جمعه 2 تير 1396 - 16:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

آموزش مباني بصري در مدارس مورد توجه قرار بگيرد

 

گفتگو با طاهر شيخ الحکمائي

شايد مخاطبان محترم منتظر باشند که در مقدمه اين گفتگو عبارت­هاي طول درازي پيرامون سابقه­ي مجسمه و مجسمه سازي و انگاره­هاي آنرا مورد خوانش و بينش قرار دهند اما اين بار بدون هيچ توضيح اضافي قصد داريم پاي زندگي هنري شخصيتي هنري بنشينيم که با تمام توان و قدرت به اهتمام در اعتلاي هنر مجسمه سازي کشور و تربيت نسلي فرهيخته و انديشمند پرداخته است. طاهر شيخ الحکمائي هنرمندي است که آشنائي با زندگي شخصي و هنري او، دريچه­هاي عميق­تري از لايه­هاي پنهان و پرصلابت و اثرگذار زندگي هنرمندان ايران زمين را بر روي چشمان علاقمند مخاطب انديشمند قرار مي­دهد. شايد آشنائي با زندگي شيخ الحکمائي بتواند پاسخگوي برخي سؤالات بدون جواب هنر مجسمه سازي در بعد از انقلاب باشد:

در خانواده توجه بسياري به رشته­هاي هنري مانند ادبيات، شعر و نقاشي و نويسندگي و . . . مي­شد و ذايقه­ي هنري حاکم بر گرايش بيشتر فرزندان به سمت هنر انجاميد. او خود مجسمه سازي را دنبال کرد و برادرها خط و نقاشي را آزمودند و ديگر کوچک­ترهاي خانواده نيز به فيلم و تئاتر و . . . روي آوردند که اين سنت همچنان بينشان ادامه داشته باشد. شايد آنچه که باعث رشد و تقويت هنر در بين فرزندان اين خانه شد اين بود که بزرگ­ترها خواسته يا ناخواسته توجه آنها را به مظاهري هنري و تصويرسازي ذهني جلب مي­کردند. چه شب­ها در حياط بزرگ خانه زير درختان نارنج نور کم چراغ­هاي جهازي سايه لباس­هاي روبند و شکل­هاي منتقل شده روي ديوار که پدر آنها را مرد اسب سوار، مرد دونده و مرد شمشير بدست تصوير مي­کرد و چه شکل ابرهاي آسمان، همه نوعي طراحي ذهني بودند که آگاهانه يا ناآگاهانه براساس نگاه حاکم بر خانواده براي پرورش ذهن فرزندان ايجاد شده و نتيجه­ي آن علاقه­ي فرزندان به رشته­ي هنر بود.

طاهر شيخ الحکمائي در اين شرايط باليدن گرفت. او متولد سال 1333 در شهر کازرون در استان فارس است طي سالهاي کودکي در خانواده­اي با هنر رشد کرد و امروز هم انسجام ذهني­اش را مديون همان سال­ها است. در خانواده بزرگ­ترها علاقمند به کارهاي هنري بودند و نقاشي و گاه سياه قلم کار مي­کردند پسرعموها هم کارهاي حجمي و شعر. اما بيشتر اوقات به دليل کوچک بودن فضاي شهر کازرون و عدم امکان ادامه فعاليت­هاي هنري، جذب بازار کار، بانک و آموزش و پرورش مي­شدند اما او و هم سن و سالهايش شرايط بهتري براي کار در فضاي هنري داشتند و اين امتياز برايشان فراهم شد که به شيراز آمده و فضا براي پرداختن به کارهاي هنري برايشان آماده­تر شد. در دوره دبيرستان بيشتر از روي ذوق و قريحه و نه براساس اصول صحيح اين رشته کارهاي حجمي را انجام مي­داد و آنگونه که خود احساس مي­کرد اين علاقه باعث گرايش بيشتر او و تداوم کارهاي حجمي شد. هرچند که مدرسه مخصوص يا کلاس خاصي در اين زمينه وجود نداشت و همچنان تشويق افراد خانواده بود که زمينه را براي ذوق هنري مساعد و محيط مناسب را فراهم آورده بودند. پس از ديپلم و اتمام دوره سربازي در سال­هاي 57-58 وارد دانشگاه شد تا در رشته مجسمه سازي به تحصيل بپردازد در خصوص اساتيدي چون دکتر آيت اللهي، مرحوم گلزاري، دکتر حليمي و . . . دروس عمومي هنر را فرا گرفت و استاد مستقيم مجسمه سازي­اش نيز آقاي يداف دارش بود که به عقيده وي سالها کارش و حضور در کنار استاد دارش از اتفاقات مهم و خوب بود که در دوران تحصيلش اتفاق افتاد که همواره از او به عنوان يک معلم موفق و هنرمندي خوب، پويا، خوش فکر و انديشمند ياد مي­کند استاد دارش فضائي تازه و نوين و متفاوت با قبل و همراه با شرايط روز در مجسمه سازي ايجاد کرد که باعث پرباري دوره آموزشي اين رشته شده و هسته اوليه فعاليت هنري شيخ الحکمائي نيز در اين زمان شکل گرفت و به دوره­هاي بعدي فعاليتش منتقل شد. پس از آن با پذيرش مسئوليت­هائي در کنار خلق آثار و تدريس مجسمه سازي در هنرهاي زيبا، تداوم زندگي هنري­اش را مي­توان مشاهده کرد. وي در همان سالها به عنوان مسئول گروه مجسمه سازي حوزه هنري فعاليت مي­ کرد و همکاري­اش با اين سازمان در اين سمت تا سال 1375 و پس از آن نيز به عنوان يکي از اعضاي گروه تجسمي تا سال 1386 ادامه يافت در همين اثنا به طراحي و ساخت تنديس­هاي بسياري در مناسبت­هاي گوناگون کشور مشغول بود، از جمله تنديس شش دوره تئاتر فجر، تنديس­هاي دوسالانه عکاسي، گرافيک، نقاشي، مطبوعات، مجسمه سازي، نگارگري، موسيقي، طراحي و در سوئي ديگر از اعضاي فعال و توانمند هيئت برگزاري دوسالانه­هاي مجسمه سازي و نقاشي جهان اسلام در سال 1382 بود. سوابق شغلي­اش عضويت در هيئت­هاي علمي پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، عضويت در شوراي عالي خانه هنرمندان ايران و رياست دانشگاه گروه مجسمه سازي دانشگاه تهران و عضويت در گروه تجسمي فرهنگستان هنر قابل ذکر است.

تلاش بسيار و روح بلندش وي را به تکاپوي تشکيل انجمن مجسمه سازان ايران واداشت و به عنوان مديرمسئول و رئيس هيئت مديره اين انجمن در جهت اعتلاي هنر مجسمه سازي کشور کوشيد. در کارنامه­اش داوري­هاي بسياري را در جشنواره­هاي مجسمه سازي برگزار شده مي­بينيم در جشنواره انديشه اسلامي در آتيه هنر در سال 1378 اولين جشنواره تجسمي دانشگاه سيستان و بلوچستان در سال 1380، نمايشگاه هزار بسم الله در سال 84-85 حوزه هنري، اولين جشنواره تجسمي مقاومت و دومين نمايشگاه هنر جديد در سال 1386 آثار را به داوري نشسته است تا همراه با ديگران در انتخاب بهترين­ها بکوشند. سالياني است که تنديس­هاي مطلاي چنگ زرين جشنواره موسيقي فجر، تنديس فداکاري جهاد دانشگاه تهران، تنديس مطلاي دوسالانه کاريکاتور و تنديس جشنواره تئاتر رضوي از وجود او مي­تراوند و همچنان تداوم آفرينش آنها در دستان وي است. علاوه بر آن طراحي و ساخت ده­ها تنديس ديگر در جشنواره­ها و شرکت در نمايشگاه­هائي بسيار از ديگر فعاليت­هاي اين هنرمند انديشمند محسوب مي­شود.

بي­نال­هاي مجسمه سازي موزه هنرهاي معاصر در سال 71، 74، 78 و 86 مجالي ديگر براي قوام هنري و خلق آثارش بودند. و علاوه بر آنان عرصه بين المللي را هم درنورديد تا بدين طريق در اشاعه فرهنگ و هنر کشورش بکوشد و از سال 74 تا 86 در کشورهاي هندوستان و ونزوئلا، لبنان، فرانسه، پرتقال، مکزيک، ژاپن در قالب نمايشگاه­هاي جمعي شرکت کرده و در سمپوزيوم­هاي بين المللي نيز آثاري را از خود در کشورهاي ديگر به يادگار گذاشته است. در سال 79 در لبنان تنديس (محبت) به ارتفاع سه متر از جنس برنز و سنگ، در سال 82 تنديس بادگير به ارتفاع سه متر در کشور بحرين از جنس سنگ و برنز، در سال 82 تنديس باب العشق در کشور امارات المتحده عربي، در سال 83 تنديس مکان اَمن به ارتفاع سه متر از جنس سنگ و برنز در کشور امارات متحده عربي، در سال 85 تنديس محراب به ارتفاع سه و نيم متر از جنس سفال و سنگ در کشور کويت، در سال 86 تنديس باب العشق به ارتفاع سه متر از جنس سنگ در کشور ويتنام، در سال 88 در سوريه و سويدا در سال 89 در شهر دمشق تنديس­هائي به دست او به اجرا شده­اند تا بار ديگر هنرش در تلطيف تکه­هاي سنگ به نمايش گذاشته شود.

کارهايش متنوع هستند برخي کاملاً فرم و بعضي هم مخصوص جشنواره­ها شامل تنديس­ها هستند: فيگورهائي با حالت انساني همراه با حمل يک پيام و يک رويداد: مثلاً تنديسي که در بدنش پرنده است، تنديسي که يک پرنده را آزاد کرده و گام فرم خلاصه شده انساني که حجمي شفاف و بلورين را چنان در دست دارد گوئي باارزش­ترين قسمت وجودش را هديه مي­کند گاه اثري کوچک نمايانگر انساني با روحي به بلنداي آسمان است و خورشيد درونش و ابرهاي روان در کنارش هيبت و رهائي­اش را باز مي­نمايانند. ديگر کارهاي منبعث از معماري شرقي و به خصوص ايراني هستند مانند محراب­ها، بادگيرها، کويه­ها، که به قول خودش بهانه­اي بودند براي ساختن تعدادي از کارها در مقياس بزرگتر.

همانگونه که خود او مي­گويد هرکدام از کارها در شرايط خاصي شکل گرفته است يک سري در سمپوزيوم­هاي بين المللي ساخته شده است گردهمائي­هاي­ داخلي و خارجي که طي آن تعدادي هنرمند دعوت مي­شوند يا خود شرکت مي­ کنند و با مداد مشخص شده که عموماً سنگ است طي مدت زمان مشخصي کارها را انجام مي­دهند و حاصل آن در پايان دوره در مکان مناسبي نصب مي­شود مواد کارها هم که بستگي به شرايط سنگ، چوب و آهن تعبيه شده يا به انتخاب خودشان برنز، سنگ يا فايبرگلاس است که نوع آنرا در کارهايش آزموده است از نظرش در چند سال گذشته حرکت رو به شد شهرداري­ها در پر کردن فضاهاي شهري مناسب با حجم­ها مناسب قابل توجه و حرکتي مناسب است که البته بايد متخصصين اين رشته بر روي موضوعات کار کنند تصميم بگيرند و البته سليقه­هاي شخصي را به آن وارد نکنند به نظرش اگر شهرداري­ها در هر سال يک بار شرايط برگزاري سمپوزيوم را فراهم نمايند مثلاً بيست دوره برگزار شود و در هر دوره بيست هنرمند نيز در آن شرکت کند در يک دوره بيست سال تعداد 200 اثر شهري خواهيم داشت. اين جريان نه صرفاً به تعداد بيشتري مجسمه منتهي خواهد شد بلکه اثرات بسيار مهمي خواهد داشت اين نوعي سرمايه گذاري ارزش افزوده است و باعث ارتباطات بين المللي مي­شود که طي آن هنرمندان به عنوان سفيران فرهنگي کشور را به ديگران معرفي مي­کنند و بدين ترتيب ما شاهد نوعي تقابل فرهنگي ميان کشورها خواهيم بود.

وي هنرمندي است که پژوهش حول موضوع اثر را جزء لاينفک مجسمه سازي مي­داند و بر اين عقيده است که مجسمه ساز براساس دقت نظرش بر روي موضوع کار مي­کند. اگر قرار باشد که بر روي ميداني که اسم يکي از مشاهير است مجسمه­اي ساخته شود قطعاً حول شناسائي ساختمان­هاي اطراف و تأثيرات متقابل توسط مجسمه ساز متخصص در نظر گرفته مي­شود. مسائلي هم چون ابعاد، فضا، ارتفاع، مصالح، فاصله ديد بيننده و ساختمان­هاي اطراف همه­ي اين موارد در نظر گرفته مي­شود. از بين آثار وي برخي را در موزه­ها نگهداري مي­کنند همانند تنديس گاو که آنرا در سال 74 ساخت و در موزه لاليت کالا هندوستان نگهداري مي­کنند يا تنديس رقص در سال 74 در موزه هنرهاي معاصر چيدمان پرندگان ابابيل در سال 83 در موزه هنرهاي معاصر آبادان و سيمرغ سال 84 در موزه قرآن برخي ديگر از ابعاد بزرگتر ميادين ساخته شده است و همچنان در ياد دستان و انديشه اين هنرمند خودنمائي مي­کنند اين دسته آثارش روايتگر مردان جنگ و دوران دفاع مقدس در سال 1361 هنگاميکه داستان درياقلي را شنيد شروع به طراحي مجسمه­اش کرد و سالها پس از ساخت ماکت آن که در سال 62 و 64 صورت گرفت با حمايت آقاي چمران که مسئول حفظ ارزش­هاي دفاع مقدس بود آنرا به ارتفاع دو متر با برنز در سال 75 ساخته که در کوي ذوالفقاري آبادان نصب کردند. اثرش داستان مردي را بازگو مي­کند که در زمان محاصره آبادان توسط عراقي­ها با تمام توان خودش را به رزمندگان رسانده که مانع از ورود عراقي­ها به شهر بشوند درياقلي يا همان پيک شهادت ناجي اين شهر بود که بعداً به شهادت رسيد اين اثر روائي يا بازگو کننده حقيقتي تاريخي و حتي فراتر از آن منتقل کننده مفاهيمي بس ارزشمند است و نوع نگاهي که به شهادت افکنده است عمق و معناي اين حرکت را به صورتي هنرمندانه بيان مي­کند. کوچه تانک او نيز به صورت روائي داستان انهدام و توقف تانکي عراقي به دست رزمندگان اسلام را بيان مي­کند که وي داستانش را شنيده و پس از طراحي اوليه در سال 76 و 75 با ارتفاع 2 متر از جنس برنز اجرايش کردند. تنديس سه متري ما در خرمشهر در سال 75 تنديس 5 متري يادبود جهاد سازندگي در سال 86 و پرتره 80 سانتي متري استاد حسين بهزاد در سال 1378 از ديگر آثارش هستند که در ميادين پذيراي نگاه بينندگان هستند.             

او سالها با حوزه هنري در ارتباط بوده است و برخي از آثارش نيز در اين مجموعه نگهداري مي­شود وي از جمله هنرمنداني است که به رسالت فرهنگي حوزه هنري آشنائي داشته و با آن عجين بوده است به نظرش حوزه هنري براساس نوعي انديشه و تفکر و ايده آل شکل گرفته و بايد در چهارچوب ايده آل­هايش تقويت شود. بايد با در نظر گرفتن علت وجودي حوزه هنري فعاليت­هايش را در جهت خودش تقويت کنيم آنچه تا به حال فعاليت­هاي درون مرزي بوده است اکنون بايد به فعاليت­هاي برون مرزي تبديل شود تا بتواند تقويت کننده فرهنگ و هنري باشد که براي آن بوجود آمده است و فعاليتي سطحي يا روبنائي صرف نباشد. چرا که اين انديشه منبعث از انديشه انساني و اعتقادي و اسلامي و کاملاً حامل مفاهيم انساني است که بايد حمايت و پشتيباني گردد شرايط بايد به گونه­اي فراهم شود که پشتوانه فرهنگي باعث رشد و تعالي بيننده گردد که آن هم البته مستلزم برنامه ريزي افراد انديشمند و فکر آفرين است از نظر اين هنرمند فرهيخته و کاربلد هر هنرمند بايد بتواند مفاهيم و اعتقاداتش را به درستي منتقل کند در نظرش جامعه­اش با چند هزار سال سابقه تمدني که در هنر جلوه گري کرده بايد به عمق برود تا آثارش ماندگاري بيشتري داشته باشد و اين لازمه­ي کار هر هنرمندي است که بتواند به عمق و ژرفاي مفاهيم دست يابد. وي تاکيد بسياري دارد بر آموزش جوانان و جهت دهي به آنان که بتوانند در مسير درست خلاقيت و زندگي قدم بردارند. آموزش حفظ تمدن و فرهنگ را از مهمترين نيازها برمي­شمارد که اين را هم برگرفته از انديشه افراد آموزش ديده و سالم مي­داند. وقتي که تمامي فضا براي آموزش هنر فراهم شده باشد، تأثيرپذيري بصورت ناخودآگاه انجام مي­گيرد و افراد در بطن هنر قرار مي­گيرند چرا که هيچ چيزي خالي از ذائقه­ي هنري نبوده است و حاوي طراحي هنرمندانه مي­شود که به توليد درآمده است. اگر فردي نظم را آموزش ببيند مي­تواند درست نگاه کند و در انتقال مفاهيم نيز درست عمل کند از راه­هاي پيشنهادي وي در آموزش هنر پرورش ادراک و آموزش مباني بصري در مدارس است يا اگر چرخ سفالگري به مدارس برده شود تأثيري ژرف بر دانش آموزان خواهد داشت حضور هنرمندان در مدارس سخنراني­ها و توليد آثار هنري در فضاي آموزشي نيز از ديگر مواردي هستند که وي بر آنها تأکيد مي­کند.

او فضاهاي بسياري را مناسب آثار حجمي و تأثيرگذاري آن­ها مي­داند و بر اين عقيده است که آنچه در آموزه­هاي ديني مانند نيکي، محبت، کمک و . . . مورد توجه قرار گرفته با آموزش مناسب و زمينه سازي مي­تواند به حوزه تجسم درآيد. به همين دليل جوهره فرهنگ، اعتقاد و مذهب را مي­توان به مجسمه­ها، روائي و مثالي، انتقال داد و از طرفي وي نياز جامعه را در اين مي­بينند که در معرض همه نوع آثار هنري از جمله مجسمه قرار بگيرد که در آن هنرمند بتواند بخشي از بار فرهنگي، تفکري، اعتقادي و انديشه­هاي عميقش را براي جامعه عرضه کند. در حال حاضر طاهر شيخ الحکمائي در دانشکده هنرهاي زيبا به تدريس مجسمه سازي مي­پردازد و در خانه­ي هنر نيز به توليد آثار. از خرداد ماه سال گذشته تا به حال آثار با بسياري سعي در انتقال مفاهيم فرهنگي و اعتقادي خود داشته و از جمله مجسمه 5/2 متري سمپوزيوم دمشق با موضوع زن ساخته شده با چوب، ورک شاپ مهر ماه 90 در لبنان، ورک شاپ در سوريه، کار 4 متري در تونس در يک ورک شاپ به مناسبت پيروزي مردم تونس و يادبودي بر بوعزير، نمايشگاه جمعي در کويت و فعاليت­هاي داخلي همچون جلسات متعددي براي سومين بي نال شهري به عنوان عضو هيئت برگزاري اين بي نال، چهارمين سمپوزيوم بين المللي مجسمه سازي تهران، جشنواره­هائي مانند جشنواره جوان، دبير بي نال مقاومت، دبير بخش مجسمه سازي بنياد شهيد و تنديس­هاي بزرگ و کوچکي که در کارگاه خودش ساخته است.  

 

 

سه‌شنبه 5 دی 1391 - 9:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری