پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 16:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

زينب احمدي

 

چه کسي قشقره­ها را مي­کشد؟ (خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان)

 

چه کسي قشقره­ها را مي­کشد؟ (خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان)

گردآوري و تدوين: حجت شاه محمدي

شمارگان: 2500 نسخه

قيمت: 6500 ريال

انتشارات: سوره مهر

کتاب چه کسي قشقره­ها را مي­کشد؟ خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان، آزاده­ي ارضي است که خاطرات خود را از دوران اسارت نقل کرده است. سورن اوايل سال 67 به اسارت نيروهاي عراقي درآمده و در تاريخ 22 شهريور 1369 به ميهن برگشته است.

در پايان کتاب بخشي به ياد دوستان سورن هاکوپيان به کتاب افزوده شده است. زندگي نامه مختصري است از سه شهيد ارضي، شهيد وارتان آبراهاميان، شهيد واسيموند باغراميان (خاتون نژاد) و شهيد ورژ باغوميان.

دفتر مطالعات و ادبيات پايداري مراکز استاني از بدو شکل­گيري ضمن تشويق حوزه­هاي هنري استان­ها در شناسايي حوادث و افراد با محوريت انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، در نظر دارد نقش تاريخي تمامي اقوام ايراني در سراسر کشور را در پيدايش و خط انقلاب ثبت و ضبط کند.

اين کتاب نمونه­اي از اين حرکت است.

در کتاب حاضر تلاش شده به دور از مسائل سوال برانگيز به روايت حوادثي بپردازد که براي همه اسرا اتفاق افتاده است. سورن هاکوپيان متولد ششم مهرماه 1344 در فريدونشهر اصفهان مي­باشد که بخشي از دوران کودکي خود را در خرمشهر طي کرده و قبل از شروع جنگ تحميلي، نظاره گر دشمني و حيوان صفتي بعثون بوده است.

شايد از نگاه خواننده محترم آنچه در اين کتاب روايت مي­شود با خاطرات نوشته شده ديگر آزادگان مسلمان ايران اسلامي يکي باشد. اما آنچه مي­تواند نقطه عطف اين روايت باشد، مسيحي بودن سورن است که به دور از هرگونه تعصب و جنجال مذهبي با ديگر برادران مسلمان خود به نداي رهبر خويش پاسخ مثبت داده و سرانجام با تحمل مشقات زياد در اردوگاه بي نام و نشان «بعقوبه» عراق در تاريخ بيست و دوم شهريور ماه 1369 به وطن خويش بازمي­ گردد.

راوي در مقدمه اين کتاب نوشته است:

«در طي 26 ماهي که مفقودالاثر بودم، در سوله­اي تنگ و تاريک و دلگير، جايي که نه خبر از کسي داشتم و نه کسي اطلاع از من داشت، در روزهاي سخن و جان فرسايي که نور خورشيد و هوا و غذا، آب و دارو، دستشويي و خلاصه همه چيزهاي لازم براي بقا از ما دريغ شده بود و 1700 نفر درون يک سوله چپانده شده بوديم، در جايي که براي نشستن­ مان هم جا نبود و خواسته و ناخواسته بايد چسبيده به هم مي­نشستيم و به هم تکيه مي­داديم، اولين درس مهم اسارت، بدون هيچ استادي خيلي واضح و روشن به همگي­مان تفهيم شد؛ ما براي بودن و ماندن بايد کنار هم و همدوش هم، آن روزهاي سخت را مي­گذرانديم، که گذرانديم.  

اين کتاب تنها سرگذشت شخص من نيست. همه آن عزيزان آن هم سوله­اي­ها در اين سرگذشت مشترکند. يا به عبارت ديگر هريک از دوستان مي­توانند به جاي اسم «سورن هاکوپيان» اسم خود را جايگزين کنند و اين تغيير هيچ اثري در روند ارزش­هاي کتاب ايجاد نخواهد کرد.»

از نزديک­ترين فاصله صداي زوزه سگ­هاي گرسنه به گوش مي­رسيد. از روزي که آن­ها را به صورت گله­اي ديدم حضورشان را کنار سيم­هاي خاردار و داخل محوطه­اي که سوله­هاي جديد را در آنجا مي­ساختند، نمي­توانستم تحمل کنم ...

... اما آن روز ترکيب زيباي پرواز پرستوها و چشمان زيباي کلاغ زاغي­ها صحنه­هايي را مقابل ديدگانمان به وجود مي­ آورد که در نوع خود بي نظير بودند.

«ما به زاغي مي­گيم «قشقره».»

«برايم مهم نبود چرا به زاغي­ها قشقره مي­گويند. مهم اين بود که حرف تازه­اي براي گفتن پيدا کرده و مي­توانستيم براي لحظه­اي زير بارش گرماي نيمه جان خورشيد و هواي پاک اطراف حمام کنيم ... .»

عناوين فصول اين کتاب عبارتند از:

مقدمه­اي بر کتاب، مقدمه راوي، شناسه، کارخانه آدم سازي، زمستان 56، ظهر سي و يکم، خواب مرگ، مردم جلفا، پايان يک ابتدا، مي­خواستم مرد شوم، عزيمت، در حسرت يک آرزو، انگار جنگي نبوده، صلح و حمله، عنکبوت­ها طعم تلخ انتقام، زير پرچم عراق، سوله تنگ، زيرسيگاري، غيرت شپشي، حفره­اي در خاک، دو نسل حاج محمد کاظم، استوار صالح، شکنجه­ها، شورا، هرکسي منطق خودش را دارد، صادرات شپش، بازگشت از بيمارستان، دگرها و شايدها، وقت دلتنگي، باور سخت، بازگشت به خانه، شهداي ارامنه اصفهان در جنگ تحميلي، دو خاطره از شهيد ورژ باغوميان، آخرين نامه و دست خط شهيد ورژ باغوميان به زبان ارمني، نامه سرباز وظيفه، آقاي مرتضي رحيمي، دست خط شهيد رايموند باغراميان (خاتون نژاد و عکس­ها و مدارک).       

گفتني است، کتاب چه کسي قشقره­ها را مي­کشد؟ «خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپيان» با گردآوري و تدوين حجت شاه محمدي با شمارگان دو هزار و پانصد نسخه و قيمت شش هزار و پانصد ريال از سوي انتشارات سوره مهر وابسته به سازمان تبليغات اسلامي منتشر و راهي بازار نشر کتاب شده است.

 

 

يكشنبه 10 دی 1391 - 13:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری