چهارشنبه 26 مهر 1396 - 3:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

مصاحبه‌گر کتاب دختر سينا منفعل نبوده است

 

گزارشي از نقد و بررسي کتاب«دختر شينا» در فرهنگسراي انقلاب

 

نخستين برنامه «باشگاه کتاب» انقلاب اسلامي که به کوشش دفتر ادبيات و هنر مقاومت، حوزه هنري و شهرداري تهران در فرهنگسراي انقلاب برگزار شد،  به نقد و بررسي کتاب «دختر شينا» اختصاص يافت. در اين  برنامه که با اجراي منصوره صامتي همراه بود، مرتضي سرهنگي و راضيه تجار به عنوان دو منتقد اثر و بهناز ضرابي‌زاده به عنوان نويسنده اثر و همچنين معصومه ابراهيمي‌هژير، فرزند راوي کتاب حضور داشتند.

در بخشي از اين برنامه، ضرابي‌زاده در پاسخ به پرسش مجري برنامه درباره نحوه شکل‌گيري اثر توضيح داد و گفت:« با داستان‌نويسي براي کودکان و نوجوانان به حوزه ادبيات وارد شدم و بيشتر آثارم در اين حوزه‌ و با موضوع دفاع مقدس‌اند. همواره براي انتخاب سوژه‌هاي داستان‌هايم مرارت مي‌کشم زيرا انتخاب سوژه نخستين اقدام در نگارش يک داستان‌ است. با خودم فکر کردم اين همه افراد در کنار من هستند که حرف‌ها و خاطرات زيادي را از دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران در قلب‌شان دارند که ناگفته باقي مانده است. نام «حاج ستار» را در شهرمان زياد شنيده بودم و تمامي همشهريان من شهيد «ستار ابراهيمي‌هژير» را با اين عنوان مي‌شناسند. با وجود اين شناخت، کار تاليفي اندکي براي شناخت اين شهيد انجام شده بود. سپس به اين فکر کردم که اثري را درباره زندگي اين شهيد خلق کنم. با مطالعه پرونده او در بنياد شهيد و امور ايثارگران همدان، متوجه شدم همسر و پنج فرزند از حاج ستار باقي ماند‌ه‌اند. اين موضوع با توجه به اين‌که خودم مادر هستم، احساساتم را بر‌انگيخت و سوال‌هايي را در ذهنم طرح کرد.»

در ادامه، معصومه ابراهيمي‌هژير در پاسخ به اين پرسش مجري ‌که «آيا در اين کتاب همه دغدغه‌هاي مادر شما بيان شده است؟» گفت:«بارها اين خاطرات را از مادرم شنيده بوديم اما وقتي اين خاطرات با قلم روان ضرابي‌زاده به ‌نگارش درآمد، برايم بسيار تازه و عجيب بود. اين کتاب تمام حقيقت درون مادرم است و با نگارش آن، مادرم براي من و ديگر خواهران و برادرم تا ابد زنده مانده است. گويي مادرم در تمامي لحظه در کنار ما حضور دارد و نبود او را احساس نمي‌کنيم.»

صامتي به عنوان يکي از مخاطبان کتاب «دختر شينا» در ادامه گفت:«ابتدا با اين کتاب ارتباط خوبي برقرار نکردم به اين دليل که احساس مي‌کردم توصيف بيش‌از اندازه‌اي از يک محيط صورت گرفته است و اين امر فضاي داستان را قدري به نظرم اغراق‌آميز مي‌کرد اما با ورود به فصل دوم کتاب، کشش داستان زياد شد و داستان وارد لحظه‌هاي خصوصي زندگي يک بانو، مانند بيان «نفس نفس‌زدن راوي» يا «گل‌انداختن صورت راوي» شد. اين نکته سبب درک خط عاطفي فزاينده کتاب شد و اين برايم جذاب بود.»

ضرابي‌زاده در پاسخ به اين نظر گفت:«اين نکته را که ارتباط خوبي با اثر برقرار نشد  براي نخستين بار از سوي مخاطب اثر ‌شنيدم. مرحومه محمدي (راوي کتاب)، همواره با صبوري و با تمام وجودش خاطراتش را بيان مي‌کرد و حافظه خوبي هم داشت اما بايد توجه داشت که بيان يک خاطره با نگارش آن بسيار متفاوت است و مي‌کوشيدم پرداخت خوبي از آن خاطره داشته باشم. او برايم از سختي‌ها مي‌گفت و معتقدم که شايد من به همان بيان و اندازه که او از دشواري‌هايش مي‌گفت نتوانسته‌ام آن‌ها را بازگو کنم.»

اين بار صامتي‌پرسيد: «آيا واژه به واژه آنچه راوي بيان مي‌کرد را مي‌نوشتيد؟» و ضرابي‌زاده پاسخ داد: «من همان طور که او مي‌گفت اما به نحوي قابل لمس براي مخاطب مي‌نوشتم.»

ابراهيمي‌هژير در پاسخ به سوال ديگر مجري که پرسيد: «چه نکاتي بايد از سوي نويسنده حوزه وقايع نگاري جنگ تحميلي عراق عليه ايران به مخاطبانش منتقل شود؟» گفت:«با توجه به شکافي که بين نسل سوم و نسل جنگ مي‌بينم، معتقدم که هر فردي که در نگارش اين ‌گونه آثار سهمي دارد بايد توجه کند که تاکنون اگر به رشادت‌هاي ايثارگران و شهيدان در جبهه‌ها پرداخته مي‌شد، بايد از ‌اکنون به زندگي خانواده‌هاي شهيدان پرداخت زيرا با گفتن اين‌گونه واقعيت‌ها که چگونه يک زن با حمايت‌ از همسرش مي‌تواند او را به ادامه مبارزه دلگرم کند، درس‌هاي بزرگي‌ را مي‌توانيم به نوجوانان و جوانان بياموزيم.»

وي‌ افزود:«پدرم در هنگام شهادت 30 سال سن داشت، اما من که دختر آن شهيدم مي‌بينم که نکته بارزي در طول سي‌سال زندگي‌ام نداشتم که قابل بيان باشد. وقتي به پدرم نگاه مي‌کنم که در سي‌سالگي يک گردان از او حساب مي‌برند، به اين فکر مي‌کنم که يک جوان سي‌ساله بايد چه شيوه‌اي را در زندگي‌اش داشته باشد که خداوند شهادت را براي او برگزيده باشد؟»

ابراهيمي‌هژير اين نکته را موضوعي دانست که نسل سوم انقلاب به دليل انتخاب شيوه زندگي، فاصله بسياري با آن پيدا کرده‌اند و تاکيد کرد:«اگر نويسندگان و دست‌اندرکاران نگارش اين گونه آثار اندکي در اين زمينه تعلل کنند، دست يافتن به اين درجه از شخصيت براي جوانان تبديل به يک رويا خواهد شد. شيوه زندگي مادر من (راوي دختر شينا) نمونه‌اي از مرارت‌هاي خانواده‌هاي شهيدان است.»

سپس راضيه تجار، نظرش را درباره نگارش اين کتاب از سوي نويسنده‌ همداني اين‌طور بيان کرد:«بسيار باعث خوشحالي است که نه‌تنها پايتخت‌نشين‌ها که بلکه نويسندگاني در سطح ملي در زمينه نگارش خاطرات شهيدان و وقايع‌نگاري جنگ تحميلي عراق عليه ايران دست به‌ کار شده‌اند و اميدوارم به تمام شهر‌ها هم تسري پيدا کند.»

وي افزود:«رفتن به سراغ افرادي که در قلب‌هايشان خاطراتي دارند که بازگو شدن‌شان ارزشمند است و حرکتي است که بايد مورد حمايت قرار گيرد. بايد به سمت افرادي رفت که قلب‌هايشان لبريز از خاطرات است و اين قلب‌ها و ذهن‌ها زميني است که بايد آن‌ها را کاويد. جنگ يک گنجينه است.»

تجار گفت:« معمولا از نويسندگان خواسته مي‌شود که آثاري را خلق کنند که اديبانه باشد، اين امر شايد بسيار تحسين‌برانگيز باشد، اما نويسندگاني هم هستند که متعهدانه مي‌انديشند و از تحسين‌هاي ظاهري مي‌گذرند و با شخصيت‌هاي پرورده‌اي مي‌نشينند که فقط از دل کتاب خلق نشده‌اند. بازخواني اين شخصيت‌ها از سوي نويسندگان متعهد کار کوچکي نبوده و اتفاق خجسته‌اي است.»

در ادامه، مرتضي سرهنگي، رييس دفتر هنر ادبيات و مقاومت هم درباره دليل انتشار «دختر شينا» از سوي اين دفتر گفت:«پس از دريافت متن ضرابي‌زاده، آن‌قدر اين متن شيرين، جذاب و گيرا بود که آن را در طول يک شبانه‌روز مطالعه کردم. اين اثر در اندک زماني پس از تاليف منتشر شد.»

وي با بيان اين‌که اکنون با دو منبع درباره شناخت نقش زنان در جنگ تحميلي روبه‌روييم، تصريح کرد:« مرجع نخست در اين زمينه همسر رزمندگان و بانوان حاضر در جنگ هستند و مرجع مهم ديگر اسيران عراقي از 15 کشور ‌هستند که براي کمک به ارتش عراق در جنگ تحميلي شرکت داشتند و درباره مقاومت زنان ايراني در طول جنگ نکته‌هاي شنيدني دارند.»

در ادامه، راضيه تجار به مقدمه کامل کتاب «دختر شينا» به عنوان نکته‌اي برجسته اشاره کرد و گفت:« در بسياري از آثار، مخاطب با مطالعه مقدمه و دريافتن اصل موضوع، ديگر رغبتي به مطالعه متن ندارد، اما ساختن چرايي در ذهن مخاطب از ويژگي‌هاي مهم اين کتاب است و مخاطب پس از مطالعه مقدمه به دنبال چگونگي و چرايي، ماجرا اثر را تعقيب مي‌کند و آن را زمين نمي‌گذارد.»

وي افزود:«زندگي در کتاب زمزمه‌کنان در جريان است. کتاب با بيشتر خواندن جذاب‌تر مي‌شود. با مطالعه عنوان کتاب، تصور مي‌کنيم که کتاب درباره يک زن نوشته شده است اما مخاطب با مطالعه مطالب کتاب، شخصيت شوهر راوي را بيشتر مي‌شناسد و اين نکته‌ها بر بال‌هاي يک پرنده بودن اين زن و شوهر در به مقصد رساندن زندگي‌شان صحه مي‌گذارد. زن و شوهر براي مخاطب به يک اندازه شناسانده شده‌اند، گرچه زن مظلوم‌تر مي‌نمايد اما در مجموع زن و مرد در اين کتاب مکمل هم شناسانده شده‌اند.»

تجار در ادامه با تاکيد بر همين وجه اثر تصريح کرد:«تنها با ارايه همين نکته به نسل جوان مي‌توان به او آموخت که زندگي سختي‌ها و شيريني‌هاي زيادي دارد، اما همين زندگي را در زير فشار بمباران هم مي‌شود با عشق و محبت و سازش سپري کرد. اين نکته به نظر من پيام «دختر شينا» است.»

سرهنگي هم درباره نکات برجسته کتاب گفت:«مهارت گوش دادن يکي از مهارت‌هايي است که هر نويسنده‌اي بايد به آن مجهز باشد. ضرابي‌زاده بسيار خوب به راوي‌اش گوش داده بود و در اين زمينه مصاحبه‌گري منفعل نبود. مصاحبه‌گر در کار ما شاه کليد است. نکته ديگر آن‌که راوي و خاطره‌نگار بايد هر دو يکديگر را دوست داشته باشند. علقه‌اي بايد بين اين دو فرد باشد که بتوان اثر خوبي را تاليف کرد.»

وي صبوري و حفظ زندگي را از شاخصه‌هاي يک جنگ دفاعي دانست گفت:«اين ويژگي‌ سبب شد که زنان ايراني بخواهند پس از جنگ نيز خاطرات خود را بازگو کنند.»

در ادامه مجري برنامه از راضيه تجار درباره ويژگي‌هاي ادبي و داستاني اين کتاب پرسيد که وي گفت:«داستان خوشبختانه در اين کتاب به اوج مي‌رسد و رها نمي‌شود و صحنه‌هاي بيان شده بسيار احساس برانگيز و باور‌پذير ترسيم شده‌اند. راز شهادت برادر همسر راوي و نيز بار سنگيني که بر دوش همسر راوي بوده به‌خوبي بازگو شده است. به‌ صورت کلي از آرايه‌هاي ادبي و گفت‌وگو‌هاي مناسبي استفاده شده که صحنه‌هاي خاطره را به‌خوبي در ذهن مخاطب به تصوير مي‌کشند.»

«چرا نام«دختر شينا» بر اثر گذاشته شد؟» سوال ديگري بود که مجري برنامه از سرهنگي پرسيد و او اين نام را انتخابي هوشمندانه از سوي نويسنده دانست. سپس يکي از مخاطباني که کتاب را در طول يک شبانه‌روز مطالعه کرده بود، درباره چرايي انتخاب نام «دختر شينا» بر اثر و نيز پنهان نگه داشتن دليل تفاوت اسم همسر شهيد راوي بر روي جلد کتاب و نام او در متن اثر پرسيد؟ ضرابي‌زاده در پاسخ گفت: «دختر شينا در واقع نامي بود که «خديجه» دختر بزرگ راوي در دوران کودکي، مادر راوي که «شيرين‌جان» نام داشته را با آن نام صدا مي‌زده است.»

وي در پاسخ به سوال دوم مخاطب مشتاق اثرش اظهار کرد:«آن‌چه مخاطب در طول داستان مطالعه مي‌کند، براي من هم به همين صورت اتفاق افتاده است. به اين معني که در ابتداي مصاحبه‌ام با راوي، متوجه مي‌شوم که او از حاج ستار با نام «صمد» ياد مي‌کند که نام شناسنامه‌اي برادر همسر راوي بوده است. مخاطب در ابتدا گمان مي‌کند که راوي پس از شهادت همسر با برادر همسرش ازدواج مي‌کند اما بعد پي مي‌برد که اين موضوع به دليل اشتباه در ثبت احوال رخ داده است. من سعي کردم از اين تعليق که براي خودم هم به وجود آمده بود، به آساني نگذرم و آن را در روايت داستان هم به‌کار بگيرم.»

در جلسه نقد و بررسي کتاب «دختر شينا» برش‌هايي از داستان براي حاضران جلسه از سوي نسرين ارسنجاني قرائت مي‌شد و اين اقدام براي بسياري از افرادي که به عنوان مخاطب در جلسه حضور داشتند اما کتاب را پيش از جلسه مطالعه نکرده بودند بسيار جذاب بود.»

حدود يک هفته پيش از برگزاري جلسه از طريق پيامک به مشترکان باشگاه کتاب فرهنگسراي انقلاب براي دريافت کتاب «دختر شينا» از طريق کتابخانه فرهنگسرا يا خريد آن از اين راه اطلاع‌رساني شده بود.

 

دوشنبه 6 آذر 1391 - 13:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری