جمعه 31 خرداد 1398 - 1:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت­الاسلام محمدرضا رحمتي شهرضا

 

كوثر پر فيض، كوثر پر خير

 

(نگاهي گذرا بر سيره عملي، عرفاني و اخلاقي حضرت آيت الله مجتبي تهراني (رحمه الله)

 

شايد تهران هم باورش نمي‏شد نوزادي كه سال 1312 شاهد گريه او بود، بعدها كسي خواهد شد كه نامش را بلند آوازه خواهد كرد؛ هواي تازه اخلاق، علم، مبارزه، عرفان، تهجّد و ... را در هواي گرفته اش كه عده اي سال‏ها تلاش در غبار آلودگي اش داشته اند رونق و رواج دهد... تهران به او افتخار مي كند...

.... مجتبي كلهر تهراني....

مجتهد صاحب رساله‏اي كه سال‏ها درس اخلاق چهارشنبه‏هايش در خيابان ايران دل اهل معرفت را جلا مي‏بخشيد و گوش مستمعين را به نواي دلنشينش مي نواخت.

هميشه به شاگردي امام راحل افتخار مي‏كرد.

 شاگردي مبرز و مبارز كه نتايج زانو زدن در مقابل استاد بزرگوارش و دل در گرو محضر علمي و معرفتي و دستورات اخلاقي وعرفاني نهادن، آن شد كه خود سرچشمه اي شود براي تربيت افرادي كه هر كدام در كنار و گوشه مرز و بوم ايران عزيز اسلامي نفسي گرم و سيره اي روشنگر بر هدايت مردم دارند. هدايتي كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمود: «سوگند به خداوند كه اگر خداوند به واسطه تو يك شخص را به راه آورد، براى تو از شتران سرخ [كه از بهترين نعمتهاى عرب بودند] بهتر است.» (الكافي، ج 2، ص 212.)

بزرگواري كه از جمله اولين اشخاصي است كه مباحث درسي امام (ره) را در سنين جواني تدوين نمود و همراه آن امام دل ها كوله بار معرفتي خويش را بسته و در نجف اشرف خوشه چين محضر پر بركتش شد. از بركت همان محضر است كه طرز تكفر، مباني و مواضع اخلاقي، سلوكي، معنوي و سياسي اش رنگ و بوي همان انفاس قدسي را دارد. ايشان علاوه بر درك محضر امام راحل رحمه الله  در سنين نوجواني به محضر علمي بزرگاني مرحوم آيت الله العظمي بروجردي، آيت الله العظمي گلپايگاني و مرحوم علّامه طباطبايي راه يافت.

در جدّيت و پشتکار معظّم له همين نکته کافي است که به فرمودة خودشان، در زماني که مشغول به دروس سطح بودند، دو مرتبه تمام وسائل الشيعه را مطالعه کردند تا براي شرکت در درس خارج آماده شوند.

 ابهت و كلام نافذ اين استاد برجسته فقه، اصول، عرفان و بخصوص اخلاق، ياد آور شميم خوش سخنان جدّ شهيدش، - شهيد كلهر از مجاهدين و شهداي مشروطيّت – بود كه مشام جان را سر مست مي نمود. ايشان در فقاهت و مباحث اصولي صاحب سبك و از يكه تازان اين عرصه بود.

نقطه بارز درس اخلاق ايشان آن بود كه مستمع، با علم اخلاق آشنا مي شد و مباحث اخلاقي را از زبان عالم رباني و عامل به جان و دل مي‏خريد كه بزرگان گفته اند هر چه از دل بر آيد لاجرم بر دل نيشيند... و چه سعادتي بود در محضر اين عالم بزرگ بودن كه از أبى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «حواريان به حضور حضرت عيسى (ع) عرض كردند: اى روح خدا، با چه كسانى همنشينى كنيم؟ فرمود: با كسى كه ديدنش شما را به ياد خدا اندازد و سخن گفتنش بر علم شما بيفزايد و كردارش شما را به آخرت ترغيب كند» (الكافي، ج3، ص 251.) و او براستي چنين بود....

مباحث نظام مند و مفصل ايشان در راستاي مباحث و مباني اخلاقي و بيان فقه الحديث و اختلاف روايات و رابطة آنها با آيات الهي قرآن كريم، مثال زدني و الگويي براي دانش پژوهان و مدرسين اخلاق بود. از كساني بود كه خداوند مرحمت و لطف خاص به ايشان فرموده بود چرا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «چون خداوند در مورد كسى اراده خير كند، او را در دين فهيم مى‏گرداند». (الكافي، ج2، ص 332.)

جلسات درس اخلاق ايشان مملو از نور بود. ترغيب مردم به تحصيل فضايل اخلاقي و پرهيز از رذايل نفساني.  اميرالمومنين على عليه السّلام از رسول اكرم (ص) شنيده است كه فرمود: من براى خلقيات كريمه و صفات پسنديده مبعوث شده‏ام. (بحارالانوار، جلد 6، صفحه 164.)

آنان كه جرعه اي از جلسات سراسر مستي آور او چشيده بودند مي گويند جلساتش با همه سخنراني ها فرق داشت. عقلانيت، تفكر، شعور گفتمان غالب جلساتي بود كه  حسن شروع  آن خطبه اي بود كه موجب نورانيت آن مي شد و حسن ختام آن نشان دادن كشكول خالي گدايي و درخواست بر پر شدن آن از پروردگار مهربان بود. وقتي پاي ذكر مصيبت و توسل به ميان مي آمد چشمة اشك همگان جوشان مي شد و جلسه حال و هوايي ديگر به خود مي گرفت.

افرادي قلم و كاغذ به دست مباحث را يادداشت مي‏كردند و افرادي ديگر نيز مطالب نوراني را بر لوح دل و جان حك مي كردند. افرادي كه تنها از قشر طلبه و روحاني و دانشجو نبودند. هر كس به اندازة ظرفيتش از اين سفره بهره مي‏برد؛ نوجوان، جوان، پير از زن و مرد؛ همه و همه.

از جمله صفات بارز ايشان آينده نگري و شناخت عميق افراد و روابط آن‏ها بود. عالم به زمانه بود و همواره تحولات جهان را با دقّت دنبال مي نمود. مجلس ختمي كه در اوج خفقان براي فرزند ارشد امام راحل حاج آقا مصطفي خميني رحمه الله بر پا نمود و بعدها فتواي صريح وي در وجوب حفظ نظام و تقويت آن همچون نگين انگشتري در ميان فتاواي جامع و همه جانبه اشان مي درخشيد...

بسيار ساده مي زيست و از مريد پروري و مطرح شدن به شدت پرهيز داشت. ترويج اخلاقش بصورت عملي بود. نياز به مستمندان و كمك به درماندگان سيره هميشگي او بود كه حتّي در بستر بيماري نيز ادامه داشت. (محسن اسماعيلي، عضو شوراي نگهبان و رئيس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق(ع) که اولين ديدار خود با آيت‌الله تهراني را مربوط به پانزدهم دي‌ماه 1361 ذکر مي‌کند، مي‌گويد: در آن چهارشنبه سرنوشت‌ساز، توفيق رفيق راه شد و به محضر ايشان راه يافتم و گمشده خود را پيدا کردم و به لطف خدا تاکنون از اين نعمت بي‌بديل بهره‌مند بوده‌ام و در حال حاضر سخت چشم به راه هستم که اين پير ميدان‌دار علم و اخلاق از بستر بيماري برخيزد و همچنان به نورافشاني بپردازد.

وي تصريح مي‌کند: چند شب پيش که بيمارستان بودم در همان حال بيماري باز هم به فکر مشکلات اقتصادي مردم و گراني‌ها بودند و دستور دادند که از طرف من به نيازمندان صدقه بدهيد.)

 

 

و اينك با او كه ديگر در بين ما نيست سخن مي گوييم و اندوهبار با نالة واسفا خطاب به روح رحماني اش كه عند مليك مقتدر است، نجوا مي كنيم و مي گوييم..

چه دستاني را كه بر لب پرتگاه هواهاي نفساني و گناه گرفته اي..

چه نصيحت ها، عتاب ها و دعاهايي كه راه را به گمراهان نشان دادي...

چه چهره اي كه پله پله حجت موجّه خيلي ها در عشق به ذات ربوييت شدي...

چه دل‏هاي مرده اي كه به مدد نفس رحماني ات جان گرفت و زنده شد و زنگار از رو گرفت...

راهش پر رهرو و روحش قرين رحمت الهي باد.... آمين

 

 

 

يكشنبه 17 دی 1391 - 8:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری