پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

علي الله سليمي

 

الگوهاي بيداري اسلامي در شعر انقلاب مشهود است

 

گفت و گو با عباس براتي پور، شاعر

 

عباس براتي‌پور در سال 1322 در تهران متولد شد. پس از اتمام دوران دبستان و دبيرستان در سال 1341 به استخدام نيروي هوائي در آمد چون از استعداد نسبتاً خوبي برخوردار بود، در سال 1342 به کشور آمريکا براي گذراندن دوره فني اعزام شد. درسال 1355 نيز براي بار دوم اعزام و دوره تکميلي الکترونيک را طي کرد. در طول خدمت بيشتر به آموزش زبان و الکترونيک مشغول بود تا اينكه در سال 1372با درجه سرهنگي بازنشسته شد. مدارک تحصيلي وي در رشته زبان و الکترونيک معادل ليسانس است. وي علاقه به ادبيات و شعر را از اواخر دوران دبيرستان در خود يافت. درسال 1360 با حوزه هنري آشنا شد که تاكنون با حوزه همكاري دارد. وي اولين مجموعه شعرش را با عنوان «بهت نگاه» در سال 1369 منتشركرد. از جمله فعاليتهاي ادبي وي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: اداره جلسات نقد وبررسي شعر حوزه هنري از سال ١٣٦٨ تا كنون، کارشناس شعر و دبيرکانون شاعران بنياد جانبازان به مدت شش سال (از سال ٧٤ تا ٨٠)، مسئول صفحه ادبي روزنامه رسالت از سال ١٣٧٠، عضو شوراي شعر وزارت ارشاد استان تهران و داور مسابقات شعر در سطح کشور . از کتاب هاي اين شاعر مي توان به«بهت نگاه»، «وعده ديدار »،  كتيبه شکيب»، «سيناي سبزعشق»، «باشقايق ها برادر»، « عطش عشق»، «داغ تشنگي»، «سوار مشرقي»، « در ساحل علقمه»، «ماه درفرات»، «برجبين صبح» و «زيتون و زخم»، «دل ودريا» اشاره کرد.

 

***

 به عقيده شما، آيا شعر امروز ايران به جايگاهي رسيده است كه به عنوان فصلي روشن و شاخص در گستره تاريخ شعر ايران بتوان از آن ياد كرد؟

شعر امروز ايران، پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57، سر برآورد و به رشد و نمو رسيد. در اين رويداد مبارك، حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري در مقام پيشواي فكري و فرهنگي نقش اساسي داشتند. ضمن اينكه حضرت امام(ره) خود دستي بلند در ساحت شعر عرفاني داشتند و مقام معظم رهبري نيز اهل وادي شعر متعهدانه اند. به جرات مي توان گفت در سايه انقلاب و فرهنگ انقلاب اسلامي و متاثر از فرهنگ پايداري، مجال رشد شاعران فراوان و غناي آثار شعري اين مرز و بوم فراهم شد. تا جايي كه امروز مي شود ادعا كرد؛ تاريخ ادبيات ايران هيچ گاه مانند امروز با فراواني شاعران؛ آن هم شاعراني خوب مواجه نبوده است. از سوي ديگر، خوشبختانه امروزه تعدد وسايل ارتباط جمعي سبب شده است كه شعرا، آثارشان را در معرض خوانش و قضاوت عمومي قرار دهند. اين امر كه فرصت يك مسابقه را فراهم كرده است، عاملي ديگري در كنار ذوق و استعداد و مطالعه و تاثير از دنياي پيراموني شده كه در مجموع بالندگي شعرا و شعر امروز ايران را بوجود آورده است.

 

براي ماندگاري شعر امروز ايران، شعرا بايد وارد كدام مسير و ساحت شوند؟

اگر به تاريخ ادبيات سرزمين مان نگاهي داشته باشيم در خواهيم يافت كه رمز ماندگاري آثار متقدماني چون حافظ و سعدي و مولانا و... استواري شعر آنان بر فطرت سالم و گنجينه معارف قرآن كريم بوده است. شعراي امروز ما به ويژه شاعران جوان نيز اگر در پي ماندگاري آثارشان هستند، بايد آگاهانه و از روي حس مسئوليت بيش از پيش به قرآن كريم روي بياورند. شعرا به ويژه شعراي جوان بايد بدانند كه ماندگاري با واردآوردن كلمات غيرشاعرانه و كوچه- بازاري- چنان كه برخي چنين مي كنند- محقق نمي شود. راه و رمز هماني است كه گفتم.

 

عده اي معتقدند در سال هاي اخير تعداد مخاطبان شعر کم شده است. آيا شما به عنوان يکي از پيشکسوتان شعر معاصر با اين نظر موافقيد؟

بله، يك مقدار جامعه كه به سمت صنعت و تكنولوژي رو مي آورد از شعر و ادبيات و هنر دور مي شود. امروزه بيشتر كامپيوتر، اطلاعات فني و امثال اين ها براي جوانان جذاب است و مخاطبان شعر كمتر شده اند. البته شعر يا هر هنر ديگري مخاطب خاص خودش را دارد اما در دوره هاي مختلف ممكن است بنا به مقتضيات زمانه ميزان اين مخاطبان كم و زياد شود. به هر حال در هر دوره اي ميزان مخاطبان شعر با مخاطبان عرصه هاي ديگر داراي نسبتي است.

 

 شمارگان کتاب هاي شعر به شدت پايين آمده و استقبال چنداني از مجموعه هاي شاعران جوان تر نمي شود. شما در اين باره چه نظري داريد؟

من قبلاً هم اين مطلب را در بعضي از مصاحبه ها گفته ام كه وزارت ارشاد بايد يك واحد مميزي داشته باشد و به هر مجموعه شعري مجوز چاپ ندهد؛ در جلساتي كه خودم اداره مي كنم- در حوزه هنري- مي بينم دوستاني مي آيند شعري مي خوانند يا خواهان چاپ مجموعه اي هستند كه اين آثار نه داراي استحكام لازم اند و نه حتي- در بعضي اوقات- رعايت وزن در آنها شده؛ خب! خيلي از انتشاراتي ها هزينه چاپ را از اين آقايان و خانم ها مي گيرند و كار را چاپ مي كنند. تكليف خواننده اين وسط چيست شاعري كه مي خواهد شعر كلاسيك بگويد اما در وزن و قافيه ايراد دارد يا ندارد اصلاً حرف تازه اي ندارد؛ يا شاعري كه مي گويد «شعر سپيد مي گويم» اما كمترين آشنايي با اصول و شگردهاي آن ندارد پيش مخاطب چه مرتبه اي بايد داشته باشد تا كتابش خوانده شود بعد همين آقايان و خانم ها مي آيند اين كتاب هاي چاپ شده را مي آورند پهلوي ما و وقتي مي گوييم اين ايراد و آن ايراد را دارد، مي گويند «چه كارش كنيم حالاكه چاپ شده!» اين مسائل را پيش از چاپ بايد رفع و رجوع كرد تا مخاطبان نسبت به بازار كتاب شعر دلسرد نشوند.

 

فرض كنيم كه مجموعه شعرهاي خيلي خوبي هم در جامعه داشته باشيم. الان تيراژ واقعي كتاب هاي شاعران نام آشنا چقدر است؟

بله! درست است! الان تيراژ بيشتر از دو تا سه هزار نسخه نيست، مگر اين كه به چاپ دوم و سوم برسد. من قبول دارم. ما بايد ذوق جامعه را نسبت به كتاب و شعر افزايش دهيم. اگر اين رويكرد به شعر، بيشتر متوجه شود بهتر است. فقط به داستان نپردازند. اگر كتاب هاي كم حجم به معرفي شاعر يا شاعراني اختصاص يابد تا جامعه تا عموم جامعه با آنها آشنا شوند در بازار نشر خيلي تاثير گذار خواهد بود چون جامعه بعد از اين آشنايي مقدماتي، به سراغ مجموعه هاي كامل آن شاعر مي رود و آن را خريداري مي كند و مي خواند. مي شود ساعات خاصي را هم در تلويزيون ايران به معرفي شاعران اختصاص داد. البته نبايد اين معرفي، سليقه اي باشد بلكه ملاك، شهرت در بين خواص و صاحب سبك بودن شاعر باشد.

 

يکي از فعاليت هاي شما در حوزه شعر، تأسيس کانون شعراي جانباز بوده است. در اين باره بيشتر توضيح مي دهيد؟

بله، سال ها پيش معاونت فرهنگي بنياد جانبازان از من دعوت کردند که آثار برخي شاعران جانباز را گردآوري کنم و هنگامي که کار آغاز شد ، فهميديم تعداد جانبازاني که شاعرند در حدي هست که کانون شعراي جانباز را تاسيس کنيم . اين کانون در سال 74 تاسيس شد و ماحصل آن دو مجموعه بود. اولين مجموعه «با شقايق ها ، برادر» نام داشت که شامل اشعار 50 شاعر جانباز از جمله 5 غزل از رهبر معظم انقلاب بود و پس از آن «سرمستان وصال» منتشر شد که شامل 35 شعر از جانبازان و از جمله 3 غزل تازه رهبر معظم انقلاب بود. همچنين مجموعه هايي به نامهاي «کتيبه شکيب»، «سيناي سبز عشق»و «در وادي حيرت» از شعراي ديگر در خصوص جانبازان منتشر کرديم که با تغيير مديريت، واحدهاي شعر و داستان تعطيل شد اما من همچنان با هنرمندان جانباز در ارتباط هستم.

 

يکي از بخش هاي اصلي فعاليت شما در حوزه شعر مربوط به اشعار عاشورايي است. در اين زمينه سئوالي که مطرح است، اين که صرف تصويري شدن براي اشعار عاشورايي ممکن است اين حوزه از شعر را در رسالت مضامين متعالي آن دور کند، بر اين اساس شما مولفه‌هاي اصلي شعر عاشورايي را چه مي‌دانيد؟

 به طور کلي ادبيات عاشورايي از گودال قتلگاه شروع مي‌شود. آنجايي که حضرت امام حسين (ع) مي‌فرمايند:«اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد». بر اين اساس مسلما هيچ پديده‌اي ماندگار نشده و نخواهد بود مگر اينکه به زيور هنر آراسته شود و ادبيات خود زينتي است که در قالب هنر بيان مي‌شود؛ زيرا به هر جهت اين موارد ابزار هنري هستند که  واقعه عظيم عاشورا را به تصوير مي‌کشند و از اين منظر اين رويداد بزرگ را در قالب هنر بيان مي‌کنند و به طور حتم ادبيات به عنوان بخشي از هنر به واسطه رسالت و زيبايي کلمات اين قابليت را دارد که تجلي گر عاشورا باشد.

 

اگر بخواهيم از منظر نقدي نو و پرداختي تازه به شعر آييني و شعر عاشورايي بپردازيم در اين وادي چه مواردي مي‌تواند اهميت بيشتري داشته باشد؟

 هرچه از واقعه عاشورا مي‌گذرد، دريچه‌هاي تازه و متعددي به ادبيات عاشورا گسترده مي‌شود، در يک عبور کوتاه تاريخي از رهگذر شعر عاشورايي اگر از اشعار سنايي و خاقاني تا محتشم کاشاني و شعراي قرن دهم و سپس عمان ساماني در «گنجينه الاسرار» و فواد کرماني که بگذريم؛ مي‌بينيم هريک از آنها از دريچه‌هاي متعدد به اين واقعه نظر افکنده‌اند، برخي به پيام عاشورا توجه نموده‌اند، برخي به مقام عرفاني و برخي به حادثه عشق در عاشورا که اين خود گوياي آن است که عاشورا همچون دانشگاهي است که همه رشته‌هاي زيبايي شناختي معنوي را بيان مي‌کند؛ ايثار، شهادت، عشق، مروت، گذشت و همه مفاهيم متعالي را به تصوير مي‌کشد و شعرا نيز بايد با توجه به اين زوايا اين واقعه عظيم را به تصوير کشيده، بيان کنند.

 

به طور کل رسالت عظيم عاشورا چگونه در جهان ادبيات متجلي شده است؟

هنرمند مفسر رويدادها و نکات است؛ وقتي که عمان ساماني از ديدگاه عشق و عرفان به رويداد عاشورا مي‌نگرد و دفتري را از اين رهگذر به سروده هايي اين چنين اختصاص مي‌دهد و يا مرحوم صفي عليشاه در «زبده الا‌سرار» و ديگر شعراي بلندنام، طي طريق ما را در ادبيات عاشورايي نشان مي‌دهد و تا به امروز مي‌رسد که قالب‌هاي شعري عوض مي‌شود، قدما در قالب کلاسيک شعر مي‌گفتند و الان بيشتر اشعار در قالب آزاد سروده مي‌شود، وقتي که شاعر نمي تواند همه مضامين را در قالب کلاسيک بيان کند، با انتخاب قالب آزاد، سپيد و شعر نو مي‌تواند ظرايف و دقائق را بيان کند، پس بنابراين ادبيات عاشورايي يک ادبيات پويا است که هرچه ذهن و زبان پيش مي‌رود در ادبيات عاشورا و درباره ادبيات عاشورا ديدگاه‌هاي تازه اي کشف و زواياي نويي پيدا مي‌شود و پويايي اش تا بدان جا است که امروز ملت ها را بپا خيزانده است، ادبيات عاشورا و عاشورا صرفا منحصر به شيعيان و ايراني ها نيست و تنها به گستره مسلمانان ارتباط پيدا نمي کند بلکه به همه انسانها و همه کساني که پوياي راه حق و عدالت هستند مرتبط است، امروز در کشورهاي غير شيعي غير مسلمان با تاسي از ادبيات عاشورا قيام‌هاي اسلامي صورت مي‌گيرد و کلام امام حسين(ع) را که فرمود:« هيهات من ذله» شعار و رهنمون آنهاست، پس بنابراين ادبيات عاشورا ادبياتي است پويا که روز به روز دارد زواياي مختلفي را کشف مي‌کند و پويايي خودش را در هنر نشان مي‌دهد.

 

ما در بخشي از ادبيات عاشورايي همواره راوي بوده‌ايم؛ اما اين حوزه کمتر نقد شده است، آيا فکر مي‌کنيد در مرحله آسيب شناسي و در شعر معاصر، نقاط ضعفي در پرداخت به شعر عاشورايي وجود داشته است؟

 عاشورا محل اشکال نيست، اين اشکال از هنرمند است و نقد ادبيات عاشورا مي‌تواند کارساز باشد، نقد به مثابه آيينه که تمام نکات را اعم خوبي ها، نکات مثبت و نکات منفي منعکس مي‌کند، بنابراين بايد هنرمند توجه داشته باشد اگر نقدي روي کارش مي‌شود آن را اصلاح کند، زيرا مسلما هيچ کس جز ائمه معصومين و پيامبر کامل نيست و همه ممکن است در گفتار يا رفتارشان خطايي سر زند که اين خطاها و نکات منفي را که به عنوان آسيب شناسي بيان مي‌کنيم بايدبرطرف گشته و اصلاح شود، من منکر نقد ادبيات عاشورا نيستم و به نظر من بايد حتما اين کار انجام شود.

 

از کرامات حضرت سيدالشهدا (ع) از رهگذر زندگي شخصي تان و سرودن اشعاري در اين باب بگوييد.

‌ائمه معصومين(ع) و امام حسين (ع) آنقدر بزرگوارند که هميشه عنايتشان شامل احوال عاشقان، دوستان، هنرمندان و شاعران عاشورايي بوده است و من همه زندگي ام را مديون امام حسين (ع)هستم و غير ممکن بوده شعري براي امام حسين (ع)گفته باشم و از سوي او عنايتي کسب نکرده باشم.

 

عده اي معتقدند شعر انقلاب اسلامي به ويژه در بخش جوانان در جايي مانند حوزه هنري به اعتلا رسيده است. نظر شما درباره اعتلاي شعر جوانان در حوزه هنريچيست؟

مطرح كردن شاعران جوان راه خوبي براي حركت به سمت شعر فاخر معاصر است. حركتي كه بايد به آن ارج نهاد زيرا به وسيله چنين كارهايي همانطور كه مقام معظم رهبري هم به آن معتقدند آثار اين جوانان منتشر شده و به مخاطبان معرفي مي شود. نظر من اين است كه بهترين جايي كه مي تواند چنين كاري را انجام دهد حوزه هنري است زيرا هميشه متولي چنين برنامه هايي بوده است. كنگره شعر دفاع مقدس يا جشنواره‌هايي مانند اين را برگزار مي كنند، اما به نظر من حوزه هنري از هر لحاظ براي پرداختن به اين موضوعات واجد شرايط است. برگزاري چنين جشنواره هايي باعث انتخاب گروهي از شاعران جوان مي شود و اين نگاهي خواهد بود براي اين جوانان كه در اين زمينه كار مي كنند. بسياري از جوانان ما هستند كه استعداد خوبي دارند اما از آنان دعوت نشده است و جايي براي بروز استعدادهاي خود نداشته اند. به نظر من يكي از كارهاي مفيدي كه حوزه هنري مي تواند براي اين جوانان نوقلم انجام دهد اين است كه آثار شاعران برتر را به صورت مستقل يا به صورت مجموعه اي از آثار چند شاعر منتشر كند. از سوي ديگر اين جشنواره و پرداختن به مسائل مربوط به انقلاب مي تواند پادزهري خواهد بود براي تفكرات مسمومي كه ممكن است جوانان ما را تهديد مي كند. اينكه جوانان تشويق شوند تا مضامين مربوط به انقلاب را در اشعار خود مطرح كنند موجب مي شود آرمان هاي انقلاب ادامه پيدا كند و اگر آسيب هايي وجود داشته باشد با آن مقابله شود.

 

برکات شعر انقلاب اسلامي را در چه مواردي مي دانيد؟ آيا شعر انقلاب توانسته است تاثير خود را در جهان اسلام بر جا بگذارد؟

ادبيات متاثر از زمان و جامعه است و به تناسب حائز نقش مهمي در تحولات جامعه است و از اين روست كه شعرا توانسته اند با بيان دقيق خود ملت را به بيداري سوق بدهند و شاعري كه در جوامعي چون بحرين شعري سروده و به جامعه عرضه مي كند به واقع شورش و هيجاني در متن تفكر جامعه ايجاد مي كند. شعر بيداري اسلامي نقش مهمي در استقلال كشورها دارد و نبايد از چنين مسئله اي غافل ماند، وانگهي ادبيات پايداري در ايران از جايگاه ارزشمندي برخوردار است و پيوندهاي آن با انقلاب شكوهمند اسلامي و دفاع مقدس منجر به خلق آثاري شده است كه الگوهاي بيداري اسلامي به خوبي در آنها مشهود است. هنرمند متاثر از زمان خودش است و هيچ رويدادي ماندگار نخواهد شد مگر آنكه به زيور هنر آراسته شود، ماندگاري آثار فاخري كه در زمينه ادبيات شاهد آن هستيم به دليل آن است كه در قالب هنر بيان شده اند و هر اثري كه ماندگار شده است واجد اين مضمون است، پس بايد از اهميت شعر و ادبيات و نقش مهم آن در تحولات اجتماعي غافل نشويم. شاعر و نويسنده بايد بتواند شرايط زمان خود را هضم كند و با بينشي گسترده آن را به زبان شعر يا داستان در بياورد، بنابراين نوشتن و دست به قلم بردن امر خطيري است كه تنها متوجه يك نفر و يك قوم نمي شود بلكه جهاني از معاني در پيش روي همه قرار مي گيرد

 

 

 

 

 

يكشنبه 3 دی 1391 - 12:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری