چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 1:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

در جستجوي ميراث بيقدر شده نيما

 

 

علي محمد مودب، شاعر و منتقد ادبي جوان: بعد از بعثت پيامبر (ص)، در حجاز و سرزمين هاي پيرامون آن، پيامبران کاذب و دروغيني ظهور کردند که با وجود ختم نبوت، ادعاي پيامبري داشتند. اين مورد در شعر نيما نيز مصداق پيدا مي کند.

 

 کتابشهر ايران: آيا با گذشت سالها از مرگ نيما سنت ادبي اين شاعر برجسته در ايران بي قدر شده است، بسياري معتقدند اين سنت با وجود تحول شگرف در شعر فارسيدچار جوانمرگي شد چرا که هجوم مانيفست هاي ادبي تحت تاثير سنت ادبي غرب اجازه جولانبه شعر نيمايي نداد، علي محمد مودب، شاعر جوان خراساني يکي از کساني است که معتقدندشعر نيمايي قابل احياست. «کهکشانچهره‌ها» مجموعه اشعار نيمايي تازه ترين اثرياست که از اين شاعر روانه بازار کتاب شده است، "روضه در تکيه پروتستان‌ها"، "عاشقانه هاي پسر نوح"، "همين قدر مي فهميدم از جنگ"، "مرده هاي حرفه اي"، الف هايغلط"، "عطر هيچ گلي نيست"، "دروغ‌هاي..." از جمله آثار اين شاعر است. نظرات مودب رادرباره غزل امروز و شعر نيمايي در گفتگو با سايت کتابشهر مي خوانيد:

_ در مجموعه شعر "روضه در تکيه پروتستانها"، به نظر مي رسد از حدت نوآوري هايي که درغزلهاي گذشته داشتيد، خبري نيست؟ درباره علت اين امر توضيح مي دهيد؟

اشعار اين مجموعه در قالب هاي کلاسيک چون چارپاره، غزل، رباعي، دوبيتي و ... سروده شده، اما در غزل ها رويکرد مجموعه هاي قبلي تغيير پيدا کرده است. زمانيکه شاعران سعي مي کنند، در غزل نوآوري داشته باشند، گرايش زيادي به زبان رسانه اي دارند، و همين رويکرد افت غزل را به دنبال دارد، اين شيوه ها که تمرين اغلب شاعران جوان است، غزل را از سنت ديرينه شاعران گذشته چون سعدي، حافظ و ... و شاعران غزلسراي معاصر چون هوشنگ ابتهاج و شهريار دور و به نقيضه غزل تبديل کرده است. يکي از دوستان منتقد نيز که معتقد است دوران غزل به سر رسيده، غزل هاي مجموعه هاي قبلي مرا نقيضه اي بر غزل مي خواند. بنابراين من در غزلهاي مجموعه اخير سعي کردم، غزلم در حين داشتن نوآوري، همان غزل آشناي فارسي باشد. در اين غزلها واژه هاي روز آمده است که به نظرم تلاش خوبي بود تا ابتذال ژورناليستي دامن شعر را نگيرد و شعر، شعر بماند، اين شعرها گامي در مسير نوآوري است که بايد منتقدان بگويند چقدر در کارم موفق بودم.

_ فکر نمي کنيد که توجه به اين انتقادها که سدي است دربرابر نوآوري ها، موجب عقبگرد شما در اين مجموعه شده باشد؟

من 12 سال است، سرودن شعر را به صورت جدي شروع کردم، بنابراين ديگر برايم محتاط بودن معني ندارد، شعرهايي نيز که از من منتشر شده نشان مي دهد شاعر محتاطي نيستم، ولي بايد از تجربه ها و آزمون و خطاها بهره برداري کرد، بعضي از نوآري هايي که شاعران تازه کار دارند، مشکلاتي را براي شعر فارسي ايجاد کرده است، بايد به سمتي حرکت کنيم که نوآوري ها مستحکم تر و قوي تر باشد، نه اينکه بدعتي بنا نهاده شود که غزل فارسي را به قهقرا ببرد، با توجه به ذهنيتي که اغلب ادبا و مردم درباره غزل دارند، نبايد بي گدار به آب زد و ساختار شکني کرد، ايجاد شکل تازه در اين قالب بايد از جنس همان قالب آشنا باشد که با ذائقه مخاطب ايراني نيزسازگار است.

_ در اين غزل هاي شما مي توان رد و پاي شاعران سبک هندي را نيز ديد، فکر مي کنيد اين تاثيرپذيري ناشي مطالعه غزليات اين دوره است يا آنکه امروز نهضت ادبي بازگشت به سبک هندي در غزل شروع شده است؟

من به شعر شاعران سبک هندي علاقه زيادي دارم، بويژه انسي که با بيدل دهلوي دارم با ديگر شاعران سرآمد اين سبک مثل صائت تبريزي ندارم، به همين دليل شايد تاثير اين شاعر در شعرهايم محسوس باشد، اما من شاعر خراساني هستم و جنس شعر شاعران خراسان نيز متفاوت است.

_ درباره مجموعه شعر جديدتان«کهکشان چهره‌ها» که اخيرا چاپ شده، صحبت مي کنيد ؟

اين اشعار گزيده‌اي از شعرهاي من در سال‌هاي 90- 88 در قالب نيمايي هستند. مجموع اين اشعار نزديک به 5 برابر اين مجموعه بودند و براي انتشار تنها گزيده‌اي از اين شعرها را انتخاب کردم. شعرهايي که در کتاب منتشر شده‌اند به ترتيب تاريخ سروده شدن نيستند و تفاوت‌هايي در تاريخ‌هاي آنها وجود دارد.

_ چرا بعد از سرودن قالب هاي کلاسيک به شعر نيمايي رو آورديد!؟

چون به اعتقاد برخي شعر نيما بعد از اين شاعر دچار جوانمرگي شد و امروز شعر نو مسير متفاوتي را در پيش گرفته است.مثالي مي زنم و بعد مقصود خود را مي گويم. بعد از بعثت پيامبر (ص)، در حجاز و سرزمين هاي پيرامون آن، پيامبران کاذب و دروغيني ظهور کردند که با وجود ختم نبوت، ادعاي پيامبري داشتند. اين مورد در شعر نيما نيز مصداق پيدا مي کند، نيما در درون شعر معرفتي خود نکته چشمگيري ندارد، اما در حوزه شکل و ساختمان شعر حرفهاي تازه اي آورده که حاصل يک عمر زحمات اين شاعر است و در دوره اي که نيما مي زيست، نوآوري بزرگي محسوب مي شد. بعد از طرح اين رويکرد نو در شعر فارسي، خيلي ها گفتند چرا نيما آغازگر شعر نو فارسي باشد، بنابراين اين شاعران مدعي که تعداد آنها کم نبود، مانيفست هايي را صادر کردند و دهها نظريه از دل اين مانيفست ها بيرون آمد، در حاليکه کار نيما در مقايسه با کار آنها ممتاز بود. اما دليل بزرگ غفلت شاعران بعد از نيما از سنت شعري اين شاعر، همين پيامبران دروغين بودند که هرکدام سعي کردند عده اي را دور خود جمع کرده و حواس آنها را از تحولي که نيما بوجود آورده بود، پرت کنند، که تا حدود زيادي در اين کار نيز موفق بودند، امروز نيز شاعران جوان نظريه هاي زيادي را در حوزه شعر ترويج مي کنند که دنباله روهايي را نيز دارد، اما چيز دندان گيري عايد شعر نخواهد شد. تنها نظريه اي که مي تواند به تحولي ارزشمند در شعر بيانجامد، همان نظريه نيماست، که با زندگي و زمانه ما تطبيق زيادي دارد، چرا که اجازه مي دهد شعر در عين شعريت نو و امروزي و در عين حال ظرفيت هاي جديدي نيز داشته باشد، بنابراين بلبشوهاي شاعران بعد از نيما و غفلت آنها از شعر نيمايي موجب شد مخاطبان از ادعاها خسته شوند، و اين ميراث گرانقدر به بار ننشيند، دوباره با گذشت چند دهه امروز شعر نيما جان گرفته و شاعران جوان دل به رونق اين قالب بسته اند، با مطرح شدن چهره اي شاخص، اميد مي رود شعر نيما پس از چند سال وقفه به راه خود ادامه دهد. کما اينکه شعر هاي اخوان ثالث و نيمايي هاي قيصر امين پور شعر نيمايي را زنده کردو امروز نيز استاد علي معلم دامغاني در اين وادي گام مي زند.

 

شنبه 18 آذر 1391 - 8:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری