دوشنبه 5 تير 1396 - 9:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

مشكل اساسي داستان نويسان انقلاب فقر پژوهش است

 

نشست نقد و بررسي كتاب «عقربه ها خوابشان مي آيد» با حضور نويسنده اثر، معصومه عيوضي و كارشناسان و منتقدان فيروز زنوزي جلالي، ابراهيم زاهدي مطلق و خسرو بابا خاني چهارشنبه 29 آذر ماه در سالن اوستاي حوزه هنري برگزار شد.

در اين جلسه امير حسين فردي مدير مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري، محمد كاظم مزيناني داستان نويس، محمد حسن حسيني منتقد ادبي و جمعي ديگر از نويسندگان و منتقدان ادبيات داستاني كشور حضور داشتند.

زنوزوي جلالي: فقر پژوهش، از مشكلات اساسي داستان نويسان انقلاب

فيروز زنوزي جلالي نويسنده و منتقد ادبي كه اجراي اين مراسم را نيز بر عهده داشت، در ابتداي اين نشست ضمن ارائه خلاصه اي از داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» به قلم معصومه عيوضي گفت: در ابتدا بايد ببينيم مي توان اين اثر را يك رمان ناميد يا تحت عنوان داستان بلند رده بندي مي شود؛ زيرا به نظر مي رسد استمرار زمان و وقايع، تعدد رويدادها و شخصيت ها كه در وجود آنها در يك رمان ضروري است در اين داستان هم وجود دارد اما اين اثر از جهاتي هم با يك رمان به معناي حقيقي آن فاصله دارد.

اين داستان نويس در ادامه، با هدف طرح سوال ديگري اظهار كرد: از جهت ديگر بايد انتخاب زاويه ديد را در اين اثر مورد بازبيني و بررسي قرار داد؛ به نظر من نويسنده «عقربه ها خوابشان مي آيد» كه زاويه ديد "اول شخص" را براي روايت داستان اش انتخاب كرده چندان به اين زاويه ديد وفادار نبوده و گاه در طول داستان از آن عدول كرده است.

وي در اين خصوص ادامه داد: در اين داستان گاهي ديده مي شود كه راوي چيزهايي را ادراك و احساس مي كند كه شخص اول منطقا نمي توانسته درك و روايت كند. نمونه هاي متعددي را مي توان در اين داستان نشان داد كه نويسنده به زاويه ديد وفادار نبوده و اين يكي از معضلات داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» است.

زنوزي در ادامه نمونه هايي از عدول نويسنده «عقربه ها خوابشان مي آيد» از زاويه ديد راوي براي حاضران قرائت كرد و اظهار داشت: راوي در بخش هايي از اين داستان از چيزهايي خبر مي دهد كه قاعدتا نبايد آنها را بداند، يعني دانستن آنها توسط راوي از لحاظ منطق زاويه ديد اشتباه است.

اين كارشناس ادبيات داستاني در بخش ديگري از سخنانش بر نقاط قوت داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» دست گذاشت و گفت: اين داستان يك اثر كاملا تصويري است، مخصوصا روايت خريد از بازار، فروش النگوي مرضيه، عصبيت و بي قراري هاي پدر و نگاه شكاكانه او به همه چيز، موضوع ازدواج مرضيه، ناخن جويدن هاي او در مواردي كه ناآرم است و ديگر موقعيت هاي اين اثر از لحاظ تصويري بسيار خوب و ظريف از آب درآمده و نويسنده از اين نظر موفق بوده است.

وي ادامه داد: نويسنده در اين داستان توانسته آدم هاي ملموس، با شخصيت هاي متمايز و باورپذيري را به خواننده معرفي كند و اين امتياز خوبي براي «عقربه ها خوابشان مي آيد» است.

اين نويسنده با بيان اينكه يكي از ويژگي هاي اثر داستاني خوب اين است كه پس از خواندن آن وقتي چشمانمان را مي بنديم بايد تصويري از آن داستان در ذهن ما نقش بسته باشد، افزود: «عقربه ها خوابشان مي آيد» اين ويژگي را دارد و تصويري را در ذهن خواننده اش ايجاد مي كند.

زنوزي در حاشيه همين موضوع توضيح داد: بعضي از نويسندگان فكر مي كنند اگر تكه كلامي را به شخصيت ها بدهيم توانسته ايم آن ها را متمايز و ملموس كنيم و كمتر نويسنده اي هست كه بخواهد با دادن حالات يا توصيف موقعيت هاي خاصي براي شخصيت ها، به آنها تمايز دهد، در حالي كه نوع دوم تشخص دادن به شخصيت ها معمولا ملموس تر و موفق تر از كار در مي آيد. به نظر من در «عقربه ها خوابشان مي آيد» اين اتفاق افتاده و مثلا ناخن جويدن مرضيه و بي قراري هاي پدر خوب در كار نشسته و تمايز و تشخص را براي آنها بوجود آورده است و اين هم از نقاط ارزشمند اين داستان است.

وي با بيان اينكه «عقربه ها خوابشان مي آيد» يك داستان انقلاب است و در سومين دوره جشنواره داستان انقلاب هم برگزيده شده، اين سوال را پيش كشيد كه آيا نشانه هاي مرتبط با انقلاب اسلامي در اين اثر كمرنگ نيست!

زنوزي در ادامه توضيح داد: در اين داستان شخصيت اسماعيل كه تا پايان به دنبالش هستيم، چه كرده و نسبتي با رويدادهاي مرتبط با انقلاب اسلامي دارد؟ آيا فقط بر پشت بام الله اكبر گفته و چند اعلاميه چسبانده است؟! به نظر مي رسد كه نشانه ها و عناصر مرتبط با انقلاب در اين اثر كمرنگ است و نويسنده مي توانست اين وجه انقلابي اثر را با عناصر بيشتر و البته اصيل تري پررنگ تر كند.

اين منتقد ادبي در همين خصوص فقر تحقيق و كاهلي در پژوهش در نويسندگان انقلاب را از مشكلات نويسندگان اين حوزه دانست و خاطرنشان كرد: وقتي نويسنده اي درباره انقلاب تحقيق نكند مجبور است با دانش عام از اين رويداد تاريخي بنويسد ووقتي خواننده با آن روبرو مي شود مي بيند نكته قابل توجه اي برايش وجود ندارد؛ مثلا تا به ما مي گويند «داستان انقلاب»، دو نفر ساواكي به ذهن مي آيند و كساني كه اعلاميه پخش مي كنند و ديوارنويسي مي كنند و اين ضعف نويسندگان در امر تحقيق و پژوهش است.

وي درباره انتخاب عنوان اين داستان، «عقره ها خوابشان مي آيد» اظهار عقيده كرد: به نظر من عنوان اين داستان خوب انتخاب نشده است، زيرا تنها يك جاي كتاب به اين عنوان اشاره مي شود كه ارتباط اصيل و عميقي هم با كليت داستان ندارد و در اين اثر توجيه نمي شود كه چرا بايد چنين نامي براي آن انتخاب مي شد.

زنوزي در پايان افزود: گاهي اتفاق مي افتد كه نويسنده اسمي را براي اثرش انتخاب مي كند اما اين عنوان روي دستش مي ماند و نمي تواند با آن كاري كند؛ به نظر مي رسد كه عنوان «عقربه ها خوابشان مي آيد» از منطق خاصي كه ارتباط اصيلي با داستان داشته باشد پيروزي نمي كند؛ گويا نويسنده اين اسم را به داستان الصاق كرده، نه اينكه خودش با داستان پيوند خورده باشد و بر عنوان اين اثر داستاني نشسته باشد.
 

 زاهدي مطلق: حوزه هنري كتاب هايش را از نظر كيفي رده بندي كند

همچنين ابراهيم زاهدي مطلق نويسنده، روزنامه نگار و منتقد ادبي در اين نشست با بيان اينكه اين كتاب يك داستان بلند است نه يك رمان، افزود: به نظر من زاويه ديد شخص اول يا من-راوي براي روايت داستان هايي از اين جنس در حوزه ادبيات كودك و نوجوان مناسب است اما ايراداتي در نوع و منطق روايت اين داستان وجود داشت.

زاهدي مطلق فضا و حال و هواي داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» را تلخ و تيره توصيف كرد و گفت: بيشتراتفاقاتي كه براي خانواده مورد پرداخت در داستان رخ مي دهد با تلخي و سختي همراه است و به نظر مي رسد كه نويسنده در تلخ نشان دادن شرايط زياده روي كرده است.

وي ادامه داد: در اين داستان خانواده مورد نظر همواره دچاري نوعي تلخي و دشواري هستند، هم جامعه بد است، هم مردمي كه با آنها سر و كار دارند و در بد نشان دادن اوضاع اغراق صورت گرفته، در حالي كه در زمان روي دادن اين اتفاقات يعني حدودا 6 ماه پس از پيروزي انقلاب، تا اين حد اوضاع و شرايط بد و تلخ نبودهاست.

اين داستان نويس با تاكيد بر اينكه بايد در داستان هاي تلخ و تاريك حتما روزنه و هواكشي وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند كمي بخندد، اظهار كرد: به نظر من در «عقربه ها خوابشان مي آيد» روزنه اي وجود ندارد و در سياه نمايي اغراق صورت گرفته است؛ براي مثال خانواده وقتي به مشهد مي رسد حتي حرم و گلدسته ها ي حضرت امام رضا(ع) هم موجب انبساط خاطر آن ها نمي شود. منطق داستاني و داستانهاي غير منطقي زاهدي مطلق سپس با ذكر نمونه هايي از اين داستان سعي در نشان دادن اين معنا داشت كه برخي از اتفاقاتي كه در آن روايت مي شود از منطق خاص و مشخصي تبعيت نمي كنند.

وي در اين زمينه توضيح داد: گاه به نظر مي رسد روزنه ها و لحظه هاي شادي در داستان وجود دارد اما چون از منطق خاصي تبعيت نمي كنند تلاش نويسنده در اين راه به جاي نرسيده است، تغير عقيده پدر درباره ازدواج مرضيه و خريدن روپوش براي او و بهبود يافتن بيماري رماتيسم حامد در عرض دو روز نمونه هايي از اين بحث هستند زيرا معلوم نمي شود چطور و چرا اين اتفاقات رخ مي دهد.

وي بر مواردي ديگر از نقايص داستان دست گذاشت و گفت: در اين داستان اسماعيل كه نوجوان است در 17 شهريور در حالي كه از سر كار بر مي گشته در ميدان ژاله تير مي خورد! در حالي كه اولا آن روز جمعه بوده و درگيري آن روز در ميدان ژاله از حدود ساعت 9 تا 11 صبح اتفاق افتاده است يعني بايد بپذيرفت كه اسماعيل در روز جمعه كه تعطيل است در حدود ساعت 9 تا 11 از سر كار بر گشته است. البته اين به خودي خود عجيب نيست و ممكن است اين شخص شب كار يا سر شيفت كاري بوده است اما نويسنده توضيحات كافي در اين باره نمي دهد و لذا منطق داستان در اين مورد هم ضعيف است.

اين كارشناس ادبي در ادامه افزود: همچنين توضيح داده نمي شود كه اسماعيل مي خواسته در تظاهرات شركت كند يا صرفا داشته از سر كار برمي گشته و اراده اي براي شركت در تظاهرات نداشته است. اين منتقد به ايراد ديگري در «عقربه ها خوابشان مي آيد» اشاره كرد و گفت: مادر اسماعيل نوجوان نمي تواند تا آن حد پير و ناتوان باشد كه قادر به راه رفتن نباشد، زيرا انساني كه نتواند راه برود احتمالا بايد بالاي 75 سال سن داشته باشد كه براي او داشتن يك فرزند نوجوان غير قابل قبول است.

تمايز ادبيات انقلاب و داستان انقلاب زاهدي مطلق در بخش ديگري از سخنانش با تمايز نهادن ميان ادبيات انقلاب و داستان انقلاب، خاطرنشان كرد: ادبيات انقلاب نوع خاصي از ادبيات است كه پس از انقلاب اسلامي بوجود آمد؛ يك زبان روايي و بيان زيبايي ها به شيوه اي خاص كه رويداد انقلاب اسلامي آن را پديد آورد كه البته خلق چنين آثاري را كمتر شاهد بوده ايم. اما داستان انقلاب بخشي از اين ادبيات است كه داستان هايي را شامل مي شود كه با محتوا و آموزه هاي مرتبط با انقلاب خلق شده اند؛ از اين نظر كاري كه خانم عيوضي انجام داده وارد حوزه هنر خلاق نمي شود زيرا چيزي از ايشان به ادبيات يا داستان نويسي انقلاب اضافه نشده است؛ نه فضا، نه شخصيت ها، نه پايان بندي و و ... هيچ يك براي خانم عيوضي نيست و قبلا هم به آن ها پرداخته شده بود.

اين منتقد ادبي درخصوص نوع انتقادش به كتاب توضيح داد: از آنجا كه كتاب هاي حوزه هنري و منتشر شده در سوره مهر از طبقه بندي خاصي برخوردار نيستند ما همه كتاب ها را در كنار هم قرار مي دهيم و يكسان در نظر مي گيريم. يعني مثلا اين كتاب خانم عيوض را در كنار كتاب «اسماعيل» آقاي فردي، يا «من او» آقاي اميرخاني يا آثار آقاي بايرامي مي بينيم و با يك نگاه به نقد آن ها مي پردازيم و از اين نظر شايد تيغ نقد ما تند و تيز به نظر بيايد.

وي ادامه داد: پيشنهاد من به حوزه هنري و انتشارات سوره مهر اين است كه كتاب هايي كه منتشر مي كنند به لحاظ كيفي طبقه بندي كنند تا در هنگام قضاوت متوجه باشيم كه با يك كار خيلي خوب طرف هستيم يا كاري متوسط.

زاهدي مطلق افزود: منظور من از اين حرف به هيچ وجه اين نيست كه حوزه هنري يا سوره مهر كتاب هاي متوسط يا ضعيف را منتشر نكنند؛ اتفاقا جسارت حوزه در انتشار اين آثار خيلي هم خوب و ستودني است، بيشتر منظور من اين است كه وقتي مثلا كسي در بيرون حوزه هنري آثار منتشر شده در سوره مهر را مي بيند بداند اين آثار داراي رده بندي خاصي هستند و نمي تواند همه آثار را يك كاسه كرده و در كنار هم مورد داوري و قضاوت قرار دهد.

اين نويسنده و منتقد ادبيات داستاني در پايان سخنانش درباره كتاب «عقربه ها خوابشان مي آيد گفت: من اين كتاب را خواندم و در آن ايرادهايي را ديدم ولي در حين مطالعه آن دوست داشتم ببينم آخر داستان چه اتفاقي خواهد افتاد.

 

 خسرو باباخاني:نويسنده «عقربه ها خوابشان مي آيد» ادبيات بسيار نجيبانه اي دارد

خسرو باباخاني نويسنده و منتقد ادبي در اين نشست گفت: به نظر من «عقربه ها خوابشان مي آيد» يك داستان بلند است و نمي توان آن را در يك رمان دانست.

باباخاني درباره زاويه ديد اين داستان اظهار كرد: گاهي تصور مي شود كه براي نوشتن يك داستان نوجوان اگر يك راوي نوجوان داشته باشيم و در اثر داستاني حرف هاي بچه گانه بزنيم، اين اثر يك داستان نوجوان خواهد بود؛ با اين پيش فرض گاه شخصيت راوي به گونه اي پرداخت مي شود كه نه سن او و نه جنسيت اش هيچ يك با منطق حاكم بر داستان همخواني ندارد و اين موجب ضعف آثار كودك و نوجوان مي شود.

وي افزود: نويسنده بايد تلاش كند زاويه ديد من-راوي به گونه اي معرفي شود كه سن و سال راوي و جنسيت اش براي مخاطب باورپذير باشد؛ انتخاب زاويه ديد من-راوي براي داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» به عنوان يك رمان نوجوان مناسب است اما عدم انطباق روايت هاي راوي با سن و جنسيت اش تا حدودي به چشم مي خورد.

باباخاني از فقر راويان دختر در داستان هاي نوجوان امروز انتقاد كرد و گفت: فقر عجيبي در راويان دختر براي روايت داستان هاي نوجوان احساس مي شود؛ بيشتر راويان ما پسر بچه ها هستند و توصيه مي كنم نويسندگان ما در اين زمينه تجديد نظر كنند.

اين كارشناس داستان نويسي ادبيات معصومه عيوضي را نجيبانه خواند و اظهار كرد: اين اولين بار است كه خانم عيوضي را ملاقات مي كنم اما اين شانس را داشته ام كه چندين بار دست نوشته هاي ايشان را بخوانم و معتقدم كه نويسنده «عقربه ها خوابشان مي آيد» ادبيات بسيار نجيبانه اي دارد به طوري كه حتي پلشت ترين و خشن ترين تصاوير و رويدادها را نجيبانه روايت مي كند.

وي در بخش ديگري از سخناش گفت: شخصيت مرضيه در اين داستان به خوبي جا افتاد و خواننده با او همذاد پنداري مي كند؛ اگر حس برانگيزي را از ويژگي هاي داستان نويسي بدانيم اين ويژگي در خصوص شخصيت مرضيه وجود دارد و شخصيت او بسيار حس برانگيز است؛ اما در اين داستان به شخصيت اسماعيل خوب پرداخته نشده است.

باباخاني ادامه داد: به نظر من مهمترين نقطه ضعف داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» شخصيت پردازي اسماعيل و نقش او در مبارزات انقلابي است كه درست تبيين نشده است؛ اسماعيل در كنار پرداختن به خانواده حامد يا مرضيه تا حدودي از ياد مي رود و از اين نظر حس برانگيز نيست.

وي افزود: شخصيت اسماعيل در اين داستان يك شخصيت كامل و بالغ است نه يك نوجوان و اين باعث مي شود كه اين شخصيت باورپذيري خود را از دست بدهد؛ نبايد در داستان ها شهدا را چنان آسماني و غيرقابل دسترس كنيم كه مخاطب نتواند آن را باور كند.

اين داستان نويس فقر اطلاعات راجع به وقايع انقلاب اسلامي را يكي از معضلات داستان هاي انقلاب خواند و خاطرنشان كرد: همانطور كه در داستان ها يا فيلم هاي دفاع مقدس عراقي ها را بزدل نمايش داده و مي دهند و آن ها را در ابعاد كاريكاتوري توصيف مي كنند و از اين رو به كليت دفاع مقدس را تضعيف مي كنند، اتفاقي شبيه به اين هم در ادبيات انقلاب در حال رخ دادن است.

وي افزود: انگار انقلاب فقط اعلاميه پخش كردن و ديوارنويسي بوده در حالي كه فقط در سال 57 اعلاميه توزيع مي شد و وقتي توسط رژيم از آن جلوگيري شد مردم ديوارنويسي مي كردند و پيش از سال 57 اتفاقات بزرگي رخ داده كه امكان خوبي براي روايت داستاني بوجود مي آورد اما نويسندگان از آن ها مطلع نيستند و لذا از آن ها غفلت مي شود.

باباخاني هشدار داد:داستان نويسان ما در زمينه انقلاب اسلامي فقر اطلاعات دارند و اگر جلوي اين فقر گرفته نشود آسيب هاي جدي اي به ادبيات انقلاب اسلامي وارد خواهد آمد.

اين صاحب نظر در عرصه ادبيات داستاني درباره انتخاب اسم داستان «عقربه ها خوابشان مي آيد» گفت: معمولا نويسندگان در انتخاب اسم داستان كه اهميت فوق العاده اي دارد وقت كمي اختصاص مي دهند و من سال هاست كه براي نام خوبي براي داستان هايي كه نوشته مي شود نديده ام. به نظر من اسم «عقربه ها خوابشان مي آيد» براي اين داستان خوب نيست و به اين داستان تحميل شده است هر متفاوت و متمايز از اسامي ديگر آثار در حوزه انقلاب است.

وي با تمجيد از نام كتاب «نورالدين پسر ايران» گفت: فارغ از اظهار نظر درباره محتواي و نوع نگارش كتاب «نورالدين پسر ايران» بايد اعتراف كنيم كه نام اين كتاب زيباست و خوب انتخاب شده است.

باباخاني در پايان اظهار كرد: اگر چه به ضعف هايي كه اين كتاب اشارهكرديم اما بايد توجه داشت كه اين داستان در قياس با داستان هاي ارسال شده به سومين جشنواره داستان در آن زمان به عنوان اثر برگزيده انتخاب شده و من معتقدم به عنوان يكي از كارهاي اوليه نويسنده، اگر از آثار اوليه نويسندگان امروز برتر نباشد، كمتر هم نيست.

معصومه عيوضي: درباره اين داستان ادعايي ندارم

در اين نشست پس از پايان بخش نقد و بررسي كتاب، معصومه عيوضي نويسنده داستان در سخناني كوتاه گفت: «عقربه ها خوابشان مي آيد» دومين اثر داستاني من بود و هيچ ادعايي درباره آن دارم.

عيوضي از نقدهاي سازنده و مفيد منتقدان و كارشناسان حاضر در جلسه قدرداني كرد و گفت: از همه انتقاد ها استفاده كردم و فقط در پاسخ مي خواستم بگويم برخي از مشكلات يا ايراد هاي ذكر شده از كل نگري آقايان و جزئي نگري خانمها سرچشمه گرفته است.
 

 

يكشنبه 3 دی 1391 - 12:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری