سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 0:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

فرهنگ عزاداري

 

 

«گريه کردن به عزاي امام حسين(ع) زنده نگهداشتن نهضت است» (1)

واژه فرهنگ در مناسبت هاي گوناگون ،‌ معاني مختلفي دارد . به طور کلي فرهنگ يعني «مجموعه علوم و معارف و هنرهاي هر ملت» ، «مجموعه آداب و رسوم» ، «دانش و معرفت، ادب و تربيت» .

نهضت امام حسين(ع) و حماسه عاشورا ، يک فرهنگ بود، فرهنگي فراگير شامل چند فرهنگ مانند: فرهنگ نهضت و قيام، فرهنگ معرفت دين، فرهنگ ايثار و فداکاري، فرهنگ ارزش‏ها، فرهنگ ادب و تربيت و فرهنگ عزاداري.

فرهنگ عزاداري ، خود يک مکتب و کلاس جداگانه و جاودانه براي انسان سازي، مبارزه با ظلم و ستم ، امر به معروف و نهي از منکر ، جنبش عواطف و احساسات براي شکوفايي ارزش‏ها و به پيروزي رساندن ارزش‏ها بر ضد ارزش‏هاست.

بنابراين مي‏توان نتيجه گرفت که فرهنگ بر دو نوع است: فرهنگ ارزشي و فرهنگ ضد ارزشي ،کربلاي حسيني پايگاه فرهنگ ارزشي بر ضد پايگاه ضد ارزشي شام به سردمداري بني اميه و يزيديان بود.

اينک مي خواهيم با بررسي فرهنگ عزاداري بدانيم :

- چگونه عزاداري مي تواند فرهنگ سازي ‏کند ؟

- چگونه عزاداري مي تواند تبديل به فرهنگ ارزشي ‏شود ؟

- عزاداري مثبت با منفي چه فرق دارد ؟

-  عزاداري صحيح به چه معنا و چگونه است ؟

واژه عزا، كلمه اي است عربي به دو معني 1) نسبت دادن چيزي به چيز ديگر 2) تسلّي خاطر دادن، صبر و آرامش بخشيدن، و تحمّل و بردباري (2) كه معادل فارسي آن سوگواري است.

با توجه به اينکه در سوگواري، به صاحبان عزا، دل گرمي و دلداري مي‏دهند و علاوه بر اندوه و حزن دروني خود، حزن و اندوه سوگمندان را تسكين داده و به جاي آن اميد ، آرامش و صبر و تحمّل مي‏بخشند، از آن به عزاداري و به تعبير روايات تعزيه و تسليت تعبير مي‏شود. (3)

بنابراين فلسفه و اساس عزاداري آرامش بخشيدن، دعوت به صبر و استقامت، روحيه دادن و نابود نمودن هرگونه يأس و نااميدي، خود زني ، خود خوري و خود باختگي است و نتيجه آن جبران خسارت‏ها و نشاط بخشي به صاحبان اندوهي است که گاهي اندوهشان موجب بيماري رواني و نااميدي از ادامه زندگي مي‏شود.

عزاداري سنتي، نوعاً با گريه و اشک همراه است، حال اين سؤال مطرح مي‏شود که اگر عزاداري براي آرامش است، پس گريه و نوحه چرا ؟ در پاسخ بايد گفت گريه داراي انواع مختلف است و بيشتر انواع آن آرام بخش و به اصطلاح خالي کردن اندوه درون و جايگزيني آن به نوسازي است.

مسأله عزاداري به صورت‏هاي مختلف در ميان همه اقوام و ملت‏ها از قديم وجود داشته و دارد، چرا که يک موضوع فطري و طبيعي است ، در برابر حوادث تلخ و پر اندوهي که در همه جا و همه وقت رخ مي‏دهد، ناگزير مسأله عزا پيش مي‏آيد و گريزي از آن نيست. بنابراين بايد به طور صحيح و مثبت اجرا شود، و به جاي اينکه ويران گر باشد، سازنده باشد.

پيشينه عزاداري

عزاداري اختصاص به کربلا و شهيدان آن ندارد، بلکه در همه جا، در موارد بسيار بوده و هست. مهم آن است که از آن استفاده بهينه شود، بنابراين بايد آن را از هرگونه انحراف، مصون نگاه داشت. به عنوان نمونه:

قابيل و هابيل دو برادر از فرزندان حضرت آدم (ع) بودند، هابيل جواني خداشناس ،باتقوا و درستکار بود، ولي قابيل در گمراهي . مطابق بعضي از روايات، هابيل در خواب بود كه قابيل با کمال ناجوانمردي به او حمله کرد و او را کشت. آدم (ع) از اين فاجعه آگاه شد، بسيار گريه کرد ، همواره در ياد او بود و به ياد او اشک مي‏ريخت. (4)

حضرت آدم در سوگ پسرش هابيل، اشعاري را سرود و خواند:

«سرزمين‏ها و آنچه در آنهاست، همه دگرگون شده و چهره زمين غبار آلود و زشت گشته است. مزه هر غذايي، و رنگ هر چيزي تغيير يافته و چهره شاداب و غمگين اندک شده است. طول زندگي را براي خود اندوهي دراز مي‏نگرم، آيا روزي خواهد آمد که از اين زندگي پر رنج راحت شوم، چه شده است که اشک هايم جاري نمي‏گردند و چشم هايم از اشک فشاني دريغ مي‏کنند، با اينکه پيکر هابيل در ميان قبر قرار گرفته است. قابيل برادرش هابيل را کشت، واي بر اين اندوه که به فراق هابيل زيبايم گرفتار شد.» (5)

نمونه ديگر، در تاريخ عزاداري، اندوه يعقوب براي يوسف (ع) و گريه براي آن حضرت است. چنان که در قرآن كريم در سوره يوسف آمده، برادران يوسف، او را از دست پدرش يعقوب گرفته و سپس او را در بيابان به چاه انداختند، قافله‏اي بر سر چاه آمد و يوسف را بيرون آورد و به مصر برده و به عنوان برده فروخت و... حضرت يعقوب چهل سال به فراق يوسف گرفتار شد. قرآن از زبان او مي‏فرمايد: «يا اسفي علي يوسف و ابيضّت عيناه من الحزن؛ وا اسفا بر يوسف! و چشمان او از اندوه سفيد شد.» (6)

امام سجاد(ع) فرمود: «يعقوب از اندوه فراق يوسف (ع) آنقدر گريست که موي سرش سفيد شد و کمرش خم گرديد و ديده‏اش نابينا گشت» (7) اين مطلب از امام صادق(ع) نيز نقل شده است.

يوسف (ع) نيز وقتي که با دسيسه همسر عزيز مصر به زندان افتاد، در زندان از اندوه فراق پدرش يعقوب به قدري گريه کرد که به فرموده امام صادق (ع)، زندانيان به ستوه آمدند و به او پيشنهاد کردند يا روز گريه کند يا شب ، تا در يکي از اين دو وقت در آسايش باشند. يوسف اين پيشنهاد را پذيرفت. (8)

عزاداري پيامبراکرم(صلي الله عليه و آله و سلم)

عزاداري در ميان پيامبران و اولياء الهي به وفور ديده شده است، تا آن هنگام که عصر پيامبر اسلام(ص) فرا رسيد، آن حضرت نيز در سوگ عزيزان، عزاداري مي‏کرد و به آن دستور مي‏داد.

به عنوان مثال زماني كه حضرت حمزه (ع) عموي پيامبر (ص) در جنگ احد به شهادت رسيد، پيامبر(ص) در کنار جنازه به خون تپيده‏اش بسيار گريست و وقتي که با همراهان به مدينه آمد، از بسياري از خانه‏هاي مدينه که شهيد داده بودند صداي گريه شنيده مي‏شد، پيامبر(ص) به ياد حمزه اشک مي‏ريخت و مردم را به عزاداري براي حمزه (ع) تحريک
مي كرد.

مورد ديگر جعفر طيّار (ع) است كه در جنگ موته و در سال هفتم هجرت شهيد شد. پيامبر (ص) در مدينه به خانه جعفر رفت، فرزندان او را نوازش داد و بسيار گريه کرد، در حالي که اشک از چشمانش سرازير بود از خانه بيرون آمد و با حال غمبار به خانه فاطمه (س) وارد شد، گريه و نوحه فاطمه(س) براي جعفر(ع) بلند است، پيامبر(ص) فرمود: «براي خانواده و فرزندان جعفر، غذا درست کنيد و ببريد، زيرا آنها امروز به عزاداري مشغول هستند» (9)

هم چنين پيامبر اسلام (ص) پسري به نام ابراهيم (ع) داشت که در سال هشتم هجرت چشم به جهان گشود و در سال دهم در حالي که کمتر از دو سال داشت از دنيا رفت. پيامبر(ص) در مرگ ابراهيم گريه مي‏کرد، شخصي عرض کرد: «تو ما را از گريه نهي مي‏کني، ولي خودت گريه مي‏کني؟» در پاسخ فرمود: «اين گريه نيست، بلکه علامت رحم و مهرباني است، کسي که رحم نداشته باشد مشمول رحمت الهي نمي‏شود.»

پيامبر (ص) پيکر ابراهيم (ع) را به خاک سپرد، چشمانش پر از اشک شد، گريه سختي کرد، ولي فرمود: «تدمع العين و يحزن القلب، ولانقول ما يسخط الرّب؛ چشم مي‏گريد و قلب پر از اندوه مي‏شود، ولي چيزي که موجب خشم خدا شود نمي‏گوييم» (10)

گريه و مرثيه حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س)

هنگامي که پيامبر اسلام (ص) رحلت کرد، فاطمه زهرا (س) از اندوه فراق او و ظلم هايي که بر خاندانش شده بود، شب و روز گريه و عزاداري مي كرد و با اشعار جانسوزش ديگران را نيز به گريه و عزاداري فرا مي‏خواند، از گفتار و اشعار او در فراق پيامبر (ص) اين بود:

«...پدر و مادرم به فدايت! با مرگ تو چيزي قطع شد که با مرگ ديگران قطع نشد... اگر نه اين بود که تو مرا امر به صبر فرموده‏اي و از بي‏تابي نهي کرده‏اي، آنقدر گريه مي‏کردم که اشک‏هاي مخزن چشمم تمام شود، و اين درد جانکاه هميشه برايم باقي، و حزن و اندوهم هميشگي و دائمي مي‏شد، تازه اين‏ها در برابر مصيبت فراق تو کم بود...»(11)

گريه حضرت زهرا (س) در فراق پيامبر(ص) بسيار بود، در اين مدت کوتاه بعد از پيامبر(ص) هرگز کسي او را خوشحال نديد، در هر هفته دوبار دوشنبه و پنجشنبه کنار قبر شهيدان احد مي‏رفت و در آنجا پس از نماز و دعا گريه و عزاداري مي‏کرد.

گاهي کنار قبر رسول خدا (ص) مي‏آمد و با اين اشعار ، سوگواري مي‏کرد: «آن کسي که بوي خوش تربت (خاک قبر) پيامبر (ص) را مي‏بويد، اگر در زمان طولاني، بوي خوش ديگري نبويد چه خواهد شد؟ (يعني همين بوي خوش تا آخر عمر براي او کافي است) آن چنان باران غم و اندوه بر جانم ريخته که اگر به روزهاي روشن مي‏ريخت، آن روزها شب تيره و تار مي‏گرديد» (12)

سابقه عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)

عزاداري شهادت مظلومانه امام حسين(ع) و ياران با وفايش در کربلا از عصر حضرت آدم (ع) و در ميان پيامبران و اولياء الله مرسوم بوده است، دراين باره نمونه‏ها بسيار است:

ـ صاحب الدّرالثمين در تفسير اين آيه: «فتلقّي آدم من ربّه کلماتٍ فتاب عليه؛ آدم از پروردگارش کلماتي دريافت داشت (و با آنها توبه کرد) خداوند توبه او را پذيرفت» (13)

نقل نموده: آدم (ع) به ساق عرش نگاه کرد، نام پيامبر(ص) و امامان (ع) را در آن ديد، جبرئيل آن نام‏ها را به او تلقين نمود و گفت بگو: «يا حميد بحق محمّد، يا عالي بحقّ عليّ، يا فاطر بحقّ فاطمه، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منک الاحسان»

آدم (علي نبينا و آله و عليه السلام) اين نام‏ها را به زبان آورد، همين که نام حسين(ع) به زبانش آمد، اشک هايش جاري شد و قلبش فرو ريخت، از جبرئيل پرسيد: «علت چيست که وقتي نام حسين بر زبانم جاري شود، قلبم شکسته شده و اشک هايم روان مي‏گردد؟»

جبرئيل گفت: اين پسرت دسختخوش مصيبتي مي‏شود که همه مصيبت‏ها در مقايسه با آن کوچک است. آدم پرسيد: آن مصيبت چيست؟ جبرئيل گفت: او را تشنه و تنها و غريب و بي کس مي‏کشند، شدت تشنگي او باعث مي‏شود که بين آسمان و زمين را مانند دود مي‏نگرد و آسمان را نمي‏بيند، آب مي‏طلبد کسي جواب او را جز با زبان شمشيرها و شربت مرگ نمي‏دهد در حالي که فرياد مي‏زند: «و اعطشاه! واقلّه ناصراه! آه از شدت عطش و کمي يار و ياور»

دشمنانش ، سر او را ذبح مي کنند ، اموال و وسايل زندگيش را غارت مي‏نمايند و سرهاي او و يارانش را بر سر نيزه‏ها در شهرها و راه ‏ها مي‏گردانند، در حالي که زنانشان همراه آن سرها هستند. در علم خداوند يکتا اين چنين گذشته است.

در اين هنگام آدم (ع) و جبرئيل مانند زن بچه مرده گريه و زاري کردند. (14)

ـ در ماجراي فرمان خدا به حضرت ابراهيم (ع) در مورد قرباني کردن اسماعيل (ع) ،‌ پس از تسليم حضرت در برابر فرمان خدا، سرانجام خداوند قوچي را براي ابراهيم (ع) فرستاد تا آن را به جاي فرزندش قرباني کند.

در اين راستا از حضرت رضا (ع) روايت شده خداوند به ابراهيم (ع) وحي فرمود: اي ابراهيم! محبوب‏ترين خلق خدا در نزد تو کيست؟ ابراهيم: پروردگارا! انساني محبوب‏تر از حبيبت محمّد (ص) وجود ندارد.

خداوند به او وحي کرد: آيا او (محمّد (ص)) را بيشتر دوست داري يا خودت را؟

ابراهيم(ع): بلکه او را بيشتر از خودم دوست دارم.

خداوند به او وحي کرد: آيا فرزند او را بيشتر دوست داري يا فرزند خود را؟

ابراهيم(ع): فرزند او را بيشتر دوست دارم.

خداوند فرمود: آيا ذبح فرزند او، از روي ظلم به دست دشمنانش براي قلب تو دردناک‏تر است، يا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اجراي اطاعت من.

ابراهيم(ع): پروردگارا! بلکه ذبح فرزند محمد(ص) به دست دشمنانش، براي قلبم دردناک‏تر است.

خداوند فرمود: اي ابراهيم! جمعي که گمان مي‏کنند از امّت محمد(ص) هستند، به زودي حسين(ع) پسر محمّد(ص) را پس از او از روي ظلم و عدوان مي‏کشند و سرش را ذبح مي‏نمايند و به اين علت سزاوار غضب و خشم من خواهند شد.

دل ابراهيم(ع) با شنيدن اين سخن به درد آمد و به سختي گريه کرد، و براي مصائب امام حسين(ع) عزاداري و گريه كرد. (15)

عزاداري پيامبر(ص) و ائمه (عليهم السلام)

به همين ترتيب نمونه‏هايي ديگر وجود دارد که قبل از اسلام، مسأله عزاداري براي امام حسين(ع) در ميان پيامبران مطرح بوده است . در مورد عزاداري پيامبر اسلام ، فاطمه(س) و علي(ع) پيرامون مصايب امام حسين(ع) نيز روايات متعددي ذکر شده و همچنين عزاداري امامان (ع) بعد از شهادت امام حسين(ع) که به عنوان نمونه به چند فراز مي‏پردازيم:

- امام سجّاد (ع) که در واقعه کربلا حضور داشت، پس از شهادت پدر تا آخر عمر (مدت 34 سال) در موارد مختلف براي مصايب آن حضرت گريه و سوگواري مي‏كرد.

- امام باقر (ع) نيز به ياد جد بزرگوارش امام حسين (ع) گريه مي‏کرد و مجلس عزا تشکيل مي‏داد و حاضران را به سوگواري و گريه براي امام حسين(ع) تحريص و تشويق مي‏نمود. (16)

- امام صادق (ع) از سيّد حميري (شاعر اهل بيت) خواست تا اشعاري در ذکر مصائب امام حسين(ع) بخواند. او اشعاري خواند که ترجمه اش اين بود: « به بدن حسين(ع) عبور کن و به استخوان‏هاي پاکش بگو! پيوسته از اشک چشم‏ها سيراب خواهي شد...»

راوي گويد: ديدم اشک‏هاي امام صادق (ع) مانند آب نهر جاري شد، و صداي گريه‏اش بلند گرديد، و ناله و ندبه اهل بيتش کوچه‏هاي مدينه را پر کرد. (17)

- امام رضا (ع) نيز به طور مکرر مجلس عزاي جدش حسين(ع) را تشکيل مي‏داد و به دعبل مي‏فرمود: مرثيه سرايي کند به طوري که آن بزرگوار بر اثر شنيدن ذکر مصائب امام حسين(ع) مدهوش شد، و مي‏فرمود: «انّ يوم الحسين اقرح جفوننا و اسيل دموعنا... فعلي مثل الحسين فليبک الباکون... ؛ مصيبت روز شهادت حسين (ع) پلک‏هاي چشم ما را زخم کرده، و اشک‏هاي ما را مثل سيل روان ساخته، بايد براي مانند مصائب حسين(ع) گريه کنندگان گريه کنند.» (18)

- زيارت ناحيه امام عصر (عج) آکنده از ذکر مصائب جان سوز امام حسين(ع) و يارانش است و بيانگر عزاداري دائم آن حضرت براي مصائب جد مظلومش امام حسين(ع) . (19)

 

مسئله عزاداري و به ويژه عزاداري امام حسين(ع) ، از همان آغاز آفرينش انسان همراه او بوده و يک موضوع فطري و طبيعي است. اين موضوع کم کم به صورت يک فرهنگ درآمد، نهايت اين که فرهنگ ‏ها گاهي ارزشي و گاهي ضد ارزشي است، بر همين اساس فرهنگ عزاداري نيز گوناگون است.

در مورد فرهنگ عزاداري امام حسين (ع)، از آغاز بنابر اين بوده که فرهنگ ارزشي باشد و پايه و اساس مبارزه با ظالمين و طاغوت‏ها و تثبيت امامت و حکومت عدالت خواهان و طرفداران حق كه البته براي رسيدن به اين حقيقت بايد نکاتي را مورد توجه قرار داد:

- گريه که عنصر اصلي عزاداري را تشکيل مي‏دهد، داراي انواع مختلفي است، مانند: 1ـ گريه تزوير و دروغ 2ـ گريه پشيماني از گناه 3ـ گريه ذلت و زبوني 4ـ گريه شوق 5 ـ گريه رحم و عاطفي 6ـ گريه از روي غم و اندوه 7ـ گريه فراق، اين گريه‏ها به جز گريه نوع اول و سوم، هر کدام در جاي خود شايسته و سازنده است. بنابراين در مورد عزاداري براي امام حسين(ع) و ساير شهيدان، هرگاه گريه به عنوان ابراز عطوفت و احساسات و گريه رأفت و رقت قلب، و همچنين گريه فراق و گريه از روي غم و اندوه باشد، يک نوع امر به معروف و نهي از منکر است و اظهار علاقه و برقراري رابطه عاطفي و معنوي با آرمان‏هاي امام حسين(ع) است. چنين گريه و عزاداري، قطعاً موجب ارتباط و پيوند با امامان (ع) و مکتب آنها شده و باعث تحول و رشد خواهد شد.

- در برپايي مجلس عزاداري، طبعاً انگيزه قيام امام حسين(ع) و اهداف آن، و معارف اهل بيت(عليهم السلام) بازگو مي‏شود و روشن است که بيان و تبيين اين امور، نقش به سزايي در انسان سازي و خدا شناسي خواهد داشت.

- فرهنگ عزاداري، با رعايت آداب صحيح آن ( پرهيز از هرگونه دروغ و خرافات ) الهام بخش ارزش‏هايي همچون صبر، جوانمردي، شجاعت، غيرت، جهاد، دفاع، ايثار و فداکاري ، بصيرت و ... است، ولي اگر با خرافات آميخته باشد، عزاداري منفي و معکوس مي‏گردد.

- فرهنگ عزاداري صحيح، مي‏تواند روح تعاون و وحدت، انقلاب و نهضت ، شورش بر ضد طاغوت و محو برنامه‏هاي طاغوتي را احياء کند و در فکر و عمل، بر برنامه‏هاي منحرف از مسير دين، خط بطلان كشيده و درخت سرمايه‏هاي ارزشي را شکوفا سازد.

- فرهنگ عزاداري، نگهبان دين و پشتوانه قوي آيين ناب اسلام بوده و همواره عواطف را به نفع حقايق ديني به هيجان در مي آورد، باعث نابودي بدعت‏ها و ترويج سنت‏ها مي‏گردد و... به راستي اگر در عزاداري‏ها اين نکات مورد توجه عميق قرار گيرد، پيوسته موجب آبياري و شكوفايي باغستان اسلام خواهد شد.

پي نوشت:

1. صحيفه نور، ج 10، ص 31

2. القاموس و المنجد ، واژه عزي

3. فروع کافي، ج 3، ص 203

4. ماجراي کشته شدن هابيل به دست قابيل، در قرآن سوره مائده آيه 27 تا 31 آمده است

5. عيون اخبار الرضا (ع) ، ج1، ص 243 به نقل از امام علي (ع)

6. قرآن كريم ، سوره يوسف، آيه 83

7. اللهوف، ص 210

8. بحارالانوار، ج 90، ص 336

9. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 15، ص 70 ؛ بحارالانوار، ج 21، ص 63

10. بحارالانوار، ج 22، ص 157 و 151

11. نهج البلاغه، خطبه 235

12. بيت الحزان، محدث قمي ، ص 225

13. سوره بقره، آيه 37

14. بحارالانوار، ج 44، ص 245

15. عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 209

16. لهوف، ص 209؛ بحارالانوار ، ج 46، ص 109

17. الغدير، ج 2، ص 235

18. بحارالانوار، ج 45، ص 257

19. همان ، ج 101، ص 317 به بعد، و ص 265

 

 

 

 

چهارشنبه 1 آذر 1391 - 13:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری