جمعه 3 آذر 1396 - 7:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

عزاداران سياهپوش سالار شهيدان

 

گزارشي از آيين نخل گرداني در شهرستان شاهرود

روز يازدهم محرم شهرستان شاهرود عزاپوش شهادت سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبد الله الحسين(ع) است و آيين نخل گرداني با عظمت خاصي از سوي مردم اجرا مي شود.

به گزارش خبرگزاري مهر، نخل، درخت خرماست اما در اصطلاح مراسم سوگواري محرم، به وسيله اي بزرگ و اتاقکي تابوت مانند گفته مي شود که با پوشش سياه و انواع شال هاي رنگارنگ، آيينه، چراغ و... آراسته مي شود و به عنوان سمبل تابوت سيد الشهدا (ع) در روز عاشورا در حسينيه ها و تکيه ها آن را بلند مي کنند و به محل اجراي تعزيه مي برند و با چندين بار گرداندن در کوچه ها و محله ها با نداي يا محمد (ص)، يا فاطمه(س)، يا علي (ع)، يا حسن (ع) و يا حسين (ع) آن را با احترام بر زمين مي گذارند.

نخل بندي، نخل آرايي، نخل گرداني از اصطلاح هاي اين سنت مذهبي است و در هند رواج بيشتري دارد، عموما مردم شهرها براي نخل، قداست خاصي قائلند و بلند کردن آن را طي مراسم سنتي و ويژه اي انجام مي دهند.

ثبت مراسم نخل گرداني شاهرود در فهرست آثار ملي

از قديم رسم است نخل گرداني در شاهرود که در سالهاي اخيرا در فهرست آثار ملي نيز ثبت شده است روز يازدهم محرم انجام مي شود، نخل شب دهم محرم با لباس هايي که مردم نذر کرده اند تزئين مي شود.

نخل شاهرود با 9 تير اصلي، از زمان ساخت به محلات و فاميل هاي خاصي اختصاص داشت و در طي ساليان گذشته نيز هنگام نخل گرداني افراد منسوب به همان محله يا فاميل، در زير چوب هاي تير متعلق به خود قرار مي گيرند و با هماهنگي خاصي اقدام به نخل گرداني مي کنند.

پارچه هاي مشکي، قرمز و سبز، نشانه عزا، خون و شهادت سالار شهيدان

مسجد "پاي نخل" و "تکيه بازار" شاهرود که از مساجد و تکاياي قديمي و سنتي برگزار کننده اين آئين هستند وظيفه نگهداري و تزيين نخل با پارچه هاي مشکي، قرمز و سبز که نشانه عزا، خون و شهادت سالار شهيدان است را بر عهده دارند.

وسايل تشکيل دهنده تزيين نخل نيز موروثي بوده که هر تکه آن را مردم نذر کرده اند و در طول سال در خانه هاي افراد يا ورثه هاي آن ها نگهداري مي شود و براي بستن و تزئين نخل در اين روز مي آورند و پس از ختم مراسم مجددا آن ها را به خانه برده و در جاي امني تا سال بعد نگهداري مي کنند.

مسجد موسي بن جعفر (ع) يا "پاي نخل"

مسجدي در نزديکي تکيه بازار شاهرود است که نام مبارک حضرت موسي بن جعفر (ع) بر آن نهاده شده و درست روبه روي آن جايگاهي است که نخل محرم در ايام سال در آن مکان مستقر است، به همين مناسبت به اين مسجد، مسجد "پاي نخل" شاهرود نيز مي گويند.

شب عاشورا به غير از آشپزي در مسجد براي اطعام عزاداران حسيني، ديگ کوچکتري هم کنار نخل به عنوان تيمن و تبرک از بهترين مواد غذايي تهيه مي کنند و نخل آرا و همکارانش مشغول بستن و تزئين نخل مي شوند.

مي گويند سابقه اين نخل به صد و هشتاد سال قبل مي رسد و بنا به دستور و رفتار قديمي ها که سفارش مي کردند مبادا کوتاهي کنيد در اين روز جوانان مي آيند و حدود ساعت پنج بعد از ظهر نخل را به نام حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) حرکت مي دهند و مي برند و در جاي خودش بر زمين مي گذارند تا سال آينده که دوباره در همين روز اين مراسم تکرار شود.

يازدهم محرم و مراسم نخل گرداني در شاهرود

روز يازدهم محرم همانند ديگر روزها دسته هاي سينه زني، زنجير زني در ادامه عزاداري دهه عاشورا در سطح شهر و حومه ادامه دارد. از اشعار سينه زني که در اين روز و هنگام نخل گرداني در شاهرود با شور و هيجان خوانده مي شود بدين قرار است:

اين قافله کرب و بلا را، يا باب الحوائج يا باب الحوائج

سقا تو بودي آل عبار را، يا باب الحوائج يا باب الحوائج

***

چه کربلاست امروز         چه پر بلاست امروز

سر حسين مظلوم          از تن جداست امروز

 ***

چه کربلاست امروز         چه پر بلاست امروز

سر حسين مظلوم         به نيزه هاست امروز

***

چه کربلاست امروز        چه پر بلاست امروز

دست رشيد عباس       از تن جداست امروز

***

گل هاي باغ مصطفي واويلا       پرپر شده در کربلا واويلا

***

يگانه گل زينب حسين جان کفنت کو؟

تويي محرم زينب حسين جان کفنت کو؟

***

خواهر، زينت، من عازم ميدانم        جان تو و طفلانم

گردم، کشته اندر ره جانانم             اندر کف عدوانم

جامه، کهنه، آور به برم پوشم         اي خواهر گريانم

آخرين منزل دسته ها در تکيه زنجيري است که پس از ورود و اقامه عزاداري مجلس را ختم و ده مرتبه " يا الله " گفتن و سوگواران به محل مسجد، تکيه يا هيئت خود مي روند و پس از اقامه نماز ظهر و عصر اطعام مي شوند.

بعد از ظهر کم کم مردم از اطراف و اکناف و روستاهاي حومه، در کوچه و خيابان ها تجمع کرده و به عزاداري مي پردازند، دسته ها و هيئت هاي مذهبي با حمل توغ هايي که روز پنجم در تکايا و مساجد مستقر کرده بودند همراه با کليه تجهيزات به خيابان مي آورند تا پيشاپيش نخل حرکت داده شوند.

تا زماني که سنج زده نشده، نه نخل حرکت مي کند، نه کساني که زير نخل را گرفته اند و نه نخل را در جاي خود قرار مي دهند، حرکت نخل همراه با نواختن سنج و زنگ است.

هيئت باغزندان عصر به صورت دسته حرکت کرده، نخست وارد تکيه بازار شده و به عزاداري مشغول مي شوند، پس از آن براي کمک در برداشتن نخل به سمت مسجد موسي بن جعفر (ع) مي روند.

زمان موعود که فرا رسيد گروهي از شاهرودي ها و گروهي از باغ زنداني ها زير نخل و امتداد ستون هاي چوبي افقي نخل قرار مي گيرند. پس از دستور و راهنمايي مسئولين مربوطه و نواختن سنج، آرام آرام نخل را با غريو "علي علي علي ، يا ... علي ، يا علي (ع) " از جايگاهش حرکت داده و بر دوش مي کشند.

شيون و فرياد يا حسين، يا حسين (ع) به آسمان بلند مي شود و شيپورچيان و سنج زنان آهنگي حماسي و باهيجان مي نوازند به طوري که نبرد و روز واقعه سال 61 هجري قمري را در ذهن تداعي مي کند.

دسته محتشم پيشاپيش دسته به طور معمول حرکت مي کند، به دنبال آن دسته هاي سينه زني و زنجير زني در حرکتند، عماري ها، نعش ها، ذوالجناح ها، بيرق و علم ها همراه با شرکت يکپارچه هزاران نفر مردم عزادار امام حسين (ع) تجهيزاتي است که شکوه و عظمت خاصي در اين روز تاريخي به شهر شاهرود مي دهد که کم نظير است.

همزمان، مياندار دسته باغزندان، نوحه مخصوص "علي يا علي" را اجرا مي کند و مردم يکپارچه به سر و سينه مي زنند و با آهنگي موزون چهار مرتبه جواب مي دهند" علي يا علي، علي يا علي – علي يا علي، علي يا علي" .

عزاداران حسيني بر طبق سنت قديم نخل را با شکوه و جلال خاصي به دوش گرفته و در حالي که سه نخل گردان هم در داخل هم بالاي نخل هستند، نخل بران باغزندان و شاهرودي را هدايت مي کنند.

در قديم، مزار عمومي شاهرود در انتهاي خيابان شهيد صدوقي "مزار" در دامنه کوهستان بود که اکنون به علت توسعه شهر و ازدياد جمعيت تبديل به پارک شده ولي هنوز آثاري از آن مثل مزار برخي عالمان مانند "آيت الله سبزواري" و "مرحوم حاج شيخ عباس روحاني بسطامي" به جا مانده است.

وقتي نخل به مزار آورده شد، با نواختن سنج، آهسته آهسته آن را بر زمين مي گذارند و نوحه خوان چند نوحه مي خواند و مردم سينه مي زنند، سپس واعظ يا امام جمعه وقت شاهرود، در راستاي فلسفه عاشورا و مسائل روز سخنراني کرده و مصيبت مي خواند.

در ادامه اين مراسم، حديث شريف کساء يا نوحه سينه زني پنج تن آل عبا(ع) را مي خوانند و همه مردم به ياد جانبازي هاي سيد الشهداء (ع) سينه مي زنند و دم داده و مصرع آخر را تکرار مي کنند.

حديث شريف کساء يا نوحه پنج تن آل عبا     طوطي شکر خواره دل منقار سخن وا کن

در اين چمن بزم عزا هنگامه اي بر پا کن       از پنج تن آل عبا يک نوحه اي انشاء کن

زين حديث فرخنده ما را چه نجات آمد           از اهالي مجلس بانگ صلوات آمد

فرموده چنين خير النساء يک روزي که پيغمبر  شد وارد اين حجره من آن شاه ملک لشکر

فرموده بياور برمن اي فاطمه اطهر            بنگر به وجود من اين ضعف نهاني را

بر پيکر من پوشان آن برد يماني را           چون زينت اندام نمود آن کساء رحمت را

در زير کساء يمني دريافت رحمت را           از خفتن در زير کساء بنگر تو علامت را

ناگه ز در خانه آواز حسن آمد                   چون بلبل شوريده در طرف چمن آمد

با مادر خود کرد او سلام آن تازه گل گلشن   گفتا که عجب بوي خوشي آيد به مشام من

اين بوي خش از جد منست اي حبيبه ذوالمن     فرمود او بلي جدت در زير عبا باشد

در زير کساء بنگر ختم انبياء باشد                آمد به برش عرض نمود اي جد کرام من

بادا به رخ انور تو يکي لحظه سلام من         آيا چه شود اذن دهي جدا که در آيم من

گفتا که ايا جدا اذنم تو عطا فرما                 در تحت کساء آيم اي خسرو آواي دنا

در تحت کساي يمني القصه چه پنهان شد     نور رخ پر نور حسين آن لحظه نمايان شد

با مادر خود کرد او سلام و چون گل خندان شد  گفتا که ايا جدا اذنم تو عطا فرما

در تحت کساء آيم اي خسرو او ادنا              بگرفته چه او اذن دخول از حضرت پيغمبر

وارد شده در تحت کساء گلگون کفن محشر    ناگه که در آمد ز در آن، پادشاه اژدردر

بنمود و سلام آن دم آن امير دريا دل           گفتا که عجب عطري ساطح شده در منزل

اين بوي خوش از بوي خوش شه حرمين باشد   بر گو که مقامش به کجا آن نور دو عين باشد

معلوم است که در تحت کساء او با حسنين باشد    بنمود سلام آن دم آن امير خيبر کن

با حبيب حق کرد او در زير کساء مسکن             پس فاطمه برخاست ز جا در نزد پدر آمد

بگرفت چه او اذن دخول آن نور بصر آمد            بنمود سلامي و بر شاه بحربر آمد

مهر و مه و کوکب ها گرديدند به هم واصل         آن پنج نفر گشتند در زير عبا داخل

چون پنج تن آل عبا در تحت کساء آمد               ناگاه ندا از حرم قدس کبريا آمد

الحق چه صدا و چه ندا از هفت سماء آمد             با جمله ملائک ها الهام خدائي شد

با فرشته ها يک سر امر کبريائي شد                  ساکنان در تحت کساء باشيد شما آگاه

من خلق نکردم فلک و عرض و جنت و دريا        جز براي اين پنج نفر در دايره دنيا

پس جمله ملايک ها گفتند همه باهم                اين پنج نفر يا رب کيستند در اين عالم

آن لحظه خطاب آمدي از خلاق ذوالحسان          آگاه تماما بشويد از عالم و از امکان

اين فاطمه هست و پدرش با شوهر و فرزندان       در نزد خداوندي يا رب چه عزيز است اين

اين فاطمه زهرا يا رب چه عزيز است اين            از اسم چنين فاطمه اي دنيا به وجود آمد

حمد و صفت ذات وي از خلاق غفور آمد            در خانه خولي چو شبي بر سر تنور آمد

بر سر تنور آن دم او چه شور و شيني داشت         دل خون صفت او دايم ذکر ياحسيني داشت

در پايان اين نوحه که مراسم نخل گرداني در روز يازدهم محرم در حال اتمام است، با قرائت پنج مرتبه آيه شريفه " امن يجيب " و ده مرتبه " يا الله " نيز دعا مي کنند و بدين ترتيب مجلس ختم مي شود

سپس نخل به همان ترتيب با شکوه، همراه با دسته هاي سينه زني و زنجير زني دوباره به جايگاه خود منتقل مي شود.

پس از استقرار نخل مسئولين نخل گرداني اسباب و وسايل را باز نموده، به مسئولين تکايا براي بردن به مکان هاي مربوطه داده مي شود تا سال آينده.

مردم اعم از مرد و زن در شلوغي و ازدحام جمعيت سعي مي کنند خود را به نخل رسانده و آن را زيارت کنند، نذوراتي از طرف حسينيه نخل مانند خرما، نقل و ... بين مردم تقسيم مي شود و جمعيت کم کم متفرق و براي برپايي نماز مغرب و عشا به مساجد و تکايا روي مي آورند.

مجلس تعزيه اي نيز بعد از نماز مغرب و عشاء از طرف اهالي شاهرود، بسطام و باغزندان، در ذکر و قايع بعد از ظهر عاشورا و آتش زدن خيمه هاي ابا عبدالله (ع) در تکيه بازار برگزار مي شود و جمعيت انبوهي از زن و مرد در تکيه و شاه نشين براي عزاداري شرکت مي کنند.

شام غريبان در شاهرود

در تکيه بازار سقاخانه اي وجود دارد که به مردم آب مي دهند و اين سقايي به عهده شخص به خصوصي از خدام بوده و موروثي است، در و ديوار سقاخانه به عکس هايي از در گذشتگان و بزرگان و چراغ هاي قديم آن زمان تزئين و به تعبيري چراغاني مي شود و اين نمادي از خرگاه و بارگاه امام حسين (ع) در کربلاست.

شب يازدهم محرم اين چراغ ها را به معني خاموش شدن چراغ عمر امام (ع) خاموش مي کنند و هنگام ورود دسته شام غريبان، تکيه کاملا تاريک مي شود که بسيار حزن آور و دل سوز است.

دسته شام غريبان هيچ تجهيزاتي حمل نمي کنند، ماتم زده اند، ماتم شهادت مولايشان، حسين مظلوم(ع) و يارانش را دارند، همه بغض آلودند، به سر خود گل ماليده و در فقدان امامشان اشک مي ريزند و کينه ظالمان و قاتلين حسين بن علي (ع) و يارانش را در دل داشته و بر يزيد و پيروانش لعن و نفرين مي فرستند، به همين دليل در تاريکي شب حرکت مي کنند و بر زمين نشسته و سوگوارانه اشعاري را در حالي که دست بر سر مي زنند با آهنگي بسيار غمگين و سوزناک مي خوانند.

 

 

سه‌شنبه 7 آذر 1391 - 10:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری