پنجشنبه 27 مهر 1396 - 23:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

مانند دماوند (گزيده­ي شعر ملک الشعراء بهار)

 

 - مانند دماوند (گزيده­ي شعر ملک الشعراء بهار)            

- ساعد باقري – سهيل محمودي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1389

- شابک: 6- 229-303- 964-978

- قيمت: 2200 تومان

 اولين اثر از سري مجموعه کتابهاي «صد سال شعر فارسي» مربوط به گزيده اشعار ملک الشعراء بهار، با نام مانند دماوند مي­باشد.

شاعر ملي؛ اين صفت در کشور ما براي يک سخنور افتخار کمي نيست. به اظهار بزرگان ادب ما، در اين بيش از هزار سال، دو شاعر سزاوار چنين صفتي بوده­اند. در روزگاران پيشين: حکيم فردوسي توسي؛ ديگر، در سده­ي اخير: شادوران ملک الشعراء بهار. پرداختن به مفاهيمي چون وطن دوستي و آزادي خواهي و استقلال طلبي و توجه به زندگي و آداب و رسوم و نيازهاي مردم وطن خود در شرايط روزگار خويش، از اين دو نامور، شخصيتي ملي ساخته و اين صفت را زيبنده­ي ايشان قرار داده است.

ملک الشعراء بهار خود در يادداشتي، سال تولدش را ربيع الاول 1304 هجري قمري ذکر کرده است. يعني او بيست سال پيش از نهضت مشروطه در مشهد بدنيا آمده بود. پدرش حاج ميرزا محمد کاظم، متخلص به صبوري و مفتخر به ملک الشعرايي آستان رضوي بود. بهار هجده ساله بود که پدرش درگذشت. او که تا اين هنگام بهره­اي شايسته از ادب فارسي و عربي اندوخته بود و از ذوق سرودن هم برخوردار بود، در سمت ملک الشعرايي آستان رضوي جايگزين پدر شد. و در بيست سالگي در صف مشروطه خواهان قرار گرفت.

زندگي و شعر و تحقيقات بهار، از همان بيست سالگي، با سياست گره خورده بود. آن هم در يک دوره­ي پرهيجان و سرشار از رويدادهاي گوناگون سياسي، وکيل مجلس بود. وقتي زندگي شخصيت­هاي فرهنگي به سياست گره مي­خورد و سياست پيشه­ي آنان مي­شود، فرهنگ آسيب مي­بيند. هر بار که بهار به اجبار زمانه از سياست فاصله گرفت و به تحقيق و تدريس پرداخت و با جديت دل بر کار سرودن نهاد، در جايگاه اصلي خود قرار گرفت. بهار بارها از عمل سياسي سرخورده شد و به عرصه­ي تحقيق و تدريس و خلاقيت روي آورد؛ نويسندگان در مقدمه چنين مي­گويند که اي کاش بهار عمر را يکسره در اين کار مي­گذراند و ميراث شعري و ادبي بيشتري از او برجاي مي­ماند؛ اما آنچه نيز از او براي فرهنگ ايراني برجاي مانده و به ما رسيده، خود گنجينه­اي عظيم و گران سنگ است. مؤلفان همچنين اذعان دارند که شعر بهار مهم­ترين ميراث وي به شمار مي­آيد و در اين کتاب به بررسي تحقيقات ادبي و مقالات تاريخي و سياسي و اجتماعي وي نمي­پردازند.

باقري و محمودي در مقدمه­ي کتاب بيان مي­دارند که قصيده يکي از کهن­ترين قالب­هاي شعر فارسي است. بهار نيز شاعري قصيده سراست و در اين قالب شعري هنرنمايي کرده و مهم­ترين پيام­هاي خود را با همين شکل شعري گفته است. به ديگر سخن، کار بزرگ بهار آن بود که او نوآوري­هاي هنرمندانه­اش را در همين قالب کهنه به ظهور رساند؛ و اين کاري است دشوار و بهار از عهده­ي اين دشوار به خوبي برآمده است. جلد نخست ديوانِ دوجلدي بهار از همين قصيده­ها شکل يافته است و جز چند چهارپاره و مخمس و مسمط و . . . باقي شعرهاي جلد اول در قالب قصيده­اند.

در ديوان بهار، قصايد به درستي نظم و ترتيبي تاريخي يافته­اند؛ اما مي­توان از نظر مفهوم و موضوع نيز آنها را طبقه بندي کرد. قصايد اوليه­ي بهار نوآوري و تازه جويي کم­تري دارند؛ سروده­هايي متعلق به شاعري جوان که سرگرم تجربه کردن و در حال تسلط يافتن بر فنون شاعري و تمرين سخنوري است.

برخي قصايد دوره­ي جواني بهار مدايح ديني­اند و برخي ديگر ياد کرد هم روزگاران اويند. اگر بهترين دليل جوشش شعر را انفعالات دروني و فردي سراينده­اش بدانيم و شعر را شرحي بر رنج­هاي وي برشماريم چند قصيده­ي بهار يعني قصايدي که او در دوره­اي از حضورش در تهران سروده، به شکلي تحسين برانگيز از اين ويژگي برخوردار است.

بهار در سالهاي واپسين سده­ي سيزدهم و سالهاي نخستين سده­ي چهاردهم در تهران با حوادث گوناگوني روبرو مي­ شود، در آن سالهاي پرهياهو و روزگار تحولات شتابناک اجتماعي – سياسي، دلتنگي­ها و آشفتگي­هايش را در ضمن چند قصيده­ي ماندگار به تصوير مي­کشد.

يکي قصيده­اي است با عنوان «بَثُّ الشکوي» که با اين مطلع شروع مي­شود:

تا بر زَبَرِ ري است جولانم

فرسوده و مستمند و نالانم

و ديگر قصيده­ي «دماونديه» دوم که مي­توان آن را از معروف­ترين سروده­هاي بهار دانست:

اي ديو سپيد پاي دربند

اي گنبد گيتي اي دماوند

هرگاه بهار در زندگاني خود از هيجانات زودگذر سياسي فاصله مي­گرفت، با هوش بسيار و بينش سرشار خود به موضوعات اجتماعي – تاريخي مي­پرداخت و شعرش از رايحه­ي حکمت و معرفت شکفته­تر مي­شد.

يکي از افتخارات شعر فارسي، پرداختن به مدايح و مناقب ديني است و قصيده­ي از ديرباز در اين حوزه، مهم­ترين شکل شعري بوده است. همه­ي شاعران بزرگ عرصه­ي ادب فارسي، در اين قالب و با اين محتوا آثار ارزنده­اي پديد آورده­اند. بهار نيز که از همان اوان جواني به لقب ملک الشعرايي آستان رضوي مفتخر بوده، آثاري در اين حوزه آفريده که نشانه­ ي عمق ارادات او به حضرت رسول(ص) و خاندان اوست. مثلاً يکي از بهترين قصايد «مهدويه» سده­ي اخير سروده­اي است از سالهاي جواني بهار:

خيز و طعنه بر مه و پروين زن

در دل من آذر برزين زن

بهار در سالهاي اوج شاعري و به روزگار پختگي کلام، يکي از زيباترين مدايح علوي را سرود. عنوان اين قصيده «در صفت شب و منقبت علي(ع)» است. سال سرودن قصيده 1307 ش است و شاعر ورزيده­ي توانمند با زباني سخته و استوار و ذهنيتي خلاق و تصويرگر به وصف شب مي­پردازد:

شب برکشيد رايت اسود

لون شبه گرفت زَبَرجد . . .

پس از قصايد بهار، مثنوي­هاي او مهم­ترين و پرحجم­ترين سروده­هايش بشمار مي­آيند. مي­توان گفت مثنوي­هاي ارزنده­ي بهار در سايه­ي کم نظيري قصايدش قرار گرفته­اند. وي در اوزان هفتگانه­ي مثنوي در شعر فارسي به سرودن پرداخته و مثنوي­ها در مجلد دوم ديوانش نيز براساس همين اوزان فصل بندي شده است. در مثنوي­هاي بهار، بيشتر حکايت­ها و روايت­هايي که در قالب قصيده مجال چنداني براي عرضه نمي­يابند، رخ نموده­اند. مانند مثنوي «کارنامه­ي زندان» که شرح دستگيري و زندان و تبعيد او در سالهاي 1312 تا 1314 ش است.

چند مثنوي مشهور هم از سروده­هاي بهار سراغ داريم که ترجمه­هاي آثار فرهنگي است؛ شعرهايي چون «کوشش و اميد» و «رنج و گنج» و «دزدان خر» و . . .

در ديوان بهار بيش از صد غزل آمده است. بيشتر اين غزلها اهميت چنداني ندارند؛ باقري و محمودي بر اين باورند که شاعر اديب سخنور قصيده پرداز – بهار – از شور و شيدايي عاشقانه­اي که خاص غزل است، چندان بهره­اي نبرده است.

قطعات ديوان بهار مانند بيشتر قطعه­هايي که از شاعران بزرگ سراغ داريم، يا نقل حکايتي است يا بيان حکمتي؛ و گاه اين قالب در ديوان شاعران جايگزين يک «عکس يادگاري» مي­شده است يعني تصويري از زندگي شخصي و خاطره و اخوانيه يا گاه هجو و طنز.

همچنين از بهار تعدادي ترانه و تصنيف بر جاي مانده که برخي بسيار مشهور شده­اند، تصنيف جاودانه و ماندگار «مرغ سحر» که مي­توان گفت يکي از بهترين تصنيف­هاي سده­ي اخير است، کاري بود که بهار براساس ملودي مرتضي خان ني داود در ماهور سرود؛ آنچه اين ترانه را در خاطره­ها جاي داده، سادگي و رواني و شاعرانگي و لطف بند اول آن است.

ترانه­ي «بيات اصفهان» يا «به اصفهان رو» نيز که امروز ه در يادکرد فرهنگ و هنر و تاريخ خطه­ي اصفهان به يکي از ترانه­هاي ملي تبديل شده، سروده­اي ديگر از بهار است. و سرانجام بهار در اول ارديبهشت 1330 بر اثر بيماري سل جان به جان آفرين تسليم شد و در آرامگاه ظهيرالدوله­ي تهران به خاک سپرده شد. نويسندگان بعد از مقدمه ديوان بهار را در دو قسمت گزيده­ي جلد اول و دوم ذکر کرده­اند. و گزيده­ي جلد اول ديوان بهار را نيز در سه بخش اقامت در خراسان، دوره­ي نخست اقامت در تهران (قبل از کودتا) و دوره­ي اقامت در تهران (بعد از کودتا) آورده­اند. در بخش اول ديوان بهار – اقامت در خراسان – اشعاري در منقبت ولي عصر(عج)، در مدح حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، ميلاد حضرت سيدالشهدا(ع)، مرگ پدر، منقبت خاتم الانبيا(ص)، در واقعه­ي بمباران آستانه­ي حضرت رضا(ع) و . . . را ذکر کرده­اند:  

1- تغزل در منقبت ولي عصر(عج)

خيز و طعنه بر مَه و پروين زن   

در دل من آذر بُرزين زن

بند طره بر من بديدل نِه

تير غمزه بر من غمگين زن

يک گره به طره­ي مشکين بند

صد گره بر اين دل مسکين زن . . .

2- ميلاد حضرت سيدالشهدا(ع)

چه شادي است که باشد قرين سوگ و حزن؟

چه رامش است که دارد نشان رنج و مِحَن؟

که ديده شادي هرگز به سوگواري جفت؟

که ديده رامش هرگز به محن آبستن؟

چه شاهدي­ست که آورده در زمانه سرور؟

چه دلبري­ست که افکنده در جهان شيون؟ . . .

صبر کن، لوح عبرت، بث الشکوي و خزينه­ي حمام عناوين اشعاري هستند که در بخش دوم – يعني دوره­ي نخست اقامت بهار در تهران – کتاب و در بخش سوم نيز – دوره­ي اقامت در تهران – اشعاري همچون؛ هيجان روح، دماونديه، سرود کبوتر، در صفت شب و منقبت علي(ع)، کسري و دهقان، آرمان شاعر، راز طبيعت، سپيدرود، تنازع بقا، جغد جنگ و . . . آمده است.

1- دماونديه

اي ديو سپيد پاي در بند

اي گنبد گيتي اي دماوند

از سيم به سر، يکي کله خود

زآهن به ميان، يکي کمربند

تا چشم بشر نبيندت روي

بنهفته به ابر، چهر دلبند . . .

2- در صفت شب و منقبت علي(ع)

شب برکشيد رايت اسود

لون شبه گرفت زبرجد

شد چيره بر عمائم خضرا

بار دگر علائم اسود

گفتي زنو سلاله­ي عباس

بردند حق آل محمد . . .

باقري و محمودي قسمت بعدي کتاب را به گزيده­ي مجلد دوم ديوان بهار اختصاص داده­اند و در آن به برخي از مثنوي­ها، غزل­ها، قطعه­ها، رباعي­ها، ترانه­ها و تصنيف­هاي بهار اشاره کرده­اند.

مثنوي­هايي همچون؛ حکايت مرغ پير که به دام افتاد، مناظره­ي هُمِر با اَبَرخيس، انسان و جهان بزرگ، اسلحه­ي حيات، معلم و شاگرد، کوشش و اميد و رنج و گنج و قطعاتي با عناويني همچون؛ شعر و نظم، پافشاري ميخ، هزاران بار بهتر، وعده­ي مادر، جاي بي زحمت و پند پدر، و رباعي­هايي همچون؛ شهر تهران، فراق دوست، در مرگ مادر، گله دوستانه، خون دل، احسنت و بيهوده مجوي و ترانه­هاي مرغ سحر، زمن نگارم خبر ندارد، به اصفهان رو قسمتهاي مختلف بخش آخر کتاب را شامل مي­شوند.

کتاب قبل از واژه نامه با شعر طلب آمرزش به عنوان حسن ختام به پايان مي­رسيد:

عمري به باد رفت و به جا ماند اين کتاب

باشد کسي بخواند و آمرزش آورد

اي مهربان رفيق که خواندي کتاب من

شايد به چشم ذوق تو صد عيب برخورد

گر عيبي اندر آن نگري، عيب پوش باش

زيرا تو زود بگذري، اين نيز بگذرد . . .

 

يكشنبه 12 آذر 1391 - 12:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری