شنبه 28 مرداد 1396 - 16:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

بايسته‏هاي مداحي و شعر آييني

 

 چکيده

از آنجا که مداحي در ايام سرور و شادي و مرثيه‌خواني در عزاي معصومان مظلوم –که درود خدا بر آنان باد- هنري مقدس و حرفه‌اي بس والا و ارزشمند است، در صورتي که توأم با قصد قربت باشد و همراه با رفتارهاي خلاف شرع نباشد، جزو کارهاي عبادي است و براي تصدّي آن شروط و قيودي وجود دارد.

مداحي به عنوان يک هنر ديني نقش موثر و بسزائي در احياء ، نشر و گسترش فرهنگ اهل بيت(ع) داشته است بدين لحاظ اين مقاله با عنوان بايسته‏هاي مداحي و شعر آييني به بررسي ويژگي‏هاي اخلاقي مداح موفق و بايدهاي مداحي و نيز بايدهاي شعر آييني مي‏پردازد.


مقدمه :

مداحان اهل بيت(ع) به عنوان زبان گويا و مبلغان معارف ديني و مذهبي، نقش و وظيفه‏ي حساس و سنگيني را در نماياندن وقايع، اهداف و انگيزه‏هاي قيام ائمه اطهار(ع) به عهده دارند. بنابراين مداحان بايد با علم و آگاهي بيشتر، جهت تقويت اعتقادات ديني جامعه، اخبار و اطلاعات درست و تصوير صحيحي از کرامات و بزرگواري‏هاي ائمه معصومين(ع) ارائه دهند.

 

رسالت مقدس و بايدهاي مداحي

بر آنان که قصد پيوستن به جمع خدمتگزاران آستان والاي امام حسين(ع) و مداحان بااخلاص اهل بيت(ع) را دارند لازم است، اموري را پاس دارند تا در زمرة بزرگشماران شعائر الهي قرار گرفته و بر ارشاد و هدايت بندگان خدا و تبليغ بالاترين رکن دين يعني «محبت و ولايت» توفيق يابند و به پاداش‌هاي فراوان دست يابند. بر آنان لازم است علاوه بر پيراستگي از بدن‌ها و تحصيل قداست روح و نزاهت جان و برخورداري از کردار نيک و اخلاق رفيع اسلامي «و من احسن قولاً ممّن دعا الي الله و عمل صالحاً.»([1]) و رعايت تقوا از تمام آلودگي‌ها دوري کنند و به اوامر و نواهي خداوند پايبند باشند و به خاطر سالم ماندن از خطرات به خدا پناه برده و از او کمک بخواهند.

خداوند را شاکر باشند که مهر آل علي و عشق رسول‌الله(ص) و اهل بيت آن حضرت را به عنوان بهترين سرمايه در دلشان قرار داد، آنان را به ولايت چهارده معصوم(ع) هدايت کرد و به آنان توفيق داد تا در ز‌ي شريف مداحان درآيند و احساس و زبان و هنر خود را در خدمت پيشوايان دين نهاد و عمري را در جهت عشق به اهل بيت –سلام‌الله عليهم اجمعين- با حضور در جلسات مذهبي به ذکر ائمه اطهار به ويژه گلگون کفن صحراي کربلا و يارانش بگذرانند و قلبها را عاشق شيداي چهره‌هاي پاک اهل بيت سازند. از خدا بخواهد اين منصب ارادتشان حفظ گردد.

 

نماد خادمان ولايي

مدّاح دارد ريشه در آب و گل عشق

مدّاح يعني چلچراغ محفل عشق

مدّاح يعني لب به غيبت وا نکردن

مدّاح يعني با کسي بد تا نکردن

مدّاح يعني عاشقي و بي‌ريايي

يعني خلوص و اعتقاد و پارسايي

مدّاح يعني عيب کار خويش ديدن

يعني خدا را در کنار خويش ديدن

مدّاح يعني عارف و وارسته بودن

تنها به اولاد علي دلبسته بودن

*********

مدّاح داني کيست آنکو اهل درد است                  با نفس خود پيوسته در حال نبرد است

مــدّاح يعني در عمـل مـدّاح بـودن                  دائـم پي خودسـازي و اصلاح بـودن

مــدّاح يعني دل به  حرف عشق دادن                  دار شـهادت را به دوش خـود نهـادن

مــدّاح يعني آنـکه حـق را مي‌ستايد                  دلهـاي عـاشق را تصـاحب مي‌نـمايد

مـــدّاح با دلهـاي مـردم کــار دارد                  با اشــک جـاري رونـق بــازار دارد

مـــدّاح يعـني بـي‌توقـع ، بـي‌تمـلّق                  وابســته برمـولا جــدا از هر تعــلّق

مــدّاح يعني شمع روشن  در شب تار                  مــدّاح يعني سـيم وصل دل به  دلدار

مـدّاح اهـل بيت اهل سيم و زر نيست                  زيرا به شـرط مزد مــداحي هنر نيست

حيف است مــدّاح علي ، مـدّاح زهرا                  ســودا کند سـرماية  خـود را به دنيـا

مــداحي آنان که کار کردگـار اسـت                  گربنده‌اي شدکارش‌اين آن افتخار است

مـداحي آل عبا  کـاري خـدايي است                  هرکس تواند کرد کارش کبريايي است

آن کـو کـه  با آييـنه سنـخيت نـدارد                  کـي در هر حـريم روشنايي پا گـذارد

مـدّاح بايـد  زيــور ممــدوح باشـد                  ديـدار  او يـادآور ممــدوح بـاشــد

اين گـونه مــدّاح است در خط ولايت                  هر دم بر او روح‌القدوس دارد عنايـت

مــداحـي آل عـبـا  قيــمت نــدارد                  هرکـس بر آن قيمت نهد عـزّت نـدارد

مــدّاح، روي بنــدگي تأکـــيد دارد                  تنــها به مــولا ديــدة اميــد دارد.([2])

 

ويژگيهاي اخلاقي مداح موفق و نمونه :

(1)     تعميق معرفت

يک مداح موفق براي ايفاي نقش مهم مداحي قبل از اجراي برنامه مي‌کوشد با شرکت در کلاسهاي مربوطه بر مجموعه‌اي از معارف علمي و تاريخي آگاهي پيدا کند تا معرفت خود را نسبت به ممدوحان بالا ببرد و با معرفت به منزلت واقعي آنان و توانايي براي مجالس‌داري به ستايش‌گري روي آورد و ضمن مطالعه کتابهاي معتبر در باب زندگي پيشوايان اسلام و خواندن مقاتل معتبر و استفاده از تجربيات اساتيد و پيش‌کسوتان و بهره‌گيري از متون ادبي هدفمند، اشعاري را دستماية کار خود قرار دهد که جمال صورت را با کمال مضمون يکجا داشته باشد. به عبارت ديگر، افزون بر خصايص عاطفي و خيال، و بکار گيري صنعت‌هاي بلاغي، بار اعتقادي و پيام داشته باشد و معرّف مقام پيامبر(ص)، اهل بيت(ع)، حقانيّت، عزّت و کرامت و در عين حال مظلوميت آنان باشد.

مداحان جوان مي‌توانند نيازهاي ضروري کار خود را از مجموعه‌هاي شعري زير برآورده سازند که مشتمل است بر مرثيه‌هاي آگاهي دهنده و متين و پرمحتوا که سرايندگان آنها ظرافت لفظ را با صلابت و اتقان معنا چون شير و شکر در هم آميخته‌اند و فراهم آورندگان در سياحتي روحاني گوهرهاي درخشان از دل درياي ادب عاشورايي به دست آورده و سخاوتمندانه تقديم خوانندگان خويش کرده‌اند.

مجموعه‌هاي شعري که توسط آقاي احمد احمدي بيرجندي، و مجموعه‌هايي که به انتخاب و اهتمام آقاي محمدعلي مجاهدي(پروانه) و مجموعه‌هايي که به کوشش آقاي محمدعلي مرداني و نيز مجموعه‌اي که توسط آقاي علي انساني و شاعر مجاهد و هدفمند، آقاي حاج صادق تائب گزينش شده است.

مداحاني که استاد نديده و در جهت غناي فکري و محتوايي برنامه خويش نمي‌کوشند و با علماي صالح ارتباط ندارند، نمي‌توانند مطالبي را در اختيار شنونده بگذارند که از عمري که آنان در اختيار مداحان گذاشته‌اند گرانبهاتر باشد و نمي‌توانند کلمات عربي را که گاه جابجايي يک حرکت اعراب، معني را خراب مي‌کند صحيح تلفّظ کنند.

 

(2)     اصلاح نيت و جلب رضايت خداي مهربان

يکي از مسائل با اهميتي که براي مديحه سرايان و مداحان توجه به آن ضروري و ارزش آفرين است، پاکسازي نيت و دوري از ريا و ظاهرسازي است. چون عزاداري براي عزيزان درگاه خدا، امري عبادي (نه توصلي) است([3])  و عبادت بدون قصد قربت و خلوص نيت مورد پذيرش واقع نمي‌شود، از اين رو بايسته است مداح و ذاکر اهل بيت(ع) اخلاص را که جوهر، خدايي است در خود پديد آورد و فقط براي رضايت خداوند و خشنودي پيامبر(ص) و امامان پاک مداحي کند تا عمل بي‌شائبه او نزد خدا و خلق و در پيشگاه ارواح طيّبة معصومان مقبول واقع شود. در غير اينصورت هيچ تأثيري در قلوب بر جاي نخواهد گذاشت و خواندنش تنها در حدّ شنيدن است و بس.

 علامه نوري طبرسي ضمن تأکيد فراوان بر اين مسأله مي‌نويسد:

«البته (مرثيه‌خوانان) و روضه خوانان بايد بدانند و ملتفت شوند که اين عبادت، مانند ساير عبادات است و اين عمل آنگاه عبادت شود که در هنگام به جاي آوردن آن، جز رضاي خداوند و خشنودي رسول و ائمه هدي(ع) غرض و مقصدي نداشته باشد و اگر دارد، همان مجرد يافتن ثواب‌هاي موعوده و پاک شدن از گناهان مهلکه باشد که با اخلاصي در عمل منافاتي ندارد. چه عمل باز براي فرمانبرداري از فرمان خود حضرت باري تعالي است که به وسيلة آن، به آن ثواب‌ها برسد و از شرّ گناهانش ايمن شود.([4])»

(3)   قبل از اجراي برنامه با دعا و خواندن آية الکرسي، دادن صدقه و استعاذة واقعي خود را به خداي توانا بسپارد و با استمداد از روح بلند چهارده معصوم پاک، برنامة خود را با نام خداي سبحان آغاز کند و بعد از آن درود و صلوات بر سرور عالميان و آل پاک او بفرستد.

(4)   هدف کلي او احياي امر و انديشة امامان و ارزشهاي ديني، معنوي و فرهنگي و احياي روحية جهاد و شهادت طلبي و زنده داشتن ياد و تاريخ پرشکوه نهضت حسيني و حماسه آفرينان آن باشد. از عواطف پاک دوستداران اهل بيت و جهت دادن به آنها در مسير تهذيب نفس و آراستگي اخلاقي نيکو به نحو شايسته استفاده کند. در بالا بردن سطح مطالبات بانيان و شنوندگان از کيفيت شعرها، شأنيت سبک‌ها و نغمه‌ها، تلاش کند.

(5)     نغمه‌ها و سبک‌هاي زيباي سنتي نبايستي با غنا همراه باشد و هيچگونه شبهه و شباهتي مستقيم با نغمات لهو و لعب نداشته باشد.

مداحان، به لحاظ آنکه کارشان بر دو عنصر «صدا» و «شعر» متکي است، بايد مواظب باشند غنا نخوانند؛ زيرا در حرمت غنا ميان عالمان شيعه خلاف نيست و بنا بر ادلة منع، و عدم ثبوت مخصص، غنا کردن در مجالس حسيني نيز حرام است و از قداست و موقعيت آن مي‌کاهد.

 (6)     مداحي را وسيله کسب خويش نسازد

مفروش خويش ارزان که تو بس گرانبهايي

برگزار کنندگان مجالس حسيني ذاکر منيع الطبعي که رعايت انتساب خود را به خاندان وحي مي‌کند و عزّت نفس دارد، بسيار دوست داشته و او را بيشتر تحويل مي‌گيرند و به عنوان گوشه‌اي از ارادت و عشق به ائمه هدي(ع) از پرداخت وجه به آنان مضايقه نداشته و ندارند، ليکن تبديل شدن اين فرهنگ به نوعي کسب و کار سودآور و تعيين پيش شرطها و پيش پرداختهاي مالي و حرفه‌اي شدن، وجهة مداحان عزيز را لکه‌دار مي‌سازد.

در حديثي حال اينگونه مردم چنين بيان شده است: «يطلبون الدنيا باعمال الآخره»([5]) (با کار آخرتي دنيا را مي‌جويند).

امام علي(ع) در نکوهش افرادي که از راه استفاده بي‌مورد از علاقه‌هاي ديني مردم امرار معاش مي‌کنند فرموده است: «اَلمُستأکِلُ بدينه حَظُّه مِن دينه مايَأکُلُهُ.([6])؛ کسي که نان به دين مي‌خورد، بهرة او از دينش همان است که مي‌خورد.»

تجربه نيز اين واقعيت را تأييد مي‌کند. اگر بانيان مجالس و مستمعان ببينند مداحي همواره دم از پول مي‌زند و خداي ناخواسته در رفتارش بي‌مبالاتي وجود دارد، عزّت او از دست رفته و از نفوذ کلامش کاسته مي‌شود و اسباب غيبت و تهمت عليه خود را نيز فراهم مي‌سازد و اين به هيچ وجه لايق شأن مداحان مذهبي نيست. چه بسيار افرادي که به واسطة عملکرد ناصحيح برخي از مداحان، از جمع اين نوکرهاي بااخلاص حسيني دلسرد شده‌اند.

(7)     پذيرش دعوت بانيان بدون تبعيض

يکي ديگر از بايسته‌هاي مرثيه خواني و ذکر مصيبت خاندان وحي اين است که ذاکران و مداحان بدون تبعيض هرجا که فراخوانده مي‌شوند، حضور يابند و به ارادت خالصانة مردم پاسخ مثبت بدهند و بين ثروتمند و مستمند، مسئول و غيرمسئول،
 شهري يا روستايي فرق نگذارند.

مبلّغان و ذاکران بزرگواري بوده‌اند که دست رد به سينة هيچ مشتاقي ننهاده‌اند و وقتي امر داير شده، که در ساعتي معين در منزل کارگر فقيري انجام وظيفه کنند يا فردي ثروتمند، فقير را ترجيح داده‌اند و معتقد بودند شايد امام زمان(عج) جلسة پرجمعيت فلان هيأت را ناديده بگيرد و در کوچه پس کوچه‌هاي شهر در جلسة کهنسال مخلصي که با حضور چند نفر محفل کوچک و بي‌ريايي تشکيل داده، شرکت نمايد.

 (8)     احياي نام ياران امام

به ياد کرد همه ياران پاکباز و اصحاب فداکار امام حسين(ع) و اسيران سرافراز کربلا توجه داشته باشد.

تنها به ذکر مصيبت برخي از آنان بسنده نکند زيرا در نمايش عاشورا همه سرباز به معني واقعي کلمه بودند نقش قهرمان را تنها يعضي از اصحاب بازي نکرده‌اند، بلکه هر يک در جاي خود و به جاي خود، سرباز و قهرمان بوده‌اند.

 (9)     يادکرد از منتقم حقيقي

مجالس خود را با ياد حضرت مهدي(عج) –که منتقم حقيقي واقعه کربلا است- پيوند زنند و توسل به آن حضرت و دعا براي فرج حضرتش را در برنامه خود قرار دهند.

 (10) رعايت احترام پيش‌کسوتان

هر قوم و ملت و صنفي پيش‌کسوتاني دارد که بايد از تجربيات آنها استفاده کرد و به شخصيت آنان احترام گذاشت زيرا ايشان نيز همان رسالتي را به دوش کشيده‌اند که او ادامه دهنده آن است مگر نه اين است که قرآن مي‌فرمايد: «السابقون السابقون اولئک المقربون.»([7])

(11) نيز بايستي به گويندگان، سرايندگان، خدمتگزاران مجالس حسيني احترام بگذارد، چرا که احترام به آنان، به نوعي احترام به امام حسين(ع) است.

 (12) متانت و وقار توأم با تواضع

مداح مخلص ائمه(ع) در مجلس حسيني جانب متانت و وقار را نگه مي‌دارد و از به کار بردن عبارت‌هاي مستهجن و قبيح در جلسات شادي و سرور مي‌پرهيزد و مخاطبان را با تعبيرهاي وزين مورد خطاب قرار مي‌دهد زيرا مي‌داند اگر عفت کلام و ادب را در اين گونه مجالس مراعات نکند، مورد احترام مردم قرار نمي‌گيرد و به هدف خود که اقناع و ترغيب مستمعان است، نمي‌رسد.

(13)  مستند گويي

استوار بودن سخن براساس منابع و مآخذ قابل قبول و مورد اطمينان، خاصه در ماه مبارک رمضان. به قول حافظ:

در بساط نکته دانان خود فروشي شرط نيست                 يا سـخن دانسته گو اي مرد بخـرد يا خموش

(14)  اندازه نگه دار که اندازه نکوست

در ذکر مصائب اندازه نگه دارند و از خواندن روضه‌هاي دلخراش و مصيبت‌هاي بسيار فجيع پرهيز کنند.

هنرمند کسي است که بتواند از کنار مصيبت رد شود و مردم را به شور آورد. «کنايه» در ذکر مصيبت بهتر از صراحت است.

 (15)اصلاح خطا

اگر در خواندن مرثيه اشتباهي کرد، در همان جلسه و اگر نتوانست در جلسة بعد، آن اشتباه را تصحيح نمايد.

 (16)مختصر و مفيد

با رعايت زمان معين، مداحي را طولاني نکند خاصه در محافلي که علاقه و زمينة کمتري نسبت به مداحي در آن‌ها وجود دارد. به تعبير شاعر:

حکيم و عاقل و دانا کسي بود که سخن               به فهم گويد و کم گويد و نکو گويد([8])

(17)      استيذان

در مجالس خصوصي بدون اذن صاحب مجلس، به مداحي نپردازد و در مکانهاي وقفي که متولي شرعي دارد، از متولي اجازه بگيرد.

 (18) دوري از غرور

گاه کثرت مستمعان يا تعريف و تمجيدهاي آنان و گاه عوامل ديگر سبب غرور مداح مي‌شود که با دانش اندک ادعاي دانايي تا عرش مي‌کند! اين روحيه اگر با تقوا و تزکيه نفس ريشه کن نشود آفتي است بزرگ و مانع رشد و تکامل اصلاح جان او.

 (19) پرهيز از غلو

يکي از پيامدهاي بسيار زيان‌بار غلو در مقوله عزاداري، بالا رفتن ظرفيت سوء استفاده دشمنان از اين گونه مراسم است لذا يک مداح خوب از غلو دوري مي‌گزيند. يعني امام حسين(ع) را در جايگاه واقعي خودش معرفي کند نه کمتر و نه بيشتر، چون هرچيزي که از حد اعتدال خارج شود، موجب انحراف خواهد شد. محبت به معصومان نيز از اين مطلب مستثني نيست؛ همان‌طور که اين انحراف در تاريخ رخ داد و موجب پيدايش غاليان شد.

با کمال تأسف شنيده شده است که بعضي از مداحان به علت محبت خارج از حدّي که تابع احساسات و تخيّلات است، در حال مداحي از راه اصلي منحرف شده و سخناني مطرح کرده‌اند که تا سرحدّ شرک بوده است! براي در امان ماندن از غلو در مداحي، لازم است، همواره ديدگاهها و نظرات مراجع عاليقدر تقليد و بزرگان حوزه علميه را مدّ نظر داشته باشند و از انجام هر نوع فعاليت مغاير با انديشه‌ها و ديدگاههاي ايشان پرهيز کنند.

 (20) پرهيز از بکار بردن القابي که از مقام ائمه(ع) مي‌کاهد

مشاهده مي‌شود مداحان يا مرثيه سراياني که به منظور عظمت دادن به حضرت امام زمان(عج) در مديحه سرايي، ايشان را با لقب «اعليحضرت» مي‌خوانند. اين دليل بر اين است که فرهنگ واژگاني اين مديحه سرا آنچنان محدود است که تصور نمي‌تواند بکند که همان لقب «امام» هزارها بار والاتر و بالاتر از اين نوع القاب ساخته شده به دست بادمجان دور قاب چينان درباري است و هرگز در شئونات اين حضرات مقدس نيست که حضرت رضا ثامن الائمه(ع) را شاهنشاه بخوانند، در حالي که مرتبه شاهي بسي نازلتر از مقام امامت و ولايت است.»([9]) همين جا بايد افزود که کاربرد نامناسب اسامي معصومان در مداحي‌هاي امروزي موجب هتک حرمت امام و وهن عزاداري‌هاست.

 (21) برپايي مجالس

مديحت پرداز اهل بيت(ع) نه تنها در جلساتي که ديگران تشکيل مي‌دهند با اخلاص شرکت مي‌کند و به هنگام استماع روضه حالت بکاء يا تباکي به خود مي‌گيرد، بلکه خود نيز در صورت توان اقدام به تشکيل جلسات به مناسبت ولادت و شهادت پيشوايان ديني مي‌نمايد و از وعاظ فاضل دعوت به عمل مي‌آورد و نيز در صورتي که مجلس نداشته باشد پاي سخنان گوينده مجلس مي‌نشيند.

 (22) تنفّر از تملق گويي

مداح چاپلوس کسي است که به انگيزة طمع برخلاف عقيدة باطني خود، لب به تمجيد از صاحب مجلس مي‌گشايد و با ثناگويي نابجا، شخصيت و ارزش انساني خود را پايمال مي‌کند. بنابراين، يک مداح خوب اگر در مواردي لازم است از صاحب مجلس و دست‌اندرکاران مجلس روضه‌خواني و خدمات مفيد و انساني آنها از باب «من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق»([10]) تشکر کند، حد اعتدال را مراعات کرده و از افراط و گزافه‌گويي و تعريفهاي غيرواقعي و توصيف‌هاي اغراق‌آميز و چاپلوسيهاي گدامنشانه اجتناب نمايند که از امام علي(ع) روايت کرده‌اند: «کثره الثناء ملق يحدث الزّهو ويدني من العزّه»([11]) از زياده‌روي در مدح ديگران، چاپلوسي است که تکبر را به دنبال دارد. و شخصيت انسان را پايين مي‌آورد.

 (23) پرهيز از سوگند

خداوند حميد در قرآن مجيد مي‌فرمايد: «ولا تجعلوا الله عرضه لأيمانکم»([12]) خدا را در معرض سوگندهاي خود قرار ندهيد.

امام صادق(ع) فرمود: «و لاتحلفوا بالله صادقينَ و کاذبينَ».([13]) به خدا سوگند مخوريد چه راستگو باشيد و چه دروغگو؛ زيرا قسم خوردن به «الله» جز براي اثبات حق در محکمة قضايي مکروه و حرام است.

(24) دعوت ميزبان خوش نام را در روستاها براي ميهماني بپذيرد.

(25) با طرح مسائل اختلاف‌انگيز خود را درگير اختلافات ديگران نکند.

(26)   در حرکتهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي دقت کند که به دم يا قلم و قدم از سداد و وداد اعراض نکنند و خلاف شأن عمل نکنند و از زي ذاکران اهل بيت خارج نشود.

(27) هيأت ظاهري اين طايفة جليل، با مکانت او هماهنگ باشد.

(28)   مداح بايد کوشش کند از مواضع تهمت دوري گزيند، که گفته‌اند: «اتقوا مواقف الرّيب» در صورت عدم اجتناب از زمينه‌سازي اتهام خود و عموم مردم به خاطر سوءتفاهمي که پيدا مي‌شود گرفتار سوءظن و ديگر گناهان خواهندبود.

(29)   پوشيدن لباس سياه در دو ماه عزا (محرم، صفر)، دست کم در دهة محرم، به ويژه روزهاي تاسوعا و عاشورا و اگر از سادات مکرّم است با شال سبز در مجالس حاضر شود.

(30)   مراقب باشند که آلت دست و وسيلة اجراي مقاصد پست مغرضان و مفسدان و افراد فرصت‌طلب واقع نشوند و در حدود وظايف و تکاليف شرعية خود به مداحي بپردازند.

(31)      تکرار و تمرين داشته باشد تا مراثي و اشعار در ذهنش نقش ببندد و در هنگام مداحي يا مرثيه‌خواني دچار وقفه نشود.

(32) به مناسبت بخواند.

(33)      خصوصيات منطقه‌اي و جغرافيايي منطقه‌اي که براي مداحي به آنجا مي‌رود بشناسد و اهتمام به شکسته نشدن سنتهاي صحيح اجتماعي داشته باشند.

(34)   مداحان عزيز که در منظر و مرآي مردم، وابسته به مکتب امام حسين(ع) شناخته مي‌شوند، بايد اسوه و سمبل خوبي‌ها باشند. به خاطر همين وابستگي مردم انتظار دينداري تمام از آنها دارند. از اين‌رو آنان بيشتر از ديگران بايد پايبند به دستورات و تعاليم اسلام باشند. گناه آنان با ديگران فرق دارد. زيرا هرگاه اينان بد عمل نمايند، خطر سست شدن مردم کم‌ظرفيت و کاهش پايبندي آنان به عزاي امام حسين(ع) و حتي رويگرداني از اسلام جدّي است. مردم نيز متوجه باشند که نمونه‌هاي فاسدي که در جمع مداحان وارد شده‌اند به ماهيت حقيقي آنها پي برده و آنها را به حساب دين و امام حسين(ع) نگذارند.

 (35)      انتقاد پذيري

انتقادناپذيري نشان عجب و خودخواهي و دليل کم دانشي است لذا مداحان مخلص به انتقاد صحيح به شيوهة کارش با کمال ميل توجه کرده و درصدد رفع نواقص برمي‌آيند و براي نظر، انتقاد و پيشنهاد مردم ارزش و احترام قائل مي‌شوند.

 (36) پرهيز از اموري که در تخصص او نيست

مانند مسأله گويي، استخاره براي ديگران، اجراي عقد نکاح و غيره؛ «رحم الله امرء عرف قدره و لم يتجاوز حدّه»

(37) متکي به دستگاه (بلندگو، آمپلي فاير و اکو) نباشد.

(38) بي‌تکبر باشد تا مردم جذب او شوند.

(39) برخورداري از اخلاق نيکو

اخلاق نيکو از عوامل بسيار مؤثر در اثرگذاري پيامهاي مداحي است.

(40) اگر سلام پايان مجلسي را به عهده دارد در مکانهايي که امامزادگان لازم التعظيم وجود دارند مانند قم و شهر ري پس از سلام به ائمه معصومين(ع) سلام به آن بزرگوار نيز رعايت شود.

 

نواي شاعران حسيني

توصيه‌هاي اهل بيت(ع) مبني بر بزرگداشت واقعة دلخراش طف و عمق و شدت تراژدي عاشورا از عواملي است که بسياري از اديبان متعهد را از دوره‌هاي خفقان‌بار اموي و عباسي تاکنون تحت تأثير قرار داد و عواطفشان را شعله‌ور ساخت و آنان سوگ سروده‌هايي از خود پيرامون واقعة کربلا به جاي گذاشتند.([14])

شاعران پرشور آييني با انشاي اشعار نغز و بلند و دلنشين که بيانگر عزّت و مظلوميت حسيني است قيام عاشورا و ياد حسين(ع) و مظلوميت آل علي و شهيدان راه حق و کشتگان نينوا را ترسيم مي‌نمودند. حکام و سلاطين اسلامي را به انتقام گرفتن از بني‌اميّه، که عامل حادثه هولناک طف بودند، سخت تحريک مي‌نمودند.

اگر مضمون پردازي متناسب با شأن اهل بيت و اهداف والاي امامان به ادبيات عاشورا زيبايي و غناي خاص نمي‌بخشيد، اين مجالس کمتر مي‌توانست در جان سوگواران شور و انقلاب برپا کند و آنان را متأثر سازد و شور دروني آنان را برآشوبد و شعور ناب را در آن فعال سازد.

نقش شاعران بامعرفت آييني –که خامة خويش را در جوهر، عاشورا فرو برده و مظلوميت و عشق و حماسه را با خوش‌ترين واژگان و شکوهمندترين سوگ سروده‌ها نمايانده‌اند. در زنده نگاه داشتن و پايايي حماسه عاشورا و ترويج فضائل اهل بيت(ع) و تعميق محبت و معرفت اين اسوه‌هاي زندگي اساسي و تحسين برانگيز است و شاعران اهل بيت منزلت والايي دارند. زيرا الگوهاي بي‌بديل آسماني را که خالق هستي ستوده است، مدح مي‌نمايند.

 آنچه شعراي اهل بيت بايد مورد توجه قرار دهند بدين قرار است:

1)       داشتن غيرت ديني و پاسخ به اشعاري که به سفارش دشمن سروده شده است.

2)       مطالعه مقاتل صحيح و تاريخ‌هاي معتبر تا شعري که انشاء مي‌شود اتکا به متون صحيح داشته باشد.

امام حسين(ع) را صادقانه و عارفانه توصيف کند و منزّه از هون و وهن و مبرّاي از تحجّر باشد و فقط بر غم و اندوه و اشک و آه اقتصار ننموده، تصويري راستين از ستمکاري جاري شده بر علويان ارائه دهد. و از محتواي معتبر و آرمان‌گرا و قالب‌هاي وزين و سنگين و در عين حال زيبا و جذّاب برخوردار باشد.

3)       آگاهي از تحريفات تاريخ عاشورا داشته باشد تا از گزند آفات اين مسير دور بماند.

4)    دور بودن از عقايد و افکار غلوآميز را وظيفة خود بداند. زيرا ريشه‌هاي فکري اماميه که از قرآن کريم و سنت صحيح مايه گرفته است با تصورات غاليانه سرستيز دارد.

شاعر مخلص اهل بيت در مدح پيشوايان دين نبايستي راه افراط را بپيمايد و از محدوده‌اي که دين مبين تعيين فرموده، خارج شود. اگرچه پيامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) انسان‌هايي نمونه هستند، که بايد فضايل و مقامات و درجات بلند آنان را گفت و تصديق کرد، اما افراط مقولة ديگري است که بشدّت مورد نهي و نکوهش قرار گرفته است و پيشوايان با تمام تلاش، خود را براي اصلاح اين انحرافات و نجات آلوده شدگان به کار گرفته‌اند. علي(ع) درباره خود فرمود:

«هلک فيّ رجلان: محبّ غال و مبغض قال.([15])؛ دو مرد (دو طرز تفکر) دربارة من تباه و نابود شدند، (يکي) دوست افراط‌گرا و (ديگري) دشمني که در دشمني، زياده‌روي نمايد.»

آن حضرت در سخني ديگر در پرهيز از غلو دربارة اهل بيت(ع) فرمود: «ايّاکم والغلوّ فينا»([16]) از غلو و زياده‌روي دربارة اهل بيت بپرهيزيد.

امام صادق(ع) در ضمن روايتي فرمود: «انّ قوماً يقولون مالا نقول في أنفسنا، نبرأ الي الله منهم.»([17]) گروهي درباره ما (خاندان نبوت) چيزهايي مي‌گويند که ما خود نمي‌گوييم، از اينان بيزاري مي‌جوييم و به خدا پناه مي‌بريم.

امثال اينگونه روايات در کتب شيعه، فراوان يافت مي‌شود و بزرگان شيعه نيز همين روش را پي گرفته‌اند.

پيروان آگاه اباعبدالله(ع) به گويندة اشعار غير صحيحي که از آن بوي کفر و شرک استشمام مي‌شود، اجازه نمي‌دهند در مجالس حسيني به اجراي برنامه بپردازد.

ممکن است برخي با دست‌آويز قرار دادن برخي از احاديث مثل: «نزّلونا عن الربوبيه و قولوا في فضلنا ماشئتم»([18]) سروده‌هاي غلوآميز شاعران را موجّه جلوه دهند، اما اين پندار بر پايه درستي استوار نيست؛ زيرا همانگونه که يکي از فقهاي عاليقدر معاصر مرقوم فرموده‌اند: «اعتبار اين حديث محقق نيست و ضعيف است.»([19])

5)       شعرش بدآموزي نداشته باشد.

در بعضي يادداشتها آمده است، شاعري زبردست و ولايي که «حاجب» تخلص داشت، در وصف اميرمؤمنان(ع) شعر نامناسب زير را سرود:

«حاجب» اگر معامله حشر با علي است           من ضامنم ، تو هرچه بخواهي گناه کن

اين محبت کاذب که در اين بيت ترويج شده بسيار خطرناک و چراغ سبزي براي بزهکاران است. شنونده يا خواننده اسير دام هوس به واسطة اعتماد بر مضمون اين بيت، ديگر اهميتي به سيئات و گناهان نمي‌دهد و عملاً بي‌تقوايي و بي‌پروايي از خدا را پيشة خود مي‌سازد؛ در حالي که امام حسين(ع) کشته نشد که دست ما در گناه باز باشد بلکه به شهادت رسيد تا ريشة گناه سوزانده شود.

جالب توجه آنکه شاعر مزبور، شبي در عالم رؤيا حضرت علي(ع) را ديد، امام به او فرمود: حاجب اين چه شعري است که گفته‌اي؟

شاعر گفت: چگونه بسرايم؟

امام(ع) پاسخ داد:

«حاجب» اگر معاملة حشر با علي است               شرم از رخ علي کن و کـمتر گناه کـن

6)       رعايت ادب و احترام به اهل بيت(ع)

از آنجا که ستايشگران و شاعران آييني در خدمت ذوات مقدس مَثَل اعلاي انسانيت و تنديس اخلاق هستند، بايستي در نهايت ادب و فروتني از آنان سخن بگويند.

در بکار بردن کلمات احترام‌آميز نسبت به آن بزرگواران نهايت دقت را داشته و بدينسان حرمت و عصمت آنان را پاس بدارند. و از بکارگيري عبارات خارج از شأن والاي ائمه هدي(ع) و مضامين واهي و يا مجعول که نوعي تحقير و کوچک شمردن ايثار گران کربلا و نشانگر ضعف و ناتواني و ذلت‌پذيري و خواهش امام حسين(ع) و يارانش در مقابل دشمن است و با کيان ذاتي اين شخصيت استثنايي در تعارض است، جدّاً پرهيز کنند.

 

****************

رهنمودهاي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (مد ظله العالي) در ديدار با مداحان:

 1.       اولِ مداحي، قدري نصيحت کنيد يا به جاي نصايح، معارف اسلامي و مناقب اهل بيت(ع) را بيان کنيد.

2.       خودتان را پالايش دروني کنيد، همه‌ي ما احتياج داريم و من به اين پالايش بيشتر از شما احتياج دارم.

3.    مداحي ادامه‌ي راه ستايشگران برجسته اهل بيت(ع) در دوران اختناق اموي و عباسي است. قضيه، فقط قضيه‌ي شعرخواني نيست، بلکه مسأله، مسأله‌ي پراکندن مدايح و فضايل و حقايق در قالبي است که براي همه‌ي شنوندگان، قابل فهم و درک و در دل آنها داراي تأثير است.

4.       اگر مداحي بتواند يک شعر خوب را که داراي مضمون و محتواي خوبي باشد، با صداي خوبي بخواند، اين خدمت بزرگي است.

5.       شما پيوند عاطفي مردم با ائمه(ع) را حفظ کنيد که يک بخش آن هم مسائل اخلاقي است.

6.       به اعتقاد بنده، مجالس عزاداري حسيني(ع) بايد از سه ويژگي برخوردار باشد: زياد شدن محبت اهل بيت(ع)، ايجاد معرفت بيشتر، تقويت معارف ديني.

7.       برويد اشعار قوي فارسي را در کتاب‌هاي گوناگون پيدا کنيد و آن‌هايي را که براي تفهيم مفاهيم و عقايد و اخلاق اسلامي و يا بينش سياسي و يا هر آن چه که امروز جامعه‌ي اسلامي به آن نياز دارد مناسب است، برگزينيد و بياوريد در محافل بخوانيد.

8.    يکي از چيزهايي که بايد در اين اشعار باشد، عبارت از مفاهيم بلند اسلامي – مثلاً در باب توحيد و نبوت است. بهترين اشعار قدما در باب توحيد و نبوت، همين مداحي است که شعراي بزرگ ما درمقدمه‌ي ديوان‌ها و مثنوي‌هايشان ذکر کرده‌اند.

9.    شما مداحان امتيازتان بر گوينده نثر اين است که براي تفهيم و القاي مطلب، از دو هنر –هنر شعر و هنر خوانندگي- استفاده مي‌کنيد. اين دو چيز مهمي است. البته خوانندگي در مقام مدح هم هنر خاصي است. معنايش هم فقط صداي خوب نيست. اين هنر را بايد ياد گرفت.

10.  بدانيد که مداحي و ستايش‌گري ائمه(ع) در حقيقت ستايش‌گري نيکي و معنويت و جهاد است، ستايشگري خورشيد امامت و ولايت، خورشيد حقيقتي که سعي شد آن را ببپوشانند، اما همين زبان‌هاي گويا نگذاشتند.

 

 رهنمودهاي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (مد ظله العالي) در ديدار با شعراي حوزه‌ي شعر مذهبي و آييني:

1-     شعر آييني و شعر مذهبي بهترين مسير استفاده از قريحه شاعري است و بهترين محتواها، محتواهاي مذهبي و شعر ديني است.

2-   شاعران آييني و مذهبي از منابع اصيل و معتبر مانند صحيفه سجاديه و دعاي عرفه استفاده کنند و اين آثار را مطالعه کنند. مقام معظم رهبري از مرحوم بهجتي اردکاني ياد بردند که روزگاري دعاي ابوحمزه ثمالي را به شعر درآورده بودند.

3-     به مداحان اشعار خوب را توصيه کردند و اشاره فرمودند که استفاده از شعرهاي خوب و سطح بالا ذائقه مردم را هم ارتقاء مي‌دهد.

4-   از مداحان اهل بيت(ع) و شعراي مذهبي خواستند به زيارت جامعه‌ي کبيره توجه کنند تا از افراط و تفريط دور شوند. براي مناقب ائمه از زيارت‌ها به خصوص زيارت جامعه‌ي کبيره استفاده کنيد.

5-   ايشان ضمن چند توصيه فني مثل مضمون‌يابي، ترکيب سازي‌هاي جديد و درست‌گويي زباني به موضوع محيط‌هاي ادبي اشاره کردند و از شعراي آييني خواستند با تمرکز و متشکل ساختن مستمر حلقه‌هاي خود، از تأثيرپذيري از محيط‌هاي هنري و محافل ادبي آنچناني بپرهيزند.

6-   ايشان به موضوعاتي مانند مسائل انقلاب، جنگ و جهاد مقدس اشاره کردند که کمتر به آنها پرداخته مي‌شود. به ظرفيت‌هاي جدي هشت سال دفاع مقدس اشاره کردند و براي مثال جانبازاني که هر از چندگاهي خبر شهيد شدنشان شنيده مي‌شود را مثال‌هاي خوبي براي کار کردن شمردند. يکي از امانتدارها شما -شعراي مذهبي- هستيد بايد اين امانت را حفظ کنيد بايد منتقل کنيد.

7-   بعضي از شعرها واقعاً از سطح تفکر عمومي مردم بالاتر است. ليکن توجه داشته باشيد ذهن مردم و تلقي مخاطب با خواندن شما بالا مي‌آيد اين را من به مداح‌ها مي‌گويم يعني شما مي‌توانيد ذهن مردم را بالا بياوريد. شعرهاي خوب، الفاظ زيبا، مضامين عالي و معارف قوي خوانده شود.

8-   مناجات هم جزو شعر آييني است. شعر آييني فقط مسأله‌ي مدح و مرثيه نيست مناجات هم جزو شعر آييني است. براي اينکه مضمون مناجات را درست پيدا کنيم، بهترين مرجع دعاهاست. دوستان با صحيفه‌ي سجاديه انس پيدا کنيد.

9-   معارف بلند اسلامي و قرآني را از خود قرآن، نهج‌البلاغه و بعضي روايات اهل بيت(ع) –روايات اصول کافي در بخش‌هايي- اخذ کنيد با اين منابع انس پيدا کنيد. شعر آييني خيلي دامنه‌ي وسيعي دارد و شما مي‌توانيد بر روي ذهنيت جامعه اثر بگذاريد.

10-  در موضوعات مربوط به مرثيه، مرثيه‌ي سيدالشهداء(ع) و قضاياي کربلا، زبان حال‌هايي که گفته مي‌شود، زبان حال‌هاي زيادي است. البته ممکن است بعضي‌اش هم مطابق با واقع نباشد يعني چيزهايي نباشد که انسان بتواند آنها را تأييد کند، ليکن زمينه‌هايي وجود دارد. مثلاً درباره‌ي مصيبت حضرت ابوالفضل(ع) به نظر مي‌رسد که يکي از بخش‌هاي مهم و جذابي که مي‌تواند اين مصيبت را بيان کند، همان زبان حال مادر حضرت ابوالفضل است. همان «لاتدعوني ويک امّ البنين» و ... اينها ميدان‌هاي مهمي است يعني شرح حال‌ها و زبان حال‌ها فقط بيان آن حالي که در آن لحظه قهرمان داستان دارد، نباشد، بلکه مي‌تواند شرح خصوصيات او،  شخصيت او، ظرافت‌هاي روح او و عظمت‌هايي که در وجود او هست، باشد.

 

بحث و نتيجه‏گيري:

 در مداحي اهل بيت(ع) داشتن ذوق، استعداد و علاقه به تنهايي کافي نيست. همچنين نمي‏توان مداحي را صرفاً به عنوان يک شغل برگزيد، بلکه لازم است که اهداف مقدس‏تري براي آن در نظر گرفت. مداح اهل بيت(ع) بايد يک انسان ساخته‏ شده‏اي باشد که بتواند در مسير مداحي خود انسان‏سازي نمايد و مجلس مداحي خويش را به کلاس انسان سازي تبديل کند.

متصف بودن به خصوصيات اخلاقي و تربيتي چون اخلاص، تواضع، تقوا، هماهنگي اعمال با گفتار، جلب رضايت خداوند و ائمه معصومين(ع)، سرلوحه قرار دادن قرآن کريم، احاديث و روايات برجا مانده از معصومين(ع) در زندگي فردي و اجتماعي و برنامه‏هاي خود، رعايت احترام بزرگان، عدم تملق گويي، صداقت و ... از مهمترين ضروريات مداحي است.

  منابع:

 1)       باقري بيد هندي، ناصر ؛ عزاداري بايدها و نبايدها ؛ انتشارات نور السجاد؛ چاپ اول  1384.

2)    خو محمدي خيرآبادي، سعيد؛ مداحي در مکتب اهل بيت(ع)؛ نشر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ اردبيل؛ چاپ اول  آبان ماه 1386

3)    مجموعه‏ي راهنما و شيوه‏نامه‏هاي اجراي طرح‏هاي معاونت پژوهشي و آموزشي در استان‏ها؛ سازمان تبليغات اسلامي مرکز؛ 1385

4)    جزوه آموزشي مديريت در تشکل‌هاي ديني و روش کار گروهي – معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان مرکزي تبليغات اسلامي.

5)       سايت مقام معظم رهبري (مد ظله العالي).

6)       سايت حوزه



[1] - سورة فصلت، آيه 23 ، چه کسي خوش گفتارتر است از آن کسي که به سوي خدا دعوت کند و عمل شايسته انجام دهد.

[2] - شعر از محمد موحديان قمي (اميد).

[3] - نک : اکسير السعاده في اسرار الشهاده از سيد عبدالحسين شوشتري، ص17، 22.

[4] - لؤلؤ و مرجان، ص 14

[5] - بحار الانوار، ج 75، ص 63.

[6] - بحار الانوار، ج 78، ص 63

[7] - سوره واقعه، آيه 10.

[8] - کليات سعدي، ص 164

[9] - هگمتانه تا همدان، ص 400

[10] - آنکه از آفريده تشکر نکند، شکر آفريدگار را هم بجا نياورده است.

[11] - غرر الحکم، 563.

[12] - تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 218.

[13] - وسائل الشيعه، ج 12، ص 37.

[14] - استاد جواد شبّر، بخشي از مراثي سيدالشهداء را در فرهنگي قطور به نام «ادب الطف» در زياده، از يازده، جلد فراهم آورده است.

[15] - نهج البلاغه، صبحي صالح، حکمت ش 117 و چاپ فيض الاسلام، حکمت شماره 113.

[16] - غرر الحکم و درر الکلم، ص 324.

[17] - بحار الانوار، ج 25، ص 286.

[18] - اللمعه البيضاء في شرح خطبه الزهراء(ع)، ص 64.

[19] - ولايت تکويني و ولايت تشريعي، از آيت الله صافي گلپايگاني.

 

پژوهشگر :

علي دژباني  كارشناس آموزش و پژوهش

 

دوشنبه 29 آبان 1391 - 9:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری