دوشنبه 5 تير 1396 - 20:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

هويت انجمن‌هاي اسلامي را احياء مي‌كنيم

 

گفت‌وگو با حجت الاسلام روحاني‌نژاد معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي

 

ما در گفتگو با مسئولان انجمن‌هاي اسلامي سئوالات زيادي مطرح كرديم كه يكي از آنها دلايل منفعل شدن اين انجمن‌ها نسبت به اوايل پيروزي انقلاب اسلامي بود. دلايل زيادي براي اين امر بيان شد؛ از جمله اينكه بعد از شكل گرفتن روابط‌عمومي‌ها و بسيج ادارات و تشكل‌هاي ديگر، خيلي از مديران با آوردن اين بهانه كه اين تشكل‌هاي جديد مي‌توانند كار انجمن‌هاي اسلامي را انجام دهند، كم‌كم انجمن‌هاي اسلامي را به حاشيه بردند. سئوال من از شما اين است آيا با توجه به شرايط كنوني وقت آن نرسيده است نوع فعاليت انجمن‌هاي اسلامي تعريفي دوباره شود تا اين بهانه به طور كلي از بين برود؟

من لازم مي‌دانم كه ابتدا نگاهي به روند فعاليت انجمن‌هاي اسلامي از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون داشته باشم. انجمن‌هاي اسلامي تشكل‌هاي خودجوش مردمي هستند كه توسط افرادي مومن و متعهد بر حسب احساس مسئوليت ديني و انقلابي تشكيل شده‌اند. قبل از انقلاب اسلامي هم انجمن‌هاي اسلامي در داخل و حتي خارج از كشور فعاليت  مي‌كرده‌اند. اين انجمن‌ها از همان زمان تابع امام خميني(ره) بودند و اهداف ايشان را براي مردم در داخل و خارج از كشور تبيين مي‌كردند.

آن زمان هم اين انجمن‌ها با همين عنوان«انجمن اسلامي» فعاليت مي‌كردند؟

بله، با همين عنوان فعاليت مي‌كردند. انجمن‌هاي اسلامي قبل از پيروزي انقلاب در خارج از كشور داراي اتحاديه بود درحالي كه در داخل كشور به دليل وجود محدوديت‌هاي فراوان به طور رسمي اتحاديه‌اي وجود نداشت. البته تعداد انجمن‌هاي اسلامي در آن زمان چندان زياد نبود. اما فعاليت آنها كاملاً مشهود بود. وقتي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره) به پيروزي رسيد يك نظام نوين بر مبناي ارزش‌هاي ديني تحت عنوان جمهوري اسلامي در كشور مستقر شد اما هنوز عاملان نظام شاهنشاهي در جاي جاي كشور از جمله در مراكز كارمندي، كارگري، آموزشي و بازار حضور داشتند و گاهي به صورت مخفيانه كارشكني مي‌كردند. سربازان و دلسوزان انقلاب اسلامي كه تابع ولي‌فقيه بودند هركجا كه اهداف انقلاب را در معرض خطر ديدند، در آن جا انجمن‌هايي را با عنوان انجمن اسلامي تشكيل دادند. آن قدر حضور انجمن‌هاي اسلامي قوي و قدرتمند و نقش آنها پررنگ و بي‌بديل بود كه به اين موضوع در اصل 26 قانون اساسي تاكيد شد. همان طور كه مي‌دانيد در اصل 26 قانون اساسي آمده است: «احزاب، جمعيت‌ها، انجمن‌هاي سياسي و صنفي و انجمن‌هاي اسلامي يا اقليت‌هاي ديني شناخته شده آزادند مشروط به اين كه اصول استقلال،‌ آزادي و وحدت ملي، موازين اسلامي و اصل جمهوري اسلامي را نقض نكنند هيچ كس را نمي‌توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكي از آنها مجبور ساخت.» شما مي‌بينيد كه در اين اصل صراحتاً به انجمن‌هاي اسلامي اشاره شده است به اين دليل كه اين انجمن‌ها در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي نقشي بسيار پررنگ داشتند. دليل ديگر نقش بي‌بديل انجمن‌هاي اسلامي در سال‌هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي و شكل‌گيري نظام مقدس جمهوري اسلامي و تداوم آن بود. از طرفي كساني كه آن زمان قانون اساسي را تدوين مي‌كردند اهميت انجمن‌هاي اسلامي را مي‌دانستند و احساس مي‌كردند كه آنها همواره بايد حفظ شوند.

روند فعاليت انجمن‌هاي اسلامي را از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

به طور كلي مي‌توانيم فعاليت انجمن‌هاي اسلامي را بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در قالب سه دوره زماني مختلف، تقسيم‌بندي كنيم: دوره اول همان سال‌هاي آغازين عمر انقلاب اسلامي بود كه وقتي جوانان مومن و متعهد احساس كردند كه بايد از دستاوردهاي انقلاب اسلامي دفاع كنند، اين انجمن‌ها را به وجود آوردند و كم‌كم آنها را در جامعه نهادينه كردند. اين دوره براي انجمن‌هاي اسلامي دوره‌اي بسيار پر تحرك و فعال بود. انجمن‌هاي اسلامي در اين دوره نقش بسيار پررنگي در استحكام بخشيدن به پايه‌هاي نظام داشتند. در اين دوران، انجمن‌هاي اسلامي در چند جبهه فعاليت داشتند و همه خطراتي كه متوجه انقلاب اسلامي بود، به جان خريدند. هرجا كه به عناصر خود فروخته و ضد انقلاب برخورد مي‌كردند با آنها به محاجه مي‌پرداختند و اگر اين كار ثمري نداشت آنها را به مراكز قانوني معرفي مي‌كردند. در حقيقت دهه اول از عمر انقلاب اسلامي يك دوران طلايي براي فعاليت انجمن‌هاي اسلامي بود. دوره دوم از زماني شروع شد كه بعضي از تشكل‌هاي ديگر از جمله روابط عمومي، بسيج، شوراهاي كار و غيره در مراكز كارمندي و كارگري استقرار پيدا كردند و آن همه كاري كه تا آن زمان به عهده انجمن‌هاي اسلامي بود، بين اين تشكل‌هاي جديد تقسيم شد. در اين دوره انجمن‌هاي اسلامي در كنار تشكل‌هاي ديگر فعاليت مي‌كردند اما نه به رونق و پر رنگي دوره اول. چند سال بعد چنين تفكري پيدا شد كه نظام جمهوري اسلامي با نهادهاي مدني، دولتي و مردمي  خود كاملاً استقرار پيدا كرده و ديگر ضرورتي به ادامه فعاليت انجمن‌هاي اسلامي نيست. تلقي بعضي‌ها اين بود كه عمر انجمن‌هاي اسلامي به سر آمده است. دوره سوم فعاليت انجمن‌هاي اسلامي از همين جا آغاز شد.

حدوداً 20 سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي درست است؟

بله، در اين دوران بعضي‌ها منافع خودشان را در به حاشيه راندن انجمن‌هاي اسلامي مي‌ديدند. دولت‌ها هم در اين زمينه بي‌تقصير نبودند و آن چنان كه بايد با اين مسأله برخورد نمي‌كردند. از طرف ديگر اعضاي انجمن‌هاي اسلامي كه يك نهاد خودجوش و مستقل مردمي بودند خودشان را سرباز ولي‌فقيه مي‌دانستند و نمي‌خواستند صرفاً تابع سياست‌هاي دولت باشند. از ابتدا هم حرف انجمن‌هاي اسلامي اين بود كه سازمان تبليغات اسلامي نهادي است زير نظر مقام معظم رهبري و ما از طريق اين سازمان، مي‌توانيم زير مجموعه مقام معظم رهبري باشيم. ما در چند سال اخير مجموعه مستندات، قوانين و مصوباتي كه در مورد انجمن‌هاي اسلامي وجود داشت، بازخواني و اساس‌نامه‌اي را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارسال كرديم. پاسخ دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين بود كه با وجود اين مصوبات و مقررات، سازمان تبليغات اسلامي مي‌تواند انجمن‌هاي اسلامي را تحت پوشش قرار دهد و اگر احياناً سياست‌هايي را در اين مورد مد نظر دارد، آنها را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي اعلام كند تا پس از بررسي‌هاي لازم به طور رسمي ابلاغ شود. برخي از دستگاه‌ها نظرشان اين بود كه نقش سازمان تبليغات اسلامي در مورد انجمن‌هاي اسلامي كمرنگ شود اما پاسخ شوراي عالي انقلاب فرهنگي حجت را بر ما تمام كرد. در بند 16 اساسنامه سازمان تبليغات اسلامي كه به تائيد مقام معظم رهبري رسيده است، آمده است: «جلب مشاركت و هدايت همكاري‌هاي مردمي از طريق صدور مجوز تأسيس و ساماندهي كانون‌هاي فرهنگي تبليغي، كانون‌هاي قرآني، تشكل‌هاي مذهبي و انجمن‌هاي اسلامي به عهده سازمان تبليغات اسلامي است.» با تصريح چنين امري در اساس‌نامه سازمان تبليغات اسلامي ما وظيفه خود ديديم كه مجدداً به طور جدي به بحث انجمن‌هاي اسلامي ورود پيدا كنيم. بنابراين اساسنامه‌اي را مبتني بر مجموعه مستندات مربوط به انجمن‌هاي اسلامي در مورد نحوه تأسيس، ساماندهي، صدور مجوز و تشكيل اتحاديه اين انجمن‌ها تدوين و بعد از تائيد رئيس سازمان به ادارات كل تبليغات اسلامي سراسر كشور ابلاغ كرديم.

اين اساسنامه صرفاً پيش‌نويس است يا نهايي شده است؟

نهايي شده است. به هر حال ما هم اكنون به طور جدي در تلاش هستيم تا انجمن‌هاي اسلامي را بار ديگر فعال كنيم. من جملاتي را از مقام معظم رهبري براي شما مي‌خوانم تا با دغدغه‌هاي ايشان در مورد انجمن‌هاي اسلامي بيشتر آشنا شويد. وظيفه ما اين است كه منويات مقام معظم رهبري را محقق كنيم. ايشان مي‌فرمايند: يك سئوال در زمينه انجمن‌هاي اسلامي مطرح است و آن سئوال اين است كه آيا دوران انجمن‌هاي اسلامي پايان يافته است؟ آيا دوران انجمن‌هاي اسلامي اصلاً پايان مي‌يابد؟ معظم له در جواب مي‌گويند: بنده عرض مي‌كنم دوران انجمن‌هاي اسلامي در نظام جمهوري اسلامي پايان نيافته است.

اگر هم فرض كنيم كه روزي برسد ما به انجمن‌هاي اسلامي احتياج نداشته باشيم آن روز امروز نيست. ببينيد حوزه حضور انجمن‌هاي اسلامي را اين تعبير كاملاً مشخص مي‌كند«به ادارات، موسسات، به كارگاه‌ها و به هر جا نگاه كنيم، ببينيم آن جا آن قدر همه خوب شده‌اند و رفتار همه آن قدر عالي شده است كه ديگر احتياج به انجمن‌هاي اسلامي نيست، يعني نه خطايي صورت بگيرد، نه پاي كجي گذاشته شود، نه حرف غلطي بر زبان‌ها جاري گردد و نه درجايي عناصر بدخواه و بددل وجود داشته باشند. همه مومن، همه سالم، همه صادق مشغول به كار. همه انقلاب، همه پرتوان و تلاش، آن وقت در آن شرايط همه اين ادارات و موسسات انجمن‌ اسلامي است. اگر چنين روزي پيش آمد خواهيم گفت بسيار خوب، انجمن‌هاي اسلامي به اين شكل ديگر لازم نيست. همه ادارات انجمن‌هاي اسلامي‌اند.»

آيا امروز چنين وضعي پيش آمده است؟ آيا امروز در داخل موسسات دولتي يا كارخانه‌ها يا بازار يا دستگاه‌هايي كه در ‌آنها انجمن‌هاي اسلامي است، خطا نيست؟ خلاف نيست؟ بد دلي نيست؟ غفلت از راه اسلام نيست كه ما بگوييم كه انجمن اسلامي ديگر لازم نيست؟ پس جواب ما اين است كه نه، انجمن اسلامي لازم است و بايد باشد. با قوت هم بايد كار كند و هدف‌هاي اوليه خود را كه سازمان تبليغات اسلامي اساسنامه‌اي هم براي آنها تنظيم كرده است پيش‌رو داشته باشد. تا آنجايي كه من توانسته‌ام مروري روي اين اساس‌نامه بكنم، به نظرم چيز خوبي رسيد. لذا انجمن‌هاي اسلامي طبق همين هدف‌ها بايد عمل كنند. امروز آن وقتي نيست كه كسي بگويد انجمن‌هاي اسلامي لازم نداريم، نه، انجمن اسلامي لازم است. اشخاص نمي‌توانند قضاوت كنند كه ما انجمن اسلامي لازم داريم يا نداريم. اين نظام است كه بايد قضاوت كند.

اگر بنا باشد يك روزي هم عمر انجمن‌هاي اسلاميرا پايان يافته تلقي كنيم در صلاحيت مدير و افراد حقيقي و حقوقي ديگر در هر جايي كه باشند نيست. در صلاحيت نظام هست كه اعلام بكند باشد يا نباشد. رهبر اين نظام و انقلاب و ولي فقيه زمان اعلام مي‌فرمايد كه انجمن اسلامي لازم است و بايد هم باشد بنابراين با اين تاكيدات معظم‌له و مستنداتي كه وجود دارد، ما مصمم هستيم كه انجمن‌هاي اسلامي را در سراسر كشور فعال كنيم. گام‌هايي هم در اين زمينه برداشته‌ايم. وجود يك نشريه تبليغي ويژه انجمن‌هاي اسلامي ضروري بود كه اين نشريه به زودي به صورت داخلي منتشر مي‌شود و در صورت مفيد بودن انتشار آن ادامه خواهد يافت.

در اين برهه از زمان كه در عرض انجمن‌هاي اسلامي تشكل‌هاي ديگري در ادارات، موسسات، كارخانه‌ها و 000 فعاليت ‌مي‌كنند. براي جلوگيري از موازي كاري چه كار بايد بكنيم؟ توصيه شما به مديران دستگاه‌ها چيست؟

ما وظايف انجمن‌هاي اسلامي را بازخواني كرده‌ايم. وظايفي كه براي انجمن‌هاي اسلامي در نظر گرفته شده با وظايف روابط‌عمومي‌ها، بسيج ادارات و همچنين نهادهاي ديگر مانند ستاد اقامه نماز، ستاد امر به معروف و غيره متفاوت است.

مديران بايد توجيه شوند. هر مديري كه برايش ابهامي در اين زمينه وجود دارد مي‌تواند به ادارات كل تبليغات اسلامي در مراكز استان‌ها مراجعه و پاسخ لازم را دريافت كند. مقام معظم رهبري دراين زمينه فرموده‌اي دارند كه من عيناً براي شما نقل مي‌كنم: مديران بايد به اين نكته توجه كنند و بايد انجمن‌هاي اسلامي را تقويت نمايند تا به وسيله انجمن‌هاي اسلامي و با دست قوي و حضور همه آنان نشانه‌هاي بدي و خلاف كم شود. بعد هم از بين برود و نشانه‌هاي قوت و معنويت زياد و همه‌گير شود. يك شرط اين است كه براي كارايي انجمن‌هاي اسلامي مديران با آنها همكاري كنند. نبايد در دستگاهي گفته شود كه اين مدير انجمن اسلامي را قبول ندارد. با انجمن اسلامي ميانه‌اي ندارد. با آنها كار نمي‌كند. نه مدير بايد بيش از ديگران قدر انجمن اسلامي را بداند. چون مدير مي‌خواهد محيط كار خوب باشد تا خوب بتواند خدمت كن د و خوب شدن محيط كار به وسيله اسلام و تبليغات اسلامي و انجمن‌هاي اسلامي است. البته انجمن‌هاي اسلامي هم در كار مديريت نبايد دخالت كنند. ما كه نمي‌خواهيم در يك تشكيلات دو مدير داشته باشيم. نبايد مدير را تضعيف كنند. البته اگر انجمن اسلامي خلافي را در كسي چه بالا چه پايين شناخت و تشخيص داد،‌مدير او را به مراكزي كه بايد به آنجا منتقل شود، منتقل كند. اما نبايد درگيري پيدا كنند. اين طور نباشد كه تا اين مدير خواست معاوني را انتخاب كند يا رئيس بخشي را بگذارد انجمن اسلامي بگويد آيا ما مخالفيم. نه شما نبايد در اين كار وارد شويد. محيط بايد محيط اسلامي شود. كار بايد كار اسلامي شود. روز ذهن افراد بايد تاثير گذاشته شود. اما مسئوليت تشكيلات با مدير است. او بايد كار را اداره كند و انجام دهد. اين طور نيست كه بخواهيم دو مدير در يك تشكيلات بگماريم همان طور كه عرض شد اگر ديديد كه در مدير رفتار نادرستي است آن را به مراكز خودش منتقل كنيد كه حالا آن مراكز يا مقام بالاتر است يا دواير ديگري است كه آنها بايد مطلع باشند اين نگاه رهبري به اين مسأله همه چيز را روشن مي‌كند.

بعضي از مسئولان انجمن‌هاي اسلامي نسبت به آن بند از اساسنامه كه در آن تصريح شده است كه انجمن اسلامي بايد مورد تائيد مدير دستگاه باشد ايراد وارد مي‌كنند. آنها معتقدند كه انجمن‌هاي اسلامي كاملاً مستقل هستند و نبايد با اين كار زمام فعاليت آنها را به مدير دستگاه سپرد. نظر شما در اين مورد چيست؟

قطعاً انجمن‌هاي اسلامي ياران صادق مديران ادارات، كارخانه‌ها، شركت‌ها و موسسات هستند و به خوبي آنها را پشتيباني مي‌كنند. اين مدير است كه بايد از اين ظرفيت در جهت تعالي و تكامل ارزش‌هاي اسلام و انقلاب به خوبي استفاده كند. انجمن‌هاي اسلامي در تقابل با مدير نيست. انجمن اسلامي نهادي است كه ضرورت وجودش را قانون اساسي تصريح كرده و نگاه مقام معظم رهبري بر تداوم فعاليت آنهاست.

روند خصوصي‌سازي در كشور روز به روز در حال شدت گرفتن است. آيا جايگاه قانوني انجمن‌هاي اسلامي تا آن حد تثبيت شده است كه نهادهاي خصوصي از تأسيس يا ادامه فعاليت آن سر باز نزنند؟

ببينيد هر كجا مجموعه‌اي وجود داشته باشد كه از دل آن انجمن اسلامي پس از طي روند لازم با تائيد سازمان تبليغات اسلامي شكل بگيرد، مديريت با انجمن و انجمن با مديريت بايد در راستاي اهداف تعيين شده باهم همكاري و تعامل داشته باشند. اين اصل چه براي بخش دولتي و چه براي بخش خصوصي لازم‌الاجراست و فرقي نمي‌كند.

غير از اين‌ها كه برشمرديم به نظر شما چه موانع و مشكلات ديگري بر سر راه انجمن‌هاي اسلامي وجود دارد؟

به نظر من براي فعال‌تر شدن انجمن‌هاي اسلامي بايد هويت آنها را احياء و ضرورت وجود آنها را تشريح و تبيين كنيم. مديران دستگاه‌ها بايد اين اطمينان را پيدا كنند كه انجمن‌هاي اسلامي رقيب آنها نيست بلكه پشتيبان آنهاست. وظيفه ماست كساني را كه احياناً با انجمن‌هاي اسلامي آشنايي ندارند اعم از مدير يا ديگران، توجيه كنيم. انشاءالله با اجراي برنامه‌هاي فرهنگي به صورت منظم بتوانيم انجمن‌ها را در جاي جاي كشور پهناور اسلامي خود فعال كنيم.

نهادهاي ديگر فرهنگي، اجرايي و قانونگذاري چه كمكي مي‌توانند در اين زمينه به سازمان تبليغات اسلامي بكنند؟

ساير نهادهاي ديگر هم مي‌توانند در چهارچوب مقررات كمك بكنند تا انجمن‌هاي اسلامي با قوت هرچه تمام‌تر به فعاليت‌هاي خودشان ادامه دهند.

به نظر شما آيا مي‌شود در طرح پيوست فرهنگي كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري هم هست، جايگاهي براي انجمن‌هاي اسلامي در نظر گرفت؟

ما معتقديم انجمن‌هاي اسلامي براي اجراي پيوست فرهنگي دستگاه‌ها، كارخانه‌ها، شركت و موسسات مختلف صالح‌ترين تشكل هستند. البته پيوست فرهنگي براي پروژه‌هاي بزرگ عمراني در نظر گرفته شده است اما خوشبختانه امروزه نگاه اين است كه هر كجا دارد هزينه‌اي مي‌شود، تبليغات فرهنگي هم دارد كه حتماً بايد مديريت شود. اجرا نكردن پيوست فرهنگي مي‌تواند زيان‌هاي جبران ناپذيري به همراه داشته باشد.

اعضاي انجمن‌هاي اسلامي آخرين بار حدود 18 سال پيش با مقام معظم رهبري ديدار كرده‌اند. آيا برنامه‌اي براي تجديد ميثاق انجمن‌هاي اسلامي با معظم‌له داريد؟

ما هم تمايل داريم به همراه اعضاي انجمن‌هاي اسلامي به افتخار ديدار مقام معظم رهبري نايل شويم. برآورده شدن اين خواسته انجمن‌هاي اسلامي كه علي‌الدوام از ما انتظار فراهم كردن مقدمات ديدار با مقام معظم رهبري را دارند، دغدغه همه ماست. اما چنين چيزي بستگي به وقت و نظر مبارك مقام معظم رهبري دارد. به هر حال براي محقق شدن اين امر تلاش خودمان را خواهيم كرد.

به غير از انجمن‌هاي اسلامي كه زير نظر سازمان تبليغات اسلامي فعاليت مي‌كنند، انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزي و دانشجويي نيز در كشور فعال هستند. سازمان تبليغات اسلامي در محيط دانشگاه و مدرسه آن چنان كه بايد شناخته شده نيست. آيا شما با اين دسته از انجمن‌هاي اسلامي نيز تعامل داريد؟

ادارات كل تبليغات اسلامي در سراسر كشور با مجموعه نهادهاي مستقر در دانشگاه‌ها و همچنين آموزش و پرورش همكاري و تعامل مناسبي دارند كه يكي از آنها انجمن‌هاي اسلامي است. انجمن‌هاي اسلامي موجود در دانشگاه‌ها طبق قوانين خاصي فعاليت مي‌كنند و در عين حال با سازمان هم ارتباط دارند. در اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزي هم مقام معظم رهبري نماينده مستقلي دارد. بنابراين ما به صورت كلان با اين دسته از انجمن‌هاي اسلامي نيز تعامل و همكاري داريم.

ما در يك جامعه اسلامي زندگي مي‌كنيم كه اقتضائات خاص خودش را دارد. فكر مي‌كنم انجمن‌هاي اسلامي در چنين جامعه‌اي وظيفه بسيار مهمي دارند كه همان اسلامي كردن محيط است. به عنوان مثال اين انجمن‌ها مي‌توانند از فساد اداري جلوگيري كنند يا با ترويج فرهنگ اسلامي وجدان كاري را در دستگاه‌هاي مختلف كشور نهادينه كنند. براي محقق شدن اين امر انجمن‌هاي اسلامي بايد چه مقدماتي را فراهم كنند؟

تمام وظايف انجمن‌هاي اسلامي در اساسنامه به طور كامل تبيين شده است. انجمن‌هاي اسلامي مي‌توانند با انجام تبليغات اسلامي و آموزش هاي لازم و ايجاد كارگاه هاي آموزشي و اطلاع‌رساني به موقع، مجموعه خود را با ارزش‌ها و معارف ديني آشنا كنند. وقتي چنين چيزي ميسر شد و باورهاي ديني بين كارمندان يك اداره يا كارگران يك كارخانه ترويج پيدا كرد، طبيعي است كه آن جامعه كاري تعالي و ارتقاء خواهد يافت.

 

چهارشنبه 22 آذر 1391 - 11:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر