چهارشنبه 22 آذر 1396 - 12:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

بازسازي نظام آموزشي در يک مدرسه کوچک

 

نگاهي به رمان«مبصر کلاس هشتم» نوشته سيد حسن حسيني ارسنجاني

 

رمان «مبصر کلاس هشتم» نوشته سيد حسن حسيني ارسنجاني، يکي از آثار برگزيده سومين جشنواره داستان انقلاب در بخش رمان نوجوان شده است که به فضاي مدارس و نظام آموزشي کشور در سال هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي اشاره دارد. در توضيح اين کتاب ياد به اين نکته اشاره کرد که مرز قائل شدن بين ادبيات ويژه نوجوانان و بزرگسالان از اصول اوليه کار صعنت نشر است که متأسفانه گاهي ناديده گرفته مي شود و اين مسئله باعث بالاتکليفي مخاطب مي شود. نمونه بارز آن انتشار سلسله کتاب هاي متحد الاشکل از آثار برتر سومين جشنواره داستان انقلاب است که اخيراً از سوي انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است. مجموعه اين آثار در شکل و يونيفرم زيبا و نو طراحي و منتشر شده اما در روي جلد يا شناسنامه آنها به مخاطبان اين آثار اشاره اي نشده است. هر چند شکل ظاهري اين کتاب ها نشان مي دهد براي گروه سني بزرگسال است، اما متن داخل کتاب ها کاملاً در جهت مقابل اين علائم و نشانه هاي ظاهري قرار دارد. به عنوان مثال، کتاب، رمان «مبصر کلاس هشتم» نوشته سيد حسن حسيني ارسنجاني، يکي از اين آثار است که داستان آن در بخش رمان نوجوان قرار مي گيرد، اما در روي جلد يا شناسنامه کتاب به اين مسئله اشاره اي نشده است.

اين رمان درباره دانش آموزي به نام«منوچ» است که دوست دارد مبصر کلاس باشد، ولي چون دانش آموز تنبلي است، مدير مدرسه او را مبصر نکرده است. يک شب منوچ اين مسئله را با مادرش در ميان مي‌گذارد و مادرش هم او در اين زمينه راهنمايي مي‌ کند. اين نوجوان پس از ترفندهاي فراوان، سرانجام به مبصري کلاس مي رسد و بالافاصله بعد از اينکه مبصر مي‌شود، از دانش‌آموزان ديگر اخاذي مي‌کند و به نوعي به ديكتاتوري مبدل مي‌شود كه از ساير دانش‌آموزان باج مي‌گيرد و در كلاس خفقان ايجاد مي‌كند. از اين رو يكي از دانش‌آموزان مقابل وي ايستاده و زمينه هاي برپايي اعتراض عمومي در كلاس را فراهم مي‌كند. در نهايت اين موضوع به گوش مدير مدرسه مي‌رسد و او اين دانش‌آموز از مبصري خلع مي‌ کند.

خلاصه اثر نشان مي دهد طرح داستاني نويسنده در فضاي دانش آموزي و بين گروه سني نوجوانان اتفاق مي افتد و نثر نوينسده و همچنين لحن راوي داستان که از زبان همان دانش آموز تنبلي است که براي مدتي مبصر کلاس هشتم مي شود، همگي به قرار گرفتن اين اثر در رديف داستان هاي ويژه گروه سني نوجوان دلالت دارد، اما در شکل ظاهري کار به اين مسئله اشاره نشده است. نکته بعدي درباره اين کتاب، ارتباط داستان آن با موضوع انقلاب اسلامي است. اين مسئله از آن زاويه قابل توجه است که اين اثر به عنوان يکي از آثار برتر در حوزه داستان انقلاب انتخاب و اکنون به مخاطبان معرفي شده است. مخاطبي که با هدف آشنايي با موضوع انقلاب اسلامي ايران، کتاب مبصر کلاس هشتم را به دست مي گيرد و آن را مطالعه مي کند، به دستاورد قابل توجهي در زمينه آشنايي با موضوع انقلاب اسلامي نايل نمي شود، چرا که ماجراهاي اين داستان در هر زمان ديگري امکان وقوع دارد. شخصيت اصلي اين داستان، منوچ، فردي تنبل از نظر تحصيلي، اما سختکوش در راه رسيدن به روياهاي جاه طلبانه خود است. به نحوي که او با سختکوشي و تلاش مستمر در راه رسيدن به مقام مبصري کلاس که براي او با توجه به وضعيت نامطلوب تحصيلي اش، تقريباً غيرممکن است، به هدف نهايي خود که همان مبصري در کلاس و تبديل شدن به قدرت بالا دست در بين بقيه دانش آموزان است، مي رسد و در اين راه تا حد زيادي هم پيشرفت مي کند. اين ماجرا در هر زمان و مکان ديگري هم ممکن است اتفاق بيفتد و ارتباط چنداني با آرمان هاي انقلابي اسلامي ايران ندارد. مگر اين که نويسنده اثر ادعا کند قصد داشته است فضايي که قبل از انقلاب در مدارس و نظام آموزشي ما حاکم بوده است را زير ذره بين ببرد. در اين صورت هم نتيجه دلخواه نويسنده چندان حاصل نمي شود، چون رفتارهاي ناشايست شخصيت منوچ در کلاس، به هنگام باج گيري از بقيه دانش آموزان به دور از چشم مديران و مسئولان نظام آموزشي حاکم بر آن دوران صورت مي گيرد و نمي توان مسئولان بالا دست را در اين زمينه مقصر دانست. هر چند واقعيت امر آن است که اگر هم مسئولان رده بالاي نظام آموزشي حکومت طاغوت از مسئله اطلاع پيدا مي کردند، اتفاق خاصي نمي فتاد، چرا که در آن زمان فساد عميقي در کل نظام حکومتي رژيم پهلوي حاکم بود و جزء کوچکي مانند يک مرکز آموزشي، مدرسه هم نمي توانست از اين مسئله مستثني بماند.

نکته قابل توجه در اين خصوص اين که خانواده منوچ هم از رفتارهاي ناشايست او بي اطلاع هستند. رفتار و گفتار مادر منوچ در صحنه هاي پاياني داستان اين نکته را  بيشتر تأييد مي کند:«خورشيد، تنبل و بي حال، نور کم رنگش را روي در و ديوار مي پاشيد. بچه ها به خاطر يک وجب آفتاب کنار ديوار با هم کلنجار مي رفتند و يکديگر را هل مي دادند که منوچ و ننه اش وارد مدرسه شدند. و يک راست به طرف سيد رفتند. بچه ها آفتاب را رها کردند و به دورشان حلقه زدند. قمر چادرش را به دور کمرش بست و با توپ و تشر پرسيد:«تو پسر کي هستي که بي خود و بي جهت به بچه م تهمت مي زني، ها؟...»  ( ص 139) 

با اين حال، رمان مبصر کلاس هشتم روي موضوع خاصي انگشت گذاشته که اگر نويسنده نگاه عميق تري به ريشه هاي اين مسئله داشت مي توانست اثر ماندگاري، مرتبط با اصل موضوع انقلاب اسلامي خلق کند.

با همه اين مسايل، رمان مبصر کلاس هشتم از ويژگي هاي ممتازي مانند توصيف دقيق نويسنده از فضاهاي داستاني مدنظر نويسنده برخوردار است که بيشتر متعلق به يک محيط روستايي در سال هاي قبل از پيروي انقلاب اسلامي است. لحن راوي هم به زيبايي هاي اثر افزوده و در مجموع، داستان خواندني از يک موقعيت خاص خلق و روايت شده است.

در بخش شخصيت پردازي، به بقيه شخصيت«منوچ» که تقريباً تمام و کمال است، بقيه شخصيت ها مانند، آقاي مدير و همچنين پدر و مادر منوچ در حد متوسطي پردازش شده است.

نويسنده براي بيان معاني اسامي اشياء خاص که متعلق به موقعيت مکاني ويژه داستان است،

از زير نويس هاي متعددي بهره گرفته است که پرهيز از اين کار و هضم معاني اين اشياء در دل داستان مي توانست به قوت اثر بيفزايد.

چاپ اول ( 1391) رمان«مبصر کلاس هشتم» با طراحي روي جلد از سوي افسانه آسايش در 23 فصل و 144 صفحه تنظيم و با شمارگان 2500 نسخه، قيمت 3500 تومان از سوي انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

 

 

سه‌شنبه 7 آذر 1391 - 10:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری