پنجشنبه 27 مهر 1396 - 12:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

تاريخ نگاري اسلامي در مکتب حديث

 

 

تاريخ نگاري اسلامي در مکتب حديث ( تاريخ نگاري در ايران و جهان اسلام 3)

به اهتمام: دکتر علي اکبر ولايتي

ناشر: شرکت سهامي کتاب هاي جيبي  (وابسته به مؤسسه انتشارات امير کبير)

نوبت چاپ: اول 1391

کتاب حاضر پيرامون تاريخ نگاري در جهان اسلام و چگونگي آغاز آن در مکتب حديث بحث مي کند، از اين رو مطالب اين کتاب در چندين فصل به اين مهم پرداخته است که فصل اول در خصوص مکاتب تاريخ نگاري اسلامي است.

نخستين تاريخ نگاران مسلمان که در پرتو تعاليم قرآن کريم، حضرت رسول (ص) و ائمه هدي (ع) به حوزه تاريخ نگاري قدم نهادند، اساسا هدف تاريخ نگارانه‌اي در ذهن نداشتند. اين پيشگامان که بيش تر بزرگان صحابه، تابعين، و تابعين تابعين بودند. براي نشر و گسترش فرهنگ و اخلاق اسلامي و نيز ترغيب نو مسلمانان به رعايت شئون اسلامي به ثبت و ضبط حالات و رفتار و گفتار حضرت ختمي مرتبت (ص) و ائمه اطهار (ع) و اصحاب آن بزرگواران مشغول بودند، آنان از برادران مسلمان شان مي خواستند تا از آن حضرت در انديشه و رفتار و گفتار پيروي کنند.

بدين ترتيب بخش بزرگي از پيشگامان تاريخ نگاري اسلامي محدثان بودند. گروهي بودند که بهره مندي از حافظه قوي و نيز استفاده از ميراث شفاهي عرب جاهلي در روش هاي و فنون حفظ و نگه داري اشعار و قصص ايام و انساب کهن در ذهن، احاديث و احوال پيامبر عظيم الشأن را در خاطر ضبط و به يکديگر انتقال مي دادند...

همچنين در مقدمه اين فصل مي خوانيم: ظهور هر انديشه جديد در يک جامعه و در يک برهه مشخص از زمان، به تناسب عمق و بينش آن انديشه، تبعات بسياري در زمينه هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي دارد، طرح انديشه اسلامي در جامعه اعراب جاهلي نيز با آن وسعت و جهان شمولي که کل مجموعه بشريت و اجزايش را در بر مي گرفت، از اين قاعده مستثنا نبود، اين انديشه تحول و دگرگوني بنياديني را در ساختار مادي و معنوي جامعه عرب ايجاد کرد و اعراب را با دنيايي از مفاهيم و تعابير جديد آشنا ساخت، چندي بعد تشکيل نخستين حکومت اسلامي تاريخ و توازن معادلات فرهنگي قوم عرب را به يکباره بر هم زد. دولت نو پاي اسلامي پلي بود که اعراب دوران پيش از اسلام را به عصري جديد  متصل مي ساخت و در عين حال از ديگر اقوام و ملت ها متمايز مي کرد، اين جهش سياسي جهش فکري و فرهنگي جامعه را در پي داشت، چنان که اعراب صفات جديد مختص به خود پيدار کردند، آنها که پيش تر در باديه ها و مجامع شهري کوچک خود تنها به تأمين معاش خود مي انديشيدند، اکنون خود را قهرمانان يک داستان تاريخي مي يافتند که صحنه عمل بازيگران آن از غرب چين تا عمق اروپا يعني تقريبا کل جهان شناخته شده آن دوران را در بر مي گرفت، اين امر خود معلولي ثانوي را در دلش مي پروريد و آن نگاه تاريخي به تحولات منطقه بود، از اين زمان اعراب که بيشتر تنها در يک بافت اسطوره اي و بي تاريخ به نقل مفاخرات قومي و عشيره اي خود در قالب انساب و قصص ايام خو گرفته بودند، رفته رفته ديدي تاريخي يافتند؛ آن ها پس از آشنايي با دستاوردهاي فرهنگي ملل همسايه بنياد تاريخ نگاري اسلامي را نهادند، دانشي که يکي از بزرگترين دستاوردهاي فرهنگ و تمدن اسلامي شمرده مي شود...

فصل دوم اثر حاضر در زمينه تاريخ نگاري در مکتب حديث است: از دير باز سخنان پيامبر اکرم (ص) را که پس از قرآن منبع اصلي عقايد و معارف و تشريع احکام در دين مبين اسلام است، حديث مي خوانده اند. چنان که پس از قرآن کريم اين منبع مهم ترين سرچشمه شناخت دين و کارآمدترين ابزار تبيين آيين مبين اسلام و کامل ترين منبع دريافت آموزه هاي اسلامي است، و بي گمان حجم بزرگي از ميراث مکتوب فرهنگ اسلامي در باره آن است، در اين فصل به چگونگي شيوه تاريخ نگاري در مکتب حديث پرداخته شده است.

گفتني است، در اين که مسلمانان واقعا از چه زماني احاديث پيامبر را مکتوب مي کردند اختلاف نظر جدي در منابع اسلامي وجود دارد، از نتايج حاصل از بحث هاي دانشمندان در اين باره به نظر مي رسد کتابت حديث در چند مرحله انجام شده است که در اين رابطه نيز به مطالبي در اين بخش از کتاب آورده شده است.

نيز ارتباط با پيشگامان و بنيان گذاران مکتب حديث از جمله ، نظير سعيدبن سعدبن عبادة الخزرجي، سهل بن ابي خيثمة مدني انصاري، ابان بن عثمان بن عفان و ... در فصل سوم کتاب مورد بررسي قرار گرفته است.

سهل بن ابي خيثمة در زمان حيات خود، مطالبي از زندگاني پيامبر (ص) و مغازي او نوشت که نزد نوه اش محمد بن يحيي بن سهل، باقي ماند، هنگامي که محمد از کتاب جدش ياد مي کند، مي گويد، «در کتاب پدرانم يافتم...» مقدار در خور توجهي از اين کتاب را بلاذري در انساب الاشراف و ابن سعد در طبقات، و طبري در آثارش آورده و واقدي نيز روايات فراواني را از او نقل کرده است.

از ديگر پيشگامان و بنيان گذاران مکتب حديث مي توان به عروة بن زبيربن عوام، شرحبيل بن سعد خطمي، ابو فضالة عبدالله بن کعب بن مالک الانصاري، قاسم بن محمد بن ابي بکر، عبدالله بن ابي بکربن ابن حزم... اشاره کرد.

عبدالله بن ابي بکر راوي احاديث و سيره رسول خدا(ص) و غزوات آن حضرت بود. نياي او ايو ضحاک عمرو بن حزم از کساني بود که با همه وجود به اسلام گرويد، او در زمان پيامبر والي يمن بود، پيامبر(ص) آيين نامه ي مفصلي براي او نوشت که مشتمل بر احکام شرعي و شيوه رفتار با مردمان بود، جدش محمد در دفاع از مدينه در واقعه حره کشته شد. پدرش نخست قاضي مدينه بود و سپس دو بار در سالهاي 96 و 188 ق والي مدينه گرديد، اما عبدالله خود در امور کشوري دخالت نمي کرد و به روايت احاديث و سيره رسول خدا (ص) همت گماشته بود، از او اخباري در باره دوران جواني حضرت رسول (ص) سال هاي نخستين رسالت و غزوات آن حضرت روايت شده است، روايات او با روايت رويدادهاي روزگار عثمان پايان مي پذيرد، او فقط به گرد آوري اخبار قانع نشد، بلکه کوشيد ترتيب رويدادها را بر اساس سال تنظيم کند و غزوات پيامبر را به ترتيب سال نوشت...

گفتني است مکتب حديثي مدينه که در ابتدا هدف تاريخ نگاري نداشت، را مي توان نخستين مکتب تاريخ نگاري اسلامي دانست که بنيان تاريخ نگاري اسلامي را گذاشت، بزرگترين مورخان جهان اسلام از دل اين مکتب برخاستند و تاريخ نگاري اسلامي را به يکي از با شکوه ترين و بزرگ ترين دستاوردهاي مسلمانان در علوم انساني تبديل کردند.

همچنين عاصم بن عمربن قتاده، ابوروح يزيدبن رومان اسدي مدني، محمد بن مسلم بن شهاب زهري، ابوالاسود محمد بن عبدالرحمان بن نوفل اسدي، موسي بن عقبة اسدي مدني، ابن راشد بصري، ابن اسحاق، واقدي، ابن اسعد، اسماعيل بن مجمع وعبدالله بن سلام بن الحارث، از ديگر بنيان گذاران اين عرصه به شمار مي روند که در اين فصل به تفصيل درخصوص آنها بحث و بررسي شده است.

ابو عبدالله محمدبن سعد بن منيع بصري هاشمي معروف به کاتب واقدي، محدث و تاريخ نگار و سيره نويس مشهور بغداد بود که پس از استادش واقدي، سيره پيامبر(ص) را در بخش آغازين کتاب طبقات، با نظمي جديد و اسنادي کامل عرضه کرد، او با پرداختن به شمايل و دلايل نبوت پيامبر سرمشقي براي اين قبيل تأليفات شد و بدين گونه خطوط نهايي سيره نويسي ترسيم کرد...

در فصل چهارم اثر حاضر گونه هاي مهم آثار حديثي بررسي و تبيين شده است، اطراف، امالي، جامع، جزء، سنن، السنة، شمائل، صحيح، طبقات، علل، اصل، مسائل، مستخرجات، مستدرکات، مسند، مشيخه، مصطلح و نوادر، در شمار اين گونه ها مي باشد، که در فصل نهايي کتاب هر کدام از آنها مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است.

امالي، اصطلاحي در فرهنگ اسلامي است که به ويژه در حوزه حديث و فقه و نيز ادبيات عرب به کار مي رود و به شيوه خاصي از تدوين حديث اشاره دارد، اين شيوه تدوين حديث به مجالس حديثي مشايخ  و استادان حديث مرتبط است و در آن ها ترتيب و ثبويت احاديث نظم خاصي ندارد و پرداختن به موضوعي خاص الزامي نيست، اين روش به ويژه نزد محدثان يکي از روش هاي فراگير انتقال دانش بود که آنها براي مستمعان آسان باشد، از مستحبات محسوب مي شد، اين مجالس غالبا با حکايات و نوادر، به ويژه در باره زهد و ادب و مکارم اخلاق، پايان مي يافت، دربسياري مواقع به سبب کثرت مستمعان در محضر يک شيخ به يک يا چند مستملي ( واسطه املا) نياز پيدا مي شد، تا سخن شيخ را براي حاضران قرائت و املا کند...

قرن دوم هجري را مي توان دوران اوج گيري املا دانست، برخي از بزرگان اهل حديث چون شعبة بن حجاج و وکيع بن جراح، به برقراري مجالس املا پرداختند، اين زمان را همچنين بايد برهه اي حساس در آغاز تدوين مجموعه هاي حديثي به حساب آورد که در آن تأليفاتي در قالب امالي به وجود آمد.

هم زمان با پيشرفت جريان تدوين حديث، فراهم آمدن مجموعه هايي با نام امالي از اواخر قرن دوم هجري گسترش يافت، چندان که افزون بر تشکيل مجالس املا به همت مشايخي چون يزيد بن هارون و عاصم بن علي نعيمي، مجموعه هاي بسياري از امالي گرد آمد که فقط شماري از آن ها در کتابخانه هاي جهان به صورت نسخه خطي موجود است، همچون امالي عبدالرازق صنعاني، امالي ابو الفرج محمد بن احمد غوري و امالي ابوالقاسم قسوي.

 

 

 

يكشنبه 19 آذر 1391 - 9:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری