جمعه 27 مرداد 1396 - 11:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

گفتارهاي مرحوم استاد فلسفي

 

گفتارهاي مرحوم استاد فلسفي       

تلخيص و تنظيم: دکتر حسين سوزنچي و پژوهشکده باقرالعلوم

نوبت چاپ: اول 1386

ناشر: شرکت چاپ و نشر بين الملل

در پيشگفتار اين كتاب آمده است: مرحوم محمد تقي فلسفي )ره( خطيب توانايي بود که در طول حيات حدود يک قرن خويش خدمات ارزنده اي به جامعه اسلامي ايران عرضه داشت، سخنراني هاي پر شور و حرارت وي در زمان خويش نقش مهمي در هدايت جامعه به سمت تعاليم اسلام داشت و در بحبوهه انقلاب نيز يکي از افراد مورد اعتماد حضرت امام خميني ره براي طرح پاره اي از مسائل سياسي مهم در جامعه بود. در زمان حيات ايشان بيش از حدود دويست مورد از سخنرانيهايشان در موضوعات مختلف در شانزده جلد کتاب زير نظر خود ايشان آماده شد، که ايشان براي تبليغ اسلام و بدون هرگونه چشم داشت مادي، نشر انها را به دفتر نشر فرهنگ اسلامي واگذار نمودند. اينک که در آستانه همايش صدمين سال تولد ايشان قرار داريم پژِوهشکده باقرالعلوم وابسته به سازمان تبليغات اسلامي تصميم به تلخيص آثار آن مرحوم گرفت، تا راهي براي آشنايي ساده تر جامعه ديني با آراء و انديشه هاي آن مرحوم فراهم آيد.

بدين ترتيب کتاب حاضر، در واقع تلخيص دو جلد از آثار مرحوم فلسفي است، که البته شماره گفتارها در جلد دوم کاملا در ادامه جلد اول آمده و ارتباط بحثها نيز بسيار زياد است به طوري که گفتارهاي 14 و 15 کاملا مرتبط با بحثهاي گفتارهاي 16 به بعد است که در جلد دوم اثر آمده است.

اين مجموعه در سي موضوع اصلي با عناوين: ارزش جواني، فرصت جواني، بلوغ و رشد، رشد نهايي عقل جوان، سنجش سن تقويمي و عقلي جوان، رشد اکتسابي عقل جوان، احساسات جوان و.. تهيه و تنظيم شده است،

ايام جواني دوران درخشندگي و فروغ زندگي و دوران شادماني و قوت و اميد و کوشش و هيجان است، يکي از بزرگترين سرمايه هاي هر مملکت نيروي انساني آن است و مهمترين نيروي انساني هر کشور را نسل جوان آن تشکيل مي دهد، آبادي مزارع، استخراج ذخاير، عمران آبادي ها، دفاع از مرزها، همگي بر عهده نسل جوان است، با فرا رسيدن جواني، دوران کودکي و طفيلي گري سپري مي شود و آدمي به محيط مسئوليت شخصي قدم مي گذارد و به انجام وظايف عمومي مکلف مي شود. بلوغ و جواني در کليه ملل و اقوام مورد توجه خاص قرار داشته و در برخي از اقوام، فرا رسيدن آن با انجام مراسم و تشريفات خاص توام بوده است.

امروزه پيشرفتهاي علوم جديد و نيز تحولات سريع ناشي از زندگي صنعتي، بر اهميت نسل جوان افزوده و جوانان در کليه شئون سياسي، اجتماعي، صنعتي و اخلاقي سهم بزرگي را به دست آورده اند، اسلام نيز توجه مخصوصي به نسل جوان داشته و جوانان را از نظر مادي و معنوي، رواني و تربيتي، اخلاقي و اجتماعي، دنيوي و اخروي، تحت مراقبت کامل قرار داده است، اولياي گرامي اسلام جواني را يکي از نعمتهاي پر ارج  الهي و از سرمايه هاي بزرگ سعادت در زندگي بشر به حساب آورده اند، حضرت علي (ع) جواني و سلامت را دو نعمت بزرگي مي داند که تنها در موقع فقدان، ارزش آنها مورد توجه قرار مي گيرد، همچنين پيامبر اکرم (ص) و در حديث ديگر امام صادق عليه السلام از قول لقمان حکيم فرموده اند سوال از چگونگي استفاده از جواني در زمره مهم ترين سوالاتي است که در قيامت مطرح مي شود.

در بخشي از کتاب در خصوص فرصت جواني، ضمن مطرح شدن معناي استفاده از فرصت مي خوانيم، فرصت يعني آماده شدن شرايط لازم براي نيل به هدف، و استفاده از فرصت، يعني سعي و کوشش در راه بهره برداري از اين شرايط مساعد. در اين جهان هيچ موجودي بي حساب نيست و هيچ نتيجه اي بدون سعي و کوشش در راه استفاده از شرايط موجود به دست نمي آيد، محصل بايد از فرصت مناسب و شرايط مساعد مدرسه و محيط امن و سلامت و معلم و کتاب استفاده کند و با جديت در تحصيل علم بکوشد تا به مدارج علمي برسد، و بيمار نيز بايد وجود طبيب و دوا و بيمارستان را فرصتي براي رسيدن به سلامتي بداند. استفاده از فرصتها و شرايط مساعد پايه اساسي موفقيت بشر در جميع شئون مادي و معنوي است، رسول گرامي اسلام مي فرمايد، در ايام زندگي شما لحظاتي فرا مي رسد که در معرض نسيم حيات بخش الهي قرار مي گيرد، بکوشيد که از آن فرصتها استفاده کنيد و خويشتن را در مسير فيض الهي قرار دهيد.

همچنين در ادامه کتاب حاضر در خصوص مشورت با خردمندان آمده است، جايي که جوانان به علت نارسايي عقل از تشخيص نيک و بد کار خود عاجزند، بايد از افکار روشن سالخوردگان عاقل استفاده کنند و از راه مشورت با خردمندان تجربه آموخته، فکر ضعيف خود را تقويت نمايند..

به نقل از کتاب حاضر ،گرانبها‌ترين سرمايه اي که خداوند به بشر ارزاني داشته است، گوهر فروزان عقل است، امام باقر عليه السلام فرمود: وقتي خداوند عقل را آفريد، درباره اش فرمود، به عزت و جلالم قسم که هيچ موجودي را نيافريدم که نزد من از تو محبوب تر باشد، در نظر اولياي گرامي اسلام، ميزان خوبي و شايستگي مردم، تنها درستکاري و صحت ظاهر عمل نيست، بلکه اخلاق خوب و اعمال پسنديده آنان را با توجه به درجه عقل و کيفيت انديشه و فکرشان بايد سنجيد.

همانطور که ساختمان جسم و خصوصيات طبيعي اندام مردم با يکديگر متفاوت است، قوه عقل و نيروي درک مردم نيز با يکديگر فرق دارد، بعضي از افراد، با عقل بسيار قوي و درک فوق عادي آفريده شده اند، و داراي نبوغ ذاتي هستند، اينان در تمام اعصار و در همه کشورها کم و بيش وجود داشته اند، ولي تعدادشان هميشه کم و انگشت شمار بوده است، بعضي از مردم با عقل متوسط و درک عادي آفريده شده اند، اينان مردمان معتدل جهان هستند و در هر عصري تعدادشان زياد بوده و جمعيت قابل ملاحظه کشورها را تشکيل داده اند، بعضي از مردم هم که با عقل ضعيف و فکر کوتاه آفريده شده اند، اينان مردم عقب افتاده و پايين تراز حد عادي هستند، و متأسفانه تعداد آنان در همه کشورها نسبتا زياد است. اين عده در جامعه مانند ساير افراد عادي زندگي مي کنند ولي از نارسايي فکر خود آگاه نيستند و گفتار و رفتار ناسنجيده و غير عقلاني آنها همواره براي خودشان و ساير مردم رنج و زحمت به بار مي آورد.

همچنين تمايلات اکتسابي جوان، تعديل تمايلات جوانان، احساسات مذهبي، راهکار اسلام براي تحديد غرايز، تشخص طلبي يا ميل به احراز استقلال و شخصيت در دوره بلوغ، و.. از ديگر مباحث کتاب حاضر است: يکي از تمايلاتي که با فرارسيدن بلوغ، به طور طبيعي در نهاد  بيدار مي شود و آنان را به فعاليت و مجاهده وا مي دارد، ميل به احراز استقلال و شخصيت است، کودک، به علت ناتواني جسم و نارسائي فکر، خويشتن را شايسته استقلال اراده نمي داند، او همواره طفيلي پدر و مادر است و در حمايت آنان زندگي مي کند، ولي با فرا رسيدن دوران انقلابي بلوغ، روزگار کودکي سپري مي شود، و با رشد همه جانبه بدن، نوجوان تدريجا صفات و مميزات يک مرد يا يک زن کامل را به خود مي گيرد، همزمان با تحولات جسماني، خواهش هاي دروني نوجوانان نيز تغيير مي يابد و عواطف و احساسات جديدي در نهادشان پديدار مي شود، از آن جمله ميل به احراز استقلال و شخصيت است.

در ادامه بحث حاضر ضمن مطرح شدن موضوع ضرورت احراز استقلال و شخصيت براي جوان، به خطرات اين احراز استقلال اشاره شده است: موضوع احراز شخصيت و برگزيدن صفات لازم براي سازگاري با اجتماع از مشکلات بزرگ نسل جوان است، بسياري از نوجوانان به علت خودسري يا نداشتن مربي لايق از مسير صحيح منحرف مي شوند، و به جاي برگزيدن صفات مفيد و پسنديده به خلقيات مضر و ناپسند آلوده مي گردند، و در نتيجه از منطبق کردن خود با اجتماع عاجز مي مانند، بيشتر طغيان ها، عصيانها، ناکامي ها و شکست ها، محروميت ها و احيانا خودکشي ها، ناشي از ضعف شخصيت و سوء تشخيص جوانان در راه سازگري با اجتماع است..

نيز در گفتار ديگري از کتاب حاضر علاوه بر بحث در خصوص چگونگي تأثير خانواده بر شخصيت جوان، به بحث از وظايفي که از اين جهت بر عهده خانواده ها گذاشته شده است، مي پردازد.

يکي از خواهش هاي طبيعي نوجوانان اين است که مانند بزرگسالان به شخصيت آنها احترام شود، نوجوانان توقع دارند که پدران و مادران و همچنين عموم بستگان و ساير مردم، آنان را به چشم يک فرد کامل نگاه کنند و در تمام شوون عادي و اجتماعي با آنان مانند بزرگسالان برخورد نمايند. تمناي تکريم و احترام و خواهش آزادي و استقلال، که با فرا رسيدن بلوغ در نهاد نوجوانان بيدار مي شود، يکي از پديده هاي طبيعي است که به فضاي الهي با سرشت فرزندان بشر آميخته شده است، اين تمايل به محيط زندگي جوانان توسعه مي بخشد و در چشم انداز آنان مناظر تازه اي را به وجود مي آورد، نوجوانان را به عرصه پهناور اجتماع مي کشد و آنان را براي عضويت جامعه آماده مي سازد، اگر اين تمايل طبيعي با اندازه گيري صحيح ارضا شود و بدون افراط و تفريط در مسير خود به حرکت درآيد، نوجوانان مي توانند به آساني خود را با جامعه تطبيق دهند و به شرايط سازگاري با اجتماع مجهز گردند.

همچنين در دنباله اين بحث به برخي از ثمرات احترام به شخصيت جوانان اشاره شده است، که از جمله آنها اين موارد هستند، حصول صلاحيت زندگي اجتماعي، پذيرش نظرات والدين، تربيت صحيح و جلوگيري از انحراف اخلاقي.

احترام به شخصيت نوجوانان، از بهترين وسايل تربيت صحيح آنان است، بي احترامي به شخصيت نوجوانان، يکي از عوامل بداخلاقي و انحراف آنان است. پدران و مادراني که فرزندان جوان خويش را مورد اهانت و تحقير قرار مي دهند و موجبات خشم و طغيان آنان را فراهم مي آورند و به راه گناه و نادرستي موقشان مي دهند، نزد خداوند شريک جرايم فرزندان خود هستند. نوجوانان به اعتبار تفاوت رواني و اختلاف تربيت هاي دوران کودکي، در مقابل اهانت و تحقير پدران و مادران، عکس العمل هاي مختلفي از خود نشان مي دهند، بعضي تنها متأثر و رنجيده خاطر ميشوند، بعضي با کلمات ناپسند مراتب ناراحتي خود را ابراز مي کنند، بعضي از پدر و مادر قهر مي کنند و خانه و خانواده را ترک مي گويند، بعضي وضع داخلي منزل را مختل مي کنند و احيانا به خرابکاري و بي نظمي دست مي زنند.

خطر به سختي خشمگين مي شود و ممکن است به کار خطرناکي دست بزند که قابل جبران نباشد،..

از ديگر مواردي که در زمينه شخصيت جوان مطرح شده است، عبارتند از، عوامل دروني شکل گيري شخصيت، نقش محيط در ساختن شخصيت جوان، شخصيت عادي و انقلابي جوان، اسلام و برنامه جوانان، نقش صفات مذموم در شکست شخصيت اجتماعي.

يکي از موضوعاتي که در بحث اسلام و برنامه جوانان مطرح شده است، نقش دوره جواني در دوره هاي بعدي زندگي است، بدون ترديد تربيت هاي دوران طفوليت از پايه هاي اساسي شخصيت آدمي در سنين جواني است، کودکاني که در خانواده به خوبي پرورش يافته اند، در جواني، خيلي زود به کسب شخصيت نائل مي شوند، نه تنها کيفيت تربيت ايام کودکي، در تکوين شخصيت دوران جواني مؤثر است، بلکه رفتار پسنديده و ناپسند دوران جواني نيز اثر عميقي در شخصيت اجتماعي ايام ميانسالي و پيري دارد، همان طور که قسمت اعظم موفقيت ها يا شکست هاي جوانان ناشي از فراگرفته هاي دوران کودکي آنان است، همچنين بسياري از خوشبختي ها و بدبختي هاي بزرگسالان به چگونگي اخلاق و اعمال دوران جواني آنها بستگي دارد، دوران جواني، ارزنده ترين ادوار زندگي است و مسؤوليت جوانان در اين ايام بسيار سنگين است، در اين ايام، شخصيت جوان ساخته مي شود..

از موضوعات ديگري که در اين کتاب به تفصيل در باره آنها سخن رفته است عبارتند از، جوان و آزادي، جوان و تضاد وجدان و غريزه، جوان و عزت نفس، نياز انسان به دوستي، جوان و انتخاب شغل، جوان و دنياي ماشين، ضرورت تفريح، جوان و ديگر دوستي يا تفريحات تعالي بخش و نيز تفريحات زيان بخش.

براي آنکه جوانان بدانند که آزادي بي قيد و شرط با توجه به موانع طبيعي اساسا غير ممکن است، و تندروي در اعمال غرايز با سعادت بشر ناسازگار است، در بحث از محدود کننده هاي آزادي به اختصار بعضي از موانع آزادي توضيح داده شده است که يکي از اين موانع، موانع طبيعي است.

 در اين خصوص مي خوانيم: اولين عاملي که همواره آزادي ما را به مقدار قابل ملاحظه اي محدود مي کند، موانع طبيعي است. طفل با طبع آزاد خود ميل دارد هر کجا که مي خواهد برود و هر چه را که مي بيند بردارد و.. ولي وقتي از بلندي پرت مي شود و آسيب مي بيند، يا دست به آتش مي زند و مي سوزد و.. مي فهمد آن طوري که مايل است آزاد نيست و نمي تواند به همه خواسته هاي خود جامه عمل بپوشد، بشر ناگزير است که از مقررات نظام آفرينش اطاعت کند، هر کس به منظور ارضاي خواهش هاي نفساني خويش از مرز قوانين خلقت قدمي فراتر بگذارد، قطعا با کيفر اجتناب ناپذيرش مواجه مي گردد، تند روي در اعمال غريزه جنسي مايه ناتواني بدن و ضعف اعصاب است، اعتياد به نوشابه هاي الکلي باعث بيماري کبد و ديگر عوارض ناشي از آن است.

نيز در تأثير عزت نفس در شخصيت جوان، آمده است، خواهش عزت نفس و شرافت، يکي از تمايلات عاليه انساني است که در نهاد آدميان ريشه فطري دارد، مردم به طور فطري به شرافت و عزت نفس متمايل اند، و از فرومايگي متنفرند. خواهش عزت نفس مانند ساير تمايلات طبيعي، به طور استعداد در نهاد فرزندان بشر نهفته است و به موازات رشد و نموشان آن تمايل نيز تدريجا شکفته مي شود، اگر محيط پرورش کودک خوب باشد و والدين و مربي خود داراي شرافت معنوي باشند، تمايل عزت نفس در نهاد وي به خوبي شکفته مي شود ولي اگر محيط خانواده فاسد و والدين و مربي بر اثر فرومايگي اساسا معني عزت نفس را درک نکنند، طفل نيز زبون و پست بار مي آيد، کودکي که از اول با شرافت بار آمده است، وقتي به دوران بلوغ و جواني مي رسد، حس شرافت دوستي اش تشديد مي شود، نو بالغان و جوانان، شيفته عزت نفس و عاشق شرافت هستند، کوچک ترين ذلت را براي خود بزرگ ترين مصيبت مي دانند. خوي پسنديده عزت نفس يکي از پايه هاي شخصيت آدمي و باعث نيل به سربلندي است، در کشوري که افراد آن يا عزت نفس بار آمده اند، دروغ و تملق گويي، دزدي و رشوه خواري، خدعه و فريبکاري و خلاصه بسياري از گناهان و ناپاکي هاي اخلاقي راه ندارد.

در بحث از عامل اصلي تحولات زندگي بشر، مي خوانيم، بشر مانند ساير موجودات زنده پديده اي است در طبيعت که به اراده حکيمانه خداوند بزرگ آفريده شده است، چيزي که بشر را از تمام موجودات زنده جدا کرده و او را لايق کمال نامحدود ساخته، نيروي خلاقه عقل انساني است، تمام موجودات زنده کره زمين، در پرتو قوانين محکم نظام آفرينش زندگي مي کنند و براي ادامه حيات خويش از منابع طبيعي استفاده مي نمايند، با اين تفاوت که انطباق گياه و حيوان با قواينن خلقت و بهره بردار آنها از منابع خلقت در چهار چوبه هدايت تکويني خداوند است، ولي انسان بر اثر دارا بودن عقل، آزادي عمل دارد و مي تواند خويشتن را با قوانين مختلف نظام آفرينش منطبق کند. به عبارت ديگر، گياه و حيوان مقهور و مسخر دست طبيعت اند، اما در مورد انسان قضيه بر عکس است، و خداوند طبيعت را مسخر بشر ساخته است.

پيرو اين بحث، مهم ترين تحولي که بر اثر انقلاب صنعتي روي داد، استقرار تعليمات عمومي و توسعه دانشگاه ها و مدارس و مؤسسات آموزشي است، جوانان به تحصيل علم تشويق شدند و دولتها نيز به موازات ازدياد روزافزون محصلين، تعداد دانشگاه ها و مدارس را افزايش دادند، گرچه علم در دوران گذشته نيز مايه بزرگي و افتخار بشر بوده ولي در انقلاب صنعتي علم نه تنها مايه بزرگي و برتري است، بلکه فراگرفتن دانش در زندگي کنوني به صورت يک ضرورت اجتناب ناپذير براي اشتغال و گذران زندگي در آمده است.

به نسبت پيشرفت علوم، بشر از قيد اسارت طبيعت مي رهد، و در اعمال تمايلات خويش آزاد مي گردد، در اين موقع، اگر آدمي به خداوند متوجه باشد و خويشتن را به اطاعت اوامرش موظف بداند، علم و آزادي را به نفع سعادت خود و جامعه به کار مي اندازد و چنان چه خداوند را انکار کند يا عملا از اوامرش سر باز زند و در باطن احساس مسئوليتي در پيشگاه الهي ننمايد، آزادي مايه خودسري اش مي گردد و علم خدمتگزار غرايزش مي شود.

شايان ذکر است در هر بخش از کتاب حاضر برخي از آيات و احاديث که تناسب بيشتري با بحث دارند آورده شده است.

به نظر مي رسد مرحوم فلسفي در غالب کتابهاي تأليف شده اش بيشتر دغدغه آموزشي داشته تا دغدغه منطقي، يعني بيش از آنکه خود را به ارائه يک طبقه بندي منسجم و منطقي از بحث و ارائه گفتارهاي مختلف در داخل اين طبقه بندي محصورکند، سعي داشته که مخاطب خود را در يک سير آموزشي از نقطه اي حرکت دهد و به مقصد نظري خاصي برساند و آشکار است که چينش مطالب براي انجام يک فرآيند آموزشي لزوما از چينش مطالب در يک طبقه بندي منطقي تبعيت نمي کند.      

 

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 8 آذر 1391 - 11:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری