چهارشنبه 4 مرداد 1396 - 17:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

ادغام تئاتر دفاع مقدس با تئاتر مقاومت ساير كشورها غلط است

 

گفتگو با سيروس همتي

در طول تاريخ بشر شاهد جنگ­هاي بسياري بوده است از جنگ­هاي سنتي گرفته تا جنگ­هاي تمام عيار امروزي. مطالعه جنگ­هائي که در طول تاريخ حادث شده­اند و بررسي جنبه­ها و جلوه­هاي ويژه­ي آن پنجره­اي ديگر را فراروي ما مي­ گشايد که با نگاهي ديگر به مقوله جنگ و تئاتر بپردازيم. به هر حال هنرهاي دراماتيک از ديرباز تاکنون جنگ را يکي از مضامين غالب خود قرار داده است از درام­هاي باستاني تا آثار مدرن امروزي همواره نشانه­ها و دستمايه­هائي از جنگ مفهوم آن و پيامدهاي خوش و ناگوار آن را در برداشته است.

اساساً چالش آدميان در وضعيت­هاي فوق العاده و ويژه جنگ شرايطي را براي درام نويس فراهم مي­کرد تا مفهوم انسان  و زندگي بشري را بکاود و او را در بوته منازعات گوناگون به نقد بکشاند. در اين ميان مضاميني چون راستي و ناراستي خدعه و فريب و عشق و وظيفه، جاه طلبي و قناعت و به طور کلي تعادل و آشفتگي ناشي از عدم تعادل در مهمترين آثار درام­هاي بزرگ تاريخ رخ نموده است.

اما در يک نگاه شايد نتوان تمايز و تفاوتي ميان تئاتر جنگ با ساير گونه­هاي نمايشي قائل شد اما به طور حتم تئاتر جنگ در مضمون و موضوع و يا دست کم در ايجاد موقعيت شناسي و ارائه­ي الگوهاي نمايشي و داستاني براي روايت با ديگر گونه­هاي نمايشي متفاوت است. موقعيت جنگي شامل تجاوز نظامي، انقلاب و شورش اجتماعي و يا دفاع در برابر دشمن از آنجا که عموماً شرايط جدال و درگيري دو يا چند گروه نيروي متخاصم را با نيت­هاي و اهداف مختلف شامل مي­گردد همواره دستمايه مناسبي براي خلق آثار دراماتيک بوده و الگوهاي داستاني جذاب و منحصر به فردي را در عرصه تئاتر مطرح کرده است. از سوي ديگر آنچه باعث شده است که همواره جنگ 8 ساله کشور ما به عنوان دفاع مقدس مطرح شود اعتقاد به اين جريان فکري است که جنگ ما با ساير جنگ­ها متفاوت است. چرا که اين جنگ يک جنگ اعتقادي بوده است براي دفاع از آرماني متعالي و انديشه­اي مقدس.

سيروس همتي کارگردان شناخته شده و سرپرست گروه هنري (ماني) از جمله منتقديني است که ادغام اين فضاي خاص ارزشي را با تئاتر مقاومت به نوعي تهديد ارزش­هاي تئاتر دفاع مقدس قلمداد مي­کند. بازيگر (خاک سرخ) ابراهيم حاتمي کيا نگاه متوليان و مسئولين در اين عرصه را بزرگترين تهديد تئاتر دفاع مقدس مي­داند.

- به نظر مي­رسد هنوز هم جامعه­ي تئاتري قالب دفاع مقدس را به رسميت نمي­شناسند.

اينگونه نيست تئاتري­ها به اين قالب و موضوع احترام مي­گذارند و بسيار علاقمند هستند در اين زمينه کار کنند بحث دفاع مقدس به عنوان جنگ تمام عيار در دنيا شناخته مي­شود هرچند که ما از آن به عنوان يک دفاع جانانه ياد مي­ کنيم. چرا که حقيقت هم همين است که ما در برابر هجوم يک دفاع بدون نقص انجام داديم. ما شروع کننده جنگ نبوديم ما به دفاع پرداختيم شروع کنندگان جنگ ابرقدرت­هاي جهاني بودند. در رأس اين هجوم کشور عراق قرار داشت کشوري که تا بن دندان مسلح بودند و از تهاجم به کشور ما از هيچ راه و روشي فروگذار نکردند.

- به نظر مي­رسد متوليان قصد دارند تئاتر دفاع مقدس را با تئاتر جنگ مقاومت ادغام کنند که البته در جشنواره­ها اين اتفاق افتاده است.

اين يک اشتباه مسلم است که متوليان فرهنگي در حال انجام آن هستند در اين زمينه فيلم­ها و کارهاي خاصي انجام گرفته است اما اين يک بازي است که نتيجه­اي نخواهد داشت.

- مگر مقاومت ديگر کشورها با مقاومت ما تفاوتي دارد؟

بحث کشورها نيست. اصلاً بحث مقاومت نيست. مقاومت يکي از ارکان دفاع مقدس بود مباحث مختلفي در دفاع مقدس مطرح شد که اصلاً در ديگر مقاومت­هاي ديگر مطرح نيست. مگر اين کشورها از دفاع مقدس ما يادي مي­کنند که ما درباره مقاومت اين افراد جشنواره­ها برپا مي­کنيم و کاسه داغ­تر از آش مي­شويم. زماني که ما در حال جنگ بوديم اين کشورهاي مقاومتي چه مي­کردند. غير از اين بوده است که دست راست و چپ عراق بودند؟! الان اين مباحث بيشتر به يک سري بازي­هاي رسانه­اي و سياسي شبيه است. 8 سال جنگ تحميلي به طول کشيد کشورهاي ديگر چگونه به کشور ما کمک کردند؟!

- اين بحث در داخل کشور مطرح است.

بله. اين بازي ميان يک سري بازيگران فعال و هنرمند در جريان است که در اين ميان جامعه­ي هنري و تئاتري صدمه مي­بيند. خوب که نگاه کنيد متوجه مي­شويد عده­اي با بازارگرمي در اين جريانات گوي و ميدان را در اختيار گرفته­اند و در حالي است که در هيچ يک از اين کشورها هيچ گاه از مقاومت يا جنگ تحميلي يا دفاع مقدس ما به هيچ عنواني حمايت يا نامي برده نمي­شود من کم کم دارم از اين بحث عصباني مي­شوم. چرا يک سري افراد در داخل تنها سنگ خودشان و منافعشان را به سينه مي­زنند.

- احساس مي­شود ايران با توجه به صبغه فرهنگي­اش در منطقه بايد  به عنوان يک حامي حضور داشته باشد.

چرا بايد ما اين ميان قرباني باشيم. آيا تجربه و قدمت فرهنگي ما تنها اين مسير را براي ما مشخص کرده است يا يک سري اتفاقات خاص ضرورت را به اين سمت کشانده است. تو را به خدا اين حرف را نزنيد!

- ما نمي­زنيم، نگاه برخي از مديران فرهنگي است.

به آن مديران فرهنگي بگوييد ما جنگ ستيز هستيم يا عرب­ها؟! ما در جنگ تحميلي هم شروع کننده نبوديم 8 سال دفاع جانانه کرديم. در برابر همين عرب­ها. حالا براي ما جشنواره مقاومت مطرح مي­کنند و مي­خواهند فضاي تئاتري و هنري کشور را به سمتي حرکت دهند دفاع مقدس را با ويژگي­هاي مقاومت منطقه يکسان جلوه دهند هرکدام از اين فضاها جايگاه خاص خودش را دارد بايد اين فضاها را در جايگاه خودش سنجيد.

- معتقديد که اين جريانات توجيه پذير نيست؟

معتقدم هيچ توجيهي اين اقدامات ندارند. ادغام اين فضاها مسخره است.

- کارکرد جشنواره­هاي تخصصي دفاع مقدس را چگونه مي­دانيد؟

متوجه هستيد که چندين سال است که چيزي به عنوان جشنواره تخصصي سراسري دفاع مقدس نداريم. آخرين دوره­ي اين جشنواره در دوره 13 چندين سال قبل تعطيل شد. اما بايد سؤال کرد که اين شوک را چه کساني و چه زماني به ما هنرمندان وارد کردند. زمانيکه اين جشنواره مطرح بود اکثر کارها به اجراي عمومي مي­رسيد و يک فضاي ايده آل براي اين جريان وجود داشت من و ديگراني که در اين عرصه مطرح شديم خودمان را مرهون فعاليت­هاي اين جريان و جشنواره مي­داشتيم که باعث شده ده­ها هنرمند ديگر مانند ما مطرح شوند و کار ارائه کنند بنياد حفظ آثار و ارزش­هاي دفاع مقدس يکي از بهترين جشنواره­هاي سراسري را برگزار کرد بايد ديد چه کساني اين جشنواره را به خاموشي کشاندند. الان وقتي يک جشنواره برگزار مي­شود چقدر ساليانه مديران در اين فضا اثر دارد. مديران مياني هنري با اهالي تئاتر ميانه­ي خاصي ندارند. 10 دوره جشنواره برگزار شد و در آخر هم يک مدير غيرهنري با سياست­هاي خاص خودش جشنواره را به تعطيلي کشاند. نيروهاي اين عرصه متعهد و متخصص نيست. اهالي تئاتري کشوري دغدغه­شان پرداختن به تئاتر دفاع مقدس است اما مديران مياني در اين عرصه دغدغه خاصي ندارند مديران سليقه­اي عمل مي­کنند در دوره­هاي مختلف جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس گروه­هاي خاصي مانند گروه ماني سيروس همتي، آذرنگ، شهرام کرمي و غيره کار کردند اما الان اين گروه­ها و افراد هنرمند کجا هستند؟ اين فضا براي ما مأمن شده بود و براي برگزاري هرچه بهتر آن احساس مسئوليت شديدتري مي­کرديم.

- برخي از اين مديران معتقدند اصلاً برگزاري جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس وظيفه­ي اين نهادها نبوده است و بايد اين جشنواره­ها از طرف مسئوليني که نهادهاي مربوطه­شان موظف به برگزاري اين جشنواره هستند برگزار شود. با اين حرف چقدر موافق هستيد؟

اين يک توجيه است اگر وظيفه­ي اين ارگان­ها نبوده است پس چرا 12 دوره برگزار شد. چرا باني اين جريان 12 دوره همين بنياد حفظ آثار و ارزش­ها بود؟ آيا در آن زمان براي اين نهاد برگزاري جشنواره­ها داراي امتيازات خاص بوده است. اين گفته عواقب خاصي براي اين مديران دارد. مديران تا اين حد به اين مقولات ساده نگاه نکنند اگر برگزاري اين مراسم جزء وظايف اين نهادها نيست پس به عهده چه نهادهائي است.

- نظر شما چيست؟             

نظر من هم اين است با برگزاري 12 دوره جشنواره و از طرفي با دور شدن از فضاي جنگ و سالهاي جنگ انتظار مي­ رفت که اين فضا اندکي روشن­تر شود و سياست گذاري­هاي مسئولين به سمتي پيش برود که بتوان از اين هنرمندان حمايت کرد. اما اين اتفاق نيافتاد و گروه­هاي تئاتري مانند گروه ماني سيروس همتي از اين نظر بيکار شد. وقتي انتظار نسل­هاي آينده از بيان حقايق جنگ به اندازه موجود است بايد حمايت­ها بيش از اين باشد. مديران اصلاً به نياز هنرمندان و نگاه مردم و توقعاتشان اهميتي نمي­دهند. سيروس همتي با صداي بلند اعلام مي­کند که بيشترين ضرر به اين قالب تئاتري را مي­توان از نگاه مديران غيرهنري و مسئول جستجو کرد.

- شايد بتوان معضل سفارشي نويسي را هم در اين عرصه بيان کرد.

ما هنوز هم هفته دفاع مقدس يا روزنگارهاي تقويمي را مبناي عملکرد هنري­مان در اين رابطه قرار داده­ايم. به ياد دارم در همين مناسبت­ها در دهه­هاي 70 و 80 به گروه­هاي مختلف تئاتري کار سفارش مي­شد و اين سفارش کار به نوعي حمايت مادي و معنوي از گروه­ها بود و من و گروهم در اين ايام خوشحال بوديم که در اين مسير قدم برمي­داريم و از لحاظ مادي و معنوي حمايت مي­شويم. من در مقام کارگردان و سرپرست گروه ماني اعلام مي­کنم که امروز اين نگاه به کلي از بين رفته است وقتي به اين هفته­ها نزديک مي­شديم يک شور و شعف خاصي در ما بوجود مي­آمد ما از اين مسير هم حمايت مي­شديم هم مي­توانستيم نگاهمان را اجرا کنيم. اما امروز متأسفانه بدترين و شعاري­ترين اجراها در فرهنگسراها اجرا مي­شود اين سياست کدام مدير است. آيا مدير اجراها در دهه­هاي گذشته هم حق اجرا مي­گرفت.

- مديران معتقدند در اين عرصه نمايشنامه مناسبي براي اجراي عمومي بدست مديران مياني و هنري نمي­رسد که بتوان بودجه مناسبي براي آن اختصاص داد چرا که بودجه­هاي مکفي براي حمايت وجود دارد شايد با اين سوال توپ به زمين شما فرستاده مي­شود.

اين تنها يک بهانه است. در حال حاضر در حال بازي در نمايش ترن هستم که کاري از نيما دهقاني نوشته حميد آذرنگ است موضوع پيرامون شرايط روزگار پس از جنگ است کارهاي فيلمي من هم که عبارتند از: خنکاي ختم خاطره، نيستان، زمزمه­هاي پشت خط نبرد، کانال کميل و . . . که اکثراً هم کارهاي شهرام کرمي و حميد آذرنگ است. - اين کارها چه زماني اجرا مي­شد؟

 کار خوب زمان خاصي ندارد کار خوب خودش را نشان مي­دهد اگر منظورتان از کار خوب اين است که آنچه که شما توقع داريد ما در خلال نمايش بگوييم متأسفم! ما اين کار را نخواهيم کرد. اگر مي­خواهيد ما برخي از وجوه جنگ و برخي تبعات آنرا زير سؤال نبريم يا از دل دردمند مادران و خانواده­ها ننويسيم، متأسفم! اگر آن بزرگوار مي­خواهد ما متني را روي صحنه ببريم که دغدغه آن مدير است باز هم متأسفيم! صحنه آن چيزي نيست که باب ميل اين مدير و آن مسئول باشد. کدام انسان جنگ را تأييد مي­کند که مي­خواهند ما آنرا تأييد کنيم. برخي مي­خواهند نمايشنامه­هائي اجرا شوند که هيچ نقدي بر وضعيت موجود امروز نباشد بالاخره يک سري اشتباهات انجام گرفته است و نبايد از بازگو کردن اين اشتباهات دلهره داشت ما نبايد بگوييم نمايشنامه نداريم اتفاقاً نمايشنامه­هاي بسيار خوبي داريم اما اين­ها هم مسير با فکر مسئولين نيست و به نوعي شايد جايگاه اين افراد را به خطر مي­اندازد.

- برخي از بازيگران معتقدند چرا هميشه در صحنه­هاي تئاتر دفاع مقدس از يک سري بازيگران ثابت استفاده مي­شود. شما با اين نظر موافق هستيد؟

اگر منظورتان وجود مافيا در تئاتر است بايد بگويم که چنين چيزي وجود ندارد يا اگر هم باشد با داستان سينما بسيار متفاوت است. اما اگر منظورشان بنده و امثال بنده است بايد بگويم که بهتر است مقداري پيرامون 21 سال کار تئاتر خودم صحبت کنم تا کمي فضا روشن­تر شود. چند نفر از اين بازيگران تئاتر شهر و صحنه را تجربه کردند؟ من سالن اصلي شهر ايده آلم براي اجرا است من تنها 2 بار بر روي اين سالن اجرا داشته­ام. اين سابقه در طول 21 سال فعاليت هنري­ام اتفاق افتاده است. در اين سالن کار (خانم چومهتابي) (ترن) را اجرا داشته­ايم . من از محله شرق تهران و شهرري با حضور در جشنواره­هاي کانون­ها و فرهنگسراها به شهادت سيد جواد هاشمي شروع کردم پس از آن با کار در اجراهاي عروسکي و دستياري بهرام عظيم پور و اجراهاي مختلف در کانون پرورش فکري و چند تا کار ديگر فعاليت را ادامه دادم تا سرانجام گروه ماني را سرپرستي کردم طي اين 21 سال ابتدا سيروس همتي را 2 نفر مي­شناخت بعد شد 5 نفر اندک اندک افزايش پيدا کرد. در نمايش (بسه ديگه خفه شو) نقش گرفتم داستان­ کار مي­کردم در (برگ ريزان) کارگرداني کردم و در جشنواره دفاع مقدس دوره هفتم کليه جوايز را درو کردم در کنار آتيلا پسياني و عاشوري کار کردم و . . . حالا هرکسي احساس مي­کند که حقش در جيب­هاي من است حاضرم جايم را با او عوض کنم.        

   

 

سه‌شنبه 21 آذر 1391 - 13:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری