چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 2:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

نگاه علمي به تئاتر دفاع مقدس نداريم

 

گفتگو با کوروش زارعي

روزهاي جنگ تحميلي که شروع شد پيامدها و ويژگي­هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و سياسي و . . . متناسب با خود را هم آورد. تئاتر هم به عنوان يک زيرمجموعه خودآگاه شماري از هنرمندان را هم تحريک کرد سرانجام تئاتر هم آمد. آن هم با شکل و محتوائي خاص و ويژه که رسالت­هائي را براي آن متصور شدند هجمه­هاي فراوان زميني و هوائي نيروهاي دشمن به سرعت پناهگاه­هاي کشورمان را سامان بخشيد. پناهگاه­هائي که گاه در زيرزمين يک خانه و گاه در گاراژ و در پستوهاي متفاوت جلوه مي­يافت رفته رفته پناهگاه­هاي عمومي در مدارس پديد آمد و در همين دوره بود که (تئاتر پناهگاهي) با هدف تهييج و روحيه بخشي شکل گرفت آژير قرمز که طنين انداز مي­شد همه به سوي پناهگاه­ها مي­رفتند و بزرگان محل و يا خوش صحبتان و يا گروه­هاي تئاتري سعي مي­کردند اذهان را به سمت ديگري بکشانند و از تشويش و اضطراب بکاهند. اما دسته­هاي ديگري هم بودند که تئاتر دفاع مقدس را به صورت عمومي و در سطح شهر اجرا مي­کردند. اين نوع نمايش­ها بيشتر در قالب تراژديک بودند و در آن به از خود گذشتگي، ايثار و شهادت و مفاهيمي از اين دست توجه مي­شد اين نوع نمايش­ها که به شدت ايده ئولوگ و درصدد تثبيت و يا تحليل موقعيت رزمندگان بودند به شکل کاملاً تبييني اجرا مي­شدند و از آنجا که گوشت و پوست و خون هر ايراني در آن ايام با پديده مقدس و سپس مخرب جنگ درگير شده بود نيازهاي اجتماعي هم فراگير شده و مسئولان فرهنگي مربوط را به سمت ترويج اين گونه وامي­داشت.

حال قصد کالبدشکافي لحظه لحظه ايام جنگ را نداريم هدف اين است که باز هم به آسيب­هاي عرصه هنر نمايشي اين موضوع هنري بپردازيم: «ختم کلام اين است که اگر خواهان اين گونه نمايش هستيم و اگر مي­خواهيم فرهنگ دفاع مقدس باقي بماند و اگر اعتقاد داريم که تئاتر مي­تواند اين فرهنگ را بين مردم زنده نگه دارد اگر به وجود شکلي و محتوائي اين گونه نمايشي معتقديم بايد براي آن سرمايه گذاري درازمدت کنيم تا تأثيراتش را در آينده مشاهده کنيم. نگاه مقطعي و باري به هر جهت مشکلي را حل نخواهد کرد نگاهي که فقط ساختاري تخت و يکسان و از پيش تعيين شده را مي­طلبد آثاري خشک و بي روح را پديد خواهد آورد.»

اين بار از ختم کلام شروع کرديم. ختم کلام کوروش زارعي کارگردان و کارشناس شاخص هنرهاي نمايشي که گفتگو را تبديل به دنيائي از کنايه و گلايه به صاحبان فرهنگ و فرهنگ به دستان کرد:

- آيا مي­توان ميان جنگ تحميلي ايران و ساير جنگ­هاي رايج تمايزي در نحوه ادبيات نمايشي قائل شد؟

ببينيد جنگ ما با همه­ي جنگ­هاي ديگر دنيا تفاوت­هاي عميقي داشته است. اما شرايط ما به گونه­اي بوده است که شرايط جنگ به ما تحميل شد ما آغازگر جنگ نبوديم تازه انقلاب را به پيروزي رسانده بوديم سعي هم بر اين بود که اين جريان به تثبيت برسد در واقع امريکا و ايادي او که نمي­خواستند اين انقلاب و ممکلت به تثبيت برسد جنگي را به ما تحميل کردند که اين ميان کشور عراق يک واسطه بود اين جنگ تحميلي شرايط دفاعي را براي ما بوجود آورد ما در واقع طي اين جنگ از کيان و ناموس و وطن خودمان دفاع کرديم و همواره به دنبال صلح بوديم هيچ گاه به دنبال مرزگستري نبوديم و نمي­خواستيم که اين جنگ ادامه داشته باشد به همين دليل اين مسئله جنگ ما را با ديگر جنگ­ها متمايز مي­کند با در برابر کشورهائي که در برابر يکديگر قرار مي­گيرند و با يکديگر براي عزم کشورگشائي رودررو مي­ شوند و به نوعي براساس يک سري اعتقادات مادي و يا معنوي و در يک موقعيت جغرافيائي جنگ صورت مي­گيرد و يکي از اينها پيروز مي­شود اما ما چون آغازگر جنگ نبوديم و در بحث دفاع قرار گرفتيم عنوان دفاع مقدس به خودش گرفت دفاع مقدسي که براي حفظ نظام و مملکت ايجاد شد. جالب اينجاست که بگويم که اين تنها جنگي بوده است در طول تاريخ سرزمين ما ايران که در اين جنگ مقدس وجبي از سرزمين خودمان را در اختيار دشمن قرار نداديم و مغلوب نبوديم در جنگ­هاي ديگر معمولاً بخش­هاي گسترده­اي از خاک مملکت را از آن اجنبي­ها مي­شد و از دست مي­داديم و اين جنگ را مي­توان گفت که تنها جنگي بود که ذره­اي از عقايد و اصول خودمان عقب روي نکرديم. به همين عنوان ما تئاتر جنگ را سرلوحه کار قرار نداديم و سعي کرديم دفاع مقدس را در اين نوع هنري محور قرار دهيم. دفاع مقدسي دفاعي که بخاطر پاسداري از تقدس­ها و ارزش­ها و خاک و ميهنمان قرار گرفت و اين عنوان دفاع مقدس را به دنبال خودش يدک مي­کشد.

- با توجه به تعريف شما از دفاع مقدس يک قالب خاص و نمونه است. با توجه به وجود جان مايه­ هاي قوي و دراماتيک در اين عرصه شاهد هستيم که يک تکرار و عدم خلاقيت در اين ميان وجود دارد. به نظرتان دليل اين دلسردي هنرمندان و خلأ خلاقيت از نگاه شما چيست؟

ما در حقيقت نمي­توانيم بگوييم که موضوعاتي که در عرصه هنر نمايشي دفاع مقدس وجود دارد اين مفاهيم و رويکردهاي ساختاري که نويسندگان ما به اين سمت براي نگارش و به تصوير کشيدن اين رخدادها اعمال مي­کنند يک سري ساختارهاي تکراري است و يا دفاع مقدس را تنها در يک سري از موضوعات و قالب­هاي محتوائي مي­توان کار کرد. اينگونه نيست. من فکر مي­کنم اين بخش عظيم هنري نويسندگان و حتي ديگر عرصه­هاي هنري که فعالان هنرهاي نمايشي در آن مي­نويسند برمي­گردد به بحث تنبلي ما هنرمندان. اينکه ما دوست داريم خيلي راحت به چيزهائي که علاقه داريم در هر عرصه­اي بسيار راحت دست پيدا کنيم. به هر حال سعي نمي­کنيم که با تحقيقات گسترده وارد اين مبحث شويم به هر حال آدم­هاي جنگ و دفاع مقدس ما بسياري از آنان زنده هستند و در مراحل با نيازي به سر مي­برند و خيلي از اين افراد قابل دسترسي هستند ما مي­توانيم با اين افراد صحبت کنيم و حس و حال و هواي جنگ را از لابه لاي گفته­­هاي اين افراد استخراج کنيم و به کار ببنديم. مي­توانيم با صحبت با اين افراد بسيار پژوهش شده­تر و کار شده­تر سراغ آثار هنري برويم. امروز اکثر هنرمندان و نويسندگان بدون هيچ نقد پژوهشي سراغ اين کار مي­روند. خب خيلي از دوستان نويسنده­ي ما جوان هستند و جنگ را درک نکردند وجوه مختلف جنگ را نمي­ شناسند به همين دليل هم که همين عدم شناخت از جنگ محسوب مي­شود، هيچ قلم اثرگذار و تحليل گرانه ندارند. قلمي که بتواند بار درست نمايشي و محتوائي و تاريخي جنگ را بدوش بکشد را ندارد به اين دليل است که نمايشنامه­ هاي ما ساختار محتوائي ضعيفي دارند و محتواي دراماتيک آنها داراي ضعف­هاي مختلفي است. موضوعات تکراري است که اين بخش به هنرمندان بازمي­گردد و بخش دوم آن به مسئولين بازمي­گردد که شناخت مناسبي از مديريت اين حوزه نمايشي ندارند بارها اين نکته را تکرار کرده­ام که هرکسي که به سمت اين نوع تئاتر و هنر نمايشي مي­رود دغدغه و دلمشغولي هنري دارد کسي که مي­خواهد دين خودش را به جنگ ادا کند پس ما بايد به اين مقصومات اهتمام کنيم و به نوعي يک اعتمادسازي بايد بين مسئولين و هنرمندان و فضاي حاکم در اين هنر بوجود بيايد. مسئولين بايد نسبت به اين هنرمندان که در اين عرصه کار مي­کنند و قلم مي­زنند بايد اعتماد بکند نگويد که اين خطوط قرمز را نبايد نزديک شد و در اين قسمت بايد ضدجنگ نوشته شود و . . . اين اعتمادها اگر به هنرمند دفاع مقدس شود اين دلسردي کمتر مي­ شود. بايد دست و دِل هنرمندان در اين عرصه بازتر شود و به نوعي همه را محکوم به عدم نزديکي به خطوط قرمز نکنند اگر اينگونه باشد ما شاهد بروز محتواها و بازار گرم حقايق خواهيم بود. از اين دايره­ي بسته­اي که اکثر رسانه­ها روي آن دست گذاشته­اند خارج خواهيم شد و شاهد خلق آثار درخشان در اين عرصه خواهيم بود.

- شما در گفته­هايتان به بحث زحمت تحقيق و پژوهش اشاره کرديد. عده­اي از همين هنرمندان معتقدند در مسير تحقيق و پژوهش بنگاه­هاي کلان فرهنگي و کساني که دغدغه جنگ و اسناد را در اختيار دارند از ارائه­ي اسناد براي اطلاع از فضا و موقعيت­هاي مختلف جنگ خودداري مي­کنند آيا اين تعداد آثار خاطره نويسي براي ارائه­ي يک سري مواد خام و مدارک مورد نياز هنرمند و نويسنده مي­تواند گوياي همه­ي اتفاقات باشد.  

به هر حال اين اسنادي که وجود دارد لازم و کافي نيست و نبايد تنها به اين آثار بسنده کرد. مراکزي مثل حوزه هنري يا بنياد حفظ آثار دفاع مقدس يا مکان­هاي ديگري که خاطرات را مکتوب مي­کنند هرازگاهي براي ما مطالبي را مي­ فرستند اما اين­ها کافي نيست که البته اين موضوع هم چندين بخش دارد. يک بخش آن مربوط مي­شود به اين که خود هنرمند بايد حس جستجوگري و پژوهشي را در خودش بوجود بياورد اين حس البته در خود هنرمندان وجود دارد که بايد من کوروش زارعي را به تحقيق و کنکاش وادارد که بروم به اين سمت و کاري هم به کار کس ديگري نداشته باشم به دليل اينکه کار خودم يک اثر ناب باشد. اما به هر حال اين نکته مهمي است که بايد خاطرات جنگ را به همگان نشان داد و بايد اين ملزومات را براي نويسنده فراهم کرد تا بتواند به راحتي به مدارکي که براي نوشتن در اين قالب نياز هست به آن دسترسي پيدا کند. ما مشکل نمايشنامه نويسي در اين عرصه و در عرصه­هاي ديگر تئاتر بسيار قوي است که البته نبايد اين مشکل را تنها معطوف به بخش تئاتر دفاع مقدس کرد اين مشکلات در عرصه­هاي مختلف نمايشنامه نويسي اسطوره­اي و ملي و مذهبي و ديني و کلاً اين مشکل چندين ساله است که در اکثر موقعيت­هاي سوژه­اي هنرهاي نمايشي رخ عيان مي­کند ما در اين عرصه انگشت شمار نويسندگان موفق داريم که اين هم برمي­ گردد به ذات آن هنرمند. ما بايد تربيت نمايشنامه نويس داشته باشيم. بايد عرصه دانشگاه را رها کنيم و با واقعيات جامعه ملموس­تر برخورد کنيم. بايد آموزش­هاي لازم فراتر از آموزشگاه­هاي آکادميک باشد و در واقع بايد يک مسيري درست را براي پرورش اين قشر عظيم کرد چرا که ما امروز در بحث فيلم نامه نويسي هم با اين مشکل روبرو هستيم.

- بحث آکادميک را مطرح کرديد. حال به اين نکته مي­رسيم. شما نقش حوزه هنري را در کشف و استخراج و توليد اسناد چگونه مي­بينيد. ما در نمايشگاه کتاب 25 هم شاهد بوديم که اين فضا توسط مردم و اکثر هنرمندان به خوبي درک و اطلاع رساني شد.

در حوزه قصه و رمان و نوشتن خاطرات به نظرم خوب کار مي­کند اما آيا نمايشنامه نويسان ما را رصد کردند که محصولاتي درخور اين افراد نوشته شود آيا اين اتفاق افتاده است. امکانات سخت افزاري و نرم افزاري خوبي را ما در حوزه هنري شاهد هستيم اما اين افراد هنرمندان عرصه هنرهاي نمايشي را رصد نکردند که مفاهيمي درخور توجه و کارآمد اين افراد توليد کنند در واقع ما نمايشنامه نويسان را دعوت نکرديم تا براي اين افراد ورک شاپ گذاشته شود و بتوان از دل فعاليت اين افراد اثر خاصي را توليد کرد کار علمي نکرديم. اگر هم اين اتفاق افتاده است بسيار کم بوده است. حوزه هنري در عرصه رمان و قصه خوب کار کرده است اما در بحث ادبيات نمايشي خوب کار نکرده است. البته نمي­خواهيم همه­ي مشکلات را بر دوش حوزه هنري بياندازيم ارشاد هم ناتوان عمل کرده است. بنياد حفظ ارزش­ها و آثار هم خوب کار نکرده است اين ارگان­ها هم که بودجه­هاي مناسبي هم براي توجه به اين امر مي­گيرند اين افراد هم خوب کار نکرده­اند. انجمن تئاتر انقلاب و جنگ هم خوب کار نکرده و هيچ اتفاقي در اين دايره نيافتاده است. يا مرکز هنرهاي نمايشي و متوليان و افرادي که با مسئله جنگ مرتبط هستند هيچ قدمي برنداشتند و کار نکردند.

- کارکرد جشنواره­هاي دفاع مقدس در اين ميان چيست؟

جشنواره­ها يک ويترين شده است. يک ويتريني که انتهاي آن يک اجرا در يک جشنواره است که خدا را شکر تا اين حد به اين مقوله اهميت داده شده است اگر اين جشنواره­ها هم قطع شود و برگزار نشوند شما قطعاً شاهد توليد آثار نمايشي در ژانر دفاع مقدس نخواهيد بود. به دليل اينکه همين نويسندگان و کارگردان­ها هم تغيير خواهند کرد اين جشنواره­ها يک موتور انگيزه است که هنرمندان بيايند و بنشينند و بنويسند اين اميد را دارند که اين نوشته­ها در روي صحنه­ها اجرا شود و ديده شود و اين يک اميدواري بزرگ هرچند مقطعي براي اين هنرمندان است. اگر هم اين آثار ديده شود از کانال­هاي ديگر نه کانال بنياد حفظ آثار يا کانال انجمن تئاتر انقلاب دفاع مقدس اجرا شود بلکه از طريق کانال مرکز هنرهاي نمايشي اگر کار فوق العاده باشد اجرا مي­شود و اين جشنواره­ها هم برگزار مي­شود و کارها به اجراي عمومي نمي­رسد و ديده نمي­شود و اينها هستند که انگيزه را از هنرمند و نويسندگان مي­گيرد با اين حال ما راضي هستيم که اين جشنواره­ها برگزار مي­شود و هنرمنداني که دغدغه دارند کار مي­کنند از طرفي اگر اين جشنواره­ها برگزار هم نشود بايد منتظر خروجي افرادي بود چون عليرضا نادري که خودش دغدغه جنگ را دارد خودش در جنگ و جبهه­ها بوده است چون دغدغه­ي اين فضا را دارد آثاري را مي­نويسد و روي صحنه مي­آورد که به طور حرفه­اي در تئاتر شهر اجرا مي­شود که البته اين آثار هم زير نظر مجموعه­هائي که کارشان اين است نمي­رود و بودجه مي­گيرند.

- جشنواره دفاع مقدس چرا تعطيل شد؟

خب ما در طول دوران مختلف جشنواره­هاي مختلفي داشتيم که بنابر هيچ دليلي آغاز شد و بنابر هيچ دليلي خاموش شد مي­توان اين جشنواره را هم به آن دسته از جشنواره­ها اضافه کرد. ما اين جشنواره را شاهد بوديم که در دِل آن آثار بزرگ و هنرمندان بزرگ قوي را پرورش داد و به نوعي آثار بسيار خوبي توليد شد که متأسفانه آن روند با دخالت­هاي بي جاي برخي از نامديران و غيرهنرمندان به تعطيلي کشيده شد. اين دلزدگي ميان هنرمندان بوجود آمد اگر آن جشنواره ادامه پيدا مي­کرد جشنواره دفاع مقدس يک رقيب بسيار خوبي مي­توانست براي جشنواره فجر باشد بسياري از هنرمندان در عرصه­هاي مختلف در اين ميدان تربيت شدند و نمايشنامه­هاي بسيار قوي مي­نوشتند يک جشنواره عالي بود که يک دفعه متوقف شد که ما نفهميديم چرا اين اتفاق افتاد. به هر حال اين پيشنهاد هم پيشنهاد خوبي مي­تواند باشد که جشنواره­هائي که هريک از ارگان­ها براي خودشان و بالا رفتن بيلان گزارش­هاي فرهنگي اجرا مي­کنند در قالب يک جشنواره به دست متوليان اصلي اين حرکت برگزار شود. مي­تواند اين جشنواره­ي بسيار معتبر و کيفي هم يک دبيرخانه دائمي هم داشته باشد. به هر حال انجمن تئاتر انقلاب و ديگران که خودشان را متولي مي­دانند بحث اجراها بيشتر بحث بيلان است و قصد ندارند که به طور حرفه­اي به اين جشنواره­ها بپردازند و به نوعي جهت دهي و هدف گذاري کنند و سطح برگزاري جشنواره­ها را از هر نظر ارتقا بدهند.

- شما به بحث آکادميک شدن اين عرصه اشاره کرديد در خبرها داشتيم که متوليان فرهنگي قصد دارند يک فرهنگستاني را با اين ايده تأسيس کنند که کليه ملزومات ساخت آثار نمايشي در زمينه دفاع مقدس را در بربگيرد به نظر شما کارکرد اين مراکز چقدر مي­تواند در رشد اين مسير کمک کنند.

به نظرم حوزه هنري مي­تواند متولي اين موضوع بشود به دليل اينکه يک بخش عمده­اي از آثار در رابطه با جنگ چاپ مي­شود در حوزه هنري اتفاق مي­افتد انصافاً اين حوزه در مقوله ادبيات جنگ بسيار خوب عمل کرده است در خاطرات جنگ هم ورود خوبي پيدا مي­کند مي­تواند متولي اين موضوع بشود اگر مسئله­ي نمايشنامه و تئاتر براي حوزه هنري جدي باشد. همانگونه که قصه و رمان در واقع در عرصه دفاع مقدس براي حوزه هنري جدي است و کار مي­کند اگر اين عرصه جدي ورود کند قطعاً نقش حوزه هنري در تأسيس اين فضا مي­تواند مؤثر باشد همچنان که من بارها گفته­ام که ما هميشه شعار مي­دهيم که در واقع تئاتر ملي و هنر ملي که هيچ گاه به اين مفاهيم نگرش خاص و ويژه­اي نداشته­ايم. دفاع مقدس ما يک پديده معاصر ملي است. ملي است چون در جغرافيا، تفکرات ارزش­ها و تأملات و انديشه­ها و اعتقادات ما و با فرهنگ و اميدهاي ما آغشته است اين يک عنصر ملي است اين يک عنصر آئيني است و متعلق به يک ملت بزرگ است. به هر حال بحث تئاتر دفاع مقدس و سينماي و ادبيات دفاع مقدس يک رويکرد ملي است و ملي­تر اين است که بايد به اين موضوعات همانند يک شعار تنها نگاه نشود اين گفته­ها هم متأسفانه در بحث دفاع مقدس لحاظ نمي­شود ما نمي­دانيم که در تئاتر و ادبيات ملي از ديدگاه آقايان چيست که اينقدر شعار آنرا سر مي­ دهيم. متوليان فرهنگ و هنر عميق­تر نگاه کنند ملي­تر از اين موضوع ما سراغ نداريم. جنگ ما با همه­ي جنگ­ها متفاوت بود.

اگر ما در اين جنگ پيروز مي­شديم در واقع در يک عمليات به واسطه آن ارزش­هاي معنوي و اعتقادي بود که ما اين عمليات­ها را فتح مي­کرديم. يک نگرش آئيني بود ميان بچه­ها. شما به اسم رمزهاي هريک از عمليات­ها اگر نگاهي ژرف داشته باشيم متوجه خواهيم شد که اين­ها جنگ ما را متفاوت کرده است با ديگر جنگ­هاي جهان. جنگ ما يک جنگ معنوي است. يک جنگي است که تاريخ هنوز نمونه­اي براي آن نداشته است. جنگي است که با اعتقادات ما گره خورده است. با يک تفکر ارزشي مي­رفتند و در راه خدا جهاد مي­کردند. همه­ي اينها نشان از آن دارد که جنگ ما يک جنگ کاملاً متفاوت بود. اين جنگ به دليل همين متفاوت بودن يک مسئله­ي ملي بوده است پس مي­تواند اين فضا در عنصر جامعه­ي به عنوان يک نگاه ملي به آن نگاه کرد اگر بخواهيم به هنر ملي و آئيني بپردازيم. مي­توانيم اين فضا را به مردم بشناسانيم.­

- حرف آخر:

موضوع اين است که آيا ما مي­خواهيم به اين عرصه بپردازيم يا نمي­خواهيم؟ مسئله­ي فرهنگ و هنر در همه­ي جاي دنيا اينگونه است که تا شما فکر و هزينه نکنيد نمي­توانيد از آن نتيجه­ي مطلوب را بگيريد. دنيا در اين جنگ سرد که دارد با همه­ي اعتقادات و فرهنگ­ها و آئين­ها مبارزه مي­کند و نگاه و فرهنگ و اعتقادات خودش را مي­قبولاند دنياي غرب در اين جنگ هزينه مي­کند که در واقع مليت­ها فرهنگ­ها و آئين­ها را نابود کنند اين هزينه­ها ميليارد دلاري است. در اين جنگ سخت افزاري نداريم الان جنگ نرم افزاري داريم که خيلي از ملت­ها مغلوب مي­شوند ما هم در حال مبارزه هستيم. هنوز جنگ ما تمام نشده است. ما زير يوق دشمن نرفتيم و 30 سال است که روي پاي خودمان ايستاده­ ايم و اين استقلال ما در واقع دهن کجي به قدرت­هاي بزرگ دنيا است. ما بي واسطه در حال مبارزه هستيم و اين ملت­هاي مقابل هم با اين انگيزه هزينه­هاي ميلياردي مي­کنند تا اين حرکت از پا بايستد. الان جنگ جنگ نرم افزاري ما چه کرده­ايم؟ آيا ما توانسته­ايم در اين جنگ نرم افزاري به لطف خدا به طور کامل پيروز شويم؟ اين اتفاق در جنگ فيزيکي رخ داد و ما به لطف پروردگار ذره­اي از خاک خودمان را به دشمن واگذار نکرديم و سعي کرديم در اين مبارزه حرف اول و آخر را بزنيم.

آيا توانسته­ايم راهکارهاي مبارزه با دشمن را پيدا کنيم؟ چقدر هزينه کرديم؟  رهبر انقلاب هميشه گفتند که به داد اين فرهنگ مظلوم برسيم. متأسفانه به چيزي که اصلاً توجه نمي­شود همين عنصر ملي و فرهنگ و هنر است اگر به هنر توجه کنيم و سرمايه گذاري کنيم و هنرمند متعهد پرورش بدهيم باعث خواهد شد که هنرمندانه و خلاقانه ديد و فرهنگ ايراني را به ديگر کشورها صادر کنيم. ما ابزار لازم را براي جنگ در اين وادي را داريم و مي­توانيم مبارزه کنيم. تفکر خلاق گونه ميان هنرمندان وجود دارد تنها بايد در اين ميان به هنرمندان اعتماد کرد که اين افراد بتوانند خودي نشان دهند و به پشتوانه­ي تفکرات و مديريت مديران متولي فرهنگي قدم جلو بگذارند. اگر به فرهنگ و هنر اهميت قائل شويم و الويت را کار فرهنگي و به طور اخص هنر قرار بدهيم قطعاً مي­توانيم حرف زيادي براي گفتن داشته باشيم.     

 

 

 

يكشنبه 28 آبان 1391 - 10:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری