پنجشنبه 27 مهر 1396 - 0:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

دين بزرگترين مرجع جهاني شدن است

 

گفتگو با دکتر حجت الاسلام سعيد رضا عاملي

فهم دين، دين داري و هويت دين از جهان امروز پيوست بزرگي به نام جهان مجازي پيدا کرده است که (ضمائم عمل ديني) و (منابع عمل و نگاه ديني) و (مراجع هنجارهاي ديني) را معرفي مي­کند. با نگاهي کلان مي­توان گفت که در دسترس بودن همه جهان به اشاره موس، آسيب­ها و در عين حال ظرفيت­هاي ديني گسترده­اي را فراهم مي­کند. البته فعلاً بهتر است از فرصت­ها و ظرفيت­هاي موجود فضاي مجازي حرف بزنيم و بحث از آسيب­ها را به زمان ديگري واگذار کنيم.

وبلاگ خانه هويت و فضائي براي اظهار نظر فردي است. بنابراين اين پارادايم و نکته اساسي را بايد مورد توجه قرار دهيم که متناسب با هندسه جغرافياي واقعي زندگي جغرافياي مجازي شکل مي­گيرد بنابراين متعلق محتواي مجازي مبتني بر منطق محتواي جهاني واقعي است. با اين نگاه خانه­هاي هويت فردي در خانه هويت وبلاگي فرد انعکاس مي­يابد. وبلاگ نه تنها مستقل از واقعيت جهاني که در آن زندگي مي­کنيم نيست. پيوند عميقي با زندگي واقعي دارد. گاه رابطه تکميلي دارد گاه رابطه جايگزيني و گاه رابطه متضاد هميشه اينکه فرد عقايد خود را در دنياي واقعي، خانواده و جامعه بيان نمي­کند، منع و ترس از انعکاس منفي آن نيست بلکه حس اينکه کسي درک نمي­کند خود عاملي براي عدم بيان است. تعامل اجتماعي محصول درک متقابل است. وبلاگ فضاي آزاد است. فضاي جبري عکس العمل منفي دارد. برعکس فضاي آزاد چون روحيه انتخاب گري وجود دارد فرد را به تعامل مي­کشاند و چون خود انتخاب مي­کند خرسند است و پاي حرف خود مي­ايستد.

وبلاگ حول يک موضوع شکل مي­گيرد و پس از مدتي خواهان آن نگاه گروهي را به دور وبلاگ شکل مي­دهد در وبلاگ­هاي تخصصي که در مورد يک موضوع به صورت حرفه­اي مي­نويسند. (متن) محور تعامل مي­شود و نه شخص. در جامعه هنجاري و نرمتيک که دوگانگي هويتي به دليل اظهار نظر بالا مي­رود فرد در فضاي وبلاگ پررنگ­تر مي­شود و خود متفاوت اظهار مي­شود.

فرهنگ و تمدن در عين حال که شدني هستند مدام در حال ساخته شدن نيز هستند در گذشته تمدن سازي تنها به نخبگان محدود مي­شد ولي با آمدن وبلاگ ميليون­ها آدم (بيان ثبت شده) يافتند ميراث مکتوب که توسط عامه مردم نوشته مي­شد فرهنگ سازي را به شدت تغيير مي­دهد و طبقه متوسط را درگير تمدن سازي مي­کند. اديان بويژه اديان ابراهيمي چون مسيحيت و اسلام که داعيه جهان گرائي دارند در فضاي اينترنت کاملاً ابزارمند مي­شوند اين اديان هميشه به دنبال توسعه دين و دين مداري بوده­اند حال بلندگو و رسانه جهاني به کمک آنان آمده است انطباق ابزار و محتوا. ابزار جهان گرايانه در اختيار محتواي جهان گرايانه روند رو به شتابي را به حوزه عمومي جهاني مي­کشاند.

توجه به مخاطب شناسي توام با شناخت فضا از ديگر بحث­هاي مورد نظر اين استاد ارتباطات است البته خصيصه­هاي فضاي مجازي هنوز درک نشده است و در بحث ورود مباحث ديني به فضاي مجازي تکرار نگاه يک خطاي روشي محسوب مي­شود. وقتي عالم ديني در مسجد حرف مي­زند با مخاطب مسجدي مواجه است که تقريباً داراي عقايد و نظرات مشابه است. اما دنياي مجازي يک فضاي غيرمرکزي است که با تنوع سن، جنس، نژاد، ارزش­ها و باورها و به طور کلي مخاطب­هاي گوناگون مواجه است با اين خصوصيت که همه جمعيت هم زبان امکان بهره برداري دارند.

فضاي وبلاگي و به طور کلي فضاي مجازي از خصيصه­هاي فرامادي و متافيزيک برخوردار است. عدم وجود زمان و مکان بحث حاضر و غايب که غايب مي­تواند حاضر هم باشد وجه اشتراک دين و فضاي مجازي است. به عبارت ديگر (فرامادي) و (فرافضا) بودن و به (جهان ديگري) تعلق داشتن است در فضاي مجازي به خصيصه­هاي ديني نزديک مي­ شويم و بايد بياموزيم با وجود اين همه وجه تشابه به خوبي از اين فضا استفاده کنيم. دين در همه جا حاضر است و البته ذهنيت عيني و ديني که در واقع همان عنصر ذاتي مجازي ديني را تشکيل مي­دهد از قدرت و سرعت انتقال بسيار بالا برخوردار است و خصيصه­هاي همه جائي و فراگير بودن در آن وجود دارد. دين داري مجازي از يک سو کاربر را در يک فرآيند فعال تعاملي قرار مي­دهد چرا که انتخاب گرا است همراهي­اي مشارکتي دارد و پاسخگوست و از سوي ديگر کاربر منفعل است چرا که در معرض جمع قرار نمي­گيرد و هنجارهاي محيط جمعي او را به حرکت وادار نمي­کند وبلاگ­هاي ديني از خصيصه تعاملي، ديجيتالي بودن و در عين حال نو بودن و متناسب بودن با مسئله روز، خود را از ساير(اظهارهاي رسانه­اي) متمايزمي­کند.

- ماندگاري در فضاي مجازي:

بحث فضاي مجازي و دين آنقدر گسترده است که مي­توانيم از آن به بحث ميان دين و جهان و يا دين و کل کره زمين نام ببريم. دين هم جزء مفاهيمي است که هم به لحاظ تکثير اديان در جهان و هم به لحاظ تکثر در حوزه مفاهيم ديني گسترده است چند سؤال وجود دارد که بايد بيش از هرچيز به آنها بپردازيم. اول اينکه امر مجازي چيست و اساساً امر مجازي چگونه تعريف مي­شود اين بحث کمتر تعريف مي­شود و بيشتر از آن استفاده مي­شود سؤال دوم اين است که اصلاً دين چيست و اساساً دين داري چه وجوهي دارد؟ دين مجازي چه وجوهي دارد و در نگاه هستي شناسانه چه وجوهي براي دين مي­توان تعريف کرد. اما بايد گفت که ما نسبت به پديده­هاي جديد نياز به يک نگاه عميق و دور داريم. متأسفانه در تاريخ هم که نگاه مي­کنيم. نظريه پردازان نسبت به پديده­هاي نو دچار مشکل مي­شوند. فضاي مجازي به عنوان صنعتي که وقتي ظهور پيدا مي­کند بازنمائي عناصر در اين فضا شروع شد يک اثر اوليه داشت.

جهان مجازي امروز تبديل به جهاني جدي­تر شده است. جهان تجارت، آموزش، پژوهش و جهان زندگي است بنابراين نگاه اوليه به اين فضا است که ما را با شاخص­هاي فضاي مجازي يعني جهان وجوه بيگانگان و فضاي تهديد فرهنگي مواجه مي­کند اما اگر عميق­تر و بنيادي­تر به اين قضيه نگاه کنيم آن وقت مي­بينيم که قرابت­هاي زيادي با ذات دين دارد. بنابراين نبايد زياد تحث تأثير نگاه اوليه قرار گرفت همه رسانه شناس­ها مي­گويند (اثر اوليه، اثر آخر است) يعني نمي­گذارد که آثار بعدي به عنوان يک مقوله مجزا ديده شوند.

امروزه آشنائي با مطالعات مورفولژي صورت گرفته است مورفولژي اگرچه مطالعات زيست شناسي و شکل شناسي است ولي در قالب داستاني وقتي مي­خواهيد وقتي به لحاظ فرمولژي مي­خواهي آن را بفهميد بايد عناصر موجود در داستان را هم ببينيد و بعد يک ساختار ميان عناصر موجود و داستان برقرار کنيد تا به اين فرمولژي ادبي دست پيدا کنيد فضاي مجازي قطعاً به عنوان يک فضاي بزرگ نيازمند يک نگاه فرمولژيک است به اين معني که عناصر مهم و بزرگ اين فضا بايد درک شوند تا ما بتوانيم انتقال دقيقي از اين فضا داشته باشيم. اما منظور از امر مجازي چيست؟ کساني که با ادبيات عرب آشنا هستند مي­دانند که مجاز در اين ادبيات داراي معني خاصي است امر مجازي را گاهي در برابر حقيقي به کار مي­برند اما مجازي از منظر ديگري امري وهمي است و خيالي است امر مجازي را گاهي در مقابل واقعيت محسوس با بدن قرار مي­دهند.

جهاني که ما در آن زندگي مي­کنيم جهان طبيعت و صنعت است اما جهان مجازي جهاني صد در صد صنعتي است. در اين جهان اساساً از طبيعت خبري و اثري نيست و اگر هم هست بازنمائي طبيعت است و نه خود آن. بنابراين حس منفعل مي­شود اما بدن در اين فضا قابل انتقال نيست مجاز را مي­توان امري ذهني در برابر امر عيني مشاهده کرد استفاده از يک لغت خارج از معناي حقيقي و معنائي که به ذهن متبادر مي­شود را مجاز مي­گويند معنا همچنين به معناي يک اثر ذات هم است. اين مهمترين معنائي است که من مي­خواهم در ارتباط با فضاي مجازي مطرح کنم. فضاي مجازي خود يک ذات نيست بلکه اثر يک ذات است ذات به لحاظ هستي شناسانه يک جهان وجود دارد و دو جهاني کردن اين فضا يک جنبه­ي استفاده­اي و متافيزيکي دارد که ما آن را تفکيک مي­کنيم وگرنه هر دو در يک جهان واقع شده ولي از خصيصه­هاي متفاوتي برخوردارند. اين اثر يک ذاتي است که ريشه­ي آن در جهان واقعي وجود دارد با اين نگاه مجاز با فضاي دوم در مقايسه با کاربردهاي اوليه استفاده مي­شود.

من مي­خواهم بگويم در تمام معناهائي که ما در اينجا به عنوان مجاز مطرح کرديم چه مجاز به عنوان يک واقعيت مجازي و چه مجاز به عنوان يک ذهنيت مقوله­هائي است که در جهان مجازي بازتوليد مي­شود.

دين معناي بسيار بزرگي دارد مي­توان براي اين موضوع يک سري معنا قائل شد مثلاً عده­اي دين را فرهنگ و مسير زندگي قلمداد مي­کنند که به لحاظ هنجاري اموري را به ما تذکر مي­دهد دين يعني باورها، مناسک، شعائر و چيزهائي که درباره دين مطرح است بنابراين چيزي که مسلم است همه اديان داراي يک امر متافيزيکي هستند همه اديان داراي مناسکي هستند حالا برخي از اديان شعائر ديني دارند و برخي ندارند بعضي از اديان شريعت دارند و بعضي نه. در همه اديان خط قرمزهائي وجود دارد. بدين معني که تعدادي از کارها را نبايد انجام داد. بنابراين بنيادي­ترين عنصر دين، باور به متافيزيک است شايد بتوان با اين اعتقاد دين را مقداري درک کرد حتي کساني که يک انسان را به عنوان خدا مي­ پرستند يک وجه متافيزيکي را براي آن انسان درست مي­کنند و بعد او را مي­پرستند. هردوي اينها از خصلت جهاني بودن برخوردار هستند ادعاي جهاني دارند. اديان ابراهيمي ادياني هستند که همه مردم جهان را خطاب قرار مي­دهند در قرآن 80 مرتبه گفته شده است يا ايها الناس (اي مردم).

بنابراين دين چه در وجه انسان گرايانه و چه در وجه خاص مؤمن گرايانه خود پديده­اي است که جهان را مورد خطاب قرار مي­دهد فضاي مجازي هم که اساسش جهاني بودن است هر چيزي که در اين جهان وجود دارد براي همه قابل دسترسي است بنابراين هردو خصلت جهاني بودن را دارا هستند و همه جا حاضر هستند متافيزيک امري همه جا حاضر است يکي از خصيصه­هاي فضاي مجازي هم اين است که همه جا حاضر است.

حافظه آنالوگ يک حافظه از دست رفته است در حاليکه حافظه فضاي مجازي ماندگار و همه جا حاضر است دسترسي فراگير به فضاي مجازي و دسترسي فراگير به خدا وجود دارد بدين معنا که در فضاي مجازي عنصر متافيزيکي به نوعي موجود است.

- متافيزيک خالق است نه مخلوق:

امر متافيزيکي و عالم هستي شناسانه متافيزيکي جرياني نظام مند است اين فضا فضاي سيستمي و برنامه­اي شده است در اين معني گاهي بدفهمي وجود دارد عده­اي فکر مي­کنند من منکر متافيزيک هستم اما اينطور نيست. اين متافيزيک مادي است متافيزيکي است که مخلوق است و نه خالق. متافيزيکي که در امر ديني از آن صحبت مي­کنيم به عنوان متافيزيک خالق است اين متافيزيک مخلوق است امر مجازي امري قديمي بوده و جديد نيست. اگرچه ما هميشه تاريخ را انکار مي­کنيم و اگرچه دوست داريم اولين باشيم و اولين­ها را بگوييم اما خداوند تجربه­اي اين تاريخ را انباشته کرده است يعني اين عالم عالمي است که مرتب از ذخيره تاريخ بهره گيرد مجاز امري است که ذهن ما به وجود آمده انسان مدام دنبال مجاز است و دائم با اين مجاز زندگي مي­کند ما در اين عالم چه بودن و چه شدن را داريم اگر ذهن را از بشر بگيرند ما ديگر نمي­توانيم در خيالات زندگي کنيم و آنرا در عالم خيال دنبال کنيم.

- درک امري فراجهاني

پتريک کسول معتقد است: دين در ذات خود يک مقوله مجازي است. بنابراين مي­توان گفت دين به نوعي انس گرفتن به درک (فراجهاني) و انتقال به جهاني ديگر است. از ديگر خصيصه­هاي دين همه جا حاضر بودن و دسترسي فراگير آن است که در دنياي مجازي هم اين امکان را براي همه فراهم مي­کند.

(تصويرسازي) (تخيلي بودن) (بازنمائي واقعيت) (صنعتي بودن) (تعاملي بودن) پنج متغير دين در دنياي مجازي يا دين مجازي هستند. با نگاه به اين عناصر نگاه به کيفيت مهم است اما در اينجا با چهار نوع کيفيت مواجه مي­شويم که اولين آن دين (مجازي تخيلي) است. مفهومي که به نگاه تخيلي و استعاره­اي دين برگشته و در هنرهاي نمايشي و ادبيات داستاني نگاه ايدئاليستي به دين منعکس مي­شود. يعني ما مجال اين را پيدا مي­کنيم تا بتوانيم تخيلات ديني خود را به امر واقعي در جهان مجازي تبديل کنيم.

دين مجازي تخيلي از عنصر تصويرسازي در سطح وسيعي بهره مي­گيرد و فرد را به يک فضاي ساختگي که ارتباط معناداري با واقعيت ديني ندارد منتقل مي­کند. اساساً تخيل جهان قدرت تصوير است اگر مجاز را به عنوان يک امر بازنمائي شده بگيريم رسانه هرکاري که درباره دين انجام بدهد بازتوليد شده است. بنابراين دين رسانه­اي از عنصر تصويرسازي استفاده مي­کند و متناسب با نوع برنامه سازي از عنصر تخيل بهره مي­گيرد بنابراين چون فضاي مجاز فضائي سمبليک و کدگذاري شده است و ما هريک به نوعي کدگذاري مي­کنيم با نظامي سمبليک مواجه مي­شويم.

ظهور صنعت هم زمان ارتباطات، انقلاب اول و دوم ديجيتال و حضور اينترنت به عنوان فضاي همه رسانه به وجودآورنده واقعي­ترين سطح مجاز است. مفهوم چهارم دين مجازي به آن معني است که دين را در فضاي مجازي مشاهده کنيم اين مفهوم براي اولين بار در دهه 90 ميلادي مطرح شد و استفاده اوليه آن عام و هر نوع انعکاس دين در رايانه را شامل مي­شد. شايد در گذشته تنها کسي که در مجلس روضه امام حسين (ع) حاضر مي­شد آن احساس خاص را داشت اما امروزه با پيدايش امکان حضور در حرم ائمه از طريق دنياي مجازي و گوش دادن به روضه­هاي ضبط شده مي­توان همان احساس را تجربه کرد. در حاليکه دنياي مجازي از فضاهاي فراگيرتري برخوردار است و ديجيتالي شدن امر ديني به معناي بي نهايت تنوع، ترکيب و دسترسي به شمار مي­آيد.

جهاني­ترين وجه کشورها دنيا مجازي آنها است و اين در حاليست که در کشور ما غيرجدي­ترين بخش شده است و هيچ گاه سعي نشده است که از اين ظرفيت به طور مناسب استفاده شود.

در دنياي مجازي امکان انتخاب براساس علاقمندي­هاي انسان وجود ندارد و دستگاه براساس کد در فضاي مجازي عمل مي­کند. بنابراين استفاده از امکانات دنياي مجازي و دنياي حقيقي امکان هرگونه انتخاب انساني را از بين مي­برد. در اين صورت امکان ندارد که براساس خوش آمدن کسي کار او زودتر انجام شود و مي­توان گفت عميق­ترين لايه­هاي عدالت در جهان مجازي قابل پياده سازي است. اما به هر حال دين در فضاي مجازي انتخاب دوم است.

- همه جاي جهان در دين:

اگر جهاني شدن دنبال مرجع و منبعي باشد که همه را به هم پيوند بزند چيزي جز (خالق هستي) که منشأ موجودات همه موجودات است پيدا نمي­کند.

پاسخ به اين سؤال که جايگاه دين در فضاي مجازي چگونه است نيازمند بحث کلي است. بايد ديد دين در فضاي مجازي از چه ساختار و ترکيب بندي و کيفيتي برخوردار است و چه نسبتي با جهان واقعي برقرار مي­کند اما سؤال جلوتر از آن اين است که آيا دين در تعارض با امر جهاني هست يا نه؟ هيچ چيز قدرتمندتر از دين از ويژگي جهاني برخوردار نيست. امروز حتي در صحنه سياسي جهان دين به عنوان مهمترين متغير حل تضادهاي بين المللي مطرح مي­شود.

آلبرايت وزير خارجه کيلينتون در کتابي که در ماه مي 2006 تحت عنوان (تعالي و تقدس) به چاپ رساند بر اين مبنا تأکيد مي­کند که: دين منشأ پيوند همه انسان­ها با يکديگر است و در واقع عامل اصلي تضادهاي محلي است. اديان با همه ظرفيت­ها و تفاوت­هائي که با هم دارند در اين امر که ما نامخلوق خدا هستيم يکي هستند. خدا بزرگترين مرجع جهاني شدن است چرا که از نظر خداوند هيچ تبعيض و تفکيکي در جهان نيست و در نگاه الهي جغرافيا وجود ندارد همه­ي انسان­ها مورد خطاب هستند همه­ي هستي مورد توجه خداوند است و به نوعي همه­ي موجودات موضوع الهي هستند. حال که اين هسته جهاني در امر ديني وجود دارد مي­توان اميدوار بود که محدوديت­هاي قومي و ملي و محلي در جهان مجازي تکرار نشود و شاهد جهان بزرگ­تر باشيم.

وقتي امر ديني در فضاي مجازي صورت مي­گيرد موجوديتي است که در معرض همگان قرار مي­گيرد البته بين امر مجازي و حقيقي يک خط ارتباط منطقي وجود دارد و جدا از يکديگر نيستند موضوع امر مجازي انسان است و انسان متعلق به جهان واقعي است و امروز متعلق به جهان مجازي هم هست. ولي اين قابليت­هاي اين دو جهان باهم متفاوت است فضاي مجازي به دنبال اين است که هستي واقعي را در هستي مجازي بازتوليد کنند امر ديني در فضاي مجازي به دنبال اين است که اخلاق، اعتقادات، شعائر ديني با جنس و سنخ ديگري در اين فضا توليد کند در فضاي مجازي دسترسي آسان است در حاليکه آدم­ها و مکان­ها مثل مساجد و . . . در ساعات خاصي تعطيل مي­شوند هستي مجازي وقتي مرجع آن (انسان) خاموش مي­شود باز بيدار است دين به معناي توسعه انسان و ظرفيت­هاي جهان واقعي در جهان مجازي است.

از ديگر خصوصيات فضاي مجازي اين است که ديني که در دنياي واقعي از خاصيت آنالوگ برخوردار است ديجيتال مي­شود و انعطاف بي نهايت مي­يابد. مسجد ظرفيت محدود دارد اما در فضاي مجازي اين محدوديت از اين بين مي­رود. تغيير اين فضا خيلي سريع اتفاق مي­افتد. و به راحتي مي­توان تقسيم، ترکيب و تکثير در مفاهيم ايجاد کرد. بحث دين نيازمند بازتعريف در قابليت­هاي فضاي مجازي و قابليت­هاي دين در فضاي مجازي است و اگر بخواهيم با منطق جهان واقعي با آن مواجه شويم اشتباه است در واقع مثل اين است که با منطق آنالوگ فضاي ديجيتال ساخته شود وقتي مطلبي در اين فضا انتشار مي­يابد حساسيت­ها بايد خيلي بيشتر باشد چرا که همه­ي جهان در معرض آن قرار مي­گيرند و هنوز افراد اين حساسيت­ها را درک نکرده­اند و محله­اي و مسجدي به قابليت­هاي دين در فضاي مجازي نگاه مي­کنند بايد توجه داشت که بار حرف در صنعت مجازي به دليل جهاني بودن آن سنگين است.

در صنعت فيلم سازي هر برش بين متني آدمي را به دنياي ديگري مي­برد در متن ديجيتال نيز اين برش­ها مطرح است که خيلي قوي­تر و راحت­تر اتفاق مي­افتد. فضاي ديني مجازي ما يک فضاي متني است و هنوز از فضاهاي صوتي و تصويري اين فضا استفاده نمي­شود و از طرفي فضاهاي هم زمان بين متني که مي­توان تاريخ را نه خطي بلکه به صورت موازي به نمايش بگذارد بهره گرفته نمي­شود. به طور مثال شهر تاريخي در فضاي مجازي امکان پذير شده است وقتي از سيره پيامبر (ص) حرف مي­زنيم مي­توان کاملاً تاريخي و نمايشي و در عين حال زمان­هاي گسسته و در عين حال به هم چسبيده را بازنمائي کرد.

- واقعيت مجازي:

فضاي مجازي ما هنوز با واقعيت شدن فاصله دارد. واقعيت آمده تا فضاي مجازي همه واقعيت­ها را به صورت مجازي خلق کند. زماني واقعيت مجازي خلق مي­شود که ابعاد حس و لمس و طمع و حتي عطر فضاي واقعي به فضاي مجازي تبديل شود. هدف آن اين است که با قابليت ديجيتال و استفاده از صنعت واقعي مجازي مرز و واقعيت و مجاز را بردارد. امر ديني را مي­توان در اين فضا ايجاد کرد که استفاده­هاي فراگيرتري داشته باشد.

حوزه بخش ديني آن نسبت به ديگر سازمان­ها از جمله دانشگاه­ها در توليد نرم افزاري و ديجيتالي کردن متون ديني خيلي جلو بوده است. کتابخانه الکترونيکي در بحث ديني ايران خيلي قوي است اما وقتي با قابليت­هاي فضاي مجازي مقايسه مي­کنيم مي­بينيم خيلي کارها بايد صورت گيرد و از خيلي قابليت­ها بايد استفاده شود.

با اشاره به مفهوم يا ايها الناس مي­توان اين طور نتيجه گرفت که فضاهاي مجازي (ال) الناس است که استغراق همه­ي مخاطبان را دربردارد. همه­ي مردم را در خود غرق کرده است و امکان تحقق آنرا نيز بوجود آورده است. البته محدوديت­هائي هم در اين ميان وجود دارد. از جمله­ي مهمترين اين محدوديت­ها محدوديت­هاي زباني است مثل زبان فارسي که پوشش جمعيتي خاصي را دارد. بحث تنها در زبان گفتاري نيست. بلکه فرهنگ زباني را که در پي استفاده از زبان­هاي ديگر است نيز بايد در نظر گرفت.

فضاي مجازي دين را به همه جاي جهان برده است و همه­ي جهان را به درون جهان ديني آورده است. زماني که مخاطب جهاني است بايد از زبان جهاني استفاده کرد در روند فضاي مجازي دو روند خاص گرائي و عام گرائي وجود دارد رابطه اينها مانند روابط حلقه­هاي کروي است. خاص گرائي به اين معنا است که ضمن رشد مباحث ديني با فرهنگ ايراني و زبان فارسي بايد در جهت توسعه فرهنگ ديني ايراني فعاليت کرد که اين نوع خاص گرائي جهاني است اما از عرصه جهاني نيز نبايد غافل شد.

فضاي مجازي دو خصلت را طلب مي­کند يکي کار حرفه­اي که مستلزم فعاليت­هاي گسترده است فضاي ارائه آسان مطلب در قالب ايميل و وبلاگ و يا روزنامه آنلاين مي­تواند مغالطه غير حرفه­اي بودن اين فضا را باعث شود کار حرفه­ اي دقت زياد مي­خواهد و نيازمند دانش چندحرفه­اي است با توجه به اينکه متن بايد مصور شود امکانات صوتي مهيا و از ديگر ويژگي­هاي فضاي مجازي استفاده شود لينک­ها و بخش­هاي مختلف نيز بيايد. با دقت کار ماندگار توليد کرد. آنچه باعث پيشرفت مي­شود اين است که فضاي مجازي را به صورت يک فضاي کاملاً تخصصي و حرفه­اي نگاه کرد و صورت مسئله به قدري ساده نشود که همه­ي کارها توسط يک فرد انجام شود.

در برخي امور هرچه قدر موارد سنتي­تر بماند موفق­تر است و بايد جائي براي خستگي­هاي فرد از صنعت کنار گذاشت شبستان انس با شنيدن روايتي ساده و بي پيرايه از امام صادق مورد احتياج روحي است که با مدرن شدن مفاهيم ديني دچار خستگي شده است مي­توان از صنعت رسانه­هاي براي بازنمائي عرضه ديني استفاده کرد ولي معاني را بايد بي پيرايه نگاه داشت با نگاهي ديگر مي­توان گفت: اگر پست مدرنيته به وجود آمده بخاطر خستگي از مدرنيته است. پسامدرنيسم حکايت خستگي روند تاريخي و زير سؤال بردن گذاشته است.

خواب ناآرامي که استوارت هال و آرامشي که دين مي­گويد (الا بذکرالله تطمئن القلوب) انعکاسي است که بودن­ها و نبودن­هاي ما. (مدرن کردن پيام ديني) مشکل ايجاد مي­کند بايد مراقب بود ذات دين و امر ديني گم نشود.

- حضور منفعل، حضوري فعال:

ما مي­خواهيم به همه­ي شبهات پاسخگو باشيم جواب دادن يک عمل غيرفعال است بيان يک امر ذهني است نه در قالب دفاع بلکه در قالب بيان حضوري فعال است در عرصه ديني مدام در حال جواب دادن هستيم و حل شبهات ديني تبديل به مهمترين فعاليت­هاي جامعه ديني شده است به نظر مي­رسد بهتر است صحنه را عوض کنيم و کمي به بيان بي پيرايه­ترين دين بپردازيم و از ملغمه­هاي ترکيبي که در نهايت معلوم نمي­شود حرف اصلي کجاست پرهيز کنيم.

دقيقاً مثل طبيعت است طبيعت دست کاري شده و مصنوعي، کار طبيعت بکر را نمي­کند در مورد امور ديني هم فرد مي­خواهد يک (امر ديني ناب) بيابد تا از شراب آن مست شود بايد دقت شود که امر ديني را با چه منطقي با فضاي مجازي وارد مي­کنيم که ذره­اي غفلت ممکن است به جاي آرامش و آسايش ديني اثري معکوس بر جاي بگذارد و دين صنعتي شده­ي جديد را خسته کننده و يک فضاي ناآرام ايجاد کند.

انتخاب­ها منکثر شده­اند انتخاب برتر بايد توليد شود که فرد به سراغ آن برود تفاوتي در ديد ساختارگراها و انعکاس گراها وجود دارد انعکاس گراها مي­گويند گل، گل است و گِل، گِل. گُل دلربايي مي­کند و جذب مي­کند اما از اين نکته نبايد غافل شد که بازنمائي نيز قدرتمند است. باز او به ديد و نحوه­ي بيان مي­توان بر انتخاب اثرگذار بود. اراده فرد نبايد ناديده گرفته شود و او را بي اراده فرض کرد. الگوي برتر ارائه شود و قدرت انتخاب را هم به عهده فرد بگذاريم. وقتي (خير) را به زور به فردي بدهيد از آن فرار مي­کند اما آزادانه در معرض خير قرار گيرد خود به خود به سمت آن گرايش پيدا مي­کند.           

 

چهارشنبه 24 آبان 1391 - 9:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری