دوشنبه 5 تير 1396 - 14:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران

 

حجاب از منظر قرآن کريم

 

 

 

 مقدمه و چکيده:

مقام معظم رهبري :«چادر حجاب برتر است»

 حجاب، حصار و حريم عفت زن و سنگر محکمي است که راه ورود فساد و هرزگي‌ها را سد مي‌کند و به زن شخصيت و احترام مي‌بخشد تا ملعبه شهوات و بازيچه بوالهوسي‌ها قرار نگيرد. در جامعه‌اي که زنانش با حجاب صحيح و پوشش کامل رفت و آمد کنند، جوانان هم با خاطري آرام به کار خود مشغول مي‌شوند و دور از هر گونه تحريک بي‌جا و خيال خام، در زمان مناسب، با رضايت و خرسندي به تشکيل خانواده علاقمند مي‌گردند و ازدواج مي‌کنند.

حجاب در کتاب‌هاي لغت به معناي پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب مي‎گويند؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان در يک حريم و محيط خاص مي‎گردد.

بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند.

«يا ايهاالنبي قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين و کان الله غفورا رحيما ؛اي پيامبر، به زنان و دخترانت و نيز به زنان مومنين بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذيت قرار نگيرند. و خداوند بخشنده مهربان است» (1)

جلاب به معناي يک پوشش سراسري است؛ يعني زن بايد همه اندامش پوشيده باشد تا همچون گلي لطيف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.

عفاف ذهن:

نپروراندن ذهنيت گناه و معصيت در ذهن و پرهيز از فكر و خيالات باطل از توصيه هاي اسلام است. چرا كه مقدمه و زمينه ساز سقوط انسان در ورطه گناه و ارتباط نامشروع، ذهنيت سازي آن است.

همان طور كه در احاديث آمده است، برخي افراد بدون آنكه مرتكب عمل زشت زنا شوند، در خود ذهنيت زنا را مي پرورانند و در فضاي روحي زنا بسر مي برند.

عفاف نگاه:

از دستورات مؤكد اسلام رعايت نگاه و پرهيز از نظر كردن به نامحرم است. چرا كه بيشترين تأثير منفي را بر دل مي گذارد.

با توجه به اهميت مسأله، خداوند درقرآن کريم مي فرمايد: «و قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم ان الله خبير بما يصنعون ؛به مؤمنان بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و دامان خود را حفظ كنند، اين كار براي آنها پاكيزه تر است خداوند از آنچه انجام مي دهند آگاه است.» (2)

همچنين در حديثي پيامبر فرمود: «النظره سهم مسموم من سهام ابليس ؛ نگاه به نامحرم همچون تيري است كه شيطان به قلب انسان مي زند.» (3)

عفاف گفتار:

فقهاي اسلامي تأكيد دارند كه براي زن جايز نيست صداي خود را به گونه اي خوش آهنگ، نازك و ملايم جلوه دهد كه موجب تحريك نامحرم شود. علاوه بر اين در برخورد با نامجرم از بيان كلمات و الفاظ احساسي و تحريك كننده بپرهيزد و در گفتار جديت نشان دهد تا افراد ضعيف الايمان و بيماردلان سوءاستفاده نكنند.

با توجه به اهميت مسئله، قرآن كريم خطاب به همسران پيامبر فرمود: «فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا ؛ با صداي نرم، بگونه هوس انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع نكنند بلكه به خوبي و شايسته سخن بگوئيد.» (4)

عفاف در تعاملات رفتاري (در برخورد حسي):

اسلام هر گونه ارتباط و برخورد حسي ميان زن و مرد اجنبي را حرام كرده است. لذا مرد نمي تواند با هيچ عضوي از اعضاء خود با عضوي از اندام بدن زن نامحرم تماس حاصل نمايد. از اين رو مصافحه (دست دادن)، بوسيدن و لمس كردن اعضاء بدن زن نامحرم حرام است.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «ما من احد الا و يصيب خطا من الزنا، زنا العينين النظر و زنا الفم القبله و زنا اليدين اللمس ؛ هيچكس نيست مگر اينكه دچار بهره اي از گناه زنا مي شود. زناي چشمها نگاه به نامحرم است و زناي دهان بوسيدن نامشروع و زناي دستها تماس دستها با بدن نامحرم است.» (5)

- عفاف در رفتار و معاشرت:

زن مسلمان علاوه بر پوشش ظاهري بايد در نوع حركات، برخوردها و حتي راه رفتن نيز زمينه سوءاستفاده افراد اجنبي و هوسباز را از ميان ببرد. برخوردهاي سنگين توأم با متانت، شرم و حيا، تواضع و وقار، كم گوئي و پرهيز از گشاده روئي مفرط، برخوردهاي جلف، معاشرت دوستانه و اختلاط با مرد بيگانه بر يك زن مسلمان لازم است.

در سوره نور آمده است: «و لا يضربن أرجلهن ليعلم ما يخضعن من زينتهن ؛‌نبايد زنان هنگام راه رفتن پاي خود را بر زمين بكوبند تا زينت پنهانشان دانسته شود.» (6)

- عفاف در زينت:

زن مسلمان بايد علاوه بر پوشش اعضاء و اندام خود، هر نوع زيور و زينت را از معرض ديد نامحرمان پنهان سازد و از هرگونه آرايش و خودنمائي در بابر افراد بيگانه و اجنبي بپرهيزد تا زمينه جلب توجه و تحريك آنان فراهم نشود.

با توجه به اهميت مسئله در سوره نور خداوند مي فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضفن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها...؛ (اي رسول ما) زنان مؤمنه را بگو تا چشمها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را جز آنچه قهراً ظاهر مي‌شود، در برابر بيگانه آشكار نسازند.» (7)

عفاف در پوشش:

حكم وجوب حجاب زن در برابر نامحرم يكي از احكام مسلم اسلام است كه در باره آن ترديدي نيست.

در قرآن كريم روايات و احكام فقهي به اين مسئله و كيفيت آن اشاره شده است. لذا علاوه بر تعابير ذكر شده در مقوله حجاب، زن مسلمان مهم تر از همه بايد حدود شرعي را در پوشش ظاهري خود رعايت كند و اندام بدن را از معرض ديد ديگران پنهان سازد.

به طور كلي تمامي مباحث مطرح شده در باب حجاب و پوشش اسلامي زنان به دو محور اساسي باز مي گردد: نخست رعيات حد پوشش به معناي حفظ عورت وديگري پرهزي از خود آرائي نامشروع است.

اسلام از زنان خواسه است كه حدود پوشش اسلامي را به منظور حفظ عورت خود رعايت كنند با توجه به روايات و تفاسير آيات قرآن كريم، عورت زن، تمامي اعضاء بدن او بجز قرص صورت و دو كف دست مي باشد و لذا الگوي پوششي مورداستفاده زنان بايد بگونه اي باشد كه بتواند اين حدود را تأمين كند.

در سوره نور آمده است: «و قل للمومنات يعضفن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها... ؛ ‌به زنان مؤمنه بگو چشمهاي خود را فروبندند و عورت هاي خود را پوشيده نگاه دارند و زينت هاي خود را جز آن مقداري كه ظاهر است آشكار ننمايند.» (8)

در تفسير استثناء آيه «الا ما ظهر منها» يعني آن مقداري كه زنان در پوشش خود مي توانند آشكار نمايند، به احاديث متعددي استناد شده است.

از آن جمله در حديثي پيامبر در برخورد با اسماء دختر ابوبكر مي فرمايد:«يا اسماء! ان المراه اذا بلغت الحيض لم تصلح ان يري منها الا هذا وهذا و أشار الي كفه و وجهه ؛ اي اسماء! همين كه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود مگر اين و اين و اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پايين دستش.» (9)

 

علاوه بر اين، پوشش زنان ضمن تأمين حدود پوشش اسلامي ، بايد بتواند برجستگي هاي اندام بدن را نيز بپوشاند و بعبارتي گشاد باشد و از سوي ديگر بدن نما نباشد يعني پارچه آن از زير اندام بدن را نمايان نسازد.

فايده حجاب در سلامت روحي:

بانواني كه از سلامت روحي و رواني برخوردارند در خود كمبودي احساس نمي كنند و در نتيجه تمايلي نيز به جلب توجه ديگران ندارند ولي زناني كه داراي عقده حقارت هستند با پوشيدن لباس شهرت و نمايش زينت ها و زيبايي ها و استفاده كردن از لباس هاي رنگارنگ و جذاب در بيرون منزل و در مواجهه بانامحرم مي كوشند تا احساس حقارت و كمبود خود را به نحوي مرتفع نمايند.

بنابراين منشأ و دليل استفاده از لباس شهرت عقده حقارت است. زنان و مرداني كه در تعويض لباس و انتخاب رنگ هاي متنوع مبالغه و وسواس دارند جز جبران نقيصه دروني كار ديگري نمي كنند. افراط در پوشيدن لباس با مدل ها و رنگ هاي متنوع كاشف از عقده حقارت است. به طور طبيعي انتخاب نوع لباس و نحوه پوشش و آرايش چهره مانند رنگ رخسار و چهره از سر ضمير خبر مي دهد و معمولاً افرادي كه دچار عقده حقارت و كمبود شخصيت هستند با لباس شهرتي كه به تن مي كنند براي خود شخصيت تصنعي و ساختگي ايجاد مي كنند.

در برخي احاديث به شكل بسيار زيبايي به رابطه بين نحوه پوشش و بيماري روحي عقده حقارت اشاره شده است. از امام صادق (ع) نقل شده است: «كفي بالمر خزيا ان يلبس ثوباً يشهره ؛ براي حقارت و خواري آدمي همين بس كه لباسي به تن كند كه او را مشهور نمايد.»

حاصل اين كه حجاب نشانه سلامت روحي و در مقابل بي حجابي نشانه بيماري روحي و احساس حقارت است.

بد حجابي و سقوط ارزش ها

بدحجابي ارزش حقيقي زن را از بين مي برد و او را تا حد يك كالاي بي ارزش مادي پست و ذليل مي كند. زني كه اندام خود را در معرض ديد همگان مي گذارد و آنچه را كه به جنسيت او مربوط مي شود را به كوچه و بازار مي برد ، در حقيقت مي خواهد با تكيه بر زنانگي خويش جاي خود را در جامعه باز كند نه با تكيه بر انسانيت خويش در واقع او به اين ترتيب اعلام مي كند كه آنچه براي او اصل است زن بودن اوست نه انسان بودن و نه انديشه و لياقت و كارآيي او چنين زني قبل از هر چيز اسير خود است او به مغازه داري شبيه است كه دائما در فكر تزيين و تغيير دكوراسيون و تزيين مغازه است و اين تزيين و خودنمايي به او مجال فكركردن درباره ارزش هاي معنوي بزرگ را نمي دهد.

افزون بر اين زنان بدحجاب و فاقد شخصيت انساني كه به تزيين و تجمل و خودآرايي مي پردازند و به سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالب تر و كفش و لباس شيك تر مي روند معمولاً زناني هستند كه از سرمايه هاي معنوي و فضايل اخلاقي تهي و محروم هستند و پرواضح است كه تهي بودن از فضايل اخلاقي زمينه ساز پيدايش رذايل اخلاقي است و پيدايش رذايل اخلاقي منشأ سقوط ارزش هاي الهي در انسان مي شود.

بد حجابي و سوء استفاده جنسي:

يكي از آثار سو بدحجابي اذيت و آزار جنسي زنان بدحجاب به وسيله مردان و جوانان ولگرد و لاابالي است.

گويا اين قبيل مردان پوشش ناقص و نامناسب برخي دختران و زنان را به منزله چراغ سبزي مي دانند كه نشان دهنده تمايل زنان بدحجاب به كارهاي خلاف و گناه آلود است و همين نكته از نظر ذهني و رواني از ديدگاه آنان مجوز اذيت و آزار جنسي زنان بدحجاب است.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجيد به شکل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه مي‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباس‎هاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت مي‎گويد:«اگر عفت بورزند، يعني حتي لباس‎هايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است» (10)

مقدار و كيفيت حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)

در تاريخ نقل شده است كه حضرت فاطمه زهرا (س) وقتي مي خواستند به بيرون منزل و نزد پيامبر اكرم (ص) بروند، از پوشش هايي مثل جلباب (چادر) و برقع (پوشيه چهره) استفاده مي كردند.

افزون بر اين يكي از حوادثي كه بيانگر مقدار و كيفيت حجاب حضرت فاطمه زهرا (س) در بيرون منزل و در مواجهه با نامحرم است، آمدن ايشان به مسجد براي دفاع از قضيه فدك است. در داستان غم انگيز غصب فدك آمده است: وقتي ابوبكر و عمر تصميم گرفتند كه حضرت را از فدك محروم نمايند ايشان با شكل خاصي از حجاب و پوشش براي دفاع از حق خويش از منزل به مسجد آمدند.

راوي داستان شكل خاص حجاب حضرت را اين گونه توصيف نموده است:«حضرت زهرا (س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محكم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه اي كه تمام بدن آن حضرت را مي پوشاند و گوشه هاي آن به زمين مي رسيد به تن كردند و به همراه گروهي از نزديكان و زنان قوم خود به سوي مسجد حركت كردند.» (11)

قضيه فوق گوياي آن است كه حجاب و پوشش بيرون از منزل حضرت در مواجهه با نامحرمان دقيقاً همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن يعني خمار(مقنعه) و جلباب (چادر) بوده است. بنابراين مي توان اين دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآني و فاطمي دانست.

توصيه هايي به مادران و پدران براي ايجاد فرهنگ حجاب در فرزندان مادران، مانند چادر و يا مقنعه و روسري خود براي او نيز تهيه نمايند.

• هيچگاه در برابر او از پوشش خود گله نکنيد. بلکه از فوايد حجاب خود براي آنها بگوييد.

• هميشه افراد با حجاب را در مقابل فرزندان خود تکريم نموده و به انها احترام نماييد.

• باخريد روسري هاي زيبا، مقنعه هاي خوش رنگ با سليقه خودش او را تشويق نماييد.

• از دوره هاي مختلف زندگيش (مانند جشن تولد و ورود به مدرسه...) يک عکس با حجاب تهيه نماييد.

• عکس هاي او را با پوشش مناسب در آلبوم گذاشته و يکي از آنها را قاب کرده و نصب نماييد.

• از علاقه او به پوشش در ميان جمع صحبت کنيد و رضايتمندي خود را نيز اعلام نماييد.

• چادر، مقنعه و روسري او را همواره تميز کرده و معطر نماييد.

• با روحاني محل، اقوام متدين و ... ارتباط بيشتري برقرار كنيد.

• شعر و سرودهاي مربوط به پوشش، عفت و حيا و ... به او ياد دهيد.

• براي اماکن و موقعيت هاي مختلف، پوشش مناسب آنجا را در نظر بگيريد.

• جشن تکليف باشکوه بگيريد و اثرات آن را با هداياي سالانه، تداوم ببخشيد.

• از او بخواهيد خاطرات مربوط به عبادت، زيارت، مجالس و مراسم هايي که شرکت داشته است را بيان نمايد و يا به صورت انشا نوشته و براي هم کلاسي هايش بخواند.

• با توجه به ايجاد تنوع در پوشش و علاقمندي او، سعي کنيد از محيط بيرون از خانه رعايت پوشش را آغاز نمايد.

• براي رفتن به بيرون از خانه ، همراه با شادي و نشاط به او کمک کنيد که با پوشش مناسب حاضر شود.

• اقامه نماز که در ارتباط مستقيم با پوشش است را مورد تأکيد قرار دهيد و براي او چادر نماز تهيه نماييد.

• در جمع هاي خانوادگي و يا دوستانه موضوع پوشش را مطرح نموده و بحث نماييد.

• کتاب هاي مناسب سن او را در زمينه حجاب تهيه نموده و يا او را درکتابخانه ها عضو نماييد.

• براي طرح پرسش هاي او فضاي محبت آميزي فراهم آوريد.

• او را با مراکز پاسخ به سئوالات، روحانيون، بانوان مبلغ و کتابهاي پاسخ به پرسشها آشنا نماييد.

• حجاب و پوشش را با مفاهيم ديگر دين مطرح نماييد.

• باورهاي غلط پيرامون حجاب و پوشش را براي او توضيح دهيد تا رفع شود.

•شبهاتي را که در مورد حجاب وجود دارد مطرح نموده و به آن پاسخ مناسب دهيد.

• هر چند وقت يکبار درباره خصلت هاي خوب او و در رابطه با حجاب گفتگو كنيد.

• سعي کنيد او را با ديگران مقايسه نکرده و به اندازه توانش توقع داشته باشيد.

• او را به عضويت انجمن ها و کانون هاي ديني درآورده و رفتن منظم به مسجد را فراموش نکنيد.

• حجاب، عفت و حيا را علاوه بر ظاهر در شکل هاي رفتاري او اعم از کلام و غير کلام تعميم دهيد.

• ضمن گفتگو با او، موانع داشتن پوشش مناسب، در موقعيت هاي مختلف را بررسي و رفع نماييد.

• شاکله ي ظاهري او را با ديگر فرايض ديني، مانند نماز، و وظايف ديگر، مانند انجام امور خير، احترام به ديگران و ... پيوند دهيد.

• سعي کنيد دوستان خود را از ميان افراد با حجاب و عفت و ادب انتخاب نمايد.

• به او کمک کنيد تا بتواند از عقايد خود خصوصاً حجاب اسلامي در مقابل ديگران دفاع نمايد.

• به او کمک کنيد تا بتواند در ميان همسالان خود موثر بوده و مبلغ پوشش باشد.

حجاب، قلعه يا زندان؟

حجاب، زندان نيست كه زنان در آن محبوس باشند، بلكه قلعه و دژي است كه از ورود غارتگران و مهاجمان جلوگيري مي‌كند.

زنان با حجاب، قلعه‌ نشيناني‌اند كه به مزاحمان اجازه‌ ورود به حريم عفاف نمي‌دهند و در اين حصار بلند از گوهر عفاف پاسداري مي‌كنند. 

نقاب مهرباني

بانوان و دختران، به خاطر ارزش و كرامتي كه دارند، نبايد در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند و پيام بفروشند.

كام‌جويان ديوسيرت، نقاب مهرباني به چهره مي‌‌زنند و مدعي عاشقي مي‌شوند اما وقتي گل عصمت را چيدند و زيبايي كرامت را از بين بردند، قرباني خود را زير پاي خود له مي‌كنند، يا مثل دستمال مصرف شده، دور مي‌اندازند.

نگاه‌هاي مزاحم

وقتي شما در خانه‌ خود را مي‌بنديد يا پشت پنجره‌ اتاقتان پرده مي‌زنيد، خانه‌ خود را از گزند بيگانه و نگاه‌هاي مزاحم و حشرات موذي ايمن ساخته‌ايد.

چه زيبا گفته‌اند كه: «حجاب، مصونيت است نه محدوديت»!

با حجاب خويش، نگاه‌هاي مزاحم را ناكام بگذاريد.

ميراث دار پاکي مريم

هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذاران نمي‌گذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر، ربوده مي‌شود.

اگر در شيشه عطر را باز بگذاري، عطرش مي‌پرد.

اگر رشته مرواريدت را در کمد و صندوق نگذاري و در آن را نبندي گم مي‌شود.

گوهر عفاف را به بهاي چند نامه و نگاه و لبخند نفروشيم.

زن به خاطر لطافتي که دارد، نبايد در دست‌هاي خشن کامجويان ديو سيرت که نقاب مهرباني و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چيدند او را دور اندازند، يا زير پايشان له کنند.

زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراث دار پاکي مريم است، نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد.

گوهر عفاف و پاکي، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسايل خانه نيست.

اگر در مقابل پنجره خانه‌ات، توري نزني، از نيش پشه‌ها و مزاحمت مگس‌ها در امان نخواهي بود.

اينکه (دل بايد پاک باشد) بهانه‌اي براي گريز جاهلانه از همين مصونيت است و آويختن به شاخه (لاقيد)، و گر نه از دل پاک هم نبايد جز نگاه و رفتار پاک برخيزد.

مي‌گويي نه؟ به طومار کساني نگاه کن که پس از رسوايي و بي‌آبرويي، با دو دست پشيماني بر سر غفلت خويش مي‌زنند و بر جهالت خود لعنت مي‌فرستند.

کسي که از (جماعت رسوا) نگريزد (رسواي جماعت) مي‌شود!

از اول جامه عفاف، سفيد و شفاف است، نبايد گذاشت چرکابه گناه بر آن بپاشد.

از اول نبايد به پاي بيگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته‌هاي نورس عصمت را لگدمال کند. (12)

نتيجه:

پاکدامني و عفاف، گوهري ارزنده است که بايد هزاران چشم از آن مراقبت کرد.

اين گوهر اگر گم شود، ديگر به دست نمي‌آيد و اين مرواريد اگر بشکند، ديگر درست نمي‌شود. پس مواظب دزدان عفاف و غارتگران سرماية حجاب باشيم.

به قول شاعر عزيز:

درکلاس حفظ تقوا و شرف

دختران دُرَّند و چادر چون صدف

بهترين سرمايه زن چادر است

زآنکه زن را زينت زن، چادر است

حفظ چادر، حفظ دين و مذهب است

شيوه زهرا و درس زينب است

حفظ چادر نص قرآن مجيد

قفل جنت را بود تنها کليد

حفظ چادر سد فحشا مي شود

روسفيدي نزد زهرا مي شود

منابع و مآخذ:

1- قرآن كريم،سوره احزاب ، آيه 59

2- سوره نور،آيه 30

3- بحار الانوار، ج4 ،ص 311

4- سوره احزاب ، آيه 32

5- وسائل الشيعه، ج 14، ص 138

6- سوره نور، آيه 31

7- سوره نور، آيه 31

8- همان

9- سنن ابي داود، ج2، ص 383

10- سوره نور، آيه60

11- طبرسي، الاحتجاج، ج 1 ،ص 98

12-گل برگ هايي از کتاب گل عفاف ، نوشته جواد محدثي

 

مهدي رمضاني زين آباد؛ كارشناس امور قرآني اداره تبليغات اسلامي ورامين

 

 

دوشنبه 18 دی 1391 - 11:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری