دوشنبه 5 تير 1396 - 23:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت الاسلام سيدنورالله موسوي‌نيا
مديركل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

عاشورا و ولايت پذيري

 

 

عاشورا را بايد مکتبي بزرگ دانست که تمام تاريخ و همه­ي انسان­ها به نوعي شاگرد آن هستند؛ درسهايي که در قالب اين مکتب به نسل ديروز و امروز منتقل مي شود، آنچنان وسيع و گسترده است که ابعاد مختلف زندگي بشر را در بر مي گيرد، که به سادگي قابل تبيين نيست. به عنوان نمونه، يکي از درسهاي بزرگ عاشورا، که به مثابه دانشگاه انسان سازي است، درس ولايت پذيري است. چرا که کيفيت ولايت پذيري و ولايتمداري اصحاب امام حسين عليه السلام را که در هيچ دوره تاريخي نمي توان يافت. همچنان که ولايت گريزي بيشتر مردم دوران حضرت امام حسين (ع) نيز موضوعي مهم و قابل تامل است که از يکسو خيانت مستمر آنان به خاندان وحي، لکه ننگي بر دامان جامعه اسلامي بود، و از سويي ديگر عبرت و درس بزرگي براي جامعه ي امروز ماست تا اولاً جلوه ها و بسترهاي ولايتمداري عاشورا را بشناسيم و بر اساس اين شناخت، به بصيرت لازم برسيم چنان که شايسته يک مسلمان واقعي است در مقابل ولي زمان خويش عمل نماييم، و ثانياً با دقت در مصداقهاي ولايت گريزي و شناخت عاقبت و سرنوشت ولايت گريزان، از زندگي آنان درس عبرت بگيريم تا مبادا در امتحان ولايتمداري اين عصر، شرمسار و سرافکنده شويم و در مقابل ولي امر خويش همچون کوفيان عمل کنيم.

در اين نوشتار به چند گزاره در خصوص ولايت پذيري در عاشورا مي پردازيم.

الف: شکي نيست که شهداي کربلا فداي ولي خدا شدند، و قطعاً حماسه بي بديل عاشورا بدون ياران اباعبدالله الحسين(ع) نمي توانست به اين گونه زيبا و ماندگار در ذهن تاريخ ترسيم شود. با تامل در تاريخ اسلام درمي يابيم که اوج مساله ولايت پذيري در تاريخ اسلام در حادثه کربلاست رخ داده است. البته شايد گفته شود که امروز مثل آن روز جنگي در کار نيست که بتوان در مسير کربلا حرکت کرد، اما شايسته است که نوع نگاه خود را به اين مقوله تغيير دهيم. بايد بدانيم که اکنون ديگر شهادت مثل آن دوره در کار نيست، چرا که شرايط تغيير کرده، اما درسي که مي توان و بايد از عاشورا گرفت اين است که آن طوري که شهداي کربلا ولايت­مدار بودند، ما نيز ولايت­مدار باشيم.

ب: با دقت در حادثه عاشورا در مي يابيم که تمام رفتارها و گفتارهاي شهداي کربلا در مسير فرهنگ و ادبيات ولايي است؛ در اين زمينه حتي مي توان به رجزخواني هاي شهداي کربلا نيز اشاره کرد که سرشار از حمايت و پشتيباني از ولايت است. در صحنه ي کربلا به تعبيري، همه بايد فداي ولي خدا شوند تا درخت نوپاي دين رشد کند؛ و آنچه در آنجه مشاهده مي شود، دقيقاً ترسيم عيني و ملموس ولايت مداري است.

البته بايد اعتراف کرد که آنچه امروز بعنوان روح عاشورا منتقل شده و بر ان تاکيد مي شود، بيشتر جنبه ي حماسي و ظلم ستيزي اين حادثه است، در حالي که موضوع ولايت مداري يکي از مباني اصلي و جريان ساز در عاشوراست که بايد بيش از پيش بر آن تاکيد کرد.

ج: بي شک آنچه در زندگي معصومين (ع) جاري است، خداي متعال آن را توسط پيامبر اسلام (ص) در بين ما به وديعه نهاده است. منظور اين است که اهل بيت (ع) صرفاً يک عنوان نيستند، بلکه مجموعه اي از منش و روش و رفتار و گفتار هستند، که بايد تمامي آنها براي ما مايه عبرت و درس آموز باشد، و با بهره گرفتن از اين مباني است که مي توان در صراط مستقيم گام برداشت و مسير حرکت تاريخ را به سمت درست تغيير داد. با تامل در نهضت عاشورا در مي يابيم که آنچه در عاشورا اتفاق افتاد، تبعيت بي چون چرا از ولايت بود؛ آنگونه که عاشوراييان کوشيدند به فلسفه ي اصلي ولايت دست يابند و بر همان اساس هم حيات جاودان خود را در پيوند با اصل ولايت ديدند. در واقع لازم است کلمات و جملات ولي را ابتدا بفهميم و سپس و کامل اجرا کنيم؛ و تا اين کار را نکنيم، فايده­اي از دريافت ظاهري گفتار ائمه متوجه ما نمي شود، در بين اعمال ائمه اطهار، بدون شک مهم­ترين عملي که بايد درک و دريافت کرد، قيام امام حسين (ع) است، که آن را از چند زاويه مي توان مهم قلمداد کرد؛ يکي به دليل اهميت مساله شهادت در اسلام و بويژه شهادت ايشان که به اذن خدا و به همين واسطه، عالي ترين نوع شهادت بود. و ديگر اينکه در مکتب عاشورا، شهيداني پرورش يافتند که هويت خويش را در پيوستگي با عنصر ولايت تعريف کرده بودند.

د: هر وقت امام نباشد، زنجيره ي وجود عالم هستي از هم جدا مي شود، لذا کسي که امام شناس باشد، قطعاً ولي شناس نيز خواهد بود؛ چرا که مي داند بدون وجود ولي حرکت در مسير زندگي دشوار است و اين ولايت است که به حرکت، معنا و هدف مي بخشد. نمونه تسليم بي چون و چرا در مقابل ولي،؛ حضرت زينب(س) بود که در سرتاسر وجودش تابع محض ولايت بود، و ولايت پذيري زينب(س) را نبايد از ديدگاه عاطفي و روابط نسبي بررسي کرد؛ چرا که در اينجا مساله ي اطاعت ماموم از امام مطرح است. در اينجا حضرت زينب (س) به عنوان يک زن نقش فردي را بازي مي کند که براي حفظ جان ولي امر، هرگونه خطري را پذيرا باشد و از دشمنان نترسد. حضرت زينب(س) حتي در سوگنامه هايي که مي سرايد نيز از يکسو از گفتن جملات سست و زننده پرهيز مي کند، و از ديگر سو مي کوشد تا الفاظي را استفاده کند که به نوعي معرف و توصيف گر شخصيت و منزلت اهل بيت (ع) بويژه امام حسين (ع) باشد.

ه: يکي از شخصيتهايي که در شکل گيري حادثه عاشورا موثر است و رفتار و گفتار او نمونه بارز و مشخص فرد ولايت مدار است، حضرت مسلم بن عقيل مي باشد. در واقع وقتي نامه‌هاي فراواني از سوي مردم کوفه براي امام حسين (ع) فرستاده شد و حضرت را به کوفه دعوت نمودند، امام (ع) پسر عموي خود، مسلم بن عقيل را با دو نفر ديگر روانه کوفه کرد تا در صورتيکه شرايط براي حضور حضرت مهيا باشد پس از نياز سنجي به طرف کوفه حرکت کند. نکته قابل توجه در مساله ي ولايت پذيري از امام عصر (ع) توسط مسلم بن عقيل اين نکته است که ايشان دستور و سفارش ولي امر خود را تا پاي جان و حتي با پذيرش با شهادت لبيک مي گويد. به نوعي مي توان نتيجه گرفت که مساله مسلم به عقيل در باب ولايت پذيري از دو منظر قابل تامل است؛ اول اينکه ايشان خود به تمام معنا مفهوم ولايت پذيري را به منصه ظهور رساندند، و الگويي جاودان در زمينه ولايت مداري هستند، و از سويي ديگر مردم کوفه مي توانستند با تبعيت از فرستاده امام حسين (ع) که همان مسلم به عقيل بود، مي توانستند از آزموني بزرگ سربلند بيرون بيايند؛ چرا که در آن مقطع تاريخي، پذيرش شرايط مسلم از سوي کوفيان به منزله قرار گرفتن مردم کوفه زير چتر ولايت امام حسين(ع) بود؛ که متاسفانه در اين امتحان مردود و براي هميشه مصداقي براي ولايت گريزي مطرح شدند.

 

 

 

 

چهارشنبه 8 آذر 1391 - 11:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری