شنبه 27 آبان 1396 - 13:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان همدان

 

رسم عزاداري

 

چکيده

 عزاداري سيد و سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) از مستحبات موکد و همواره موجب دوام و بقاي تشيع در دورانها بوده است و اجرو پاداش فراواني براي عزاداري اهل بيت (ع) در نظر گرفته شده است امام صادق (ع) فرمودند: «من ذکرنا عنده ففاضت عيناه حرّم الله وجهه علي النار» ( کسي که اشک از دو چشمش جاري شود بر ما ، خدا حرام کند روي او را بر آتش. و همواره دشمنان اسلام در صدد بوده اند اين عزاداريها را از بين ببرند يا اينکه آنرا از مسير اصلي منحرف کنند و بعضي ها نيز با کج فهمي بدعتها و انحرافاتي در عزاداري بوجود آورده اند که همان خواست دشمنان است. ما در اين مقاله سعي داريم با استفاده از روايات معصومين شکل صحيح عزاداريها را معرفي نماييم که مورد تاييد آن بزرگواران بوده است . و به قسمتهايي از بدعتها و انحرافات عزاداري اشاره و آنان را مورد نقد قرار دهيم.

کليد واژگان : آسيبها ، عزاداري، اهلبيت (ع)

  

مقدمه :

     آنچه در طول تاريخ سبب ماندگاري و پويايي اسلام گرديده است بيان صحيح نهضت عاشورا و هدف قيام امام حسين (ع) از همان ابتداي اين رخداد مهم بوده است چنانچه خود حضرت هدف خود را  از رويارويي با دستگاه اموي و شخص يزيد جهت اصلاح دين جد خود وامر به معروف و نهي از منکر ميداند . بعد از شهادت مظلومانه حضرت نيز ، آنچه موجب تغيير اوضاع و خنثي سازي هر آنچه به نفع دستگاه اموي بود گرديد. بالا بردن شعور و شناخت مردم بود به عبارتي همين عامل مهمترين پادزهر ، سمپاشيهاي دستگاه اموي عليه امام و و ياران وفادارش بعد از شهادت بود که به گونه اي در صدد تحريف اهداف قيام بودند و مي خواستند به آن رنگ دنيايي دهند که از همان آغاز شيوه افشا گري از ناحيه امام سجاد (ع) و حضرت زينب کبري (س) که هنوز هم سخنرانيها ي بسيار محکم و شيواي آندو بزرگوار صداي لرزش کاخ يزيد و دمشق را به گوش مي رساند طنين انداز است . در اين نوشتار برآنيم شيوه هايي که در طول تاريخ براي ماندگاري عاشورا چه از ناحيه امامان (ع) و چه از ناحيه پيروان آنان اتخاذ مي گرديده است گوشزد نماييم. زيرا ادامه استمرار نهضت عاشورا با بهره گيري صحيح و درست از مکتب عاشورا امکان پذير مي باشد و اين تحقق نميابد مگر با اجراي صحيح عزاداريها و نحوه درس گرفتن از آن که خواسته ائمه و اولياي دين مي باشد . همواره شيعيان و دوستداران براي عزاداري ايام عاشورا و استفاده بيشتر از آن به دنبال شيوه هاي مورد مورد پسند امامان در عزاداريها باشند ولي گاهي با اقداماتي نا خواسته موجب تحريف عاشورا مي گردند . که موجبات نا خوشنودي اهل بيت (ع) نيز مي شود آنچه به اين امر کمک مي کند دانستن نمونه هايي از شيوه عزاداري در سيره امامان مي باشد.

 عزاداري

       بر پا داشتن مراسمي به ياد سيد الشهدا (ع)در ايام مختلف ، به ويژه دهه محرم و روز عاشورا اين عمل، که زنده نگهداشتن هدف حسيني و فرهنگ عاشوراست ، مورد تشويق بسيار اولياء دين است وخودمعصومين ، در راه اقامه عزاي حسيني، مي کوشيدند زيرا عزاداري به صورت گريه ،برپايي مجالس ذکر، سرودن مرثيه ، گرياندن ، نوحه خواني و ... احياء خطّ ائمه و تبيين مظلوميت آنان است .اما باقر (ع) در زمينه برپايي عزا در خانه ها براي امام حسين (ع) مي فرمايد « ثم ليندب الحسين و يبکيه و يامر من في داره باالبکاء عليه و يقيم في داره ِ مُصيبَتهُ بِاظهارِ الجَزَعِ عليهِ وَ يَتَلاقونَ بِالبُکاءِ بَعضُهُم بعضاً بِمُصابِ الحسين(محدّثي،1383: 338 به نقل از کامل الزيارات:175) ( به کساني که روز عاشورا نمي توانند به زيارت آن حضرت بروند اينگونه دستور مي دهند) برحسين (ع) ندبه و عزاداري و گريه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگريند و در خانه اش با اظهار گريه و ناله برحسين (ع) مراسم عزاداري برپا کنند و همديگر را با گريه و تعزيت و تسليت گويي در سوگ حسين (ع) در خانه هايشان ملاقات کنند.

  سنت عزاداري ، با برخورداري از عشق و محبتي که از امام حسين (ع) در دلها بوده و هست،تبديل به يک برنامه گسترده و مردمي ومقدس شده است و هرگز سستي و خاموشي ندارد و به برکت آن ، اقشار بسياري با امام حسين (ع) و دين و فرهنگ عاشورا آشنا مي شوند فراز و نشيبهاي زيادي برسوگواري برخامس آل عبا گذشته است و هرگاه که شيعيان ، قدرت و حکومتي يافته اند ، در ترويج و توسعه آن کوشيده اند« در زمان پادشاهي آل بويه ، در دهه اول محرم ، شيعيان به عزاداري حضرت سيد الشهدا قيام نمودند ... معز الدوله اولين کسي است که فرمان داد که مردم بغداد در دهه اول محرم سياه بپوشند و بازار ها را سياه پوش کنند و به مراسم تعزيه داري حضرت سيد الشهدا قيام نمايند . بستن دکانها و منع طباخي و تعطيل عمومي در روز عاشورا از طرف معز الدوله ديلمي در شهر بغداد به عمل آمد و تا اوايل سلطنت سلسله سلجوقي در آن شهر معمول بود. اين مراسم تا انقراض دولت ديالمه در تمام کشورهاي اسلامي قلمرو آنها مرسوم و بر قرار بوده است» (همان : 338)

عزاداري سنتي

       شيوه اي که نسبت به زنده نگهداشتن ياد حادثه عاشورا و حماسه حسيني از دير باز مطرح بوده و جنبه مردمي يافته است . اين شيوه ، شامل مرثيه سرايي ، نوحه خواني، گريستن و گرياندن ، تشکيل هيئتها و دسته هاي سوگواري ، سينه زني، ذکر مصيبت، مجالس وعظ و روضه خواني و... است . اينگونه شيوه ها چون با روح و جان و عاطفه شيعه آميخته است ، هر چه بيشتر به آن رنگ مردمي مي بخشد و عامل جذب و تجمع و تشکل انبوه شيفتگان اهل بيت مي گردد. ابو هارون مکفوف مي گويد : روزي خدمت امام صادق (ع) رسيدم. حضرت فرمود برايم شعر (در سوگ سيد الشهدا) بخوان ، من نيز خواندم . حضرت فرمود نه ، اينطور نه ،  بلکه همانگونه که براي خودتان شعر خواني مي کنيد و همانگونه نزد قبر حضرت سيد الشهدا مرثيه مي خواني « لا کَما تُنشِدونَ وَ کَما تَرثيهِ عندَ قَبرِه»(همان : 341 به نقل از بحار الانوار ،ج 287:44اين نشان مي دهد که شيوه خودماني و مرسوم نزد متن مردم ،بيشتر مورداهتمام ائمه (عليهم السلام ) بوده است.

اهميت عزاداري

       قيام امام حسين (ع) در هر عصر و زمان و براي هر ملت و مردمي پيام دارد ، پيامي که هيچ گاه کهنه نمي شود . بشر هميشه به اين پيام زنده و دگر گون کننده نياز دارد . برپايي مراسمي به ياد سيد الشهداء (ع) در ايام مختلف به ويژه در دهه محرم و روز عاشورا که ميتواند روشي براي احياء خط ائمه وتبيين مظلوميت آنان باشد.تاکيدهاي فراوان پيامبر(ص) ،  و ائمه طاهرين (ع) به بر پايي مراسم سوگواري نيز همسو و هماهنگ با اين اهداف عاليه بوده است که ما در اين جا به سه روايت در اين خصوص مي پر دازيم.

1- امام صادق (ع)  مي فرمايد « رحم الله شيعتنا ، شيعتنا والله هم المومنون فقد والله شرکونا في المصيبه بطول الحزن والحسره»(خداوند شيعيان ما را مشمول رحمت خويش سازد به خدا قسم ، شيعيان ما همان مومنين اند ، آنان به خدا قسم ! با حزن و حسرت طولاني خويش شريک و همدر د مصيبتهاي ما خاندانند)(مجلسي،1403قـ :222)

2- امام رضا (ع) مي فرمايند:

« من تذکر مصابنا و بکي لما ارتکب منا کان معنا في درجتنا يوم القيامه ، و من ذکر بمصابنا فبکي و ابکي لم تبک عينه يوم تبکي العيون ومن جلس مجلسا يحيي فيه امرنا لم يمت قلبه يوم تموت القلوب»( کسي که متذکر مصائب ما شود و به جهت ستمهايي که بر ما وارد شده گريه کند ، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و کسي که مصيبتهاي ما را بيان کند و خود بگريد و ديگران را بگرياند در روزي که همه چشمها گريان است ، چشم او نگريد و هر کسي در مجلسي بنشيند که در آن مجلس ، امر ما را زنده مي کنند روزي که قلبها مي ميرند، قلب او نخواهد مرد.)(همان:278)

امام صادق (ع) به فضيل فرمود :

« تجلسون و تحدّثون ؟قال نعم جعلت فداک ، قال: ان تلک المجالس احبها فاحيوا امرنا يا فضيل ، فرحم الله من احيي امرنا يا فضيل من ذکرنا او ذکرنا عنده فخرج من عينه مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه و لو کانت اکثر من زبد البحر»( آيا مجالس عزا بر پا مي کنيد و از اهل بيت و آنچه برآنان گذشته است صحبت مي کنيد ؟ فضيل گفت : آري قربانت گردم ، اما فرمود : اينگونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانيد که هر کس امر ما را زنده کند يا نزد او از ما ياد کنند و به اندازه بال مگسي اشک بريزد خدا گنا هانش را مي آمرزد اگر چه بيش از کف دريا باشد.)(همان:282و289)

حکمت عزاداري

       شايد اين سوال مطرح باشد که عزاداري و اشک ريختن در عزاي معصومين(ع) و خاصه حضرت سيد الشهدا (ع)چه حکمتي دارد؟ در جواب اين پرسش بايد گفت عزاداري و اشک ريختن نشانه پيوند قلبي با اهل بيت (ع) و حضرت سيد الشهداست اشک ، دل را سيراب مي کند ، عطش روح را برطرف مي سازد و حاصل محبتي است که نسبت به اهل بيت (ع) حاصل مي شود . همدلي و هماهنگي روحي با ائمه ايجاب ميکند که در شادي آنان شاد و در غمشان محزون باشيم . اين نشان شيعه است که « يفرحون بفرحنا ويحزنون لحزننا..» (ري شهري ، ميزان الحکمه ، ج5: 233) قلبي که مهر حسين (ع) را داشته باشد بي شک به ياد مظلوميت و شهادت او ميگريد اشک ، زبان دل و شاهد عشق است.دستور امامان شيعه (ع) بر گريستن به امام حسين (ع) بسيار اکيد است امام رضا (ع) به ريان ابن شبيب در حديث مفصلي فرمودند « يابن شبيب ! ان کنت باکيا لشيئ فابک للحسين بن علي بن ابيطالب فانه ذبح کما يذبح الکبش ... »(مجلسي،بحار الانوار،ج 44 :286) اگر بر چيزي گريه مي کني ، برحسين ابن علي (ع) گريه کن که او را همچون قرباني سر بريدند . در روايت ديگري فرموده است : « محرم ماهي است که مردم دوره جاهليت جنگ در آنرا نا روا مي دانستند ولي در اين ماه ، دشمنان خون ما را به ناحق ريختند و هتک حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت گرفتند و به خيمه هاي ما آتش زدند و غارت کردند و در کار ما ، براي رسول خدا هيچ حرمتي را رعايت نکردند . روز حسين (عاشورا) پلکهاي ما را مجروح و اشکهايمان را جاري کرد و ما از سرزمين کربلا ، گرفتاري و رنج به ميراث برديم . پس بايد بر کسي همچون حسين (ع) گريه کنندگان بگريند ، که گريه بر او ، گناهان بزرگ را هم فرو مي ريزد.(همان:283) 

 

شيوه هاي عزاداري

      گريستن و اشک ريختن

      يکي از شيوه هاي عزاداري گريستن و اشک ريختن است . گريستن بر ابا عبدالله (ع) ثواب بسيار دارد . فرشتگان ، پيامبران ، زمين و آسمان ، حيوانات صحرا و دريا هم برعزاي حسين (ع) گريسته اند  در اين زمينه (ثواب گريستن) به چند روايت اشاره مي کنيم:
1 - أمالي الصدوق : الطالقاني ، عن أحمد الهمداني ، عن علي بن الحسن بن فضال عن أبيه قال : قال الرضا عليه السلام :« من تذكر مصابنا وبكى لما ارتكب منا ، كان معنا في درجتنا يوم القيامة ، ومن ذكر بمصابنا فبكى وأبكى لم تبك عينه يوم تبكي العيون ، ومن جلس مجلسا يحيى فيه أمرنا لم يمت قلبه يوم تموت القلوب»( مجلسي ، بحار الانوار، ج 44 :287 )

يعني:  کسي که ياد کند مصيبتهاي ما را و بگريد و بگرياند براي آنچه که بر ما وارد شده ،روز قيامت در درجه خواهد بود وکسي که ياد کند مصيبتهاي ما راو بگريد و بگرياند ، گريه نخواهد کرد چشم او در روزي که چشم ها مي گريد ، و کسي که بنشيند در مجلسي که در آن مجلس امر ما زنده مي شود نمي ميرد دل او در روزي که دلها مي ميرد.

از اين حديث شريف چند چيز مستفاد مي شود

اول : آنکه مومن به ولايت آل محمد بايد متذکر ايشان باشد

دوم: آنکه در هنگام ياد آوري مصائب ايشان بايد هم خودش بگريدو هم ديگران را به گريه در آورد.

سوم : آنکه جزاي گريه کننده و گرياننده ، هم درجه ايشان بودن و با ايشان بودن است در قيامت، و چشم او که در آنروز که اهل محشر گريانند ، گريان نخواهد بود.

چهارم: در مجلسهاي منعقده براي زنده داشتن امر آنها حاضر شدن و نشستن سبب مي شود که در قيامت که دلها از ترس مي ميرد دل نشينندگان در دنيا در آن مجلسها نميرد.( مير جهاني طبا طبايي،1386ش : 48)

2- تفسير علي بن إبراهيم : أبي ، عن بكر بن محمد ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : من ذكرنا أو ذكرنا عنده فخرج من عينه دمع مثل جناح بعوضة غفر الله له ذنوبه ولو كانت مثل زبد البحر


يعني (کسي که ياد کند ما را ، يا ياد کرده شويم نزد او، پس بيرون آيد اشک از چشم او مانند بال مگسي ، مي آمرزد خدا گناهان اورا هر چند مانند کف در يا باشد.

(مجلسي، بحار الانوار ،  ج 44 : 287 )

        صبر در مقابل هر مصيبتي که به انسان وارد ميشود داراي اجر و پاداش است مگر در مصيبتي که بر اهل بيت (ع) خاصه حضرت سيد الشداء (ع) وارد شده که بي صبري و آشکار نمودن آن صواب دارد.(محمدي اشتهاردي، 1370 ش:7)  امام صادق (ع) در اين مورد ميفرمايند «لکل سِر ثوابٌ اِلاالدَمعه فينا»(همان ، به نقل از بحار الانوار، ج44 : 287) براي هر مصيبتي که برآن صبر گردد و پوشيده شود پاداش است ، مگر گريه و اشک براي مصائب ما که بي صبري و آشکار نمودن آن ، پاداش دارد.

تباکي

         خود را به گريه زدن ، خود را گريان نشان دادن ، خود راشبيه گريه کننده ساختن ، حالت گريه به خود گرفتن اين حالت از عزاداري نوعي همسويي با عزادارن و سوگواران است که در بعضي از احاديث پاداش اين کار را واجب شدن بهشت براي آن شخص مي دانند  . قال ابن طاوس : روي عن آل الرسول عليهم السلام أنهم قالوا : من بكى وأبكى فينا مائة فله الجنة ، ومن بكى وأبكى خمسين فله الجنة ، ومن بكى وأبكى ثلاثين فله الجنة ، ومن بكى وأبكى عشرين فله الجنة ، ومن بكى وأبكى عشرة فله الجنة ، ومن بكى وأبكى واحدا فله الجنة ، ومن تباكى فله الجنة  کسي که خود را به حالت گريه بزند بهشت براي او واجب است.

حفظ ظاهر

       حفظ ظاهر در عزاداري ائمه (ع) بسيار مهم است کسي که خود را محزون و غمگين نشان دهد  و در عزاداريها طوري ظاهرشود که گويا مصيبتي بر او وارد شده و جامه سياه بر تن نمايد که همگي اينها نزد خداوند داراي پاداش است .چنانکه امام صادق (ع) به ابان ابن تغلب فرمود : « نَفَسُ المهموم لظلمنا تسبيح ، و همه لنا عباده وکتمان سرنا جهاد في سبيل الله »(همان :275) نفس کشيدن کسي که براي ظلمي که بر ما وارد شده مهموم باشد تسبيح است و مهمموم بودن او براي ما عبادت است . و کتمان سر ما جاد در راه خداست.

در حديثي از امام رضا (ع) ميخوانيم که فرمود هرگاه محرم و صفر فرا مي رسيد کسي پدرم را خندان نمي ديد حفظ ظاهر همواره شيوه ساير امامان در محرم وصفر بوده است.

 

آسيب هاي عزاداري

  1- طرح يکجانبه سيماي معصومين (ع)

      طرح يک جانبه سيماي پيامبر (ص) و معصومين (ع) در مجالس عزا و شادي اهل بيت (ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتي امامان را مطرح کردن و بس. توضيح آنکه پيامبر و امامان دو جنبه دارند يکي جنبه ملکوتي که در اين نگاه معصومند ، علم غيب دارند ، ولايت تکويني دارند و... و ديگر جنبه ملکي و زميني : قل انما انا بشر مثلکم. ما بايد در مجالس اهل بيت (ع) هر دو بعد را مطرح کنيم و تاکيد بر بعد دوم داشته باشيم . آنها الگوي زندگي اند بايد جنبه هاي الگويي زندگي اهل بيت مطرح شود . اين است که سازنده است .

از مناقب اهل بيت بگوييم ، از انس آنها با خداوند ، ارتباط صميمي با مردم ، گره گشايي از کار مردم ، زهد ، شجاعت ، و... ودهها بعد ديگر .قرآن وروايات حتي ابراز محبت به اهل بيت (ع) را مقدمه براي عمل مي دانند در آيه اي مي خوانيم « قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي » بگو بر اين رسالت از شما اجري نمي خواهم جز مودت قربي(شورا/23)

در آيه ديگر مي خوانيم : « قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجريالا علي الله »(سبا / 47) اجري که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.در آيه سوم مي خوانيم : « قل ما اسئلکم عليه من اجر الا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلاً »(فرقان/57) بگو اجري بر رسالت از شما نمي خواهم مگر کسي که بخواهد راه را به سوي خداوند بيابد . از مجموع سه آيه استفاده مي شود که مودت هم جهت راه يابي به سوي خداوند است . اين از قرآن . در روايات هم فراوان بر الگو بودن اهل بيت (ع) تاکيد شده است . پيامبر اکرم (ص) فرمود : اهل بيت من فارق بين حق و باطل اند . اينها اماماني اند که بايد به آنها اقتدا کرد. در جاي ديگري مي فرمايد: « عن رسول الله (ص) اجعلو اهل بيتي منکم مکان الراس من الجسد و مکان العينين من الراس فان الجسد لا يهتدي الا بالراس ولا يهتدي الراس الا بالعينين »(خاتمي:14 به نقل از امالي طوسي:482) پيامبر (ص) فرمود اهل بيتم را همانند سر در پيکره زندگي قرار دهيد همانند دو چشم از سر . همانا جسد جز با سر راه به جايي نمي برد . هدايت سر هم با چشمهاست .

آ؛نچه مايه تاسف است آن است که اخيرا در برخي از مجالس حتي از بعد ملکوتي امامان و مناقب معنوي آنان گفته نمي شود و صرفا سخن از توصيف چشم و ابروي اهل بيت است. که اينها سطح معارف شيعي که در اوج اعتلاست پايين مي آورد. به عنوان نمونه ارزش حقيقي حضرت عباس (ع) به وفاداري ، زمان شناسي و ولايتمداري اوست نه صرفا به به چشم و ابرو و قدو بالا، نمونه اي از اشعار سست و بي محتوا راجع به اين موضوع اشاره مي شود .

 همه هستيمو فداي چشاتممي دوني

از همان روز ازل مست نگاتم ميدوني

کار چشماش دلبريه

قدو بالاي قشنگش عجب عجب محشريه     

سياهه چشات جزيره دله

هرکس از نسل توئه چه خوشگله

از نگاه تو محبت مي باره

مردي از مردونگيت کم مياره

حال اين سوال مطرح است که آيا مناقب اهل بيت (ع) وصف ظواهر است يا اينکه بيان فدا کاريها و رشادتهاي آنان و رسالت عظيمي که بر دوش آنان قرار داشت. عزداريها همواره بايد جهت دار ، روشنگرانه و هدايتگر باشد.هم اکنون هم اگر بخواهيم احيا گر عزاداري راستين باشيم بايد در مجالس عزاداري هم از مقامات ملکوتي امامان بگوييم و هم از مقامات ملکي آنان ! بايد از جنبه الگو و اسوه بودن آنان بگوييم و نبايد به صرف ابراز عشق اکتفا کنيم.( خاتمي، چکامه هايي در شيوه هاي عزاداري:18)

2-تراژدي به جاي حماسه

       يك روي سكه عاشورا حماسه است و روي ديگرش تراژدي .عاشورا ترکيبي است از حماسه و تراژدي و ايندو تفکيک ناپذير . اينک سخن در اين است که کداميک از ايندو اصل است : حماسه يا تراژدي

چنين مي نمايد که با دو نگاه مي توان در عاشورا نگريست " نگاه سياسي ونگاه عاطفي" با هر يک از اين دو نگاه عاشورايي متفاوت از ديگري پديد مي آيد. در نگاه سياسي حماسه عاشورا برجسته تر مي شود و در نگاه عاطفي تراژدي عاشورا. اگر نگاه ما به عاشورا سياسي باشد ، آنچه صيد مي کنيم حماسه سياسي است ولي اگر نگاهمان عاطفي باشد آنچه مي بينيم تراژدي است .

اگر به " حماسه عاشورا نگريسته شود وآن اصل قرار گيرد ، نتيجه اش آن مي شود که هيچ گاه تن به ذلت و زور ندهيم ودر برابر يزيديان بايستيم وآزادگي پيشه سازيم وخلاصه مبارزه و حريت وعزّت و ستم ستيزي وشهادت . اما اگر به " تراژدي عاشورا" نگريسته شود وآن اصل قرار گيرد حاصلش اين مي شود که يکسره  مصيبت زده باشيم ومرثيه خواني کنيم و روضه خواني برپا کنيم وبگرييم وخلاصه اشک وعلم وزنجير وقمه و هيأت .

       شک نيست هر آنچه در عاشورا اصل است ،حماسه است و نه تراژدي. نتيجه سخن اين که اگر با نگاه سياسي به عاشورا بنگريم وحماسه آن را اصل و در کانون توجه قرار دهيم ، نتيجه اش " اسلام حماسه" مي شود و" حسين شهادت" ( نه حسين مصيبت) " حسين خون " (نه حسين اشک).اين اسلام با الگو گيري از حماسه حسيني حماسه ها مي آفريند وکاخ ستم بارگان را با سلاح شهادت ويران مي سازد و درخت آزادي را با خون خويش بارور مي کند.  اما اگر با نگاه عاطفي به عاشورا بنگريم وتراژدي آن را اساس قرار دهيم ، حاصلش" اسلام مرثيه " مي شود و" حسين مصيبت" نه حسين شهادت و" حسين اشک" نه حسين خون در اين اسلام اصل بر مرثيه است و اساسا هدف از مرثيه ومصيبت وعزاداري مطرح نيست . اقامه عزاي حسيني براي احياي مرام حسيني نيست بلکه همان عزاداري موضوعيت دارد. بنابر اين حسين کشته نشد تا امتي را تا ابد مصيبت زده وگريان سازد بلکه جان داد تا آزادي را جان دهد وامتي را درس آزادگي وعزت وروزگاز امت جدش را سامان بخشد .لذا فرمود إنمّا خَرَجتُ في طلبِ إصلاحِ في اُمّتِ جَدّي"(مجلسي ، بحار الانوار،ج44 :329) آن حضرت الگوي اصلاح است و ستم ستيزي نه دست مايه مرثيه سرايي بي هدف وميان تهي وبي تأکيد بر اهداف عاشورا.(اسفندياري، از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه:20و21)

 

3-غلو 

     متاسفانه آسيب ديگري که عزاداريهاي ما را تهديد مي کند بيان مطالب غلو آميز در مجالس عزاداري است . مانند: حسين اللهي شدن! زينب اللهي شدن و از اين رهگذر خود را مقدس جلوه دادن . قرآن کريم در مورد نهي از غلو مي فرمايد: يا اهل الکتاب لا تغلوا في دينکم و لا تقولوا علي الله الا الحق »( نساء 171)           پيامبر (ص) مي فرمايد: « اياکم و الغلو في الدين فانّما هلک من کان قبلکم بالغلو في الدين »(خاتمي:18 به نقل از مسند ابن حنبل) ( از غلو در دين بپرهيزيد : گذشتگان شما با غلو در دين هلاک شدند . امام علي (ع) فرمودند « اللهم اني بريئٌ من الغلاه کبرائه عيسي بم مريم من النصاري اللهم اخذ لهم ابداو لا تنتصر منهم احدا »( مجلسي ، بحار الانوار، ج25 :284) خدا يا من از غلات بيزارم همانند بيزاري حضرت عيسي از نصاري خدايا آنها را تا هميشه خوار کن و هيچ کدام از آنها را ياري مکن . متاسفانه با اين همه تاکيدات و انزجار از غلات در برخي از عزاداريها ما شاهد غلو گويي توسط برخيها هستيم که ثمري جز تخريب و وهن مذهب ندارد .( خاتمي ، چکامه هايي در شيوه هاي عزاداري:18)   

 

4-شور مداري به جاي شعور مداري

      يکي از آسيبهاي عزاداريها تکيه بر شور مداري و فاصله گرفتن از شعور مداري است در ست است که اين شورها و عشقها و سينه زنيها در نهايت به تقويت دين ختم مي شود و تعظيم شعائر اسلامي است . اما ماندگاري آن به اين است که با شعور گره خورده باشد . اهل بيت (ع) همواره تاکيد داشتند مجالس آنان داراي محتوا باشد امام صادق (ع) به عبدالله بن حماد بصري فرمودند:« بلغني انّ قوماً يا تونه يعني الحسين من نواحي الکوفه و ناساً غيرهم و نساء يندبنه و ذلک في النصف من شعبان فمن بين قارء يقرء و قاص يقص و نادب و يندب و قائل يقول المراثي فقلت له نعم جعلت فداک قد شهدت بعض ما تصف فقال الحمدلله الذي جعل في الناس من يفد الينا و يمدحنا  و يرثي علينا و جعل عدونا من يطعن عليهم من قرابتنا و من غيرهم يهدونهم و يقبحون ما يصنعون»( ابن قولويه، کامل الزيارات،1417قـ : باب 108،ج 1) ( به من گزارش دادند که زن ومرد نيمه شعبان به زيارت امام حسين (ع) مي آيند قرآن مي خوانند کتاب مناقب مي خوانند قصه هاي اهل بيت را مي گويند روضه خواني و مرثيه سرايي دارند . گفتند آري فدايت شوم در برخي از اين مراسم من بوده ام حضرت فرمود سپاس خداي راکه در بين مردم کساني را قرار داد که ما را مدح مي کنند براي ما مرثيه مي خوانند و از نزديکان و غير نزديکان ما کساني را قرار داد که تهديد کنند آنها را و رفتار زشتشان را تضييع نمايند.  سخن اين نيست که مداحي نباشد ويا به بعد شور مداري بي توجه بود سخن اين است که شور با شعور که مکمل هم هستند توامان باشد .  

 

 5-بيان مطالب ذلت آميز

      بيان مطالب ذلت آميز به هيچ عنوان در شان و جايگاه معصومين(ع) نمي باشد. تعابيري چون: زينب مضطر، زين العابدين بيمار ويا" آمد به سرم از آنچه مي ترسيدم" که ذلت از ساحت مقدس اهل بيت (ع) دور است. امام حسين (ع) فرمودند :" هيهات منا اذله" ذلت از ما اهل بيت (ع) دور است. مداحان و متوليان هيئتهاي حسيني بايد به اين موضوع دقت کنند و مطالبي مطرح نکنند که دون شان اهل بيت باشد آن هم به اسم عزاداري ، مثلا در جايي گفته ميشود " اي کربلا رويت سپيد      کردي اميدم نااميد

اکبر شهيد اصغر شهيد          کردي اميدم نا اميد

به کار بردن اينگونه تعابير در شان امام حسين (ع) نيست چرا که آن حضرت هدف از قيام خويش را احياء دين جدش پيامبر اکرم (ص) ميداند.نا اميدي با هدف مقدس امام (ع) سنخيتي ندارد.    

 

 6-قمه زني و آسيب رساندن به بدن

       يکي از انحرافات و بدعتهاي عزاداري موضوع قمه زني و آسيب رساني به بدن است . که اساسا عزاداري محسوب نمي شود و در زمان هيچ يک از ائمه چنين چيزي مرسوم نبوده حتي از نظر تاريخي نيز مسلم است که قمه زني قبل از صفويه رواج نداشته است .و ترديدها در آن است که آيا در زمان صفويه بوجود آمده است . و يا اينکه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است.اما از گزارشات سياحاني که به ايران سفر داشته اند که اين کار (قمه زني) در زمان قاجار رواج داشته که در اواخر دوره قاجار به اوج خود رسيده است. « پير لوتي که در زمان مظفر الدين شاه به ايران سفر کرده طي گزارشي در مورد قمه زني مي نويسد :مردان سر برهنه در ميان گيسوان خود شکاف خون آلودي ايجاد کرده اند ( قمه زده اند ) و عرق و قطرات خون روي شانه هايشان جاري است .( مسائلي، قمه زني سنت يا بدعت:20) 

      به هر حال بدعت بودن اين نوع عزاداري از بديهيات است . و ما در سيره معصومين (ع) سفارش به چنين عزاداري نداريم. کما اينکه عکس آنرا به ما سفار ش نموده اند .پيشواي ششم شيعيان امام صادق (ع) مي فرمايند : « فاتقو الله و کونوا زينا و لا تکونوا شينا جرّواالينا کل مودّه وادفعوا عنّا کل قبيح»( همان :68 به نقل از مشکاه الانوار طبرسي :123 ) ( تقواي خدا را پيشه کنيد و براي ما زينت باشيد نه مايه ننگ ، تمام محبت و دوستي را به طرف ما جلب کنيد و هرنسبت زشت و ناپسندي را از ما دور نماييد. امام حسين (ع) در شب عاشورا به زنان حرم فرمود : « اي خواهرم ام کلثوم ، و تو زينب و هم تو اي فاطمه و تو اي رباب توجه کنيد! هر گاه کشته شدم گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نکنيد.(مجلسي ، بحار الانوار، ج 45 : 3)

            بنا براين قمه زني و لطمه زني اگر جزء عزاداري بود حتما ائمه ما به آن تاکيد مي کردند و علما نيز آنرا مباح مي دانستند در صورتي که علماي شيعه حکم به بدعت بودن و حرمت آن داده اند و آنرا موجب وهن مذهب  دانسته و از آن نهي کرده اند که خوشبختانه رهبر حکيم و فرزانه انقلاب حضرت آيه الله خامنه اي به عنوان پيشتاز مبارزه با اين گونه بدعتها فرمايشات روشنگرانه اي را در سال 1373 در باره خطر قمه زني و آثار سوء آن بيان نمودند ، که توانست پرده هاي جهل و خرافه را کنار زده و ماهيت اين اعمال موهن را نمايان سازد.

نتيجه گيري:

       عزاداري اهل بيت (ع) خاصه حضرت سيد الشهداء(ع) جزء لاينفک تشيع است که همواره آنان را عليه حکومتهاي جور شورانده است که هدف غايي عزاداري نيز همين است. آن عزاداري مي تواند چنين خصوصياتي داشته باشد که رسم آن برگرفته از معارف زلال اهل بيت (ع) باشد . و مورد تاييد آن بزرگواران باشد والا اگر بدعتها و انحرافات غلط به آن راه يابد همان عزاداري است که دشمنان مي خواهند . چرا که در طول دورانها آنان براي رسيدن به اهداف شوم خودشان همواره سعي در تضعيف آن داشته اند . و متاسفانه در سده هاي اخير هم از لحاظ محتوايي و هم ازلحاظ شکلي آسيبهايي عزاداريهاي ما راتهديد مي کند. و تنها راه مقابله با آن ترويج روشهاي صحيح عزاداري از ديدگاه معصومين است.   ما در اين مقاله سعي نموديم رسم عزاداري صحيح را از بيانات گهر بار ائمه (ع) استخراج و آنرا معرفي نماييم و تا مادامي که عزاداريهاي ما مطابق سيره اهل بيت (ع) باشد از انحراف و کجروي مصون خواهد ماند . واگر هم گاهي مشاهده مي شود در عزاداريهاي ما انحرافي رخ داده به اين دليل است که ما از سيره و راهنماييهاي آن بزرگواران فاصله گرفته اييم . اميد است با سر لوحه قرار دادن سيره اهل بيت ، عزاداريهاي ما به سمت سويي رود که مرد رضاي اهل بيت (ع) است.

 

منابع و مآخذ:

1-قرآن کريم

2-ابن قولويه ، محمد، کامل الزيارات ، انتشارات موسسه نشر الفقاهه ، 1417 قـ

3- اسفندياري، محمد ، از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيعه ، چاپ سوم: قم ، انتشارات صحيفه خرد، 1384 ش

4- خاتمي ، احمد ، چکامه هايي در شيوه هاي عزاداري، چاپ دوم : تهران، انتشارات سوره مهر، 1384 ش

5- مجلسي ، محمد باقر، بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار . چاپ دوم : بيروت ، موسسه الوفا،  1403

6- محدثي ، جواد، فرهنگ عاشورا، چاپ هفتم ، قم ، نشر معروف ، 1383 ش

7- محمدي ري شهري، محمد ، ميزان الحکمه ، چاپ اول ، قم ، انتشارات دار الحديث ، 1416قـ

8-محمدي اشتهاردي ، محمد، سوگنامه آل محمد(ص) چاپ دهم، قم ، انتشارات ناصر، 1370 ش

9-  مسائلي ، مهدي، قمه زني سنت يا بدعت ، چاپ ششم ، اصفهان ، انتشارات گلبن ، 1386 ش

10- مير جهاني طبا طبايي، محمد حسن ، البکاء للحسين (ع) ، چاپ سوم ،قم ، انتشارات رسالت ، 1386 ش

 

علي عبدلي پور

کارشناس ارشدعلوم حديث

 

يكشنبه 10 دی 1391 - 13:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری