شنبه 29 مهر 1396 - 12:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

ايده­ها را تبديل به اجرا کنيم

 

گفتگو با بهرام ريحاني

«بهترين منبع و مرجع رسيدن به حقايق جنگ در ارجاع به آدم­هائي است که خود از نزديک اين حقايق را لمس و ديدار کرده­اند اين همه جانباز قطع نخاعي، شيميايي موج گرفته و رواني، آزادگان محبوس در زندان­هاي رژيم بعثي عراقي، مهاجران و آوارگان زمان جنگ، مردم ساکن در مناطق جنگي کساني که در شب­هاي موشک باران حضور داشته­اند و رزمندگاني شب­ها و روزها در جبهه­هاي غرب و جنوب جان فشاني کرده­اند اينان بهترين گزينه براي پرداختن و رسيدن به حقايق جنگ است. علاوه بر اينها فيلم­ها، مستندها، کتاب­هاي خاطره نويسي، گزارش­هاي مرقوم در مطبوعات زمان جنگ نيز مي­تواند منابع خوب و مستدلي و محکمي در اين باره باشد. به هر تقدير وظيفه يک نمايشنامه نويس اين است که با اتکاي به حقايق بنويسد. البته تخيل نيز در اين بازنگري و بازخواني حقايق مداخله دارد. اما اين دخالت بيشتر در شيوه بيان و تکنيک­هاي لازم و ضروري در ساختار يک درام است تخيل به حقايق چفت و شب دراماتيک مي­زند و در آن نوعي ضرباآهنگ کارشناسانه و ظريف براي حوصله يافتن تماشاگران اجرا و خوانندگان متن فراهم مي­کند. نمايشنامه نويس نبايد با تخيل صرف خود حقيقتي را خلق کند چون حقايق بر سر بسياري از دردکشان برهه جنگ تحميلي آوار شده است. مگر مي­شود بر اين همه درد و رنج و آمال جانکاه بي تفاوت بود؟ چرا بايد اينان قرباني و بازيچه زورمندان باشند؟ پرسش­هائي که هيچ پاسخي براي آنان يافت نمي­شود. در زمين انسان آزاد است که به خطا زور بگويد و در ويران کردن ديگران بکوشد، تا بوده همين بوده است . . .»

بهرام ريحاني، پانتوميم کار برجسته هنوز هم معتقد است که نتوانسته­ايم به هيچ طريقي از مقولات کلان فرهنگي اداي ديني به جنگ و انقلاب کرده باشيم. نمونه­اي از اين سخنان را در گفتار بالا خوانديم. نگاه خاص و خاکستري گوياي اين مطلب هست که نمايشنامه نويسان و نويسندگان ما در اين موضوع هنوز هم از ضعف تخيل گرائي صرف و خلأ اطلاعات رنج مي­برند چنانچه اين واگويه­ها در گفتار ذيل نيز به اثبات خواهد رسيد:

- به نظر مي­رسد فعاليت در حوزه­هاي هنري با موضوع دفاع مقدس تنها منوط به مناسبت­هاي تقويمي شده است.

مايلم در اين خصوص با پيش زمينه فعاليت هنري­ام که همان پرداختن به پانتوميم است، جوابگو باشم. شايد بتوان گفت که فعاليت هنري در بحث اجراهاي پانتوميم مي­تواند بهترين و مهمترين روش در رساندن مفاهيم معنوي به مخاطبان باشد چرا که يک هنرمند پانتوميم کار با ابزاري که در اختيار دارد که همان بدن اوست مي­تواند مفاهيم را به مخاطب برساند اما اگر بخواهيم در اين زمينه عمقي جلو برويم بايد گفت که به طور مثال زوايا و پرداخت­هاي گوناگوني وجود دارد که مي­توان در زمينه­ي دفاع مقدس گفت و صحبت کرد. اگر به اين بال­هاي ايده پرداز هنرمندان نگاه شود و خطوط قرمز کمرنگ­تر شود مطمئن باشيد که مي­توان در اين عرصه از فعاليت­هاي مناسبتي جدا شد و کارهاي ويژه­اي خلق کرد.

- اين خطوط قرمز شاهکار هنرمندان است يا مسئولين.

همه در اين مسير شريکند عرصه هنري­مان پر شده است از خط قرمزهاي موازي که دست و پاي هنرمندان را بسته است. البته همه­ي اين خطوط قرمز ناکارآمد هم نيستند و به نوعي وجود برخي از اين خطوط بايد وجود داشته باشد جنگ هميشه در طول تاريخ بوده است و اين مهم تنها براي کشور ما رخ نداده است جنگ آثار گوناگوني نيز از خود به جاي گذاشته که اين تأثيرات روي همه­ي ملل جهان اثرگذاري خاصي داشته است ساير کشورهائي هم که در اين زمينه داراي تجربه هستند از اين تجربه استفاده کردند و در زمينه­ي فيلم سازي و نشان دادن آثار اين پديده تا اندازه­اي موفق­تر از ما ظاهر شده­اند. جنگ وقتي پديدار مي­شود بدون استثنا اثرات خاص خودش را روي مردم مي­گذارد حال برخي به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با تأثيرات جنگ درگير مي­شوند مانند کساني که براساس بمباران شيميائي افراد را درگير حوادث مختلف مي­کند. موضوع يک موضوع تک بعدي نيست که بتوان به آن نگاه تک بعدي داشت يک حادثه­اي است چندبعدي که از ابعاد مختلف مي­توان به اين موضوع نگاه کرد. اکثر کارهائي که در اين زمينه ساخته مي­شود کارهائي هستند که در زمينه­ي تهييج افکار عمومي و يا به نوعي يک حس تبليغي از تاريخ مصرف گذشته به خود گرفته است. هنرمندان مي­توانند در اين فضا به سمت سوژه­هاي بکري بروند که کمتر کسي اين سوژه­ها را از رهگذر مطالعاتي­اش گذرانده است.

- به نظر مي­رسد اکثر فعاليت­هاي هنري در زمينه هنرهاي نمايشي با غلو و تخيل همراه شده است.

به نظرم از اين پديده برخوردها و بازخوردهاي گوناگوني مي­توان داشت منتها برداشت­ها هم بايد با موضوعات اتفاق افتاده در اين زمينه همگون باشد که به قول شما امروز کمتر شاهد اين هماهنگي هستيم امروز بايد انتزاعي­ترين برداشت­هاي ما با اين واقعيت جنگ به نشان گرفته شده باشد که براي خواننده و تماشاگر مطلع و آگاه يک ريشه عقلاني و پژوهشي بوجود بياورد که امروز بيشتر تعجب و تمسخر خوانندگان و تماشاگران را به دنبال خود دارد.

- در خبرها داشتيم که متوليان اين امر قصد دارند با آکادميک کردن موضوعات هنري دفاع مقدس يک ساماندهي مطلوب در اين فضا بوجود بياورند تأسيس اين فرهنگسراهاي آکادميک با اين رويکرد چقدر مي­تواند کارکرد مفيد داشته باشد.

در حال حاضر هم فرهنگسراهائي هستند که بصورت اختصاصي به دفاع مقدس مي­پردازند.

- اين فعاليت در سطح اجراهاي نمايشي است و اصول و آموزش و پژوهش آکادميک را در برنمي­ گيرد.

به نظرم براي اينکه اين کارکردها گسترش پيدا کند نياز به چندين عامل مهم است اولين نکته داشتن و خلق انگيزه ميان توليدکنندگان فرهنگي و هنري است دومين نکته حمايت از اين افرادي است که انگيزه دارند و سومين نکته نيز توليد ديدگاهي است که از قبال اين انگيزه و حمايت بتواند کار توليد کند در اين مسير هم که آقايان بيشتر به سمت سفارشي نويسي حرکت کرده­اند و اين مسير را ايده آل فکري و شغلي­شان قرار داده­اند. آثاري تکراري و فاقد خلاقيت و دغدغه جنگ حاصل پرداختن به اين مسير بدون پشتوانه فکري است. اکثر کارهائي که درباره­ي جنگ کار مي­شود چون در اين سيکل توليد مي­شوند داراي اين آفت باورپذيري هستند مثلاً يک کار جنگي توليد مي­شود که ژانر کمدي دارد و هر چيزي را اسباب اين مي­کند که مخاطب بخندد و اين فضا را مي­توان براي ديگر هنرها هم بسط و گسترش داد. اين وظيفه به عهده­ي تصميم گيرندگان است که اين فضا را به اين گونه به حال خود رها نکنند در اکثر اين آثار وجود احساس­هاي انسان دوستي و فضاي خاص و بار معنوي گم شده است و به نوعي اين فضا با رنگ­هاي تابلو به نمايش درمي­آيد بنابراين مخاطب به حق از اين فضا گريزان مي­شود. ايراني­ها داراي يک سري احساس­هائي هستند که مثلاً در زلزله آذربايجان ديديم که چگونه اين احساس به کمک ديگر افراد جامعه بدون هيچ گونه درخواست رسمي بطور خودجوش پديدار شد خوب اين احساسات و منشا اين حوادث دروني بايد از طريق هنرمندان و نويسندگان به مخاطب نشان داده شود. در اين ميان هم مي­توان به وجوه انساني و غيرانساني جنگ هم پرداخت جنگ حادثه­اي است اتفاق افتاده است و دوباره هم اين حادثه براي هر مرز و بوم کشوري حادث مي­شود اما مهم نگرش هنرمندان به اين واقعيت است اگر اين ديدگاه­ها باورپذير و داراي اصالت باشد اين وجوه بيشتر به دل و فکر خوانندگان و بينندگان خواهد نشست.

- حوزه هنري و ارشاد اسلامي که در اين زمينه­ها وظيفه نظارت و توليد را به عهده دارند چقدر موفق عمل کرده­اند.

اجازه دهيد يک سؤال مطرح کنيم. اگر بخواهيم کشوري داشته باشيم که از لحاظ توليد در مرحله پيشرفته قرار داشته باشد آيا با ساختن تنها يک کارخانه اين کشور به اين سطح از پيشرفت خواهد رسيد؟ در اين مسير تنها نمي­توان به حوزه هنري و ارشاد اسلامي تکيه کرد. هرچند که اين مراکز هستند که سياست گذاري­هاي کلان فرهنگي را انجام مي­دهند اما براي اين عرصه همه­ي گروه­هاي تئاتري بايد دست در دست هم قرار بدهند. يک جريان بايد اتفاق بيافتد تا يک نمايش توليد شود توليد يک نمايش مي­تواند از سوي چندين و چند جريان همسو و موازي اتفاق بيافتد اگر در هر زمينه بتوان افراد اهم فن را جمع کرد ديگر نگران جريان سازي و توليد محصولات بکر نخواهيم بود اگر خوب دقت کنيم شايد اگر ما 100 کارگردان و 50 نويسنده حرفه­اي در اين زمينه داشته باشيم اگر اين افراد را آزاد بگذاريم مطمئن باشيد در کنار ده­ها نمايش نامه غير دفاع مقدس ده­ها نمايش در اين موضوع هم خلق خواهند کرد که اين نمايش­ها مي­تواند پشتوانه خوب و مؤثري براي اين فضاي هنري باشد. از طرفي معتقدم جنگ بر روي همه نسل­ها اثرات خاص خودش را داشته است اگر خوب ببينيم خواهيم ديد که افرادي که الان 28 و 27 ساله هستند زمان جنگ به دنيا آمدند و تأثيرات جنگ در زندگي اين افراد مشهور است پدر و مادر اين فرد به طور مستقيم يا غيرمستقيم متأثر از جنگ بوده است از زماني که چشم باز کرده است خودش هم متأثر از جنگ بوده است سالهاي بعد از جنگ هم دوران کودکي و نوجواني خود بوده است که زندگي­اش را از ابعاد مختلف جنگ اثرپذير کرده است نسل ما با اين پدر و مادرهاي آسيب ديده و آسيب پذير آشنائي کامل دارد و فضاي جنگي دهه شصتي­ها را مورد لطف خودش قرار داده است. بنابراين نوشتن از جنگ حق اين افراد است که بنويسند و نگرش خودشان را از اين فضا مطرح کنند. نسل دهه 60 از نظر سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و مسائل ديگر به شدت آسيب ديده است موشک باران را تجربه کرده است و يک پديده 8 ساله را پشت سر گذاشته است با دنيائي از تبعات خاصي که به دنبال اين فضا بر زندگي­اش داشته است. بنابراين اين افراد هم حق دارند ذهنيت حقيقي­شان را نسبت به مقوله جنگ مطرح کنند.

- هنر پانتوميم از اين نظر که مي­تواند وجوه معنوي دفاع مقدس را با ابزار بدن به مخاطب عرضه کند مي­تواند کارکردهاي بيشتري در زمينه هنرهاي نمايشي داشته باشد.

يکي از خاصيت­هاي بي نظير هنر پانتوميم شعاري نبودن اين هنر است. نمايش پانتوميم تصوير مطلق است نمايشي است که از لفافي به دور است و مخاطب را با تصوير محض روبرو مي­کند پايه­ي اين فضا به عنوان صداقت شکل مي­ گيرد صداقتي که در کنه اين نمايش وجود دارد شما نمي­توانيد تصوير يک درخت را نشان دهيد و زير آن بنويسيد اين يک رودخانه است درخت يک تصوير مستقل دارد و صدق محض است نمي­شود روي آن نوشت اين يک کوه است براي همين من شيفته­ي نمايش­هاي بدون کلام هستم چرا که صداقت در اين فضا موج مي­زند البته ممکن است شخصي که پانتوميم اجرا مي­کند فرد ناصادقي باشد اما تصويري که به نمايش درمي­آيد صداقت محض است اگر مديران و هنرمندان ديگر در اين عرصه شناخت درستي از اين فضا داشته باشند مطمئن باشيد اين هنر بهترين فضا را براي بيان دستاوردهاي معنوي و مادي جنگ تحميلي خواهد داشت. کار در اين زمينه­ي هنري يک کار ارزشمند است.

- در اين زمينه بهترين کاري که اجرا کرديد چه بوده است.

سالها قبل در جشنواره فجر کار (پرواز بر فراز کائنات) را اجرا کردم که يک کار دفاع مقدسي بود. به صورت تخصصي در اين موضوع هنري هم کار کرده­ام باز هم بايد عنوان کنم که در اين زمينه بسيار کارهاي مختلف هست که مي­توان با ايده گرفتن از موضوعات مختلف در اين فضا اثر خلق کرد. موضوعات و حوادث مختلف است تنها بايد از اين ايده­ها اجرا گرفت در اين زمينه­ي هنري که پانتوميم محض تصويري را مي­توان نام برده مي­شود با شناخت درست و صحيح انواع کارها را روي صحنه اجرا کرد.

- نقش جشنواره­ها را در اين زمينه چگونه قلمداد مي­کنيد.

به هر حال اين جشنواره­ها هم که سالي يکبار اجرا مي­شود و سرشار از کارهاي سفارشي نويسي شده هستند که اين هم يک آفت بزرگ اين مجموعه هنري است. اين آثار که به شدت با عجله توليد شده­اند اکثراً شعاري و فاقد هرگونه خلاقيت هستند اکثر مضاميني که توليد مي­شود مضاميني هستند که مخاطبان با اين رويکردها آشنا و بعضاً آنقدر تکراري هستند که مخاطب دلزده مي­شود. از طرفي چون فضا محدود است نمي­توان اکثر موضوعات را باز کرد و به نوعي اثرگذاري مطلوب را ندارند. اگر نويسندگان بتوانند از روش­هاي مختلف براي بررسي اين فضا استفاده کنند به نظر مي­رسد بتوانند موفقيت بيشتري در اين زمينه کسب کنند.

- به نظر مي­رسد در اجراهاي موضوعي با موضوع دفاع مقدس برخي از بازيگران کاربلد و هميشه در صحنه، حضور پررنگي دارند و هميشه هستند و اين باعث دلخوري برخي از بازيگران شده است که اين مافيا اجازه حضور به برخي از بازيگران ديگر را نمي­دهد شما با اين نظر موافقيد.

اين حرکت به اين دليل است که برخي به تظاهر وارد يک کاري مي­شوند و در آن جامعه به صورت يک عنصر نمادي در آن کار شناخته مي­شوند.

- آيا مديران در اين زمينه نمي­توانند پاسخگو باشند.

مشکل از آنجا آغاز مي­شود که ما مديران متظاهر هم در سيستم فرهنگي­مان داريم. مديري که منابع سطحي­اش را در حضور يک هنرمند خاص و هميشه در صحنه مي­بيند اجازه حضور به آن بازيگر را مي­دهد. خيلي از آثار هستند که بخاطر اين نوع طرز فکر متأسفانه با مردم ارتباط برقرار نکرده­اند. کشور ما در اين جنگ 8 ساله از جنبه­هاي گوناگوني مورد حمله واقع شد و تأثيرات مختلفي هم در اين زمينه به جاي گذاشته است. اين جنگ طولاني­ترين جنگ قرن نامگذاري شد و به نوعي جنگي نبود که يک کشوري يک ماهي با آن درگير باشد. حتي يک جنگ داخلي هم نبود اين فضا مي­تواند تظاهر را براي بسياري از افراد در راه رسيدن به مقاصد مادي در دهه­هاي بعد فراهم کند چنانکه همه­ي کساني که مسير جبهه­هاي جنگ را پيمودند افراد کاملاً مخلصي نبودند. اين تفکر و رفتار در همه جاي دنيا و در همه­ي جنگ­ها وجود دارد و نمي­توان به آن گله کرد. همه جاي دنيا افرادي هستند که تظاهر به دينداري مي­کنند و با ابزار دينداري و رزمنده بودن براي خودشان فضاهاي عروسکي و کارتوني مي­سازند بعدها هم ممکن است اين افراد به اشتباه نماد يک سري واژه­هاي معنوي شوند. يک مدير متظاهر براي برآورده شدن نيازهاي مديريتي­اش بايد سراغ تيم­ها و اشخاص متظاهر بروند. اين يک سيکل جهاني است.

- کشور ما مانند برخي ديگر از کشورهاي جهان شاهد جنگ و رخداد وقايع آن بوده است چرا متوليان و هنرمندان ما سعي نمي­کنند با اين کشورهائي که تجربه­ي جنگ شبيه به ما داشتند همکاري فکري و عملي کنند و بهترين کارهاي خود را در کشور مقصد به اجرا درآورند.

در تمام کشورهاي جهان دفاع از سرزمين يک امر مقدس محسوب مي­شود به نوعي دفاع از هويت و انسانيت يک انسان به نوعي مقدس­ترين کارها است و پرداختن به اين موضوع و واکنش­ها اطراف اين پديده تبعات يک روزه نبوده است که بتوان اين تبعات را يکروزه هم بيان کرد اگر اين جنگ ما يک جنگ يک ماهه بود طور ديگري مي­توان آنرا تعريف کرد اما اين جنگ 8 سال به طول انجاميد. هنوز هم در محل­هاي مختلف مرزي گورهاي دسته جمعي کشف مي­شوند و شهداي ما از اين فضاها هرساله تعدادي را راهي شهرهاي مختلف کشور مي­کنند خود من چندباري را در آسايشگاه سعادت آباد حضور پيدا کردم و بدون چشم داشت مالي به صورت گروهي يا انفرادي به اجراي کار پرداختم چرا که معتقدم اين افراد و صدها تن ديگر در نقاط مختلف کشور در جنگ حضور پيدا کردند تا من بازيگر با آرامش زندگي کنم. الان نگاه سياسي و اقتصادي و اجتماعي به اين موضوع ندارم کار را از منظر فردي نگاه مي­کنم يک نگاه معرفتي به جهان اطراف دارد. شرايطي دارند که اين شرايط را اکنون من يک روز آنرا هم نمي­توانم تحمل کنم بنابراين بايد قدردان اين فضا بود از اين دست افراد هم در سراسر جهان حضور دارند اين وظيفه هنرمندان و مسئولين است که راهکاري براي ايجاد ارتباط و کنش ميان همه­ي اين افراد در سراسر جهان بوجود بياورد ايران هم در دنيا از اين جريان مستثني نيست جريان تبادل فرهنگ­هاي مختلف است نگاه حمايتي در اين فضا وجود دارد البته اين مقدار کافي به نظر نمي­رسد.              

 

 

دوشنبه 29 آبان 1391 - 9:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری