سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 23:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

پادشاه تاريکي

 

 

با نگاهي به کتاب « شيطان پرستي »

 حميد رضا مظاهري سيف نويسنده اثر پيش روي از جمله نويسندگاني است که توجه به اين دست مطالب را سرلوحه کار خود قرار داده است. کتاب شيطان پرستي توسط انتشارات موسسه فرهنگي بهداشت معنوي انتشار يافته است. اين اثر بر طبق اسلوب کتب ديگر اين نويسنده است کتاب از نوزده سر فصل تشکيل شده است که شامل: سر آغاز شيطان پرستي ، شيطان پرستي بدوي ، شيطان گرايي در قرون وسطي ، شيطان گرايي مدرن ، ارزشهاي شيطان گرايان ، قدرت و جادو ، آزادي ، دانش ، عزت ، خلاقيت ، لذت ، علل گرايش به شيطان گرايي ، فطرت ناکام ، شيطان درون ، متال موسيقي اعتراضي ، نماد سازي وسيع و ترويج آن در حوضه ي فرهنگ عمومي ، مدل زندگي نا مناسب و ميل به اعتراض ، هيجان ، برآيند پژوهش مي باشد

 در مقدمه ي کتاب نويسنده معتقد است که شيطان در طول تاريخ موفقيت هايي کسب کرده است و شاهد اين مدعا را پرستش شيطان در ادوار گوناگون در فرهنگ هاي مختلف مي داند که اين خود جاي بسي شگفتي است ولي با کمال تاسف اين نکته صحيح مي باشد چه بسا در فرهنگها ي بدوي گوناگون بتوان ردپايي از اين مدعا را يافت که براي کساني که در اين مورد کنجکاوي دارند چه بسيار نشانه هاي آشکارا يافت مي شود در ادامه مطلب نگارنده معتقد است که شيطان پرستي مدرن متفاوت از شيطان پرستي در قرون اخير و اعصار گذشته دارد زيرا به نوعي اين مدل شيطان پرستي توانسته در اقتصاد و سياست جهان کنوني ما رخنه کند و صد البته که قدرت بيشتري از گذشته ي شوم خود کسب نمايد سر آغاز شيطان پرستي، از آنجا که دنبال کردن رد آن چندان مشکل نيست، به اقوام بدوي باز مي گردد که در ابتدا با توجه به اين نکته مورد بررسي قرار مي گيرد .

 اين اقوام از آنجايي که در مقابل نيروهاي طبيعي ضعيف بودند و هر تغيير و تحولي در طبيعت مستقيما به بقاي آنها مربوط مي شد ترس و وحشت زيادي از نيروهاي طبيعي داشتند و با اين حال ترس از دست دادن محصولات کشاورزي، سر پناه يا عزيزان اين اقوام را وادار به نوعي پرستش نيروهاي غير الهي سوق داد که شيطان با استفاده از ترس و نا آگاهي آنان توانست اين اقوام را بفريبد و پايه و اساس نوعي دين گريزي را در ميان نسل بشر بنا نهد در اينجا اشاره به اين نکته ضروري مي نمايد که خداوند بلند مرتبه در طول تاريخ انسان همواره پيامبران و مبلغان ديني بسياري در ميان بشريت قرار داده است پس اگر اين انحرافات صورت پذيرفته به دليل قصور و بي ايماني بشريت به خداوند متعال است و نبايد اينگونه برداشت شود که در طول تاريخ همواره شيطان مورد توجه و پرستش قرار گرفته است چه بسا که در زمانهاي مختلف شيطان در اين امر شکست خورده و مدتي نتوانسته به مقصود خود برسد که اين به دليل تلاشهاي فرستادگان اللهي در ميان مردم بوده است .

نويسنده تاريخ مشخص شيطان پرستي را به قوم بني اسرائيل نسبت مي دهد و اشاره مي کند که پس از اين قوم شيطان پرستي رواج يافته است ، نکته ي حائز اهميت اين است که در طول تاريخ بشريت اعمال خوب و بد بسيار به وجود آمده است که بناي آن به زمانهاي بسيار دور باز مي گردد ولي چرا اعمالي مانند شيطان پرستي که از زشت ترين اعمال نزد خداوند و انسانهاي نيکوکار است توانسته تا زمان کنوني باقي بماند؟ راز اين ماندگاري چيست؟ آيا اين موضوع دليل جز اين دارد که گروهي سعي بر اين داشته اند که شيطان پرستي در ميان مردم فراموش نشود و تا اين زمان ادامه پيدا کند ؟ در اين مطلب که نگارنده به آن اشاره کرده اين موضوع نهفته مي باشد .

 در بخش بعدي مطلب نويسنده به اين موضوع نگاهي مي اندازد که قوم يهود در زمان حضرت سليمان (ع) برخي از اعمال شيطاني و سحر و جادو که از اجنه آموخته و اين اعمال را تا اين زمان سينه به سينه حفظ کرده اند و معتقد است که سردمداران شيطان پرستي نوين يهودياني هستند که بر اريکه قدرت در کشورهاي غربي تکيه زدند . در ادامه مطلب به کتاب عهد عتيق اشاره مي کند که شيطان را راهنماي انسان به سوي درخت دانش معرفي مي کند و معتقد است که اصل مطلب در اين داستان درست مي باشد زيرا شيطان بود که علوم جادويي را به بشر آموخت ولي هدف از اين کار را مي توان در ايجاد انگيزه براي انسان دانست که به فرض خود بتواند از اين روش به قدرتي که ميل آن را داشت دست يابد. بي خبر از آنکه اين علوم جادويي مفيد فايده نمي افتد و هر چه در آن به تلاش بپردازد خود را در آن غرق مي کند و از هدف اصلي آفرينش خود دور مي شود . دروغ ديگري که شيطان به انسان مي آموزد اين است که، خود را فرشته اي از فرشتگان خدا معرفي مي کند در حالي که در قرآن کريم مي خوانيم شيطان از اجنه بوده که به دليل عبادات بسيار نزد خداوند به درجه ي فرشتگان رسيده بود ، درست عکس اين موضوع در باور يهوديان و مسيحيان است که شياطين جزء فرشتگان عصيان گرند که از اطاعت خداوند متعال سر پيچي کرده اند و اطاعت انسان از آنها مي تواند براي آزادي آنان از عقوبت الهي که به آن دچار شده اند به کار برده شود و اين باور آن چنان که ذکر شد يکي ديگر از فريب هاي شيطان است در واقع از علل گرايش مردم قرون وسطي به شيطان پرستي سخت گيري هاي کليسا در مقابله با دانشمندان و علوم است زيرا کليسا در آن زمان تمامي علوم را اعمال جادويي و شيطاني مي پنداشت و دانشمندان را به جرم جادوگري مجازات مي کرد و در مقابل با آنها از تمام توان خود استفاده مي کرد

 اين نکته ي بسيار ظريف قابل توجه است که شيطان از سويي مردم را به مقابله با دين و کليسا تشويق مي کند و براي اينکه مردم احساس نکنند که از دين خارج شده و کافر شده اند اعمالي به آنها مي آموزد که به نوعي مذهبي به نظر برسد در اين راه از نفس اماره مردم نهايت استفاده کرده و اينگونه اعمال به اصطلاح مذهبي را در امتدادخواسته هاي نفساني بشر شکل مي دهد و از سويي ديگر کليسا را به مقابله با علم وادار مي کند و در نظر سر دم داران مذهبي کليسا تمامي علوم را خطرناک و شيطاني مي نماياند ، که کليسا از يک سو با آگاهي و پيشرفت مردم مخالفت کرده و از سويي ديگر در نظر مردم مکاني فاسد و زور گو جلوه کند که اين موضوع پس از آن هم در ميان اشراف شکل گرفت چه بسا ورود شيطان پرستي در ميان اشراف پيامد هاي بدتري نيز داشته اند زيرا اشراف با قدرت و نفوذي که در جامعه دارند بيشتر مي توانند براي شيطان مفيد باشند و اهداف شيطاني را بهتر پيش ببرند . حرکت شيطان از ابتدا آن چنان آهسته و آرام بوده است که انسان غافل از آن و بي خبر مي ماند و زماني بيدار مي شود که کاملا در دام شيطان اسير شده باشد.

 اين روش که شيطان پيش گرفته در طول تاريخ بشرييت ادامه داشته است و هر جا انسانها غفلت ورزيده اند شيطان از آن نقطه به مقاصد شوم خود رسيده است ، مقاصدي که بازگو کردن آنها عمق زشتي آن را بيان مي کند. شيطان براي نابودي بشر از پايه و اساس برنامه ريزي کرده است همچنان که مي دانيم هدف حمله ي او اصل و پايه ي جامعه يعني خانواده است و نشانه هايي از موفقيت او را مي توان در خانواده هاي غربي پيدا نمود . در ادامه نويسنده به دو جريان شيطان پرستي اصلي که امروزه وجود دارد اشاره مي کند که نخست شيطان پرستي لاوايي که در دهه ي شصت ميلادي به وجود آمد و نتيجه ي آن انتشار انجيل شيطاني شد که براساس تفکري که در اين زمان وجود دارد موجودي به نام شيطان انکار شد که اين تفکر بسيار خطرناک مي نمود زيرا يکي ديگر از ترفندهاي شيطان براي فريب انسان اين است که در ذهن انسان تصور شود شيطان وجود ندارد ، هنگامي که اين تفکر گسترده شود مردم از خطري که تهديدشان مي کند غافل شده و اين خود فرصتي مناسب براي نفوذ شيطان ايجاد مي کند ، در ادامه جريان هاي ديگري از شيطان پرستي شکل مي گيرد که به راستي از جريان اول منسجم تر و با برنامه تر عمل مي کند ، در اين جريان فردي به نام مايکل آکينو معبد ست را در سانفرانسيسکو براي پرستش شيطان بنا مي نهد ، باورهاي اين معبد با تعاليم انجيل دمان سازگار است . انجيل دمان در زبان ابري نام نيروهاي شرور و شيطاني است که در عالم تاثير گذارند . معبد وجود شيطان را مورد پذيرش قرار داده است و شيطان را داراي ارزشهاي الهي مي داند و اين ارزشها را مورد پرستش قرار مي دهد .

 آيا نسبت دادن اين گونه ارزشها به شيطان مورد قبول است ؟ آيا وافعا اين ارزشها در وجود شيطان مي باشد و آيا کساني که به او معتقدند از اين ارزشها بهره اي برده اند ؟ با اندکي تامل در اين سوالات در مي يانيم که نه تنها شيطان داراي ارزشهاي معنوي نيست بلکه نويسنده معتقد است پيروان شيطان بهره اي از تسليم در مقابل او نبرده اند و فقط دوري از راه هدايت نصيبشان شده است که اين خود خواسته ي اصلي شيطان مي باشد . در واقع شيطان با دو هدف اصلي اين کار را انجام مي دهد اول اينکه عده اي از مردم را از راه راست و پرستش خداوند دور مي کند و دوم اينکه با فريب افرادي که مي توانند بر ديگران تاثير گذار باشند از نيرو و توانايي انسانها براي فريب يکديگر استفاده مي کند که اين خود يکي ديگر از تدابير فريب کارانه شيطان است . سابقه ي استفاده از اعمال جادو گرايانه در تاريخ به قوم بني اسرائيل باز مي گردد که نويسنده معتقد است از دو منبع اصلي آموخته اند ، نخست اينکه گروهي از مردم با افرادي از جن ها که در تسخير حضرت سليمان بودند ارتباط برقرار کرده و از آنها علوم جادويي را آموخته اند که اين خود کفر ورزيدن به تعاليم خداوند متعال است و پس از آن مردم به سحر و جادو گرفتار آمدند و خداوند تبارک و تعالي براي خلاصي مردم از اين سحر ها دو فرشته به نام هاي هاروت و ماروت فرو فرستاد تا به مردم راههاي ابطال اين سحر ها را آموزش دهند ولي باز هم مردم بني اسرائيل چيزهايي را از اين دو فرشته آموختند که براي آنان فايده اي نداشت و بيشتر در اين علوم غرق شده اند در اين مطلب چند نکته نهفته است اول اينکه نيروهاي شيطاني و شرور وجود داشته و حقيقت دارند و مي توانند اثر گذار باشد دوم اينکه اراده مقابله با اين نيروها در اختيار بشر است که همان تمسک به نيروي خداوندي است.

 نگارنده در ادامه به نيروهاي شيطاني اشاره مي کند و براي هر يک مثالي مي آورد و معتقد است نيروهاي شيطاني به سه دسته تقسيم مي شوند : يک ، جابجايي در اجسام و اجرام و تصرف در آنها دو ، احاطه برافکار و آگاهي از آنها و تغيير تصوير ذهني مردم و در آخر دگرگوني و تصرفات عاطفي در ديگران ، مانند ايجاد شادي و غم . وجه تمايز بين نيروهاي شيطاني و الهي را در چند نکته خلاصه مي کند ، نيروهاي شيطاني توانايي انجام هر کاري را نداشته وتنها اندکي مي توانند در بعضي امور دخالت کنند ولي نيروهاي الهي مانند اولياي خداوند در تمامي امورو به اذن او مي توانند تاثير گذار باشند . نيروهاي شيطاني به ابزار و زمان براي انجام کارهاي خارق العاده نياز دارند و به تمرکز کردن محتاج هستند ولي نيروهاي الهي به اين امور وابسته نيستند و در انتها نيروهاي شيطاني محتاج توجه مردم مي باشند ولي نيروهاي اللهي به چنين امري محتاج نيستند .

 در اينجا به تفاوت عميق ميان اين دو نيروبر مي خوريم که قابل قياس با يکديگر نيستند ، در واقع نيروهاي شيطاني بيش از آنکه مفيد باشند مضر هستند و فايده آن در حدي است که بتواند انسانها را فريب دهد در حالي که در نظر عموم اين دو نيرو با يکديگر تفاوتي ندارند . هر دانشي که به کار فريب و تسخير ، لذت طلبي ، تباهي و دوري از اخلاق بيانجامد دانشي شيطاني است و فايده اي براي بشريت ندارد. در پايان بايد به اين نکته اشاره کنيم که هرچند اين کتاب در قطع جيبي به چاپ رسيده است اما توانسته به موضوعات ريز و تخصصي هر چند مختصر اشاره کند و زيبايي آن در قابل فهم بودن و اشاره به نکته هاي جالب و زيبا در دين اسلام و ساير کتب الهي بوده که اين خود باعث مي شود خواننده هر چند در ابتدا فکر مي کند با کتابي برخورد دارد که موضوع آن تکراري و ملال آور است اما با پيشروي در متن کتاب به تفاوت فاحش آن با ساير کتب هم موضوع آن مي رسد و اين مورد، اثر را هم سطح کتاب هاي گرانقدر در اين مبحث قرار داده است.از ويژگي منحصر به فرد اين کتاب اشاره به نکاتي است که در تار و پود ذهن خوانندگان نقش مي بندد شايد به گونه اي که هيچ گاه فراموش نشود.در انتها با تشکر از نويسنده و ناشر اين اثر در انتظار نشر آثاري پر محتوا تر و و اثر بخش تر خواهيم بود.

 

 

 

چهارشنبه 13 دی 1391 - 8:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری