دليل اينکه نمي­توانيم چنين واقعه­ي عظيمي را به مخاطب انتقال دهيم و مفاهيم را به او برسانيم چيست؟ ما اساساً به چند دليل از جذب مخاطب ناتوان هستيم. البته در اين ميان آثاري بوده­اند که جاي خودشان را ميان مخاطبان باز کرده­اند و از نگاه مخاطب اين آثار شناخته شده است اما يکي از مهمترين عواملي که اکثر آثار در اين ژانر با خلا جذب مخاطب روبرو مي­شود جو زندگي و توهم هنرمندان و اغلب مديران فرهنگي­مان است. ما به جاي اينکه بستر و زيرساخت­هاي فکري را پرورش بدهيم و در ازاي اين رشد به نوعي جذب مخاطب را به همراه داشته باشيم يک سره به دنبال شعار دادن هستيم از طرفي قهرمان پروري جزء لاينفک کارهاي حماسي ما شده است گوئي يک رزمنده از کره ماه يا مريخ وارد صحنه­ي جنگ ما شده است و هيچ اشتباهي از او سر نمي­زند!! اين قهرمان پروري باعث مي­شود که نگاه نويسندگان و اجراکنندگان يک نگاه تخيل گرايانه صرف باشد بنابراين بايد به مخاطب حق داد که اين مطالب را باور نکند مخاطب اين صحبت­ها را پس مي­زند و به نوعي در برابر آن جبهه گيري مي­کند بنده در جشنواره­هاي مختلفي حضور داشتم که در اکثر اين جشنواره­ها به عنوان داور يا بازبين حضور داشته­ام به وضوح شاهد اين بودم که يک الگوي خاص در نمايشنامه­هاي مختلف تکرار مي­شوند هر موضوع تکراري هرچند هم شعاري باشد باز هم از طرف ديگر شرکت کنندگان تکرار مي­شود عمده­ي اين سوژه­ها مادر شهيد يا همسري است که در انتظار فرزند يا شوهر خود است که از جبهه­هاي جنگ بازگردد. يا مادري است که شهادت فرزندش را باور نکرده است و دچار يک بحران روحي و رواني خاصي شده است اکثر نويسندگان سعي نمي­کنند از سوژه­هاي بکري استفاده کنند که بتوان در آن تبعات خاص جنگ را نمايان کرد. به نوعي نويسندگان و مديران اجرائي سعي نکردند تئاتر دفاع مقدس را در ذهن مخاطب به عنوان يک قالب بکر هنري جا بياندازند.

- بيشتر سعي مي­شود نگرش سفارش دهندگان در اين عرصه مطرح شود.

در جشنواره دوازدهم سراسري دفاع مقدس که به عنوان داور حضور داشتم اکثر کارها از اين نگرش به دور بودند اما امروز با اين گفته شما موافق هستم. بيشتر نمايشنامه­ها محدوديت موضوعي دارند.

- از طرفي محدوديت اجرا هم دارند.

به هر حال وقتي يک هنرمندي در يک جشنواره شرکت مي­کند با حدود اين جشنواره و خطوط قرمز آشنائي دارد و اين فضا براي او ناشناخته نيست. با يک اطلاعات کامل وارد صحنه مي­شود.

- خط قرمز منظورتان همان سانسور است.

من کلاً با کلمه سانسور مشکل دارم و آن را نمي­پسندم.

- در هر حال چه بپسنديد و نپسنديد اين اتفاق در حال رخ دادن است.  

نگاه کنيد سانسور که اجرا مي­شود اما وقتي يک هنرمند تا جائي پيش مي­رود که خطوط قرمز جشنواره­ها و ديگر فضاها را رعايت نکند کار او قيچي مي­خورد اما سياست­هاي جشنواره­ها کاملاً مشخص است موضوعات بيانگر حدود هنرمندان است و خط قرمزها از قبل تعيين شده هستند اگر شخصي قالب اين خطوط را بپذيرد کار او با مشکل برخورد نخواهد کرد اما در غير اينصورت کارش با مشکل برخورد مي­کند.

- پس ناراضيان اين عرصه را در بخش سانسورشدگان قرار مي­دهيد.

اينگونه نيست من اين نظر را ندارم معتقدم که خطوط قرمز امروز در اين فضا چندان مشخص و شفاف نيست البته اين عدم شفافيت گاهي هم به نفع هنرمندان است از طرفي هم گاهي به ضرر مي­شود. وقتي اين خطوط با نمايشنامه همخواني مشخص نداشته باشد در هيئت داوران و يا مقاطع بازبيني قيچي خورده يا حذف خواهد شد. از طرفي هم اين هيئت داوري براي حذف و قيچي کار هم هيچ توضيحي ارائه نمي­کند اين اتفاق هم بيشتر براي تئاتر دفاع مقدس اتفاق مي­افتد به ياد دارم يک کاري در اين عرصه کار کردم که قرار بود در تئاتر سنگلج اجرا شود همه­ي امکانات براي اجراي نمايش آماده بود اما به يکباره از اجراي نمايش جلوگيري کردند و گفتند اين نمايش مغاير با خطوط قرمز ما است هرچقدر هم سؤال کرديم خب اين خطوط قرمز چي هستند که ما رعايت نکرديم هيچ جواب درست و حسابي و قانع کننده­اي دريافت نکرديم. امروز بسياري از نويسندگان دهه شصتي مي­شناسم که جنگ را لمس نکردند و تجربه­ي خاصي از آن فضا ندارند اما سعي مي­کنند با ديده­ها و شنيده­هايشان شاهين خيالشان را پرواز بدهند و هرجا که اين پرواز ادامه داشت مطالب و موضوعات هم به همان سمت گرايش پيدا کند حتي مطالبي عنوان کنند که اين مطالب مطلقاً حقيقت نداشته باشد. ما در سراسر جهان انواع آثاري نوشتاري و بصري داريم که در رابطه با جنگ جهاني دوم و اول نوشته شده است حتي اگر نويسندگان اين فضا را تجربه نکردند آثاري که خلق شده است داراي ويژگي­هاي خاص حقيقي است و به نوعي از تخيل صرف به دور است و مفاهيم خاصي را به مخاطب خود مي­رساند اما اين کار در رابطه با جنگ تحميلي ايران عينيت ندارد. اکثر نمايش­هاي نوشته شده توسط افراد دهه شصتي فاقد خلاقيت هنري و واقعيت است.

- مهمترين عاملي که نويسندگان خارجي را در اين زمينه­ي موفق مي­کند چيست؟

در آن کشورها فضا باز است يک فيلمساز مي­تواند کشور خودش را محکوم کند و مشکلات نظارتي و ارزشيابي هم نداشته باشد. اما ما در کشور خودمان اين فضا را به صورت خاص نداريم. من سالهاي جواني­ام را در جبهه­هاي جنگ سپري کردم چيز عجيبي نبود اگر وارد سنگر مي­شديم و متوجه مي­شديم که مقداري از پول داخل کوله پشتي­مان به سرقت رفته است يا مثلا يک رزمنده سيگار مصرف مي­کند. اما اين مسائل را نمي­توان بر روي صحنه اجرا کرد هرچند که اين نمونه­ها بسيار سطحي هستند و ناهنجاري­هاي گوناگوني در جبهه­هاي جنگ وجود داشت چرا که رزمندگان هم از خود مردم بودند و نيازهاي گوناگوني داشتند بنابراين مي­توان تمام اين حرف­ها را روي صحنه زد.

- يعني منظورتان اين است که به نوعي اين تقدس به اجبار حفظ مي­شود.

اصلاً اين نظر را ندارم. دفاع مقدس ما و روحيه شهادت طلبي اين عزيزان به طور معمول داراي ارزش و تقدس است تجربيات عيني من از مسائل جبهه و جنگ و سنگر آنقدر شناخت معنوي داشت که بتوان گفت اينگونه مسائل در حيطه مقولات معنوي جنگ ناديده گرفته مي­شد. فضاي جنگ بزرگ و پرظرفيت بود به گونه­اي که اين حوادث را در خودش حل مي­کرد. به ياد دارم در بيمارستان اهواز که بستري بودم رزمنده­اي بر اثر تماس با مين يک پايش بايد قطع مي­شد پزشکان در حال بيهوش کردن وي بودند که او اجازه اين کار را نداد و عنوان کرد: اين راه را من با آگاهي انتخاب کردم بنابراين درد آنرا هم بايد بکشم. بنابراين پاي او را با يک بيهوشي موضعي قطع کردند. اين گفته­ها افسانه و قصه نيست مشاهدات عيني من است. نمي­خواهم از اين فرد قهرمان پروري کنم چرا که او هم مانند هر انسان ديگري زجر مي­ کشيد اين دستمال پارچه­اي لاي دندان­هاي او آنقدر فشرده مي­شد که رنگش مانند گچ سفيد مي­شد نبايد گفت که او هنگام قطع پا اصلاً دردي احساس نمي­کرد و تنها به بهشت برين فکر مي­کرد. او هم يک انسان بود.

- به هر حال نمايشنامه نويس جواني که اين صحنه­ها را نديده است بايد هم شاهين خيال را پر بدهد به نظر مي­رسد به اين دست از نويسندگان چندان گله­اي نباشد.

قصد ارزشيابي ندارم بايد هم به اين عزيزان حق داد اين افراد مقصر نيستند دوست دارند دغدغه­شان را بنويسند جواني که در زمان جنگ متولد شده است و امروز يک جوان 25 ساله است بايد از نظر ذهني و فکري تأمين شود تا بتواند ناگفته­هايش را از جنگ بگويد اين تقويت فکري به عهده ادبيات دفاع مقدس است که ذهن جوانان هنرجو را با اين فضا آشناتر کند. بايد واقعيات را به اين جوانان نشان داد تا بتوان ذهنشان را به توليد خلاقانه و نه خيال پردازانه سوق داد.

- شايد راهکار مناسبي براي بهتر نوشتن باشد.

شک نکنيد که اين راهکار مناسبي است. ادبيات نمايشي بايد در اين ميان بيشتر خودش را نشان دهد. کساني که در جنگ حضور داشتند و تجربياتشان در جهت نوشتن به کمکشان آمده است بايد در اين زمينه کمک يار نويسندگان جوان باشند بايد اين نوشته­ها منبع نگارش نسل جديد باشد وظيفه اصلي در اين ميان با ادبيات دفاع مقدس است از طرفي سعي کنند از نوشتن و اجراي کارهاي شعاري دست بردارند. امسال به عنوان داور در جشنواره ماه حضور داشتم به عينه مشاهده کردم که برخي از کارها بسيار ساختارگرا و عالي بودند که مي­تواند اجراهاي عمومي بسيار موفقي داشته باشند. يک کار تماشاگرپسند.

- عده­اي معتقد هستند که اينکه تئاتر دفاع مقدس با تئاتر مقاومت ادغام شده است يک حرکت غلط است چرا که ساختار اين دو کار با يکديگر کاملاً متفاوت است.

به هر حال تئاتر دفاع مقدس يک مفهوم خاص است در حاليکه مقاومت يک مفهوم عام دارد پرداختن به اين دو موضوع در يک قالب کلي حرکت مناسبي نيست. ما در جبهه­هاي جنگ علاوه بر شهادت طلبي روحيه معنوي ايثار و حل شدن در جنگ را داشتيم که اين روحيه در اکثر مقاومت­هاي جهان وجود ندارد اين شاخصه براي جنگ تحميلي ما بوده است. به هر حال جنگ جنگ است اما ما در جنگ تحميلي يک روحيه خاص را شاهد بوديم که اين روحيه زبانزد قوم­ها و احوالات مختلف است. اينکه ما اساساً ضدجنگ هستيم يک بحث است اما ضدجنگ بودن به معناي نفي دفاع مقدس نيست. اگر بخواهد تئاتر دفاع مقدس در قالب­هائي مانند تئاتر مقاومت عرضه شود يک نوع تقدس زدائي از تئاتر دفاع مقدس است. دفاع مقدس اساساً يک جريان جدا و ارزشي است اين نگاه ارزشي به معناي عقبگرد نيست بلکه ما با اين نگاه ارزشي نگاه مقاومتي را هم در بخشي از جنگ تحميلي در خودمان حل کرديم.

- حوزه هنري در بحث توليد و انتشار محصولات فرهنگي در حوزه ادبيات دفاع مقدس چقدر موفق بوده است؟        

به نظر مي­رسد حوزه هنري در اين زمينه خوب درخشيده است برخي از کارها ارزش دراماتيک دارند و مؤثر هستند برخي هم همچنان بر جرگه خيال پردازي مي­تازند و نگاه ارزشي و حقيقي­شان را از دست داده­اند. از طرفي بايد نگاه کرد که اين خاطره­ها دست چندم است آيا اين خاطرات به صورت مستقيم دريافت شده است يا با چندين واسطه مطرح مي­شود. بايد به اين نکات توجه ويژه­اي کرد. چندي پيش دوست عزيزي در استان خوزستان که مشغول جمع آوري اطلاعات پيرامون شهيدي بود که اتفاقاً من هم اين شهيد را مي­شناختم طي يک تماس تلفني از من خواستند که اطلاعاتي اگر با اين شهيد دارم به ايشان بدهم. من تنها با اين شهيد هم گردان بودم من در بهداري گردان فعال بودم و ايشان رزمنده بودند. مي­توانستم در ذهن خودم تخيل کنم که روزي اين شهيد يک فرد رزمنده­اي را روي شانه­هاي خودش انداخته يا کشان کشان به بهداري رسانده است!! اما اينها تنها تخيل است که از اين دست نوشته­ها و تخيلات هم در نوشته­هاي سوره مهر و حوزه هنري کم نيست. مي­توان از آثار برجسته اين مرکز به کتاب (دا) و چندين کتاب ديگر اشاره کرد اما متأسفانه هنوز هم اين بدعت تخيل پردازي در اين آثار وجود دارد.

- برگزاري جشنواره­هاي دفاع مقدس چقدر با سلسله جشنواره سراسري دفاع مقدس همگوني و برابري مي­کند.

اين جشنواره­ها که اصلاً قابل مقايسه نيست ما در جشنواره سراسري دفاع مقدس شرکت مي­کرديم چرا که دغدغه و تخصص ما اين بود اولويت ما حضور در جشنواره سراسري دفاع مقدس بود چرا که از فروکش کردن شعله­هاي تئاتري دفاع مقدس جلوگيري مي­کرد اما امروز در جشنواره­ها بخش دفاع مقدس هم گنجانده مي­شود تا مگر گفته شود که نگاه تبليغاتي مسئولين هم رعايت شده است اما همين هم يک دلخوشي است بودن اين فضا باز هم بهتر از نبودن آن است.  

 

 

سه‌شنبه 19 دی 1391 - 12:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری