چهارشنبه 7 تير 1396 - 13:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

روايت هايي موازي از روزمرگي

 

نگاهي به گروه فيلمسازي «ميگرن»(مانلي شجاعي فرد)

فيلمبرداري ميگرن(اولين ساخته مانلي شجاعي فرد) اوايل فروردين 1390 آغاز شد و پس از 52 جلسه، اواخر ارديبهشت به پايان رسيد. مجتمعي آپارتماني در خيابان شيخ بهايي لوکيشن اصلي اين فيلم بود که 70 درصد فيلم در فضاي داخلي سه واحد از اين ساختمان؛ و 30 درصد ديگر در فضاي شهري و خارجي فيلمبرداري شده است.

مانلي شجاعي فرد درباره سابقه کاري اش در سينما مي گويد: «سابقه كاري من برمي‌گردد به 17، 18 سال پيش، به محض اين‌كه ديپلم گرفتم، از همان ايام دوره‌هاي گريم هم مي‌ديدم و اساساً با گريم وارد دنياي سينما و تلويزيون شدم. از آنجايي كه ديدم گريم در حوزه كاري نيست كه ادامه‌اش براي من دلپذير باشد، از همان زمان در اين فكر بودم كه چگونه مي‌توانم به كارگرداني برسم.

من در آن زمان مشغول تحصيل در رشته مترجمي زبان انگليسي بودم و طبق مشاوره‌هايي كه انجام دادم، متوجه شدم كه بهترين كار براي رسيدن به كارگرداني، اين است كه كارم را به شكل عملي و تجربي و به صورت پله پله آغاز كنم. از منشي صحنه و دستياري و بخشي هم به استعداد خودم بازمي‌گشت كه بتوانم خودم را محك بزنم كه آياي توانايي انجامش را دارم يا نه.

در ابتدا منشي صحنه شدم و بعد هم به دستياري صحنه رو آوردم، بعد هم به عضويت كانون دستياران و برنامه‌ريزان خانه سينما درآمدم تا سال 80 كه به كانون اعلام كردم كه ديگر دستياري نمي‌كنم. از من دليل اين تصميم را پرسيدند كه در پاسخ گفتم مي‌خواهم وارد حوزه فيلمبرداري شوم.

اگر چه كار كردن در حوزه گروه فيلمبرداري امر رايجي در سينماي ايران نيست اما من كارم را در اين مقطع آغاز كردم و وارد گروه فيلمبرداري شدم و بدين ترتيب، كارم را با اين هدف، از نور و كابل آغاز كردم تا بتوانم به كارگرداني برسم.

من در همين زمان مي‌ديدم كه معضل عمده فيلم‌ها، ناآگاهي كارگردان نسبت به دوربين و متعلقات آن نظير نور، لنز و... بود و همين باعث مي‌شد تا جدل‌هاي بسياري در سر صحنه به وجود بيايد. حدود 8 ، 9 سال به شكل حرفه‌اي، كار در مقام فوكوس و تراولينگ را انجام دادم و بسياري از دوستان، من را در آن حوزه مي‌شناختند.

در همان ايام، من خارج از فيلمنامه‌نويسي، داستان و شعر هم مي‌نوشتم چون در خانه‌اي بزرگ شده بودم كه هم پدرم نويسنده است و هم مادرم. جو فرهنگي باعث شد كه اين موضوع نوشتن در خانه ما، مثل غذا خوردن، ثابت و مهم باشد. در همان مقطع بود كه فيلمنامه‌هايي نوشتم، فيلمنامه‌هايم وارد جشنواره شده بود و توانسته بودم در آن جشنواره ‌ها برنده شوم و اين شد كه براساس آن فيلمنامه‌ها، فيلم‌هاي كوتاهي ساختم.

 نخستين فيلم كوتاهم، «رنگ‌ها چه تقصيري دارند» بود، بعد به فيلم كوتاه «يكي نبودم» رسيدم و سومين فيلم كوتاهم، «مثل آب خوردن» بود. بعد از اين فيلم‌هاي كوتاه، به سراغ ساخت فيلم‌هاي مستند رفتم.

كارهاي مستندي با نام‌هاي «تلاش»، «كيمياگران خاك» و «آواهاي آهني» ساختم، بعد از اين مستندسازي ‌ها بود كه فيلمنامه‌اي از من توانست از طرف شبكه دوم سيما مجوز بگيرد. بعد از ساخت اين تله فيلم، تله فيلم ديگري براي شبكه اول سيما به من پيشنهاد شد و همه اينها پله پله براي من اتفاق افتاد تا بتوانم به حوزه سينما و فيلم ميگرن برسم.»

شجاعي‌فرد درباره شکل‌گيري فيلمنامه ميگرن مي گويد: «از آنجايي که من کار داستان و ادبيات انجام مي دهم و داستان هاي کوتاه را بسيار دوست دارم و معتقدم حتي وقتي از روي رمان فيلم ساخته مي شود با زبان رمان قوي و قدرتر است تا زبان سينمايي آن؛ در نتيجه وقتي شروع کردم به نوشتن فيلمنامه دلم مي خواست آن شکل از ادبيات را که دوست دارم در فيلم لحاظ کنم مي دانستم شايد با خيلي از مخالفت ها روبرو مي شوم.

به دليل اينکه بخشي از سينما، سينمايي است و بايد آن را سينمايي ببيني به همين دليل من فکر مي کنم قسمت هايي از فيلم من بيشتر به ادبيات شبيه بود اما من آن را دوست داشتم، وقتي با يک نگاه اينگونه کار را آغاز مي کني ناخودآگاه به مسايل اجتماعي حساس مي شوي آن سمت ديگر زن هم هستي و نگاهت هم زنانه تر است اما واقعا اصرار و يا عمدي نداشتم که چون زن هستم حتما قصه ام زنانه باشد و يا اينکه مردان قصه من کم رنگ باشند. ساليان پيش همسايگاني در اطراف ما زندگي مي کردند که من به درست و يا اشتباه صداي ضبط شده آنها را نگه داشته بودم و اينها خود دليلي موجه براي قصه فيلم من شد. اين ايده را نيز ابتدا در قالب يک داستان نوشتم و پس از آن و به ‌واسطه مشورت دوستان آن را تبديل به فيلمنامه کردم.»

شجاعي فرد در مورد انتخاب بازيگران مي گويد: «از همان ابتدا که فيلمنامه را نوشتم و کامل شد، روي 95 درصد از همين بازيگران فکر کرده بودم. يکي از علت هاي انتخاب اين بازيگران، فضاي قصه بود که به من اجازه نمي داد از هر بازيگري استفاده کنم. هر بازيگري را نمي توان براي هر نقشي انتخاب کرد حتي به بهاي بالا بردن درجه فيلم. تمام تلاشم را هم کردم که بازي ها گل درشت نباشند. در اين فيلم همه بازيگران نقش اصلي دارند، قصه را به موازات هم جلو مي برند و ويژگي اصلي بازي ها يک دست بودن آنهاست.»

شجاعي فرد در مورد تهيه کنندگان فيلم مي گويد: «پروانه ساخت فيلم را به نام آقاي جواد نوروزبيگي گرفتيم با شرط اين که مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي در تامين هزينه کمک کند اما با دريافت پروانه ساخت، مرکز گسترش از پرداخت هزينه و کمک انصراف داد و بالطبع آقاي نوروزبيگي هم نمي توانستند به تنهايي از پس توليد فيلم برآيند، در نتيجه همکاري مان منتفي شد.

همان زمان با آقاي مهران مديري براي ايفاي نقشي در ميگرن صحبت کرده بودم. ايشان فيلمنامه را خوانده بودند و در حال مذاکره براي برنامه ريزي و حضورشان در پروژه بوديم؛ اما در پي قطع همکاري مان با آقاي نوروزبيگي به همه بازيگران اعلام کرديم که ساخت فيلم فعلا متوقف شده، از جمله حضور آقاي مديري.

بعد از اين خبر ايشان با من جلسه اي گذاشتند و از علاقه شان به فيلمنامه گفتند؛ و اين که در حال حاضر ساخت چنين فيلم هايي لازم است و دوست دارند کمک کنند. ايشان من را به آقاي آقاگليان معرفي کردند و همکاري ما آغاز شد. ابتدا نگران بودم که به هر حال آنها تجربه تهيه کنندگي کارهاي آقاي مديري را دارند و پذيرش اين فيلم برايشان سخت خواهد بود اما خوشبختانه فيلمنامه را خوانده بودند، موقعيت ها را دوست داشتند و در طول همکاري شرايط بسيار خوبي را فراهم کردند. ساخته شدن اين فيلم مرهون لطف آقاي مديري است.»

مشخصات «ميگرن»:

نويسنده و کارگردان: مانلي شجاعي‌فرد/ مدير فيلمبرداري: مسعود سلامي/ تهيه کنندگان: مجيد آقاگليان و حميد آقاگليان/ صدابرداران: جهانگير ميرشکاري، مهدي ابراهيم‌زاده/ طراح گريم: نويد فرح‌ مرزي/ طراح صحنه و دکور: فرهاد عزيزي‌فرد/ طراح لباس: ليلا محمدي/ مديرتوليد: ابوالفضل نصير/ مديربرنامه‌ريزي و دستيار اول کارگردان: رضا درگزي/ عکاس: بهرنگ دزفولي‌زاده/ منشي صحنه: ندا آصف/ دستيار اول فيلمبردار: داريوش حکمت/ دستيار اول صحنه و دکور: مهدي ديلم صالحي/ دستيار برنامه ريز و دستيار دوم کارگردان: حامد اکبري/ دستيار سوم کارگردان: برديا ماهي‌صفت/ دستيار دوم فيلمبردار: داريوش رجايي/ مجري نور: مرتضي نجفي/ گروه فيلمبرداري: رضا سپهري، بهزاد کردستي، اصغر جعفرپور/ فيلم پشت صحنه: ميثم ميرزايي/ دستياران صحنه ودکور: رسول تقياني، نادر منصوري، ايليا عزيزي فرد/ دستيار اول لباس: حميده عابدي/ مجري گريم: زهرا کمالي، حميدرضا محرابي/ دستيار گريم: مسعود غني‌آبادي/ دستيار صدا: فرهاد رها/ دستيار توليد: سعيد حاجي‌زاده

بازيگران: گوهر خيرانديش، پانته‌آ بهرام، رضا کيانيان، هنگامه قاضياني، سهيلا رضوي، شاهرخ فروتنيان، هدايت هاشمي، افشين هاشمي، صفا آقاجاني، حسين سليماني، مجتبي بي‌طرفان، نيکي نصيريان، پارسا مشيري، مبينا سادات آتشي. 90 دقيقه.

 

 

 

 

يكشنبه 12 آذر 1391 - 12:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری