سه‌شنبه 30 آبان 1396 - 15:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

فلسفه عزادارى بر اهل‏بيت(ع) و فوايد آن

 

در فرهنگ ديني ما، يکي از برنامه هايي که نشان دهنده پيوند و دوستي شيعه با اولياي دين و امامان معصوم است، (عزاداري) است، يعني ياد رحلت و شهادت آنان را گرامي داشتن، در سوگ آنان ماتم به پاکردن و در عزايشان گريستن.

عزاداري از آغاز، با دستور و تأکيد و توصيه خود پيامبر خدا ـ صلّي اللّه عليه وآله ـ و امامان شکل گرفته است و رفته رفته ميان امّت وفادار به خاندان پيامبر و علاقه مندان به عترت به صورت يک «سنّت ديني» درآمده است.تدبير و خواست الهي نيز در ايجاد شوق و محبت نسبت به خاندان پيامبر، بويژه سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ در تداوم اين سنّت نقش داشته است. رسول خدا صلّي اللّه عليه وآله فرمود: إِنّ لِقتل الحسين عليه السلام حرارةً في قلوبِ المؤمنينَ لاتَبْرَدُ اَبداً. براي شهادت حسين عليه السلام حرارت و گرمايي در دلهاي مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمي شود.

اين شوق خداداد را، در عمق دل و جان خويش حسّ مي کنيم و همچون چشمه اي در طول حيات، از زلال آن مي چشيم و طراوت مي يابيم.مهر و محبّت خاندان پيامبر صلّي اللّه عليه وآله بويژه حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السلام را همچون بذري در زمين دل ما افشانده اند. ما نيز وظيفه داريم که اين بذر را برويانيم و اين نهال را به برگ و بار بنشانيم و در همه عمر، از ثمرات آن بهره مند شويم.

سابقه عزاداري و سوگواري بر مظلوميّت خاندان پيامبر، بسيار ديرينه است. خود پيامبر(ص) و حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا(س) و فرشتگان و کرّوبيان و جنّ و انس بر مظلوميّت «آل اللّه » گريسته و مجلس عزا برپا کرده اند. انبياي گذشته هم که پيش از به وقوع پيوستن حادثه عاشورا و مصائب خاندان پيامبر مي زيستند، چون از اين ماجراها آگاه شدند، اشک ريختند.اشگ ما شاهد عشق ماست.

فلسفه و حكمت عزادارى را مى‏توان در امور ذيل، رهيابى كرد:

 1 - حفظ مكتب و شريعت :

 عزادارى براى اهل بيت: موجب احياى ياد و نام آنها و در كنار آن فرهنگ و مكتب و هدف آنان است. به عبارت ديگر در شكل يك پيوند روحى راه آنان به جامعه الهام گشته و پيوستگى پايدارى بين پيروان مكتب و رهبران آن برقرار مى‏سازد و ديگر گذشت قرون و اعصار نمى‏تواند بين آنان جدايى افكند. همين مسأله موجب نفوذ ناپذيرى امت از تأثيرات و انحرافات دشمنان مى‏گردد و مكتب را هم چنان سالم نگه مى‏دارد و يا تحريفات و اعوجاجات را به حداقل مى‏رساند. از همين‏روست كه استعمارگران براى نابودى ملل اسلامى مى‏كوشند رابطه آنان را با تاريخ پر افتخار صدر اسلامى قطع نمايند تا با ايجاد اين خلاء زمينه القاى فرهنگ خود را فراهم آورند. اينها از آثار اجتماعى عزادارى است و آثار روانى و تربيتى ديگرى نيز دارد.

حضرت امام خميني (قدس سره) مى‏فرمايد: روضه سيّد الشهداء عليه السلام  براى حفظ مكتب سيّد الشهداء عليه السلام است، حرف سيّد الشهداء عليه السلام حرف روز است، هميشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سيّد الشهداء عليه السلام آورده است و سيّد الشهداء عليه السلام را اين گريه حفظ كرده است، مكتبش را اين مصيبت‏ها و داد و قال‏ها حفظ كرده است. (صحيفه نور ج 8 ص 69.)

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: شايد غرب زده‏ها به ما مى‏گويند كه ملت گريه! وشايد خودى‏ها نمى‏توانند تحمل كنند كه يك قطره اشك مقابل چقدر ثواب است، اين گريه است كه يك ملت را بسيج مى‏كند براى يك مقصد اسلامى، مجلس عزا نه براى اين است كه گريه بكنند براى سيّد الشهداء عليه السلام و اَجر ببرند - البته كه هست - وديگران را از اجر فردى نصيب كند؛ بلكه مهم آن قضيّه سياسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه‏اش كشيده‏اند كه تا آخر باشد.(صحيفه نور ج 13 ص 156.)

 2 - پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين‏ :

 عزادارى نوعى پيوند محكم عاطفى با مظلوم انقلابگر و اعتراض به ستمگر است و به تعبير استاد مطهرى: گريه بر شهيد شركت در حماسه اوست. يعنى اين تحول روحانى كه در جلسات عزادارى ايجاد مى‏شود، زمينه را براى تحولات اجتماعى فراهم ساخته. و در واقع زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پياده كردن آن فراهم مى‏سازد؛ چنان كه امام راحل مى‏فرمود: ما هر چه داريم از محرم و عاشورا داريم.

انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع سر افرازانه و پيروزمند ارتباط مستقيمى با مجالس سوگوارى و عزادارى دارد. و در طول تاريخ نيز شيعيان با همين مجالس عزادارى، توانسته‏اند هويت جمعى خود را حفظ و در برابر ظالمان و فاسدان ايستادگى كنند.

  3- پالايش روح و تزكيه نفس :

گريه بر امام حسين‏ عليه السلام و حزن و اندوه، بر مصائب آن حضرت موجب تحول درونى گشته و به دنبال آن عامل رشد روحانى انسان مى‏گردد و پس از آن مقدمات تقوا و نزديكى آدمى را به خدا فراهم مى‏سازد.

 4 - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم :

 در مجالس عزادارى با توجه به شعار حماسه آفرين امام حسين عليه السلام در روز عاشورا كه فرمود : فإنّي لا أرى الموت إلا سعادة ولا الحياة مع الظالمين إلا برماً. مردم از طرفى با انعقاد پيمان ناگسستنى با مظلومى كه مرگ در راه عقيده را سعادت و سازش با ستمگر را مايه ننگ مى‏داند وفادارى خود را در عدم سازش با ظالمان و مبارزه بى امان با هرگونه مظاهر استبداد اعلام مى‏كنند. و همين وفادارى‏ها است كه ملت‏ها را در برابر طمع استعمار گران بيمه مى‏كند و راه نفوذ استثمارى را براى هميشه مسدود مى‏سازد.

و از طرف ديگر نفرت خود را با سياست اسلام زدايى دودمان ننگين بنى اميه كه با نسبت دروغ به پيامبر گرامى احاديثى را در راستاى سركوبى نهضتها و قيام مردم در برابر حكومت ستمگران، جعل و در ميان مردم منتشر ساخته‏اند، ابراز مى‏دارند.(تحف العقول ص 245، بحار الأنوار ج 44 ص )192

  5 - محبت و دوستى :

قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم(ص) و اهل‏بيت(ع) را بر مسلمانان واجب كرده است. شورى (42)، آيه 23؛ هود (11)، آيه 29؛ ميزان‏الحكمه، ج 2، ص 236..

روشن است كه دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، كسى است كه شرط دوستى را چنان كه بايد و شايد به جا آورد. يكى از مهم‏ترين لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ يا شادى آنان است؛ المحبة فى الكتاب والسنة، صص 169 - 170 و 181 - 182.

از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهل‏بيت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوان شده است. حضرت على(ع) در روايتى مى‏فرمايد: «شيعه و پيروان ما  در شادى و حزن ما شريكند». «يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا»؛                                                                         بحارالانوار، ج 44، ص 287.

امام صادق(ع) نيز فرمودند: «شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا يسوؤهم ما يسؤنا و يسرّهم ما يسرّنا»؛ امالى، ص 305. «شيعيان ما پاره‏اى از خود ما بوده واز زيادى گل ما خلق شده‏اند؛ آنچه كه ما را بدحال يا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند». 

اين وظيفه عقلانى و شرعى، ايجاب مى‏كند كه در ايام عزادارى اهل‏بيت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ يعنى، با اشك، آه و ناله و زارى، از نظر خوراك، با كم خوردن و كم آشاميدن مانند افراد غم‏زده‏طبق فرموده امام صادق(ع) به معاوية بن وهب، «عزاداران سيدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جويند تا آن كه يك ساعت از وقت فضيلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصيبت، سدّ جوع و عطش كنند». تاريخ النياحة الامام الشهيد الحسين بن على، ج 1، ص 157.

و از نظر پوشاك، با پوشيدن لباسى كه از حيث جنس و رنگ و نحوه پوشش در عرف، حكايت‏گر اندوه و ناراحتى است، آشكار سازيم.  

6-  انسان‏سازى :

از آنجا كه در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم‏دردى با آن عزيزان، در واقع يادآورى فضايل، مناقب و آرمان‏هاى آنان بوده و بدين شكل، آدمى را به سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مى‏دهد.  فردى كه با معرفت در مجالس عزادارى، شركت مى‏كند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى‏آميزد و در پرتو آن، انگيزه‏اى قوى در او پديدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى‏شود كه فعّال و شتابان، به دنبال پياده كردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است.  

7- جامعه‏سازى :

هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسان‏سازى گشت؛ تغيير درونى انسان به عرصه جامعه نيز كشيده مى‏شود و آدمى مى‏كوشد تا آرمان‏هاى اهل‏بيت(ع) را در جامعه حكم‏فرما كند. به بيان ديگر، عزادارى بر اهل‏بيت(ع)؛ در واقع با يك واسطه زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آنان و پياده كردن آنها فراهم مى‏سازد. به همين دليل مى‏توان گفت: يكى از حكمت‏هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.   

8- انتقال‏دهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد :

كسى نمى‏تواند منكر اين حقيقت شود كه نسل جديد در سنين كودكى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهل‏بيت(ع) آشنا مى‏شوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزيه، يكى از عناصر و عوامل برجسته‏اى است تا آموزه‏هاى نظرى و عملى امامان راستين، به نسل‏هاى آينده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و آشنايى آنان با گفتار و كردار اهل‏بيت(ع) است.

9- وحدت و هماهنگى ميان امت اسلامى :

يكى از بركات پربار عزادارى و گريه براى حضرت سيّد الشهداء عليه السلام ، وحدت و هماهنگى ميان اقشار مختلف اسلامى است كه در سايه گردهم‏آيى مردم در ايام سوگوارى حضرت در مساجد و تكايا و در سينه زنى‏هاى خيابان‏ها است.و اين گردهم آيى‏ها، ناله‏ها و سينه‏زنى هاى هماهنگ، قلبهاى مردم را با يكديگر نزديك نموده و كدورت‏ها را مرتفع ساخته و باعث يكپارچگى ملت اسلامى مى‏شود و از جمعيت پراكنده قدرت بزرگ مى‏سازد و ملت اسلامى را در برابر نفوذ دشمنان بيمه مى‏كند.

امام خمينى قدس سره مى‏فرمايد: ما ملّتِ  گريه سياسى هستيم كه با همين اشك، سيل جريان مى‏دهيم و خرد مى‏كنيم سدهايى كه در مقابل اسلام ايستاده است . صحيفه نور ج 13 ص 156 و  همين گريه است كه كارها را پيش برده است، همين اجتماعات است كه مردم را بيدار مى‏كنند. صحيفه نور ج 13 ص 157.

همه روضه بخوانند، همه گريه بكنند، از اين هماهنگ‏تر چه؟ شما در كجا سراغ داريد كه يك ملّتى اين طور هماهنگ بشود؟ كِى اين‏ها را هماهنگ كرده؟ اين‏ها را سيّد الشهداء عليه السلام هماهنگ كرده است... در كجاى عالم سراغ داريد مردم اين طور هماهنگ باشند... اين هماهنگى را از دست ندهيد. صحيفه نور ج 10 ص 217.

مسأله انسان‏سازى، جامعه‏سازى و انتقال فرهنگ شيعى به نسل بعد در مجالس امام حسين(ع)، قوى‏تر نيز مى‏باشد؛ زيرا ماهيت قيام امام حسين(ع) و نيز آموزه‏هاى تربيتى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى عاشورا، در تعالى و بالندگى انسان و جامعه چشم‏گير بوده و عناصر رويداد كربلا، مؤلفه‏هاى اساسى و اصلى را در ترسيم فرهنگ شيعى رقم زده است كه توسط مراسم سوگوارى به نسل بعد منتقل مى‏شود.  

 با توجّه به بيانات، سخنان و شعارهاى عاشورا، مى‏توان عناصر انسان‏ساز، جامعه‏ساز و فرهنگ‏ساز را ملاحظه كرد؛ مواردى چون: عبادت، ايثار، شجاعت، توكل، صبر، امر به معروف و نهى از منكر، نابودى اسلام در شرايط سلطه يزيديان، حرمت بيعت با كسى چون يزيد، شرافت مرگ سرخ بر زندگى ذلّت‏بار، اندك بودن انسان‏هاى راستين در صحنه امتحان، لزوم شهادت‏طلبى در عصر حاكميت باطل، زينت بودن شهادت براى انسان، تكليف مبارزه با سلطه جور و طغيان، اوصاف پيشواى حق، تسليم و رضا در برابر خواسته خدا، همراهى شهادت‏طلبان در مبارزات حق‏جويانه، حرمت ذلّت‏پذيرى براى آزادگان و فرزانگان مؤمن، پل بودن مرگ براى عبور به بهشت برين، آزادگى و جوانمردى، يارى خواهى از همه و هميشه در راه احقاق حق. فرهنگ عاشورا، ص 268 - حسين، عقل سرخ، ص 77

درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين‏                                      بذر همت در جان افشاند، افكار حسين‏

گر ندارى دين به عالم، لااقل آزاده باش‏                                  اين كلام  نغز مى‏باشد  ز گفتار   حسين‏

مرگ با عزّت زعيش در مذلّت بهتر است‏                                  نغمه‏اى  مى‏باشد از لعل  دربار   حسين‏

    در عين حال موارد ذيل علاوه بر موارد پيش گفته، مى‏توانند حكمت عزادارى بر امام حسين(ع) را تبيين كنند:  

 1. نوعى اعتراض به ظالمان زمان و حمايت از مظلومان جهان. 

  2. عامل تقويت حس عدالت‏خواهى و انتقام‏جويى از ستمگران.  

 3. زمينه‏ساز اجتماع شيعيان جهت پيروى و دفاع از حق.

 زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى، الهام بخش روح انقلابى و ستم ستيزى است.

آثار و برکات عزاداري بر امام حسين (ع)

1- سكونت در بهشت

امام باقر (ع) فرمود: «هر مؤمنى كه در سوگ حسين (ع) اشك ديده ريزد، به حدى كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند او را ساليان سال در غرفه‏هاى بهشت مسكن مى‏دهد».  بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 293

و نيز امام صادق (ع) فرمود: «هر كس درباره حسين (ع) شعرى بخواند و گريه نمايد و يك نفر را بگرياند، بهشت براى هر دوى آنها نوشته مى‏شود . كسى كه حسين (ع) نزد او ذكر شود و از چشمش به مقدار بال مگسى اشك آيد، اجر او نزد خداست و براى او جز به بهشت راضى نخواهد شد». وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 397

 و نيز  فرمود: «هر كس كه در عزاى حسين (ع) بگريد يا ديگرى را بگرياند و يا آنكه خود را به حالت گريه و عزا درآورد ، بهشت بر او واجب مى‏شود». داستانهاى شگفت , آيت الله شهيد دستغيب , ص 9

 2 - شفا يافتن

يكى ديگر از آثار و بركات مجالس عزادارى حضرت سيد الشهدا (ع) شفا گرفتن است . به طورى كه بارها ديده‏ايم و شنيده‏ايم كه بعضى از عزاداران و گريه كنندگان بر حسين (ع) شفا گرفته‏اند. 

نقل است كه مرجع بزرگ شيعه مرحوم آية الله العظمى بروجردى در سن نود سالگى داراى چشمانى سالم بودند كه بدون عينك خطوط ريز را هم مى‏خواندند و مى‏فرمودند: اين نعمت را مرهون وجود مبارك حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) هستم : و قضيه را چنين نقل مى‏فرمودند: در يكى از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجيبى مبتلا شدم كه بسيار مرا نگران ساخته بود . معالجه پزشكان فايده‏اى نكرد و درد چشم هر روز بيشتر و ناراحتى من افزونتر مى‏گرديد، تااينكه ايام محرم شد. در ايام محرم آية الله فقيد ، دهه اول را روضه داشتند و دسته‏هاى مختلف هم در اين عزادارى شركت مى‏كردند . يكى از دسته‏هايى كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هيئت گِلگيرها» است كه نوعاً سادات و اهل علم و محترمين هستند، در حالى كه هر يك حوله سفيدى به كمر بسته‏اند، سر و سينه خود را گل آلود كرده و بطور بسيار رقت بار و مهيج و در عين حال با سوز و گداز فراوان و ذكرى جانسوز آن روز را تا ظهر عزادارى مى كنند . آقا فرمودند:

 «هنگامى كه اين دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود اين هيئت هيجان عجيبى به خود گرفته بود من هم در گوشه‏اى نشسته و آهسته آهسته اشك مى‏ريختم و در اين بين هم مقدارى گل از روى پاى يكى از همين افراد گلگير برداشته و بر روى چشمهاى ملتهب و ناراحتم كشيدم، و به بركت همين توسل، چشمانم خوب شد. و امروز علاوه بر اينكه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بينايى كامل برخوردارم، و به بركت حضرت امام حسين (ع) احتياج به عينك هم ندارم». با اينكه همه قواى جسمانى ايشان تحليل رفته بود با اين وجود تا آخرين ساعات زندگانى از بينايى كامل برخوردار بودند.

 

 

 

3- گريه كننده بر حسين، در قيامت گريان نيست .

رسول اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س) فرمود: «هر چشمى در روز قيامت گريان است مگر چشمى كه براى مصائب حسين (ع) گريه كرده باشد، چنين كسى در قيامت خندان و شادان به نعمت‏هاى بهشتى است». اختيار معرفة الرجال , شيخ طوسى , 89

آن روز ديده‏ها همه گريان شود ز هول‏                             جز چشم گريه كرده بسوگ و عزاى او

 4- امان از سكرات موت و آتش دوزخ

مسمع گويد: حضرت امام صادق (ع) فرمود: آيا متذكر مى شوى با حسين چه كردند؟ عرض كردم : آرى ، فرمود: آيا جزع و گريه مى‏كنى؟ گفتم : آرى ، به خدا سوگند گريه مى‏كنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر مى‏شود حضرت فرمود: «خدا اشك چشمت را رحمت كند . آگاه باش كه تو از آن اشخاصى هستى كه از اهل جزع براى ما شمرده مى‏شوند، به شادى ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناك مى‏گردند. آگاه باش كه بزودى هنگام مرگ، پدرانم را بر بالين خود حاضر مى‏بينى ، در حالى كه به تو توجه كرده و ملك الموت را درباره تو بشارت مى دهند، و خواهى ديد كه ملك الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش ، مهربانتر است»

 سپس فرمود: «كسى كه بر ما اهل بيت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گريه كند، رحمت خدا شامل او مى‏شود قبل از اينكه اشكى از چشمش خارج گردد؛ پس زمانى كه اشك چشمش بر صورت جارى شود اگر قطره‏اى از آن در جهنم بريزد، حرارت آن را خاموش كند، و هيچ چشمى نيست كه گريه كند بر ما مگر آنكه با نظر كردن به كوثر و سيراب شدن با دوستان، خوشوقت مى‏گردد» خلاصه اى از مقالهء عاشورا نوشتهء جواد محدثى .

 با توجه به اين روايت شريف بايد گفت:جايى كه آتش جهنم كه قابل مقايسه با آتش دنيا نيست و به وسيله گريه بر حسين (ع) خاموش و برد و سلام گردد ، پس اگر در موردى، آتش ضعيف دنيا عزادار حسينى را نسوزاند جاى تعجب نيست .

سيد جليل مرحوم دكتر اسماعيل مجاب (داندانساز) عجايبى از ايام مجاورت در هندوستان كه مشاهده كرده بود نقل مى‏كرد، از آن جمله مى‏گفت : عده‏اى از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سيدالشهدا (ع) معتقد و علاقه مندند و براى بركت مالشان با آن حضرت شركت مى‏كنند، يعنى در سال مقدارى از سود خود را در راه آن حضرت صرف مى‏كنند. بعضى از آنها روز عاشورا به وسيله شيعيان ، شربت و پالوده و بستنى درست كرده و خود به حال عزا ايستاده و به عزاداران مى‏دهند، و بعضى آن مبلغى كه راجع به آن حضرت است را به شيعيان مى‏دهند تا در مراكز عزادارى صرف نمايند. 

يكى از آنان را عادت چنين بود كه همراه سينه زنها حركت مى‏كرد و با آنها به سينه زدن مشغول مى شد. وقتى از دنيا رفت، بنا به مرسوم مذهبى خودشان، بدنش را با آتش سوزانيدند تا تمام بدنش خاكستر شد جز دست راست و قطعه‏اى از سينه‏اش كه آتش، آن دو عضو را نسوزانيده بود. بستگان آن دو عضو را آوردند نزد قبرستان شيعيان و گفتند: «اين دو عضو راجع به حسين شماست». خط خون موسوى گرمارودى

بعلت وقوع جنايات عظيم يزيديان هر کس که اين واقعه را مي شنود يا مطالعه مي کند ضمن فراگرفتن دروس فراوان در پايان به لشکر يزيد نفرين مي کند و به امام حسين (ع) و يارانش درود مي فرستد وبخاطر مصيبت هاي وارده بر آنها گريه مي کند بويژه شيعيان هر موقع که کربلا و عاشورا را ياد مي کنند اشکشان جاري مي شود و در مواقع مختلف مخصوصا در ماه محرم مجالس عزاداري بپا ميکنند ودستجات عزاداري براه مي اندازند.و عزاداران ائمه اطهار عليهم السلام نسبت به عزاداري مختلف هستندوبطور کلي عزاداران در يک سطح نيستند و هر کدام معرفتش به ائمه بيشتر است درجات عزاداري او هم بالاتر است.

درجات عزاداران

عزاداران هم مانند مؤمنان داراي درجاتي هستند که هر درجه ميزان قُرب عزادار را به معصومين عليهم السلام نشان ميدهد . نا گفته نماند تمامي درجات داراي اجر و ثواب مي باشند .

درجه اول:

شخص از مصيبت وارده به امام حسين عليه السلام غمگين و ناراضي مي باشد . بدون اينکه اين ناراحتي را نشان دهد . اين درجه کمترين درجه عزاداري است و پايين تر از آن ، درجه دشمنان حضرت است يعني شخص به مصائب آگاه باشد ولي ناراحت نگردد و راضي باشد .

درباره اين گروه در زيارت وارث چنين آمده : خداوند لعنت کند امتي را که تو را کشتند و به تو ظلم کردند و خدا لعنت کند امتي را که خبر چنين جنايتي را شنيدند و به آن راضي شدند . هر کسي از هر دين و آييني در اين درجه ، از ثوابي برخوردار است .

درجه دوم :

در اين مرحله عزادار غم و نا رضايتي خود را به شکل هاي گوناگون از قبيل گرفتگي چهره ، گرفتن حالت بغض و گريه کردن و پوشيدن لباس عزا و به سينه زدن و... بروز مي دهد و گاهي تنها و گاهي به همراه ديگران عزاداري مي کند . در اين درجه هم پيروان ديگر آيين ها وجود دارند .

درجه سوم :

شيعيان بيشترين نفرات را در اين درجه دارا مي باشند . عزادار تنفر خود را نسبت به عاملين مصيبت و جنايتکاران در حق سيد الشهدا عليه السلام و يارانش و بطور کلي همه معصومين عليهم السلام اظهار ميکند و بر آنها لعن و نفرين نثار مي کند . آنچه موجب پيشرفت عزادار از درجه دوم به درجه سوم شده است ، شناخت وي نسبت به ائمه عليهم السلام مي باشد .

عزاداري و آفت آن :

از آفات عزاداري مي توان به حذف شدن عنصر  معرفت  از عزاداري ها و محوريت مسايل عاطفي و تکيه بر ظواهر و رها کردن فلسفه و حکمت عزاداري ها و بزرگداشت ها و تبديل شدن گريه و سوگواري از يک وسيله خوب و کار آمد به يک هدف اصلي که موجب شده اين مجالس کارکرد اصلي خود را از دست بدهد  اشاره کرد .

عزاداري هم مثل نماز و روزه و حج و قرائت قرآن و ... وقتي به صورت عادت در آيد و از کار کرد اصلي آن غافل شود ، در اين حالت براي فرد و جامعه خطرناک است . امام علي عليه السلام مي فرمايند: براي هر چيزي آفتي است .

مادر همه آفات :

اصلي ترين آفت اين است که ما بدون شناخت کامل و دقيق يک امر بخواهيم به آن عمل کنيم و در اين صورت حتماً اين امر دچار آفت و انحراف مي شود ، حال چه اين عمل يک کار روز مره باشد يا امور مهمي مثل نماز و روزه و حج و عزاداري  باشد . شايد به ظاهر کار ما يک عمل خوب باشد ولي اگر کمي شناخت خود را در مورد آن امر بالا ببريم مي بينيم که نه تنها خوب نبوده بلکه داراي ضررهايي نيز مي باشد .  امام صادق  عليه السلام مي فرمايند : خداوند هيچ عملي را جز با شناخت نمي پذيرد .

ضعف عوامل اجرايي :

عزاداري به عنوان قوي ترين عنصر حيات دين تنها زماني تأثير گذار است که با آگاهي دقيق به ابعاد گوناگون آن و سنجش همه جوانب کار صورت پذيرد . اگر گردانندگان و عوامل اجرايي عزاداري جاهل به اين ابعاد و شرايط باشند نمي توانند نتيجه مطلوبي از عزاداري بگيرند و اگر نتيجه بدي نگيرند ، حداقل عزاداري را به يک امر ضعيف تبديل مي کنند. امام علي عليه السلام مي فرمايند: آفت کارها از ناتواني مجريان است .

تبديل شدن عمل به عادت :

از آفات مهم ديگر ، تبديل شدن امر به يک عادت است که آن هم از ناتواني مجريان بوجود مي آيد . امير مؤمنين عليه السلام  يکي از آفت هاي مهم يک کار را که در اثر جهالت انجام ميشود ، غلبه عادت در انجام کار مي داند .

وقتي عزاداري به عادت تبديل شد ديگر کسي به نوع عزاداري و کيفيت آن توجه ندارد و فقط طبق عادت به مجالس گوناگون رفته تا عزاداري کند غافل از اينکه در اين مجالس چه چيزي گفته مي شود  البته اين فقط مربوط به عزاداري نيست و ما نبايد نماز و ديگر کارهاي ديني را از بي شناختي و از روي عادت انجام دهيم زيرا که به مرور زمان باعث عقب ماندگي از دين مي شود. پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايند: هر کس نمازش او را از کار زشت و ناپسند باز ندارد ، جز بر دوري او از خدا افزوده نشود .

آفات عزاداري در درجه سوم :

متأسفانه در درجه سوم ، تحريف ها و روش هاي ناپسند و بدعت هاي خطرناکي که با فلسفه عزاداري و روح حماسه حسيني در تضاد هستند بوجود آمده است . بيان ماجراهاي جعلي ، خواندن نوحه ها و اشعار کفر آميز ، انجام حرکات سبک و اعمال ضد تبليغ  و از اين قبيل تحريف ها ، انحرافات جديد در عزاداري است و جالب آنجا که فرد مي گويد چون براي امام حسين عليه السلام هست اشکالي ندارد .

اعترافات سازمان جاسوسي آمريکا سيا به اين حد است که گفته اند : شيعيان بزرگ ترين مانع ما هستند و بزرگ ترين سلاح آنها عزاداري براي شخصي بنام حسين است که ما حدود 40 ميليون دلار براي از بين بردن آن کنار گذاشته ايم .

دوستان و شيعيان اهل بيت عليهم السلام : به چند دسته تقسيم مي شوند :

دسته اول ، شيعيان و محبين ساده دلي هستند که از روي اخلاص و دلسوزي و نشناختن بُعد ديگري غير از عاطفه براي حماسه حسيني ، دچار لغزشهايي مي شوند . اين دسته اطلاع درستي  از تاريخ اسلام و تاريخ حماسه حسيني ندارند و عزاداري را به عنوان يک رسم و سنت از پدران خود به ارث برده اند .

دسته دوم ، کساني هستند که از سادگي و بي خبري دسته اول سوء استفاده مي کنند . اينها کساني هستند که اين مجالس براي آنها به محل کسب تبديل شده است .

استقبال دسته اول و شيطنت هاي دسته دوم موجب شده تا اين گروه در بيشتر گرياندن مردم  و مشغول کردن آنها به جنبه هاي مظلوميت و غم انگيز واقعه عاشورا سعي زيادي کنند و با اين کار جنبه اصلي قيام امام و فلسفه عزاداري حقيقي بر مردم پوشيده مي ماند و مورد غفلت همگان واقع مي شود  اين دسته بخوبي مي دانند هر چه بيشتر بتوانند اشک مردم را در بياورند پول بيشتري نصيبشان مي شود . و جالب آنجا که بعضي ها هم از پول مي گذرند تا به شهرت برسند .

براستي که وجود چنين افرادي مصيبتي بزرگ براي نه تنها شيعه بلکه اسلام مي باشند . استاد شهيد مطهري( رضوان الله تعالي عليه ) مي فرمايند :

اگر ميخواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش بدهيم ، بايد فکر کنيم که اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي گفت براي من عزاداري کنيد ، مي گفت چه شعاري بدهيد ؟ چه چيزهايي که من امام حسين در عمرم ، هرگز به اين جور شعارهاي ذلت آور تن نداده ام و يک کلام از اين حرفها را نگفته ام ، اگر حسين بن علي بود مي گفت :شمر 1300 سال پيش مُرد ، شمر امروز را بشناس ...

متاسفانه در اين زمانه هيئت يا مسجدي موفق تر است که در آن اشک بيشتري ريخته شود . وبعضاتکيه بر جنبه هاي ظاهري از قبيل تعداد عزادار ، طول دسته عزاداري ، تعداد ديگ هاي غذا  ، نوع پرچم ها و علامتها و وسايل صوتي و تصويري مي کنند.

عمل مستحب يا عمل واجب ؟

در روز عاشورا ابو ثمامه صاعدي به امام حسين عليه السلام چنين عرض کرد : " دوست دارم پروردگار خود را در حالي ديدار کنم که نمازي را که وقتش رسيده خوانده باشم " . امام فرمودند : نماز را به ياد آوردي ، خدا تو را از نماز گزاراني که در ياد اويند قرار دهد . بخواهيد از ما دست بردارند تا نمازگزاريم . وقتي با مقاومت دشمن روبرو شد ، فرمودند : واي بر تو اي عمر سعد ! آيا آيين هاي اسلام را از ياد برده اي ؟ چرا دست از جنگ نمي کشي تا نمازگزاريم و به جنگ برگرديم .

آري امام عليه السلام جنگ را بخاطر نماز که ستون دين است ، متوقف کرد و به نماز اول وقت پرداخت . اما امروزه در عزاداري هاي ما رنگ نماز کمرنگ شده و بسياري از هيئت ها و دسته هاي عزاداري حاضر نيستند ، عزاداري را بخاطر نماز متوقف کنند و جالب تر آنکه تا ساعت ها بعد از اذان هم عزاداري مي کنند تا اينکه وقت نماز تمام مي شود . مي گويند خسته ايم و خدا ما را به خاطر امام حسين عليه السلام مي بخشد . ( البته بايد متذکر شوم که در اين چند سال اخير به اقامه نماز در ضهر تاسوعا و عاشورا توجه خاصي مي شود).

مگر نه اين است که خود امام عليه السلام در آن شرايط سخت روز عاشورا نماز خواندند و بعد به جنگ پرداختند .

آگاه باشيم و از خواب غفلتي که دشمنان اسلام ما را در آن فرو برده اند بيدار شويم . هان اي جان برادر ، اين پيام قيام امام حسين عليه السلام و روز عاشورا و آن جنگ بزرگ است . نماز اول وقت را ترک کنيم و بگوييم عزاداري کنيم براي امام عليه السلام ، بعداً مي خوانيم . کدام امام ، کدام معصوم عليه السلام اين کار را دوست دارد .

مگر امام حسين عليه السلام به خاطر خدا جان خود را نداد تا اسلام زنده بماند ، بله همين طور است اما نه اين اسلام که عمل واجب را به خاطر  عمل مستحب رها کنيم . اذان بشنويم ولي در حال عزاداري باشيم.

افسوس و هزار افسوس براي چنين مسلمان وشيعه .

هر عمل مستحبي که به واجب ضرر برساند ، حرام است .

زشتي اين کار از نظر پيامبر صلي الله عليه و آله با روايت زير  بيشتر معلوم مي شود :

کسي که نماز را سبک شمارد به شفاعت من دست نرسد و به خدا سوگند که در کنار حوض کوثر بر من وارد نشود .

حال مي بينيم کسي که سبک شمارنده و تارک نماز است به هيچ وجه ، شفاعت نصيبش نمي شود . 

درجه چهارم :   

در اين درجه که از آن شيعيان است فرد بيشتر دوست دارد درباره معصومين عليهم السلام بداند ، به همين خاطر به سراغ منابع و کتابهايي در اين باب مي رود تا آگاهي خود را بالا ببرد .

مهمترين منابع شناخت اهل بيت :

1- قرآن کريم : اين کتاب مقدس منبع بزرگي براي بسياري از سؤالهاي ما مي باشد .

2- زيارت عاشورا : اين مورد از احاديث قُدسي مي باشد که از خدا توسط جبرئيل براي پيامبر صلي الله عليه و آله فرستاده  شده و به وسيله امام محمد باقر عليه السلام پس از واقعه کربلا در اختيار مردم قرار گرفت . از طرف ائمه عليهم السلام تأکيد بسياري براي خواندن اين زيارت شده است .

3- جامعه کبيره : عالي ترين و کامل ترين متن امام شناسي است که توسط امام هادي عليه السلام به ما رسيده است .

4- زيارت ناحيه مقدسه : سوگنامه تنها باز مانده آل محمد صلي الله عليه و آله و منتقم اصلي يعني امام زمان عليه السلام براي جد مظلوم و غريبش و شهدا و بازماندگان کربلاست .

درجه پنجم :

در اين درجه که همان درجه چهارم است ولي کامل تر و پر بار تر . از صفاي باطن بالا تر و معرفت عميق تري برخوردار است .در اين درجه عزادار که ديگر عزادار حقيقي شده به مودّت نسبت به اهل بيت عليهم السلام و نيز به حسّ انتقام نسبت به دشمنان آنها دست يافته است و عزادار بيشتر به عمل کردن روي مي آورد .

عزادار واقعي کسي است که اگر براي مصيبت عظيمي که بر امام حسين عليه السلام وارد شده  ، گريه و ناله سر مي دهد و در برابر مصيبت اعظم بيشتر عزادار است .

مصيبت اعظم ، مصيبتي است که به جامعه انساني در طول تاريخ به علت محروميت از حقيقت دين و نيز محروميت از وجود مقدس رهبران الهي ، به خصوص ائمه عليهم السلام وارد گرديده است . علت اين مصيبت اين است که ائمه عليهم السلام از مقام و مرتبه اي که خداوند براي آنان در رهبري و هدايت جامعه اسلامي در نظر گرفته است ، توسط حاکمين وقت کنار گذاشته شده اند و ارتباط مردم با ايشان بسيار کمتر از گذشته شد .

پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده اند : به درستي که براي قتل حسين عليه السلام حرارتي در دل هاي مؤمنان است که هرگز خاموش نمي شود .

مراحل سه گانه عمليات انتقام :

1- لعن و برائت زباني : لعن به معناي دور بودن از رحمت و هدايت الهي و جدا بودن از خوشبختي است . مُسَلم است کسي که دست از خدا و معصومين عليهم السلام  کشيده باشد ، خود و ديگران را از رحمت و هدايت خدا محروم ساخته و ملعون مي باشد .

ملعون کسي است که از مسير هدايت صحيح منحرف شود و به بيراهه رود . اين مورد را مي توان براي فرقه هاي ساختگي مثال زد که به نام اسلام و در لباس اسلام به پيش مي روند و ادعاي اين را دارند که سير و سلوک عارفانه دارند و شيعيان جاهل هم که شناختي از حقيقت اسلام ندارند به دنبال آنان راه افتاده اند و براي آنان پيرو جمع مي کنند . اين نکته را هم لازم به ذکر است که اين فرقه ها تنها در خارج از ايران نيستند بلکه چندين سال است که به ايران اسلامي هم هجوم آورده اند ،

2- برائت عملي : يعني دوري کردن از فرهنگ و تسلط فرهنگي دشمنان و پرهيز از اخلاق و عقايد آنها .

3- جهاد با دشمنان و ضربه زدن به آنها و محدود کردن قدرت آنها تا نابودي کاملشان :

تهاجم فرهنگي و رواج آيين هاي ضد اسلامي از کارهايي است که دشمنان انجام مي دهند و عزادار واقعي بايد با اين موارد در عمل مخالفت کند و نگذارد که آنان بيشتر به اسلام ضرر برسانند .

وظيفه ما اين است که فقط نگوييم يزيد دشمن اسلام بود و مُرد ، بلکه بايد به اين فکر باشيم که يزيدان امروز را نابود کنيم و دستشان را از اسلام کوتاه کنيم و بدانيم چه کساني يزيدان امروزي هستند اين موضوع به طور خلاصه در مراحل سه گانه عمليات انتقام گفته شده است . امام حسين عليه السلام ، يزيد آن زمان را با شهادت خودش به هلاکت رساند اما حالا نوبت ماست که با امداد و ياري از معصومين عليهم السلام و به پيروي از جانشين آن بزرگواران ولي امر ممسلمين حضرت آيه الله خامنه اي (مد ظله العالي ) با يزيد و يزيديان امروزي مقابله کنيم و آنها را با تلاش زياد هلاک کنيم . هوشيار باشيم که دشمن در همين نزديکي ماست ، و خود را آماده پاسخ به اين سئوالات نماييم ،که ما براي دفاع از اسلام تا به حال چه کرده ايم ؟ بعد از شهدا آيا راه آنان را ادامه داده ايم ؟ ايا براي ولايت امر  سرباز خوبي بوده ايم؟

 

 

گردآوري: حجت الاسلام و المسلمين سميع الله مردان

رئيس اداره تبليغات اسلامي شهرستان نطنز

 

چهارشنبه 8 آذر 1391 - 11:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری