يكشنبه 2 مهر 1396 - 23:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران

 

شفاعت در قرآن کريم

 

 

چکيده

موضوع شفاعت از اصول مسلّم اسلام است که روايات زيادي از طريق شيعه و اهل سنت درباره آن نقل شده است. در قرآن کريم نيز آيات متعددي درباره آن وجود دارد. مانند آيات 43 تا 48 مدثّر که خداوند متعال عده اي از کساني را که شفاعت شامل حال آنها نمي شود نام برده است.

تمام علماي اسلام شفاعت را قبول دارند، ولي دربعضي خصوصيات و شرايط آن با يکديگر اختلاف نظر دارند.

در بحث شفاعت در قرآن سه دسته آيات وجود دارد:

 

1) دسته اي شفاعت را مختص خداوند مي داند.(سجده، 40؛ انعام، 51؛ زمر،44)

2) دسته اي شفاعت را مشروط به اذن الهي مي داند.(بقره،255 ؛ يونس،3؛ سبأ،23)

3) دسته اي مطلقاً شفاعت را نفي مي کند.(بقره،48؛ بقره،254؛ يونس،18)

 

ما در اين مقاله شفاعت در قرآن کريم را مورد بررسي قرار داده ايم.

 

جملات کليدي

1- آياتي که شفاعت را از آن خدا مي داند.

2- آياتي که شفاعت را به اذن خدا مي داند.

3- آياتي که شفاعت را نفي مي کند.

4- رواياتي که شفاعت را به پيامبر(ص)، مؤمنين، انبياء، علماء و شهداء نسبت مي دهند.

5- رواياتي که شفاعت را به بعضي از اعمال مانند رحم و امانت داري نسبت مي دهند.

6- رواياتي که مفادشان اين است که همه مردم در قيامت نيازمند شفاعت پيامبر اکرم (ص) مي باشند.

 

مقدمه

يکي از مزايايي که خداي متعال به مؤمنان اختصاص داده اين است که اگر مؤمن ايمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ کند که باعث سلب توفيق و سوء عقاب و سرانجام شک و ترديد يا انکار نشود و خلاصه در يک جمله اگر با ايمان از دارِ دنيا برود؛ به عذاب ابدي مبتلا نخواهد شد، جهنم برايش ابدي نخواهد بود ، گناهان کوچکش به واسطه اجتناب و دوري از گناهان کبيره بخشوده شده و گناهان بزرگش به وسيله توبه کامل و مورد قبول پروردگارش آمرزيده مي شود، و اگر موفق به چنين توبه اي نشد، تحمل گرفتاري ها و مصائب دنيا بارگناهانش را سبک مي کند و سختي هاي برزخ و عواقب آغازين رستاخيز ناخالصي هايش را مي زدايد و اگر بازهم از آلودگي گناهان پاک نشد به وسيله شفاعت که مظهر تجلي بزرگترين و فراگيرترين رحمت الهي دراولياء خدا به ويژه رسول اکرم و اهل بيت گراميش (عليهم الصلوة و السلام) مي باشد، از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت.

برحسب روايات فراوان «مقام محمود» که درقرآن کريم به رسول اکرم (ص) وعده داده شده، همين مقام شفاعت است و نيز آيه شريفه «و لسوف يعطيک ربک فترضي؛ و همانا پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوي» اشاره به آمرزش الهي است که به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال کساني که استحقاق دارند، مي شود.

بنابراين بزرگترين و نهايي ترين اميد مؤمنان گنه کار، شفاعت است ولي د رعين حال نبايد از مکر الهي ايمن شوند و بايد هميشه بيمناک باشند که مبادا کاري از آنها سرزده باشد يا سربزند که موجب سوء عاقبت و سلب ايمان درهنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنيوي به حدي در دلش رسوخ يابد که العياذ بالله با بغض خداي متعال از اين جهان برود، بدان جهت که مي بيند اوست که به وسيله مرگ بين او و محبوب ها و معشوق ها جدايي مي افکند.

 

بيان مسئله

اگر چه سراسر وجود و هستي ما از آن خداست و در هر لحظه غرق در درياي فيض الهي هستيم، اما خداي تعالي فيوضات خاصي دارد که شامل حال همه افراد نمي شود، بلکه متوقف بر اعمال و افعال اختياري اي است که هرکس موفق به انجام آن اعمال گردد از آن فيوضات بهره مند مي شود.

هم چنين با توجه به تفاوت و اختلافي که بين اين افعال به عنوان اسباب تحصيل آن فيض ها وجود دارد خود اين فيض ها نيز مختلف مي شود. به گونه اي که فيض خاصي که از راه يک فعل معين عايد انسان مي شود با فيض خاص عمل ديگر تفاوت دارد و اين دو قابل جانشيني و تبديل نيست که از راه ديگري کسب شود.

هريک از اعمال نيک و صالح ديگر نيز سبب فيض خاصي هستند که اين فيض هاي خاص جز از راه انجام فعل اختياري خاص خودشان حاصل نمي شود. براين اساس مي توان گفت حتي ملائکه الهي نيز که موجوداتي تام التجرّد بوده و جميع کمالات ممکنه نوع خود را بالفعل داراست از آنجا که در کارهاي خود مختار نيستند، نمي توانند لذت خاصي را که از راه انجام يک فعل اختياري براي ما قابل درک است ادراک کنند.

هدف از اين توضيحات اين است که بگوئيم، شفاعت نيز مانند ساير فيوضات حق تعالي سبب و مجراي خاصي دارد، اگر اين سبب فراهم نشود، اين فيض هرگز به کسي نخواهد رسيد و اين اسباب نيز همچون ساير اسباب فيض هاي الهي جز از راه افعال اختياري قابل تحصيل نيست.

 

اهداف مسئله

اهداف شفاعت : هدف شفاعت تحريک بي گناه نيست ، بلکه عبارت است از:

 

1) اميد دادن به انسان و ريشه نااميدي او را ازبين بردن، چرا که انسان اميدوار مي شود که زمينه نجات هست و سعي مي کند خود را به آن مرحله برساند.

2) ارتباط معنوي و شيعيان با اولياء خدا پيدا نمودن.

 

اهميت و ضرورت مسئله

اهميت و ضرورت شفاعت از آنجا آشکار مي شود که هيچ انساني به غير از چهارده معصوم (ع) و گروهي از صالحان ديگر بدون اشتباه و گناه نبوده و اگر ايشان بعد از انجام معصيت اميدي به شفاعت نداشته باشند، اگر افرادي نباشند که بتوانند گناهکاران را شفاعت کنند در اين صورت گناهکاران از درگاه خدا نااميد شده و دچار يأس و نااميدي مي شوند که بزرگترين گناه است.

لذا درچنين مواقعي اميد به شفاعت اولياي الهي است که انسان گناهکار را اميدوار ساخته و او را به راه راست بر مي گرداند.

 

معناي لغوي شفاعت

شفاعت در عرف مردم همان وساطت قوي از ضعيف مي باشد و در لغت از ماده شفع و شفيع گرفته شده و معناي جفت در مقابل فرد است. زيرا شخص شفيع به کمک فردي که شايستگي شفاعت را دارد؛ گرچه کمبودي داشته يا براثر جهل و ناداني گناه يا گناهاني را مرتکب مي رود و او را از عذاب اخروي يا از مشکلات دنيوي نجات مي دهد. (درّي اصفهاني،علي، شفاعت، 1378،انتشارات امّ ابيها،دوم،جلد 5000،ص 15)

 

معناي اصطلاحي

براي شفاعت اصطلاحي سه معنا وجود دارد.

 

1- تمام علماي شيعه و اکثر اهل تسنّن مي گويند شفاعت يک نوع وساطت درمغفرت و عفو و بخشيدن گناهان است. يعني شخص قوي از شخث ضعيف دستگيري مي نمايد و او را به مقامي برساند يا از عذابي برهاند.

2- همانطوري که اعمال وکردارهايي که انسان در دنيا مرتکب گرديده در آخرت تجسّم و تمثيل پيدا کند.

يعني روابط معنوي که در اين جهان بين مردم برقرار است در جهان پس از مرگ، صورت عيني و ملکوتي به خود مي گيرد.

زماني که يک انسان سبب هدايت انسان ديگر شود رابطه رهبري آنها در روز قيامت به صورت عيني در مي آيد و زماني که يک انسان سبب گمراهي انسان ديگر مي گردد، رابطه رهبري آنها نيز در روز قيامت به صورت عيني در مي آيد.

3- معناي سوم معنايي است که معتزله قائل اند و مي گويند هدف و غرض از شفاعت فقط بالا بردن مقام و درجات معنوي است که اولياء خداوند انجام مي دهند و شخص را از مقامي به مقام بالاتر
مي برند و معناي اول شفاعت را که همان دستگيري از گناهکاران است را منکرند و به اصطلاح
مي گويند گناهکاران هيچ موقع مورد شفاعت واقع نمي شوند و بلکه براي هميشه در دوزخ
مي سوزند. (درّي اصفهاني،علي، شفاعت، 1378،انتشارات امّ ابيها،دوم،جلد 5000،صفحه 20-16)

 

آيات مربوط به شفاعت

آياتي که درزمينه شفاعت در قرآن آمده به چند دسته تقسيم مي شود که به بيان آن مي پردازيم:

 

1) آياتي که شفاعت را از آن خدا مي داند:

 

- «الله الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم استوي علي العرش ما لکم من دونه من ولي و لا شفيع افلا تتذکرون: اوست الله که آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد و سپس بر عرش مسلط گشت شما به غير از او سرپرست و شفيعي نداريد آيا باز هم متذکر نمي گرديد.»

 

- «ليس لهم من دونه وليٌ و لاشفيعٌ؛ به غير او ولي و شفيعي برايشان نيست.»(انعام، 51)

 

- «قل لله شفاعه جميعاً؛ بگو شفاعت همه اش مال خداست.» (زمر، 44) (طباطبائي، سيد محمد حسين ،ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامي ، جلد اول، ص235)

 

2) آياتي که شفاعت را مشروط به اذن خدا مي داند:

 

- «له ما في السموات و ما في الأرض من ذالذي يشفع عنده الا بإذنه يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم؛ از آن اوست آسمانها و زمين ، کيست که بدون اذن او شفاعتي کند؟ او مي داند اعمالي را که يک يک آنها کرده اند و هم چنين آثاري که از خود به جا نهاده اند» (بقره، 255)

 

- «ان ربکم الذي خلق السموات و الارض في سته ايام ثم الستوي علي العرش يدبر الامر ما من شفيع الا من بعد اذنه ؛ به درستي پروردگار شما تنها الله است که آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد آن گاه بر عرش مسلط گشته، تدبير امر نمود، هيچ شفيعي نيست مگر بعد از آن که او اجازه دهد.» (يونس، 3)

 

- «لايملکون الشفاعه عنده الا لمن اذن له؛ شفاعت نزد او براي کسي سودي نمي دهد، مگر کسي که برايش اجازه داده باشد.» (سبأ، 23)

 

- «لا يملو الشفاعه الا من اتخذ عند الرحمن عهداً؛ مالک شفاعت نيستند مگر تنها کساني که نزد خدا عهدي داشته باشند.» (مريم، 87)

 

- «و کم من ملک في السموات لاتغني شفاعتهم شيئاً الا من أذن الله لمن يشاء و يرضي؛ چه بسيار فرشتگان که در آسمان هايند و شفاعتشان هيچ سودي ندارد مگر بعد از آن که خدا براي هرکس بخواهد اذن دهد.» (نجم، 26) (طباطبائي،سيّدمحمدحسين،1363،ترجمه تفسير الميزان ،جلد اول، ص 236 و 235)

 

3) آياتي که شفاعت را نفي مي کند:

 

- «وتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيئاً و لايقبل منها شفاعه و لا يؤخذ منه عدلاً و لا هم ينصرون؛ بپرهيز از روزي که احدي به جاي ديگري جزاءداده نمي شود و از او شفاعتي پذيرفته نيست و از او عوضي گرفته نمي شود و هيچ کس از ناحيه ي کسي ياري نمي گردد.» (بقره، 48)

 

- «يوم لا بيعٌ و لا خلهٌ و لا شفاعهٌ؛ روزي که نه د رآن خريد و فروشي است و نه رابطه دوستي » (بقره، 254)

 

- «وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هََّؤُلاََّءِشُفَعََّؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ اءَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِى السَّمَوَتِ وَلاَ فِى الاَْرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَلَى عَمَّا يُشْرِكُونَ؛ به غير از خدا چيزي را مي پرستند که نه ضرري برايشان دارد و نه سوديبه ايشان مي رساند ؛ مي گويند: اين ها شفيعان ما به نزد خدايند، بگو آيا به خدا چيزي ياد مي دهيدکه خود او در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟ منزه و والاست از آن چه ايشان برايش شريک مي پندارند. » (يونس، 18)

 

- «ما للظالمين من حميمٍ و لا شفيعٍ يطاعُ؛ ستمکاران نه دوستي دارند و نه شفيعي که سخنش خريدار داشته باشد.» (طباطبائي،سيّدمحمدحسين،ترجمه تفسير الميزان، جلد اول، ص 234و235)

 

آيا آيات مربوط به شفاعت، آيات متشابهي است؟ آيات متشابه، آن دسته از آيات است که به جهت افعال و صفات خداوند با افعال و صفات بندگان مقصود راستين آن روشن نباشد و هاله اي از ابهام و احتمال آن را فراگرفته باشد و سرانجام معناي اصلي آيه به غير آن مشتبه گردد.

 

با چنين ويژگي هايي آيات متشابه در آيه هاي شفاعت وجود ندارد و هدف هر آيه اي از آيه هاي شفاعت با درنظر گرفتن عبارات پيشين و پسين آنها بسيار روشن است و اگر نياز به بحث و تفسير آنها نشانه ي متشابه بودن آنها باشد بايد گفت بيشتر آيات قرآن شبيه يکديگر است، زيرا دريافت بيشتر آنها نيازمند بحث، شرح و تفسير است. (آيت الله جعفرسبحاني،شفاعت و زيارت،انتشارات کانون انديشه جوان، جلد سوم،ص83)

 

روايات مربوط به شفاعت

علاوه بر آيات متعدد قرآني، روايات فراواني از طريق شيعه و سني از رسول اکرم (ص) نقل گرديده است. شايد به جرأت بتوان گفت که از همه ائمه معصومين در زمينه شفاعت روايت داريم و اين روايات هرگونه ابهام و شک و ترديدي را در زمينه شفاعت از بين مي برد و موجبات يقين را براي حقيقت جويان با انصاف فراهم مي سازد.

همانطور که گفته شد در زمينه شفاعت هم از طريق اهل سنت و هم از طريق شيعه اخبار فراواني به دست ما رسيده است؛ نخست به ذکر چند روايت که از طريق اهل سنت از پيامبر اکرم (ص) رسيده است مي پردازيم و سپس اخبار شيعه را در زمينه ي شفاعت بررسي مي کنيم.

 

اخبار اهل سنت

قال رسول الله(ص): «شفاعتي نائله ان شاءالله من مات لايشرک بالله شيئاً؛ از شفاعت من اگر خدا بخواهد آن کسي برخوردار خواهد شد که بميرد در حالي که هيچ گونه شائبه شرکي نسبت به خداوند در دلش نباشد.»

 

قال رسول الله(ص):« قوله تعالي، عسي ان يبعثک ربک مقاماً محموداً؛ هو المقام الذي اشفع لأُمتي فيه؛ منظور از مقام محمود درآنجا که خداوند مي فرمايد اميد است که خداوند تو را به مقام محمود برگزيند مقامي است که من د رآن براي امتم شفاعت مي کنم.»

 

اخبار شيعه

 

قال رسول الله (ص):« ثلاثه يشفعون الي الله فيشفعون الأنبياء،ثم العلماء ثم الشهداء؛ سه گروهند که درنزد خداوند براي گنهکاران شفاعت مي کنند و شفاعتشان مورد قبول واقع مي شود؛ نخست انبياء سپس علماء پس از آن شهدا»

 

قال رسول الله (ص):«انما الشفاعه لأهل الکبائر من امتي؛ شفاعت من فقط براي کساني از امتم
مي باشد که مرتکب گناهان کبيره شده اند»

 

قال اميرالمؤمنين (ع):« لنا شفاعه لأهل مودّتنا شفاعه؛ براي ما و نيز اهل مودت و دوستي ما حق شفاعت وجود دارد.»

 

قال الصادق (ع):« من انکر ثلاثه النبياء فليس من شيعتنا المعراج و المسئله في القبر و الشفاعه؛ هرکس منکر سه چيز شود از شيعيان ما محسوب نمي شود معراج پيامبر، سوال در قبرو مسئله شفاعت»

 

قال الصادق (ع):« نَجد ربنا و نُصلي علي نبينا و نَشفع لِشيعتنا فلا يردّنا ربّنا؛ ما پروردگارمان را تمجيد مي کنيم و بر پيامبرمان درود مي فرستيم و براي شيعيانمان شفاعت مي کنيم وخداوند نيز درخواست ما را رد نمي کند.»

 

قال الرضا (ع):« من کذب بشفاعه رسول الله(ص) ام تناله؛ هر کس شفاعت رسول خدا(ص) را تکذيب کند مشمول آن نخواهد شد.»

 

با توجه به آيات متعدد قرآني و روايات فراواني که از شيعه و اهل سنت در زمينه شفاعت وجود دارد انکار و تشکيک درآن هرگز براي اهل تحقيق و انصاف ممکن نيست.

 

جمع بندي روايات در باب شفاعت

 

آنچه از روايات در اين جا ذکر گرديد تعداد کمي از روايات متعددي است که در زمينه شفاعت به معناي گسترده به ما رسيده است، ما در اين جا براي رعايت اختصار از ذکر بقيه روايات اين باب که درکتب احاديث آمده ، معني گوناگون و اصطلاح شفاعت در لسان شرع را نيز بيان مي کنيم.

 

به طورکلي ميتوان اين روايات را به سه دسته تقسيم کرد:

دسته اول: رواياتي است که شفاعت را به پيامبر اسلام (ص) و اهل بيتشان مؤمنين و يا گروه هاي خاص ديگر مثل انبياء و شهدا نسبت مي دهند و در بعضي از روايات آمده است که همسايه نيز درباره همسايه شفاعت مي کند.

دسته دوم: رواياتي است که شفاعت را به بعضي از اعمال نسبت مي دهند به عنوان مثال در روايتي شفاعت به رحم و امانت داري نسبت داده شده است.

دسته سوم: رواياتي است که مفادشان اين است که همه مردم (ظاهراً بدون استثنا) در قيامت نيازمند شفاعت پيامبر اکرم (ص) مي باشند.

 

اگر بخواهيم معناي عام و واقعي براي شفاعت (با توجه به گونه هاي مختلف آن) ارائه دهيم بهتر اين است که بگوئيم شفاعت همان واسطه شدن در درگاه الهي است و اين گروه ها، اشخاص و يا افعال که در روايات به عنوان شفيع مطرح مي شوند هريک به نوبه خود مجرايي از مجاري فيض باري تعالي هستند و وسائط و کانال هاي جريان لطف و رحمت خداوندي به شمار مي روند. يعني همان گونه که هريک از فيوضات الهي سبب و مجراي خاصي دارد فيض شفاعت الهي نيز سبب و کانال خاصي دارد.

 

شفاعت از چه کساني صادر مي شود؟

با مراجعه به آيات و روايات مي توان شافعان روز جزا و ويژگي هاي آنان را شناخت.

برخي از آنها عبارتند از:

1) رسول گرامي اسلام(ص):

قرآن مجيد خطاب به پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد« و لسوف يعطيک ربک فترضي؛ به زودي پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردي» (ضحي، 6)

در روايات عطاي الهي به شفاعت آن حضرت تفسير شده است و نيز از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «ذخرت شفاعتي لأهل الکبائر من امتي؛ شفاعت خود را براي گناهکاران از امّتم که مرتکب گناهان بزرگ شده باشند، ذخيره کرده ام.»

2) امير المؤمنين(ع):

پيامبر گرامي اسلام درباره يشفاعت اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود:«اني لا شفع يوم القيامه فأشفع و شفع عليُ فيشفع؛ من در روز رستاخيز شفاعت مي کنم و شفاعتم پذيرفته مي شود و علي نيز شفاعت مي کند و شفاعت او پذيرفته مي شود.»

3) فاطمه الزهراء (س) :

از پيامبر اکرم(ص) درباره شفاعت فاطمه (س) وارد شده است: «ايما إمراه في اليوم واليله خمس صلوات و صامت شهر رمضان و حجت بيت الحرام و زکت مالها و اطاعت زوجها و والت علياً بعدي دخلت بشفاعه ابنتي فاطمه؛ هر زني که نمازهاي پنج گانه اش را بخواند و روزه ي ماه رمضان را بگيرد و در صورت استطاعت به زيارت خانه خدا برود و زکات مالش را بدهد و از همسرش اطاعت کند و پس از من، علي را به امامت بپذيرد به شفاعت دخترم فاطمه وارد بهشت خواهد شد.»

4) اهل بيت پيامبر(ص):

در روايتي از رسول گرامي اسلام (ص) نقل است که فرمود: «و يشفع اهل بيتي فيشفعون؛ و اهل بيت من شفاعت مي کنند و شفاعتشان پذيرفته مي شود.»

5) پيامبران الهي:

پيامبر اکرم(ص) فرموده اند: «يشفع الأنبياء في کل من کان يشهد لااله الا الله مخلصاً؛ پيامبران الهي براي کساني که از روي اخلاص به يگانگي خدا گواهي داده اند شفاعت مي کنند.»

6) فرشتگان:

افزون بر آيات 26 تا 28 سوره انبياء، آيه 86 زخرف، آيه 26نجم و روايات نيز بر شفيع بودن فرشتگان دلالت مي کند از جمله در بخشي از روايتي که از پيامبر اکرم(ص) نقل شده آمده است:«يشفع النبيّون و الملائکه؛ پيامبر و فرشتگان و ... شفاعت مي کنند»

7) شهيدان:

درباره شفاعت شهيدان راه خدا و دين از پيامبر نقل شده است « يشفع الشهيد في سبعين انساناً من اهل بيته، شهيد راه خدا براي هفتاد تن از خويشاوندان خود شفاعت مي کند.»

8) دانشمندان و عالمان دين:

امام صادق(ع) مي فرمايد«اذ کان يوم القيامه بعث الله العابد فإذا وقفا بين يدي الله عزوجل قيل للعابد انطلق الي الجنه و قيل للعالم قف تشفع للناس بحسن تأديبک بهم؛ روز رستاخيز که عالم و عابد محشور مي شوند، هنگامي که درپيشگاه الهي بايستند به عابد گفته مي شود برو به بهشت و به عالم و دانشمند گفته مي شود بايست و آنها را که آموزش داده اي شفاعت کن.»

 

9) آموزگاران و حافظان قرآن که به آن عمل مي کنند:

در اين باره حضرت علي (ع) از پيامبر گرامي(ص) نقل مي کند: »من تعلم القرآن ، فاستظهر، فأحل حلاله و حرم حرامه ادخله الله به الجنه و شفعه في عشيره من اهل بيته کلهم قد وجبت له النار؛ کسي که قرآن را بياموزد و حفظ کند و حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بداند، خداوند او را به دليل اهل قرآن بودن به بهشت وارد مي سازد و شفاعت او را درباره ده تن از خويشاوندانش که همه سزاوار آتش اند مي پذيرد.»

10) خويشاوندان:

پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: «الشفعاء خمسه و ...الرحم ؛ شفاعت کنندگان پنج طايفه اند ... يکي از آنان خويشاوندان هستند.»

نيز از امام صادق(ع) نقل است: «يشفع الحميم حميمه؛ خويشاوند، خويشاوند خود را شفاعت
مي کند.»

11) همسايگان:

امام صادق(ع) در اين باره فرموده اند:«الجار يشفع الجار؛ همسايه، همسايه خود را شفاعت
مي کند.»

12) مومنان:

از امام صادق (ع) درباره شفاعت مؤمنان پرسيده شد که آيا مي توانند خويشاوندان خود را شفاعت کنند؟ فرمود: نعم، المؤمن يشفع فيشفع، آري مؤمن شفاعت مي کند و شفاعت او پذيرفته
مي شود.»

13) قرآن مجيد:

پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: «تعلموا القرآن فإنه شافع لأصحابه يوم القيامه؛ قرآن را بياموزيد چرا که قرآن در روز قيامت اهل قرآن را شفاعت مي کند.»

14) امين بودن:

از رسول گرامي اسلام نقل است که فرمود: «الشفعاء خمسه القرآن و الرحم و الامانه؛ شفاعت کنندگان پنج طايفه اند، قرآن، خويشاوندان، امين بودن.»

15) توسل به پيامبر:

امام زين العابدين در دعايي اينگونه مي گويد:«صلي علي محمد و آله و اجعل توسلي به شافعاً يوم القاوه نافعاً انک انت ارحم الراحمين؛ بارالها درود بر محمد و آل او بفرست و توسل مرا به او شفيع من گردان در روز قيامت که مرا سود دهد. تويي از همه ي مهربانان مهربانتر.»

16) روزه:

پيامبر رحمت (ص) مي فرمايد: «الصيام و القرآن يشفعان للعبد يوم القيامه، يقول الصيام اي رب منعته الطعام والشهوات بالنهار فاشفعني فيه ...؛ روزه و قرآن در روز قيامت براي بنده شفاعت مي کنند روزه مي گويد، پروردگارا من او را از خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم، پس شفاعت مرا
درباره اش بپذير.»

17) درود فرستادن برمحمد و آل او:

از امام سجاد(ع) در دعاي 31 صحيفه سجاديه اين گونه نقل شده است: « صلي علي محمد و آله صلوه تشفع لنا يوم القيامه و يوم الفاقه اليک؛ پروردگارا برمحمد و آل او درود فرست، درودي که براي ما در روز رستاخيز و روز نيازمندي به تو شفاعت کند.»

و مهم ترين شفاعت كننده : خداوند: از برخي روايات چنين دريافته مي شود که پس از شفاعت کنندگان، خداوند مهربان نيز، خود شفاعت گر گناهکاران مي شود و آنان را از عذاب مي رهاند.

از پيامبر(ص) نقل شده است: «يشفع النبيون و الملائکه و المؤمنون فيقول الجبار بقيت شفاعتي...؛ پيامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت مي کنند، آنگاه خداي متعال مي فرمايد: شفاعت من باقي مانده است.» (برگرفته از آثار آيت الله جعفرسبحاني، شفاعت و زيارت ،ص40-35)

 

چه گروهي از شفاعت بهره مند مي شوند؟

براساس آيات و روايات همه ي مومنان و دوست داران پيامبر(ص) و اهل بيت او از شفاعت بهره مند مي شوند البته برخي به دليل پيشينه نيکشان از اين رحمت الهي زودتر بهره مند مي شوند و برخي ديرتر اما سرانجام اين دريچه ي رحمت به روي آنان گشوده خواهد شد.

آيه 28 سوره انبياء شفاعت برخي شفاعت گران را تنها در حق کساني مي داند که رضايت خداوند را به دست آورده باشند و از سويي با توجه به آيه 48 سوره نساء خداوند تنها گناه شرک را نمي بخشد و از گناهان ديگر براي هرکس که بخواهد چشم مي پوشد. بنابراين هرکس از خط قرمز يکتاپرستي پا فراتر ننهاده باشد و در منجلاب شرک فرو نيفتاده باشد از شفاعت بهره مي گيرد.(آيت الله جعفر سبحاني ، شفاعت و زيارت ،ص43)

 

چه گروهي از شفاعت بي بهره اند؟

از پژوهش در آيات و روايات به دست مي آيد که برخي هرگز از رحمت شفاعت بهره مند نمي شوند اينان عبارت اند از:

1- مشرکان:

با توجه به آيات 97 تا 101 سوره شعراء، در روز بازپسين مشرکان شفاعت نمي شوند و شفاعت ِ شفاعت گران به حال آنان سود نخواهد داشت، در بسياري از روايات هم به موضوع فوق تصريح شده است از جمله پيامبر(ص) مي فرمايند:اعطيت خمساً... و اعطيت الشفاعه لامتي فهي لمن لا يشرک بالله شيئاً؛ خداوند بزرک به من پنج امتياز اعطا کرده است... يکي از آن ها شفاعت است براي کساني که مشرک نباشند»

2- کافران:

از آيات 41 تا 48سوره ي مدثّر دريافته مي شود که روز رستاخيز کافران بهره اي از شفاعت نمي برند و شفاعت به حال آنان سودي نخواهد داشت همين نکته از برخي روايات نيز استنتاج مي شود، از امام هشتم(ع) معناي آيه 28 سوره ي انبياء را پرسيدند که مي فرمايد«جز براي کسي که(خدا) رضايت دهد شفاعت نمي کنند»

فرمود معنايش آن است که شافعان رستاخيز جز براي کسي که دين او مورد رضايت و پسند خدا باشد شفاعت نمي کنند، روشن است که کافران موردپسند خداوند را ندارند.

3- ستمگران:

قرآن مجيد مي فرمايد«ما للظالمين من حميمٍ و لا شفيعٍ يطاعُ؛ و براي ستمگران نه ياري است و نه شفاعت گري که مورد اطاعت باشد پيامبر گرامي اسلام در يان زمينه مي فرمايند:«ما شفاعتي فقي اصحاب الکبائر ما اهل الشرک و الظلم؛ شفاعت من براي کساني است که مرتکب گناه بزرگ شده باشند جز شرک و ستم کاري.»

4- دشمنان خاندان رسالت:

امام صادق(ع) فرمود:«لو ان الملائکه المقربين و النبياء و المرسلين شفعوا في ناصب شفعوا؛ اگر همه ي فرشتگان مقرب الهي و مقام پيامبران براي ناصبي(کسي که دشمن خاندان عصمت و طهارت است) شفاعت کننده شفاعت آنان پذيرفته نمي شود.

5- آزاردهندگان حضرت رسول:

پيامبر اکرم (ص) در اين باره مي فرمايند:« إذا اقمت المقام المحمود تشفعت في اصحاب الکبائر من امتي فيشفعتي الله فيهم و الله لا تشفعت فيمن آذي ذريتي؛ هنگامي که درمقام شفاعت قرار گيرم، براي گناهکاران امتم شفاعت مي کنم و خداوند شفاعت مرا مي پذيرد به خدا سوگند براي کساني که ذريه و فرزندان مرا آزرده باشند شفاعت نمي کنم.»

6- منکران شفاعت:

امام هشتم (ع) دراين باره مي فرمايند:«من کذب بشفاعه رسول الله لم تناله؛ کسي که شفاعت رسول خدا را تکذيب کند شفاعت آن گرامي به او نمي رسد.»

رسول گرامي اسلام(ص) نيز مي فرمايد:«من لم يؤمن بشفاعتي؛ هرکس به شفاعت من ايمان نداشته باشد شفاعت من بر او نمي رسد.»

7- خائنان:

رسول گرامي اسلام(ص) فرموده اند«من غش العرب لم يدخل في شفاعتي؛ هرکس به عربها (عرب هاي مسلمان) خيانت کند از شفاعت من بي بهره خواهد بود.»

8- سبک شمارندگان نماز: امام صادق(ع) مي فرمايند:«لاينال شفاعتنا من استضعف بالصلوه؛ کسي که نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما دست نمي يابد.» (آيت الله جعفرسبحاني، شفاعت و زيارت، ص47-50)

 

نتيجه گيري

همانطوري که اعتقاد به مغفرت خداوند موجب تجرّي نمي شود و تنها ايجاد اميدواري مي کند، اعتقاد به شفاعت هم موجب تشويق گناه (حرام) نيست؛ توجه به اين نکته که دو شرط شمول مغفرت و شفاعت، مشيّت خدا و رضاي اوست روشن مي کند که اثر اين اعتقادات تا اين اندازه است که دلها را از يأس و نا اميدي نجات مي دهد و همواره بين خوف و رجا نگه مي دارد.

خلاصه اينکه درمذهب تشيع بردوري از حرام و داشتن تقوا و حتي اجتناب از شبهات تأکيد فراوان شده است و شفاعت هم اهداف تربيتي دارد. و شمول آن هم شرايط عديده دارد و اهل شفاعت مورد اتفاق علماي شيعه و عامه است جز گروه وعيديه.

 

منابع و مأخذ:

1. قرآن كريم

2. کتاب شفاعت و زيارت برگرفته از آثار آيت الله جعفر سبحاني

3. کتاب شفاعت نوشته  علي دري اصفهاني

4. کتاب ترجمه  تفسير الميزان، جلد 1

 

مهدي رمضاني زين آباد

 كارشناس امور قرآني تبليغات اسلامي ورامين

 

 

دوشنبه 27 آذر 1391 - 13:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری