يكشنبه 30 مهر 1396 - 18:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

توبه حقيقي چيست؟/ چه توبه اي پذيرفته نمي شود؟

 


انسان با توبه حقيقي به راه درست بازمي گردد، اما توبه در حالت احتضار و اضطرار که معمولا با انقلاب دروني همراه نيست بعيد است مورد پذيرش قرار بگيرد.

 توبه چه وقت از انسان قبول مي‎شود، وقت توبه چه موقع است؟ يعني تا چه وقت انسان مهلت توبه دارد؟ انسان تا در اين دنيا هست و رشته حياتش باقي است و تا وقتي که مرگ مستقيماً به او روي نياورده است، مهلت براي توبه کردن دارد. تنها در وقتي که انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هيچ اميدي به نجات ندارد توبه مورد قبول واقع نمي‎شود، آن ساعات و لحظات آخر که انسان مرگ را و جهان ديگر را معاينه مي‎کند، به چشم مي‏بيند، در عين اينکه هنوز زنده است، دنياي ديگر را در مقابل خود حاضر مي‎بيند. قبل از آن لحظه ، توبه انسان قبول است ولي در آن لحظه ديگر توبه مقبول نيست، همچنان که در عالم آخرت هم توبه معني ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه پيدا مي‎کند و نه فرضاً اگر بخواهد توبه کند، که قطعاً توبه واقعي نخواهد بود و فقط يک عمل ظاهري است و توبه او پذيرفته نيست.

 اما چرا در اين مورد اين طور است؟ اما اينکه چرا توبه در لحظه معاينه قبول نيست. قرآن تصريح مي‎کند که يعني همين که انتقام ما را ديدند مي‎خواهند توبه کنند و توبه‏شان را نمي‏‎پذيريم. در ساعتي که آن انتقام ما رسيد، اظهار ايمان کردن و اظهار توبه کردن فايده ندارد، چرا؟ براي اينکه توبه تنها پشيماني و بازگشت نيست. يعني اگر انسان تحت هر عاملي فقط از راه کج خود باز گردد اين توبه شمرده نمي‎شود. توبه آن وقت است که يک انقلاب دروني در وجود انسان پيدا مي‎شود. يعني نيروهاي شهواني و غضبي و شيطاني انسان عليه تبهکاري‏هاي او قيام بکنند و زمام مملکت وجود انسان را در دست بگيرند. اين معناي توبه است. توبه يعني انقلاب دروني انسان، انسان وقتي به مرحله‏اي مي‏رسد که احساس مي‎کند در چنگال مرگ گرفتار است و عذاب الهي را مي‏بيند، بديهي است که در آنجا اظهار ايمان مي‏کند، اما اين اظهار ايمان، انقلاب مقدس دروني نيست.

 قرآن در مورد فرعون مي‏گويد: فرعون تا در دنياست و باد دنيا به تنش مي‏خورد فرعوني مي‏کند، با هيچ استدلالي قانع نمي‎شود، هيچ نصيحت و موعظه‏اي را نمي‏پذيرد بين سَحَره و موسي معارضه درست مي‎کند، خود سحره ايمان مي‏آورند و او بيشتر طغيان مي‏کند، در صدد کشتن موسي و قومش بر مي‏آيد، آنها را تعقيب مي‎کند، هنگامي که در دريا غرق مي‎شود، آب او را فرا مي‏گيرد و خود در لحظات آخر عمر مي‏بيند و تعيين مي‎کند که ديگر راه نجات ندارد مي‎گويد: نه، من ديگربه خداي موسي ايمان آوردم. اينجا ديگر قبول نمي‏شود. خدا چرا قبول نمي‎کند؟ مگر خدا بخل مي‏ورزد؟ نه، توبه باشد قبول مي‏کند، اين، توبه نيست ، توبه يعني انقلاب مقدس دروني. اين انقلاب مقدس دروني نيست.

 آدمي که در قعر دريا، آب تمام اطرافش را گرفته و به هر طرف که نگاه مي‏کند آب مي‏بيند و در اين حال اظهار توبه مي‏کند، وجدانش منقلب نشده است، فطرتش زنده نشده است. خودش عليه خودش قيام نکرده است، بلکه حالا که خودش را مضطر و بيچاره مي‏بيند از روي اضطرار اظهار تسليم مي‎کند، لهذا به او مي‏گويند: چرا يک ساعت پيش که آزاد بودي اين حرف را نزدي؟ معلوم بود که در درون تو انقلاب مقدس پيدا شده، اما حالا که اين حرف را مي‏زني، اين، انقلاب مقدس نيست، اضطرار و بيچارگي است. کدام جاني از جان‏هاي زيباست که در آن لحظه‏اي که گرفتار عدالت مي‏شود اظهار پشيماني نکند؟ ولي اين پشيماني نيست، اصلاح نيست، علامت به صلاح آمدن نيست.

 اگر جاني، قبل از گرفتار شدن، خودش از درون منقلب شد و در حالي که امکان جنايت برايش بود دست از جنايت برداشت، اين اسمش توبه و بازگشت واقعي است. پس علت اينکه در لحظات آخر، در حال معاينه آن دنيا، توبه انسان قبول نيست، اين است که توبه نيست نه اينکه توبه هست و قبول نيست. اصلاً توبه نيست. اما اينکه چرا توبه انسان در دنياي ديگر قبول نيست. جواب اين سؤال اولاً از همان جواب اول روشن شد، چون در آن دنيا هم انسان همه چيز را معاينه کرده و مي‏بيند. در آنجا هم وقتي که ادعاي توبه مي‏کند و مي‎گويد خدايا پشيمانم، آن اظهار پشيماني، انقلاب مقدس دروني نيست، انقلاب آزاد نيست.

 اين کلام علي(ع) است: امروز روز عمل است و روز حساب نيست، دنيا محل مجازات و رسيدن به حساب نيست. نه اينکه بخواهد بگويد هيچ مکافاتي در دنيا نيست. بعضي از اعمال در دنيا مکافات است، و بعضي از بدبختي‏هايي که در دنيا به انسان مي‏رسد، نتيجه عمل انسان است اما نه خيال کنيم که حساب هر عمل بدي را خدا در اين دنيا مي‏رسد و نه خيال کنيم که هر حالت بدي که انسان پيدا مي‏کند، در نتيجه يک عمل گذشته او است، اين جورنيست.

 از فرصت‏ها بايد استفاده کنيم از آن کساني نباشيم که توبه را تأخير مي‎اندازند به حساب اينکه وقت باقي است.
 سوره نسا آيه 120 مي‎فرمايد: اين وعده‏ها که ديدني شود، هنوز از عمر ما خيلي باقي است هنوز يک گل از صد گل باز نشده است، وعده‏هاي شيطاني است فريب‏هاي نفس اماره است که انسان نبايد توبه را به تأخير بيندازد.

 

خبرگزاري مهر 

 

چهارشنبه 24 آبان 1391 - 11:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری