شنبه 27 آبان 1396 - 13:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حبيبه مزجي

 

دل عالم گرفته است

 

 

شب در فراق چشم تو ماتم گرفته است

از روز رفتنت دل عالم گرفته است

اين ابرها براي تو فرياد مي­زنند

افلاک هم نواي تو را دم گرفته است

باران فقط بهانه­ي اين تکه ابرهاست

اشک ملائک است که نم نم گرفته است

ديدم عطش گلوي تو را چنگ مي­زند

باز اين چه شورش است که عالم گرفته است

از زير پاي کودک هاجر قسم به عشق

جريان ز عشق پاک تو زمزم گرفته است

مرداب برکه­اي است که بي شور نام تو

يک گوشه جان سپرده و درهم گرفته است

ديدي خدا براي تو آب آفريده بود!

يک ماه در غم تو محرم گرفته است

 

      

 

يكشنبه 28 آبان 1391 - 12:4


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر