يكشنبه 26 آذر 1396 - 3:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

هنرمندي توانمند و آموزگاري مهربان

 

نگاهي به زندگي و آثار استاد محمود جوادي پور

محمود جوادي پور در روز 13 شهريور 1299 در محله اميريه تهران به دنيا آمد. پدرش علينقي در 15 سالگي از کرمان به تهران آمده بود و در يکي از وزارتخانه ها کار مي کرد و اوقات بيکاري اش را به طراحي نقوش قالي مي گذراند.

جوادي پور درباره پدر و مادرش مي گويد: « پدرم در پانزده سالگي از کرمان به تهران آمده بود. در حدود امکانات زمان خود درس خواند و سپس در يکي از وزارتخانه ها مشغول به کار شد. او مردي خوش برخورد، هنرمند، هنردوست ومهربان بود و به طبيعت و گل وگياه عشق مي ورزيد. در جواني اوقات بيکاري اش را به طراحي نقوش قالي مي پرداخت. حدود سال 1317 که به عنوان ناظر هزينه معادن انارک در نائين يزد انجام وظيفه مي نمود، ساعات بيکاريش را با استفاده ازسنگ هاي معدني، خاک ها، رسوبات معدن و انواع مواد طبيعي ديگر به نوعي نقاشي مي پرداخت که از نظر هنري بسيار با ارزش و زيبا بود.

مادرم نيز زني با شخصيت، هنردوست، کاردان و مهربان بود. او نيز در حدود امکانات تحصيل زمان خودش درس خوانده بود، با زبان فرانسه آشنايي داشت. به موسيقي علاقه اي خاص داشت و اوقات بيکاري اش را به خياطي، گلدوزي و مطالعه مي پرداخت. هر دوي آنها در ميان دوستان و خويشاوندان از محبوبيت ويژه اي برخوردار بودند. در خانة ما هميشه آرامش و صلح و صفا برقرار بود. ساکن محلة اميريه بوديم.»

محمود جوادي پور ابتدا در دبستان سلطاني و سپس در دبستان علامه تحصيل کرد و در سال 1312 گواهينامه ششم هنرستان صنعتي ايران و آلمان (تهران) را در رشته آهنگري و ماشين سازي دريافت کرد.

جوادي پور درباره علايق هنري اش در زمان کودکي مي گويد: « تا آنجا که به خاطر دارم، از کودکي به موسيقي، نقاشي و کارهاي دستي علاقة خاصي داشتم. پدرم که از علاقه من به موسيقي آگاه بود، بارها به من پيشنهاد کرد که ساز مورد علاقه ام را بخرم و مرا نزد استادي بفرستد که طرز کارش را ياد بگيرم، ولي من نخواستم؛ زيرا هدف من نواختن يک ساز نبود، بلکه مي خواستم يک آهنگساز بشوم. متاسفانه در آن زمان مدرسه اي براي آموزش موسيقي وجود نداشت.

پس از نااميد شدن از فراگيري موسيقي به نقاشي روي آوردم، زيرا نقاشي اين امکان را به من مي داد که پيش خودم تمرين کنم و ذهنياتم را به همان صورت بچگانه روي کاغذ بياورم. آن قدر مشتاق بودم که هر وقت فرصتي دست مي داد، نقاشي مي کردم. حتي در اغلب ساعات درس در حالي که ظاهراً گوشم به درس بود، زير نيمکت طراحي مي کردم.

چهرة معلميني که حالت ويژه اي داشتند، بهترين سوژه براي نقاشي من بود. آنها را تا حدودي کاريکاتوروار طراحي مي کردم و بعد از خوردن زنگ همکلاسي ها دورم جمع مي شدند، کارهايم را که نشانشان مي دادم، شاد مي شدند.

در سن و سالي که داشتم، سينما يکي از بهترين تفريحاتم بود. هفته اي نبود که به اتفاق برادرم دو سه فيلم را نبينم. بعد از ديدن هر فيلم به محض رسيدن به خانه شروع به طراحي قسمتهايي از فيلم هايي مي کردم که خوشم آمده بود و در ذهنم حفظ کرده بودم.

کم کمک کارم بالا گرفت. بيشتر روزها قبل از آمدن معلم به کلاس، چند نفر از بچه ها که از دوست داران نقاشي و سينما بودند هر کدام برگ کاغذ سفيدي به من مي دادند و موضوع مورد علاقة خود را هم به من مي گفتند تا برايشان بکشم.

بيشتر سوژه ها در ارتباط با فيلم هاي سينمايي بود که دوست داشتند. معلم درس را آغاز مي کرد و من نقاشي را. گوشم به درس بود، ولي در زير نيمکت تند و با شتاب نقاشي مي کردم.زنگ مي خورد. هنوز استاد از کلاس بيرون نرفته، شاگردان دورم جمع مي شدند. باديدن نقاشي ها شور وهيجاني توأم با شادي در کلاس پيدا مي شد.»

در هنرستان، نيما يوشيج معلم ادبيات او بود. جوادي پور در اين باره مي گويد: « نيما يوشيج تدريس ادبيات فارسي را به عهده داشت. خوب به خاطر دارم که او هميشه با چهره اي شاد، خندان و بدون تکبر وارد کلاس مي شد. در اداي سلام به ما بچه ها پيشدستي مي کرد.

به محض ورود همه مي گفتند آقاي نيما؛ امروز برايمان از داستانهاي جنگل، حيواناتش و از شکار شوکا صحبت کنيد. او در حالي که برق رضايت از چشمانش مي درخشيد، دفتر حضور و غياب را که در دستش بود، روي ميز مي گذاشت و با بياني شيرين، داستان هايي از جنگل، حيوانات و از زيبايي هاي آن و همچنين شکار شوکا برايمان تعريف مي کرد و ما سراپا گوش مي شديم تا اين که زنگ مدرسه به صدا در مي آمد و او داستان را نيمه کاره رها مي کرد و از کلاس بيرون مي رفت.»

سپس جوادي پور در سال 1320 در آزمون ورودي دانشکده هنرهاي زيبا که به تازگي تاسيس شده بود پذيرفته شد و جزو دومين گروه هنرجويان رشته نقاشي دانشکده به شمار مي رفت.

او در اين دوره با ليلي تقي پور، احمد اسفندياري عبدالله عامري و چند نفر ديگر همکلاس شد.

جوادي پور در سال 1322 در چاپخانه بانک ملي ايران به عنوان نقاش چاپخانه به صورت نيمه وقت استخدام شد و در اين زمان بود که با مطالعه و تلاش، شيوه چاپ رنگي عکاسي را آزمود و موفق شد اولين کار چاپ رنگي را در اين سال انجام دهد.

جوادي پور نشانه هاي مراکز و سازمان هاي بسياري را طراحي و اجرا کرده است.

وي پس از گذراندن دوره 6 ساله دانشکده، تابلوي بزرگ «سيل زدگان» را نقاشي کرد که اين اثر در محل دانشکده تا سالها باقي ماند.

جوادي پور در اوايل سال 1328 در نمايشگاه گروهي انجمن فرهنگي ايران و فرانسه (تهران) به همراه حسين کاظمي، احمد اسفندياري و مهدي ويشکايي شرکت کرد.

در همين سال نخستين نگارخانه خصوصي ايران را با همکاري حسين کاظمي و هوشنگ آجوداني با نام «آپادانا» تاسيس کرد و اولين نمايشگاه انفرادي اش در اين گالري برپا شد. او در اين باره مي گويد: « آرزو داشتيم که جاي مناسبي براي نمايش آثارمان داشته باشيم تا بتوانيم از نظريات مثبت يا منفي بينندگان استفاده کنيم يا در واقع خود را بيازماييم. متاسفانه در شهر تهران نه گالري وجود داشت و نه مراکز ديگري که بتواند نياز ما را برآورده کند.

شهرداري و فرهنگ و هنر وقت هم گوششان به درخواست هاي مکرر ما بدهکار نبود. در اين نا اميدي بودم که ضرب المثل قديمي به دادم رسيد(کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من). با خود فکر کردم که نبايد به اميد کمک کسي بنشينم. فقط خودمان هستيم که بايد با همت و کوشش اين گره را بگشاييم.

فکرم را با دوستانم کاظمي و هوشنگ آجوداني در ميان گذاشتم. آن را پسنديدند و موافقت کردند که وارد عمل شويم. براي شروع کار مي بايستي مساله مهم مالي را حل کنيم. چون براي هر کاري نياز به پول داشتيم. مساله را به اين صورت حل کرديم که هر ماه هر يک از ما از حقوقي که داريم، مبلغي را روي هم بگذاريم و از اين راه هزينه اجاره و اداره محل مورد نظر را بپردازيم.

... اوايل سال 1328 به اتفاق دوستانم حسين کاظمي، احمد اسفندياري و مهدي ويشکايي آثارمان را در انجمن فرهنگي ايران و فرانسه به نمايش گذارديم. کاظمي با تعداد 5 پرتره 5 منظره وچند کمپوزيسيون، اسفندياري با 15 تابلوي منظره و طبيعت بي جان، ويشکايي با تعداد5 پرتره، 5 منظره و طبيعت بي جان و من با 9 پرتره و 24 منظره از گرگان در نمايشگاه شرکت کرديم. اين نمايشگاه بي اندازه موفق بود و تعدادي از آثارمان نيز خريداري شد.

در عين حال که سرگرم برگزاري نمايشگاه بوديم، از ادامه جستجو براي يافتن محلي مناسب براي کارهايي که در نظر داشتيم، باز نايستاديم، تا اينکه در نبش شرقي خيابان بهار واقع در خيابان انقلاب محلي پيدا و اجاره کرديم. با سرعت آن را به صورت تشکيلات منظمي براي برپايي نمايشگاه، گردهم آيي هنرمندان و فعاليت هاي هنري ديگر آماده نموديم. نامش را آپادانا، کاشانه هنرهاي زيبا گذاشتيم. سپس من آرم و پوستر آن را طراحي کرده و ساختم.

روز دوم مهر ماه سال 1328 آپادانا با نمايش آثاري از حسين کاظمي، جليل ضياء پور، احمد اسفندياري و من گشايش يافت. نمايشگاه باحضور انبوه جمعيتي بيش از آنچه انتظارش را داشتيم پرشد. تابلوهاي ضياء پور که در زمينه کوبيسم کار کرده و از کشور فرانسه باخود سوغات آورده بود، جنجالي به پاکرد.

فرداي آن شب بيشتر روزنامه هاي تهران خبر گشايش آپادانا را در روزنامه هاي خود درج کردند. چند روز بعد بدون آن که ما خواسته باشيم، راديو در پخش اخبارش از آپادانا در رديف موزه ها و کتابخانه ها نام برد و ساعات کار برنامه هايش را پخش مي کرد. پس از چند هفته کلاسي براي آموزش نقاشي به تشکيلاتمان افزوديم که اداره آن را کاظمي و من عهده دار بوديم.

آپادانا به مرکز تجمع هنرمندان وقت مبدل شده بود. همه روزه عده اي از هنرمندان در آنجا دور هم جمع مي شدند و درباره مسائل هنري با هم به بحث و گفت و گو مي نشستند. هفته اي يکي دو شب را براي نمايش فيلم هاي هنري يا سخنراني هاي توام با نمايش اسلايد اختصاص داده بوديم. عده اي به عضويت آپادانا درآمدند و همه ماهه مبلغ کمي به عنوان حق عضويت مي پرداختند.»

جوادي پور در سالهاي فعاليت هنري اش به تصوير سازي براي کتاب هاي درسي، شعر و داستان نيز مي پرداخت.

او نمايشگاه هاي بسياري از آثار بي شمارش را در طول سال هاي فعاليت هنري خود در ايران و کشورهاي خارجي برگزار کرده است و در مراکز هنري مختلف به تدريس پرداخته است.

در سال 1386 از سرديس وي در موزه هنرهاي ديني امام علي(ع) رونمايي شد و کتاب او با عنوان «نمدهاي ايران، پژوهشي در زمينه نمد هاي منطقه گرگان و دشت» توسط انتشارات فرهنگستان هنر انتشار يافت.

جوادي پور همچنين به عنوان يکي از نخستين پايه گذاران جنبش نقاشي نوگراي ايران مورد تجليل قرار گرفته و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داراي نشان عالي است. آثار اين هنرمند در برخي موزه هاي ايران و امريکا نگهداري مي‌شوند.

برخي از جوائز استاد جوادي پور: تنديس با علامت خورشيد سال 1384 به مناسبت دومين جشنواره تصوير سازي، كتابهاي درسي تنديس با پيكره بزكوهي، سال 1384، پنجمين نمايشگاه سالانه كتابهاي درسي تنديس با علامت خورشيد سال 1384 اولين جشنواره كتاب كودك تنديس كره بلورين سال 1385 اولين بخش هنرمندان ايران، مجموعه فرهنگي تلاش وزارت كار لوح تقدير پنجمين همايش، معرفي چهره هاي ماندگار تقدير نامه از شوراي كتاب كودك تقدير نامه به مناسبت شركت در نمايشگاه گل و گياه از طرف شهرداري تهران، لوح تقدير از طرف وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به مناسبت فعاليتهاي هنري لوح تقدير به مناسبت چهره ماندگار از طرف ستاد چهره هاي ماندگار، لوح سپاس به مناسبت شركت در نمايشگاه بنياد آفرينش هاي معنوي نياوران، لوح تقدير به مناسبت فعاليتهاي هنري از طرف سازمان صدا و سيما، لوح تقدير به مناسبت احراز مقام رياست نمايشگاه از طرف رئيس فرهنگستان هنر، تقدير نامه به مناسبت طرح آرم شركت ملي نفت ايران، دريافت جايزه و مدال در مراسم تجليل از وي در خرداد ماه سال 1386 از طرف فرهنگستان هنر.

سرانجام محمود جوادي‌پور روز يکشنبه 5 آذر ماه 1391 در کشور آلمان به دليل شکستگي لگن و عوارض ناشي از آمبولي ريه، دار فاني را وداع گفت.

احسان آقايي مدير موزه هنرهاي معاصر درباره محمود جوادي‌پور گفت: هنر ايران يکي از بزرگترين هنرمندان يک قرن اخير را از دست داد. و اين گواه 70 سال عمر هنري محمود جوادي‌پور است.

او اضافه کرد: تلاش و کوشش‌هاي زنده ياد جوادي‌پور طي بيش از هفتاد سال عمر هنري در پيشبرد رشته‌هايي همچون نقاشي‌خط معاصر، گرافيک معاصر، تصويرگري، چاپ دستي و نمونه‌هايي از اين دست تاکيد بر نقش بسيار ارزنده ايشان دارد.

آقايي با اشاره به آن چه استاد جوادي‌پور را با ديگر هم نسلانش متفاوت مي‌کند گفت: ايشان در عرصه آموزش و پيشبرد فعاليت‌هاي هنري نقشي موثر داشت به طوري که تحصيلاتش در مونيخ و بازگشت دوباره به کشور باعث ايجاد موجي نو در هنر ايران‌ زمين شد اما او در هنر ايران به آنچه که استحقاقش را داشت، نرسيد.

آقايي اضافه کرد: استاد جوادي‌پور در نقاشي معاصر ايران،‌ چاپ دستي، تصويرگري، نقاشي‌خط، گرافيک و ... تلاش‌هاي ارزنده‌اي داشته است ولي آن چه او را متفاوت از ديگران مي‌کند، تلاش او در دو عرصه توليد آثار هنري و آموزش است. همان طور که مي‌دانيد حضور او در دانشگاه تهران موجب راه‌اندازي رشته گرافيک در دانشگاه تهران شد.

آقايي خاطرنشان کرد: به شخصه خوشحال بودم در شهري تنفس مي‌کنم که هنرمندي چون جوادي‌پور در آنجا نفس مي‌کشد زيرا حضورش سرشار از انرژي و دلخوشي بود و علي‌رغم سن بالايي که داشت خبر درگذشتش براي همه شوک آور بود.

آيدين آغداشلو درباره جوادي پور گفت: هر بار که من استاد جوادي پور را ديدم کمال ارادت و شاگردي را در برابر او به جا آوردم و او يکي از پيشگامان هنر نوگواي ايران بود که هنوز آن گونه که بايد کيفيت هنري آثارش مورد بررسي قرار نگرفته است و بايد درباره شيوه کار او تحقيق شود اما آن چه که به راحتي مي توان در نقاشي هاي او مشاهده کرد روح شفقت و مهرباني است.

با اين که نه در دانشکده هنرهاي زيبا و نه در کارگاه هاي متعدد نقاشي شاگرد استاد جوادي پور نبودم اما هميشه از دانش و اطلاعات هنري او بهره برده ام. او انسان بسيار شريفي بود که در تمام عمرش به گونه اي زندگي کرد که به شرافت و انسانيت اش خدشه اي وارد نشود و اين بسيار ارزشمند است.

جوادي‌پور براي من وجود عزيزي بود که هر بار ديدمش تعظيم کردم و خواستم دستش را ببوسم و حق اوست که همه شاگردانش دستش را ببوسند. از نظر من جوادي‌پور يکي از انسان‌ترين و شريف‌ترين کساني بود که در زندگي‌ام شناختم، هيچ گاه سخني در رد ديگري از او نشنيدم و برخورداري از عمري طولاني همراه با چنين حراست از شرافت و انسانيت امر نادري است و من اميدوارم که ثمره وجود او در جامعه هنري ما شناخته شود و ما هم در ايام سالخوردگي بدون بغض،‌ کينه و سخت‌گيري به خود و ديگران نام شريف از خود به يادگار بگذاريم.

محمد ابراهيم جعفري يکي از شاگردان محمود جوادي پور درباره استاد گفت: جوادي پور استاد بسيار بزرگي بود و کلاس هاي او در دانشکده يکي از بهترين کلاس هايي بود که ما تجربه کرديم.

وي افزود: امروز در تمام دنيا در کلاس هاي هنري به سه موضوع بيداري موسيقيايي؛ بيداري تجسمي و بيداري تاتري توجه مي شود و من خوشحالم که در کلاس هاي جوادي پور ما حتي چيزهايي فراتر از اين موضوعات را تجربه کرديم.

اين نقاش ادامه داد: ما درکلاس هاي جوادي پور اين اجازه و امکان را داشتيم که فضاي شخصي خودمان را داشته باشيم و نقاشي مان را کنيم و در نهايت حتي گوشه اي بياستيم و آواز هم بخوانيم. او به ما اين فرصت و امکان را مي داد که در نقاشي از خودمان آگاه شويم و از درون خودمان را پيدا کنيم و بر روي بوم به تصوير بکشيم.

جعفري با بيان اين مطلب که جوادي پور مهربان ترين نقاشم بود؛ گفت: او به من نگفت چه يا چگونه نقاشي کن، به ما ياد داد که نقاشي چيست و در کلاس هاي او آن قدر دانستم که کارهايم نقاشي نيست.

حميد شاه‌آبادي(معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي) درباره محمود جوادي‌پور گفت: جوادي‌پور چهره فرهيخته‌اي است که زندگي او براي همه جوانان هنرمند درسي است. او تا 92 سالگي حضورش در عرصه هنري شاداب و پرتوان بود و روزهاي آخر عمرش مداوم در کارگاه هنري خود حضور فعال داشت و در عمل خود به نسل جديد هنر و راه و رسم هنرمندي مي‌آموخت.

شاه‌آبادي افزود: جوادي‌پور هنرمند نقاش نوگراي ايران و صاحب سبک خاص خود بود و فرهيختگان بسياري نزد او تربيت شدند،‌ ما هم اميدواريم که در زمان حيات ديگر هنرمندان پيشرو و تأثيرگذار قدردان آن‌هايي باشيم که نامشان باعث اعتلاي هنر ايران و افتخار اين سرزمين بوده است.

حجت الاسلام محمود دعايي نيز در مورد استاد گفت: وقتي سخناني که درباره استاد جوادي پور گفته مي شود را مي شنوم واقعا به بزرگي و شان انساني و مردمي بودن او غبطه مي خورم. او انسان بزرگي بود که از هيچ احساني در حوزه هنر و روابط انساني اش دريغ نمي کرد و اين بسيار ارزشمند است. ياد و نام او همواره بزرگ باد.

عباس مشهدي زاده(مجسمه ساز) گفت: استاد جوادي پور انسان بزرگ و پيگيري بود و همواره جوياي احوال دوستانش بود او 11 روز پيش با من تماس گرفت و گفت به سفر آلمان مي رود و پس از بازگشت کارهاي مهمي با من خواهد داشت من شک ندارم که بخش مهمي از کارهاي او درباره استاد اسفندياري بود.

وي افزود: همه ما به گونه اي استاد اسفندرياري را فراموش کرده ايم اما استاد جواد پور تنها کسي بود که همواره پيگير احوال او بود. اميدوارم که در زمان حيات استاد اسفندرياري قدر او را بدانيم.

جوادي پور يک نسيم دوست داشتي و بهاري بود که دشت هنر تجسمي ما مي وزيد و من بسيار متاسف هستم که اين نسيم را از دست داديم.

عباس عظيمي مدير عامل حمايت از هنرمندان پيشکسوت با بيان اين مطلب که درگذشت استاد جوادي پور ضايعه بزرگي براي هنر معاصر ما محسوب مي شود و من درگذشت او را به خانواده و جامعه هنري تسليت مي گويم؛ گفت: پيشکسوتان از سرمايه هاي ما محسوب مي شوند و من اميدوارم که بتوانيم در زمان حيات شان قدر و شان را بدانيم تا در زمان حيات شان خلايي را احساس نکنند.

حليمي همبا بيان اين مطلب که اين افتخار را داشته است که از شاگردان استاد جوادي پور باشد؛ گفت: استاد جوادي پور انسان با فضل و کرمي بود و با مهرباني آن چه را در توان داشت در اختيار شاگردانش مي گذاشت.

منصوريان مديرعامل انجمن آسيب ديدگان که يکي از همکاران جوادي پور در دانشکده هنرهاي زيبا بود گفت: جوادي پور مدير فعاليت هاي دانشجويي دانشکده هنرهاي زيبا بود و همواره پيگير کارهاي دانشجويان بود تا مشکلات آنها را برطرف کند او اين روحيه را در تمام زندگي اش داشت و او تعدادي از نقاشي هايش را در اختيار انجمن ما گذاشت که پس از فروش هزينه اش صرف خريد شير خشک براي کودکان مبتلا به ايدز شود.

امير عبدالحسيني‌(مدير امور هنرهاي تجسمي و امور موزه‌ها سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران) درباره جوادي پور گفت:‌ بي‌شک درگذشت استاد جوادي‌پور از هنرمندان شاخص هنرهاي تجسمي کشور که با فعاليت‌هاي خستگي‌ناپذيرش منشا خدمات بسياري در اين حوزه بود، غبار غم و اندوه را بر دل هنرمندان کشور مخصوصا هنرمندان عرصه هنرهاي تجسمي نشاند.

وي افزود: رفتن هنرمند، فقدان او نيست. هنرمند همواره زنده و حاضر است. چنانچه استاد محمود جوادي‌پور زنده است و تنها از سرزميني موقت، به ساحتي ايمن‌تر، آرام‌تر و رنگين‌تر سفر کرده است، آنهم با نقش‌هاي ماندگاري که از خود بر اين ديار به يادگار گذاشته است.

وي ادامه داد:‌ زنده‌ياد محمود جوادي‌پور هنرمندي توانمند، استادي ارجمند، آموزگاري مهربان و از پيشگامان هنرنوگراي ايران بود که تأثيرات قابل توجهي در عرصه هنرهاي نقاشي و گرافيک ايران بر جاي گذاشته است. روحش شاد و بهشت برين جايگاهش باد.

عبدالحسيني خاطرنشان کرد: هنر ايران يکي از بزرگان خود را طي يک قرن اخير از دست داد. استاد جوادي پور به حق از پيشگامان هنر نوگراي ايران بود. بي شک نقاشي، گرافيک، تصويرسازي و نقاشي خط معاصرايران هريک به نحوي مديون تلاشها و جستجوگري‌هاي وي‌ هستند.

منابع:

1-همشهري آنلاين

2-خبرگزاري مهر

3-سايت راسخون

4-خبرگزاري آريا

5- وب سايت شخصي استاد محمود جوادي پور

 

شنبه 25 آذر 1391 - 9:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری