پنجشنبه 27 مهر 1396 - 10:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمدرضا صادقي

 

شعر آييني متأثر از فرهنگ عترت و ولايت و تاريخ اسلام است

 

گفت و گو با محمدعلي مجاهدي؛ شاعر آييني

 

محمدعلي مجاهدي متخلص به«پروانه»در 2 فروردين 1323 در قم متولد شد. ، پدر ايشان مرحوم آيت الله ميرزا محمد مجاهدي تبريزي است. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهش به پايان برد و پس از اخذ مدرك كارشناسي حقوق قضايي از مدرسه عالي حقوق قضايي قم چند سالي به تحصيل علوم حوزوي و بررسي متون منظوم پارسي و تحقيق درباره شعر آييني ، تجزيه و تحليل مولفه هاي آن پرداخت و اكنون نيز در همين وادي قلم مي زند. مسئوليت انجمن هاي ادبي «محيط» و «حرم» قم را به عهده داشته و مدير انجمن شعر و قصه استان قم هم هست. در طول فعاليت ادبي خود با صدا و سيماي قم و شبكه‌هاي اول و دوم سيماي جمهوري اسلامي ايران همكاري كرده است. همچنين با حوزه هنري تهران همكاري داشته و دارد. مجاهدي تاكنون آثار متعددي را در حوزه تاليف و تدوين در قلمرو شعر و  ادب فارسي عرضه كرده است كه از اين ميان مي توان به فغان دل (مجموعه اشعار حسينعلي بيك شرر فرزند آذر بيگدلي)، تذكره سخنوران قم، محفل روحانيان (تذكره علماي شاعر)، گنجينه اسرار عمال ساماني، شكوه شعر عاشورا، سيماي مهدي موعود(ع) درآئينه شعر فارسي و تذكره شعراي مرثيه سرا در زبان فارسي اشاره كرد. همچنين كاروان شعر عاشورا عنوان كتابي است كه مجاهدي پس از سال ها مطالعه و تحقيق آن را در حوزه  ادبيات آييني به رشته تحرير درآورده است. از مسئوليت هاي اخير وي مي توان به دبيري(هنري) نخستين كنگره شعر آييني(شفق) در حوزه هنري اشاره کرد.

با او درباره شعر آييني گفت و گو کرديم.

 

*- ابتدا درباره شعر آييني برايمان بگوييد. اين که شعر آييني چگونه شعري است و اصلاً وجه تمايز آن از ديگر انواع شعر کدام است؟

شعر آييني به لحاظ ساختار بيروني ، وا ژه آرايي ، آرايه هاي لفظي و معنوي ، سبک هاي مختلف ادبي و آنچه که مربوط به شاکله لفظي شعر است، هيچ تفاوتي با ساير اقسام شعر ندارد و وجه تمايز آن فقط در موضوعاتي است که به تصوير مي کشد و به بياني روشن تر ، شعر آييني از جهت معنوي و محتوايي سمت و سويي کاملاً ديني دارد.

 

*- با اين وصف چه مقوله هايي اجازه ورود در قلمرو موضوعي شعر آييني دارند؟

هر موضوع که به نحوي متأثر از آموزه هاي وحياني ملهم از متون متين روايي ، فرهنگ عترت و ولايت و تاريخ اسلام باشد، مي تواند در قلمرو موضوعي شعر آييني حضور داشته باشد و به عنوان يک شهروند در اين قلمرو پهناور شناخته شود.

 

*- بر اين اساس ، قلمرو و موضوعي شعر آييني به دو حوزه «مناقبي» و «ماتمي» محدود نمي گردد و براي آن مي توان عرصه هاي ديگر را از نظر موضوعي در نظر گرفت؟

کاملاً درست است ، به همين جهت در يک نگاه کلي و کلان مي توانيم مقوله هاي مطرح در شعر آييني را که صبغه مذهبي دارند در سه قلمرو موضوعي مورد مطالعه قرار دهيم و براي هر يک از اين قلمرو ها نيز زير مجموعه هايي را نظر بگيريم.

 

*- اين سه قلمرو کدامند ؟

در شعر آييني با سه قلمرو مهم موضوعي رو به رو هستيم که مرزهاي مشخصي دارند. اولين آن مقوله هايي که فطرتي قدسي ، ملکوتي و فرا خاکي دارند و از هيمنه اي ماورايي و کبريايي برخوردارند.مانند موضوعات مربوط به توحيد، خداپرستي ، نيايش و ستايش ذات ربويي که در شعر فارسي حضوري ديرينه دارند. شعري که به مقوله هايي از اين دست مي پردازد، با عنايت به محتوايي که دارد مي توان آن را «شعر ماورايي» و يا «شعر کبريايي» ناميد. دومين بخش مقوله هايي که به کار بستن آنها، هم رهايي آدمي را از شر شيطان دروني و اهريمن نفس به دنبال دارد و هم به رهايي انسانها از دام شياطين بيروني، قدرت هاي خود کامه و استکبار جهاني مي انجامد، يعني اين مقوله ها داراي دو بعد «فردي» و «اجتماعي»اند نتيجه عمل کردن به آنها عايد«فرد» و «جامعه»مي گردد. مانند موضوعات مرتبط با خودسازي ، خويشتن پيرايي ، اخلاقي ، تربيتي ، اجتماعي، دانش اندوز، حکمت، معرفت، اعتراض، مقاومت، دفاع، جهاد و شهادت، که به تعداد اين عناوين مي توان براي »شهر رهايي» زير مجموعه هايي را به لحاظ موضوعات خاص در نظر گرفت و براي هر کدام از آنها، شاهد مثال هاي فراواني را ارايه کرد. و سومين قسمت مقوله هايي است که به ذوات مقدس حضرات معصومين «عليهم السلام» خاندان عترت و اولياي خداوندي اختصاص دارند، که گاه صبغه «مناقبي صرف» به خود مي گيرند و گاه حالت «ماتمي صرف» دارند و هر از گاه نيز به ساير آفاقي که در گستره وجودي اين مقربان در گاه ا لهي است، پرداخته مي شود. مثل کلمات قصار، ادعيه ماثوره، رهنمودها . شعر که به لحاظ معنوي و محتوايي در اين محدوده حرکت مي کند، «شعر ولايي» نام دارد و مهم ترين زير شاخه هاي آن عبارت اند از شعر نبوي، شعر علوي ، شعر فاطمي، عاشورا ، شعر بقيع، شعر رضوي و شعر مهدوي.

 

*- طبق اين تقسيم بندي جامعي که از شعر آييني در حيطه موضوعي ارايه گرديد، طبعاً «شعر غدير» بايد از زير مجموعه هاي «شعر علوي»باشد. لطفاً در اين مورد توضيح دهيد؟

اگر ابعاد بر جسته وجودي و فراز و نشيب هايي را که امام علي (ع) در طول ۶۳ سال پشت سر نهاده اند به پازلي تشبيه کنيم هر بعد از ابعاد شخصيتي آن حضرت يا وقايع خوشايند و يا ناگواري که با آن رو به رو بوده اند، به منزله قطعه هاي مختلف اين پازل اند که وقتي به صورتي منطقي در کنار هم چيده مي شوند، تصويري از اين ابر مرد را به ما ارايه خواهند داد. رخدادهاي بزرگ و حماسه آفريني چون ولادت آن حضرت در خانه کعبه، هجرت، فتح مکه و نقش آن امام همام در اين پيروزي ، حضور تأثير گذار و سرنوشت ساز امام علي (ع) در غزوه ها، حادثه تلخ و رحلت رسول گرامي اسلام (ع) و ماجراي سقيفه، شهادت حضرت زهرا (س) و غربت علي (ع)، خانه نشيني ها، شب زنده داري ها و يتيم نوازي ها، مناجات علي (ع) ، ارايه الگوي کاملي از حکومت اسلامي در دوران کوتاه زمامداري، خدا محوري ، عدالت مداري، بدعت ستيزي، مبارزه با نهروانيان و خوارج، نهج البلاغه : کلامي دون کلام خدا و مافوق کلام بشري، معجزات و خوراق عادات و بالاخره شهادت آن بزرگوار در محراب عبادت و از همه مهم تر: مظلوميت علي (ع) هر کدام مي تواند به عنوان سوژه شعر قرار بگيرد و عناويني از قبيل : شعر ولادت ، شعر هجرت ، شعر سقيفه، شعر ولايت ، شعر حماسيه و مقاومت ، شعر شهادت را به خود اختصاص دهد که به لحاظ موضوعي در عرصه شعر علوي حضور چشمگيري دارند

 

*- طي اين سال ها که شما در حوزه ادبيات آييني فعاليت مي کنيد، تا به حال چند عنوان اثر تأليفي در اين حوزه داريد؟

اگر درست به خاطر داشته باشم تا امروز 42 الي 43 اثر توفيق تاليف و تدوينش را داشته ام كه غالب آن ها به چندمين چاپ هم رسيده است. صبغه كار من بيشتر صبغه آييني است. به غير از كارهاي پژوهشي كه سهوا در برخي از قلمروهاي موضوعي، بيشتر تاريخي، مي شود اما آن جا نيز به دنبال ناگفته هايي از پيشينه شعر و ادبيات آييني در زبان فارسي هستم. در اين زمينه تحقيق و كار مستقلي تا 10 الي 15 سال پيش صورت نگرفته بود و حتي بسياري از شعرا و ادباي مطرح معاصر ما وقتي مي خواستند شعر آييني را تعريف كنند، به تصور آنها شعر آييني فقط داراي دو حوزه مناقبي و ماتمي بود و قلمرو موضوعي ديگري را براي شعر آييني نمي شناختند و يا از آن اطلاعي نداشتند. وقتي من با چنين وضعي رو بهرو شدم و از طرفي ديدم كه در پيشينه مكتوب شعرآييني آثار ضعيفي هم وجود دارد كه همين آثار ضعيف به لحاظ ساختاري و محتوايي دستاويز تاختن به شعر ديني مي شده و در نهايت با بي حرمتي به آنها نگاه مي كنند و شعر ديني را يك شعر سست و بي محتواي فاقد پيام مي دانند، احساس وظيفه كردم كه در اين زمينه آنچه در توان دارم به كار بگيرم و خوشبختانه تابه حال چندين اثر در زمينه شعر آييني تاليف كردم.

 

*- شما در حوزه شعر مهدوي هم فعاليت داريد و کتاب« سيماي مهدي موعود در آيينه شعر فارسي» از جمله آثار شما در اين زمينه محسوب مي شود. درباره اين کتاب هم توضيح مي دهيد.

بله، کتاب«سيماي مهدي موعود در آيينه شعر فارسي»توسط گروه داوران چهارمين جشنواره کتاب سال ولايت، به عنوان اثر ممتاز در زمينه شعر مهدوي معرفي شد. اين اثر تحقيقي در هفت بخش سامان يافته است. در بخش اول ضمن سيرگذرايي در قلمرو شعر آييني، نمونه هايي از آثار ارزشي طلايه داران شعر فارسي معرفي شده است . در بخش دوم با گلگشتي در آفاق شعر مناقبي، ضمن بررسي پيشينه شعر مناقبي در زبان فارسي و معرفي چهره هاي مطرح در اين مقوله شعري، نمونه هايي از آثار ضد ارزشي شاعران ستايشگر درباري و آثار ارزشي ستايشگران آييني ارايه شده است. بخش سوم به موضوع مهدويت در پيشينه شعر فارسي پرداخته است . در بخش چهارم با سيري در گستره شعر مهدوي موضوعاتي که در اين نوع از شعر آييني مطرح بوده و هست مورد بررسي قرار گرفته اند از قبيل: معرفي مهدي موعود (ع) به عنوان تنها مصلح جهاني، به تصوير کشيدن ولايت تکويني حضرت ولي عصر (ع)، و تبيين رسالتهاي جهاني حضرت ولي عصر (ع) که در هفت موضوع جداگانه و در عين حال مرتبط با يکديگر نشان داده شده است . اين موضوعات عبارتند از: مبارزه بنيادي و فراگير با بيداد و بيدادگران در عرصه جهاني، رويارويي تمام عيار باکفر جهاني و ايادي آنها، برقراري نظام قسط و عدل واقعي در گستره جهان، تحقق جهان شمولي دين مقدس اسلام و احياي ارزشهاي ديني، برقراري حکومت جهاني اسلام و حاکميت فرهنگ اسلامي و رسوايي متمهديان و داعيه داران مهدويت نوعي و معرفي دجالان . در بخش پنجم به انواع شعر مهدوي در زبان فارسي پرداخته ايم و آنها را هم از نظر دروني و محتوايي و هم از جهت شاکله بيروني و ساختاري بررسي کرده ايم . در پايان اين بخش هم در مورد هر يک از انواع شعر مهدوي نمونه هايي ارايه شده است . در بخش ششم (بايدها و نبايدهاي شعر مهدوي) در زبان فارسي مورد بررسي قرار گرفته و بخش پاياني کتاب با نمونه هايي از شعر مهدوي معاصر سامان يافته است.

 

*- نقش اشعار مهدوي در ايجاد و تقويت روحيه انتظار را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

اصولا در تبيين مقوله هاي اعتقادي و باورهاي مذهبي مي توان از هنر با دامنه تاثير فراگيري که دارد به عنوان يک ابزار مطمئن و کارآمد بهره گرفت . شعر هم يکي از جلوه هاي بديع هنري است که در تهييج عواطف ديني نقش اساسي دارد . يکي از مقوله هاي مهمي که از ديرباز در شعر مهدوي مطرح بوده، مساله انتظار است و يکي از زير مجموعه هاي شعر مهدوي که مورد عنايت شعراي آييني قرار داشته «شعر انتظار» است . با وجود تکثري که در انواع شعر مهدوي از نظر موضوعي وجود دارد شعر انتظار از جايگاه بايسته و شايسته اي برخوردار بوده و هست و از مهم ترين شاخه هاي شعر مهدوي در زبان فارسي است . شور و حالي که در شعر انتظار موج مي زند روايتگر انقلاب دروني شاعران دل افروخته اي است که ظهور مهدي موعود (ع) را لحظه شماري مي کنند و هر کدام از منظري به اين مساله مي نگرند و اشتياق دروني خود را به تصوير مي کشند . مرور اينگونه آثار شورانگيز - که از عاطفه و احساس و نياز مايه مي گيرد - تاثير شگرفي را به همراه دارد که آدمي آن را در ژرفاي وجود خود احساس مي کند و او را در مسير انتظار ثابت قدم نگه مي دارد .

 

*- در بخش آسيب شناسي شعر مهدوي هم توضيحي داريد؟

بله، وقتي که ما در مقام تعريف از ذوات مقدسي همانند حضرت فاطمه زهرا و حضرت زينب (س)، فارغ از کمالات وجودي آنان به توصيف جمال صوري شان مي پردازيم و اين پرده نشينان حريم عفاف را همانند يک الهه زيبايي به تصوير مي کشيم، هم به حريم حرمت آنان تجاوز کرده ايم و هم با اين شيوه بياني ناپسند، نظر مخاطبان شعر خود را از مقوله هاي معنوي و روحاني به مسايل غير اخلاقي معطوف ساخته ايم . اگر زيبايي ظاهري ملاک تعريف و توصيف ما باشد; پس وجه تمايز و افتراق اين وجودهاي پاک و مطهر با کساني است که همه حسن آنها در زيبايي ظاهرشان خلاصه مي شود؟ ! و يا هنگامي که مي خواهيم زيباييهاي وجودي حضرت ولي عصر، ارواحنافداه، را به تصوير بکشيم; چرا آنها را در جمال صوري آن حضرت به تماشا مي نشينيم و با سخن گفتن از خط و خال آن وجود نازنين، مخاطبان خود را از گلگشت در آفاق جمال معنوي باز مي داريم؟ ! اگر هدف يک شاعر آييني در توصيف جمال ظاهري اين عزيزان عالم وجود خلاصه شود; پس وجه تمايز او را با يک شاعر غزلسرا و مغازله گو در کجا بايد جست وجو کرد؟ کاش اين توصيفهاي ظاهري در قالبي عرضه شود که ترک ادب را به همراه نداشته باشد ولي متاسفانه چنين نبوده و نيست و غالبا در مقام اجراي آنها از آهنگهاي مبتذلي استفاده مي شود که تصنيف هاي رايج زمان طاغوت را در ذهن انسان تداعي مي کند، و اين ستمي است که ناخواسته در حق ذوات مقدس معصومين (س)، اعمال مي شود ريشه در فقر معرفتي و عدم آگاهي ما از عظمت وجودي اين بزرگواران دارد . به هر حال در قلمرو شعر آييني نقاط ممنوعه اي وجود دارد که بايد از ورود در آن حيطه ها جدا پرهيز کرد و آفاق بسيار گسترده اي نيز وجود دارد که هنوز در زاويه ديد ما قرار نگرفته است . خوشبختانه در شعر مهدوي پس از انقلاب شاهد رويکرد جدي شعراي جوان آييني به مسايل ارزشي و مقوله هاي معرفتي و احياي فرهنگ بالنده مهدوي هستيم که آثار مبارک خود را در آينده اي نه چندان دور نشان خواهد داد و شعر مهدوي معاصر را در مسير دلخواه رهنمون خواهد شد.

 

*- اگر ممکن است درباره بايدها و نبايدهاي شعر مهدوي هم توضيح بدهيد.

اگر بخواهيم به صورت گذرا و فهرست وار، از «بايدهاي شعر مهدوي » نام ببريم ناگزيريم از مؤلفه هايي همانند: بيان حسي و عيني، زبان ساده و صميمي، تصويرگرايي، استفاده از اوزان جديد عروضي، بهره گرفتن از قالبهاي نو، استفاده از رديفهاي پيامدار و گويا، رويکرد جدي به آرايه هاي لفظي و معنوي نويني که در شعر امروز مطرح است، روايت جزء به جزء احياي ارزشها، غناي محتوايي، رعايت ادب کلامي، طبقه بندي موضوعي و بالاخره آشنايي با فنون نقد شعر آييني ياد کنيم و مقوله هاي بسياري نيز در (نبايدهاي شعر مهدوي) مطرح است که از مهم ترين آنهاست: رسالت مخاطبان را به دست فراموشي نسپردن و آنان را در تکميل معنوي شعر سهيم دانستن، پرهيز از القاي مستقيم پيام شعر، پرهيز از تقليد و تکرار مقوله هاي نخ نما شده، پرهيز از گذشته گرايي و احياي سنتهاي غير کارآمد قديمي، پرهيز از دشوارگويي و فضل فروشي، پرهيز از روي آوردن به مقوله هاي ضد ارزشي که بار منفي و جنبه بدآموزي دارند، پرهيز از واگويي مطالب واهي و خرافي و غير مستند، پرهيز از غوطه ور شدن در مقوله هاي باستاني و بازآفريني نمادهاي تاريخي، پرهيز از به کارگيري برخي از اوزان عروضي شعري که بدآهنگ اند، پرهيز از انتخاب رديفهاي شعري که جنبه ويتريني دارند; رديفهايي که اگر چه در بادي امر نظرها را به طرف خود جلب مي کنند ولي حرفي براي گفتن ندارند و نمي توان بار محتوايي و معنوي شعر را بر دوش آنها گذاشت و بالاخره پرهيز از به کارگيري آهنگها يا تصنيفهاي مبتذل در تدوين و ارايه سروده هاي مهدوي.

 

*- در پايان اگر بخواهيم جمع بندي از بحث شعر آييني داشته باشيم، انگيزه هاي پرداختن به شعر آييني را در چه مواردي مي بينيد؟

تاکنون تحقيق بايسته و جامعي پيرامون شعر آييني در زبان فارسي و زير مجموعه هاي آن صورت نگرفته است و ستمي که خواسته و يا ناخواسته در طول سده هاي گذشته تا کنون در مورد شعراي آييني و آثار آنان اعمال شده نياز به توضيح ندارد و شايد مهم ترين عاملي که موجبات اين غفلت ديرپاي و فراگير را فراهم آورده است، عدم شناخت صحيح از مقوله هاي مطرح در شعر آييني باشد. بسياري از پژوهشگران فارسي زبان بر اين باور بوده و هستند که شعر آييني ما از قلمرو چندان گسترده اي برخوردار نيست و در دو مقوله «مناقبي» و «ماتمي» خلاصه مي شود؛ در حالي که بخش قابل توجهي از گنجينه ارزشمند شعر فارسي صبغه «آييني » دارد.

دامنه شعر آييني در زبان فارسي بسيار گسترده است . اگر مقوله هاي نيايشي، توحيدي، اخلاقي، پندي، حماسي، حکمي، عرفاني و اجتماعي اجازه ورود در عرصه شعر آييني را داشته باشند - که دارند - و اگر اين عناوين از جهات بسياري ملهم از معارف اسلامي و آموزه هاي ديني باشد - که هست - کدام نقطه از گستره شعر فارسي را مي توان نشان داد که درسيطره اين مفاهيم ارزشي نباشد؟ ! و کدام محدوده از قلمرو شعر فارسي را مي توان سراغ کرد که حضور شهروندان شعر آييني را به رسميت نشناسد؟ ! اگر مفاهيم کليدي مطرح در شعر آييني را - به معناي تعميمي و نه اصلاحي آن - از شعر فارسي بگيريم; جز آثار معدودي صرفا عاطفي و عاشقانه و تغزل آميز چه مطلب قابل ارايه اي باقي مي ماند؟ ! و اگر اين مفاهيم بلند و ارزشي موجود در شعر فارسي را برگرفته و متاثر از تعاليم اسلامي ندانيم; کدام ماخذ معتبري را در اختيار داريم تا در مقام اثبات مدعاي خود به آن استناد کنيم؟ ! مگر آن که بر مفاهيم متعالي و مشترک در اديان آسماني اصرار ورزيم که در اين صورت نيز بر صبغه ديني اين مفاهيم ارزشي پاي فشرده ايم و مفهوم تعميمي شعر آييني را پذيرفته ايم . اگر ما تاريخ شعر مکتوب فارسي را مرور کنيم; به دير سالي شعر آييني و گستره بي کران آن پي خواهيم برد و آن را در مقوله «مناقبي » و «ماتمي » محدود نخواهيم کرد . با عنايت به مطالبي که عنوان شد، بايستي روزي اين غبار غربت و مظلوميت از چهره شعر آييني زدوده مي شد و تعريف جامع و مانعي از شعر آييني در زبان فارسي ارايه مي گرديد تا انگيزه هاي لازم را درشعراي جوان زمانه ما براي رويکرد جدي تر به مقوله هاي بسياري که در قلمرو شعر آييني مطرح بوده و هست، بيدار کند و من توفيق اين خدمت را داشته ام که اولين گام را در اين مسير پر فراز و نشيب بردارم و تحقيقات خود را در زمينه شعر عاشورا و شعر مهدوي فقط در حد يک حرکت مشتاقانه و هدفمند در گشودن پنجره اي بر روي يک واقعيت تاريخي ارزيابي کنم; حرکتي که توانسته است تصوير سايه روشني از پيشينه شعر آييني را در زبان فارسي و تطور ساختاري و محتوايي و سير تاريخي آن ارايه دهد و اگر توانسته باشم نيمرخي از اين چهره مستور را به تصوير بکشم، توفيق بزرگي است که بايد به شکرانه آن بکوشم.

 

 

چهارشنبه 1 آذر 1391 - 12:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری