پنجشنبه 8 تير 1396 - 10:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

حبيب خراسان

 

- حبيب خراسان (گزيده­ي شعر حاجي ميرزا حبيب خراساني)       

- ساعد باقري، سهيل محمودي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1390

- شابک: 7- 280- 303- 964- 978

- قيمت: 2500 تومان

 چهاردهمين اثر از سري مجموعه کتابهاي «صد سال شعر فارسي» به گزيده اشعار حبيب خراساني اختصاص دارد. مؤلفان کتاب – ساعد باقري و سهيل محمودي – درباره­ي او چنين مي­گويند: عالم و شاعر نامدار تاريخ ايران، حاجي ميرزا حبيب خراساني اهل ادب و فرهنگ است و شعرهاي با ارزش او را که بازتاب خلاقيتي اعجاب آور است، قدر مي­ شناسند. غزل معروف او را هم کمتر کسي است از عموم مردم که جايي نخوانده و نشنيده باشد؛

امروز امير در ميخانه تويي تو

فريادرس ناله­ي مستانه تويي تو

مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام تويي، دام تويي، دانه تويي تو

ويرانه بود هر دو جهان نزد خردمند

گنجي که نهان است به ويرانه تويي تو

حبيب در روز نهم جمادي الاول، در نوروز 1266 ق در مشهد بدنيا آمد. جد او سيد مهدي شهيد از عالمان بزرگ خراسان بود و همين شهيد بزرگوار سرسلسله­ي خانداني است که بعدها به علماي شهيدي خراسان معروف شدند. نصب خاندان حبيب به امام ششم شيعيان، حضرت جعفر صادق (ع) مي­رسد. به سنت خاندان، حبيب از کودکي به آموختن دانش و علوم اسلامي پرداخت.

گفته­اند که در پانزده سالگي چند هزار بيت شعر عربي و فارسي از حفظ داشته و به فارسي و عربي شعر مي­سروده است. در جواني براي تکميل دانش خود و ادامه تحصيل علوم ديني، چنان که رسم آن روزگار بود، به عتبات عاليات عزيمت کرد و در نجف اشرف اقامت گزيد. وي سالهايي در عتبات به تحصيل پرداخت و سپس به مشهد مراجعت کرد. حبيب مدتي در مشهد با دوستان و همدلان و همفکران خود حلقه­اي ايجاد کردند که به اصحاب سراچه معروف شدند. اين جمع شب­ها در حرم متهجد بودند و نماز صبح را همانجا اقامه مي­کردند، روزها را اغلب روزه مي­گرفتند و در افطار نيز از غذاهاي چرب و سنگين و گاه از همه­ي غذاهاي حيواني پرهيز مي­کردند . . .

ميرزا حبيب پس از ازدواج در مشهد، اسباب عزيمت به بيت الحرام را فراهم آورد و به حج مشرف شد. در بازگشت از مسافرت بيت الله، ميرزا حبيب چند سال ديگر در عراق توقف کرد، از حوزه­ي درسي عالماني چون حاجي حبيب الله دشتي و فاضل دربندي و تابستان­ها در سامرا از فيض محضر ميرزا حسن شيرازي – ميرزاي بزرگ – مرجع نامدار برخوردار شد.

حاجي حبيب خراساني، با کسب درجه­ي اجتهاد، در سال 1298 ق به مشهد بازگشت.

ديوان اشعار حاجي ميرزا حبيب خاموش است. او نه شعري در مدح شاهان و اميران دوره­ي قاجار دارد و نه کلامي درباره­ي مشروطيت. مدايح حاجي – به غير از مدايح نبوي و علوي – مدح استادان اوست از قبيل ميرزاي شيرازي بزرگ. وي در سال 1327 ق با وجود سلامت مزاج و صحت بدن، پس از دوبار حمله و تشنج که با ساعتي فاصله رخ داد، به ديدار معبود و محبوب رهسپار گرديد.

مؤلفان درباره­ي کتابخانه­ي حاجي ميرزا حبيب چنين مي­گويند: کتابخانه­ي حبيب از کتابخانه­هاي ارزنده­ي مشهد بود. علاوه بر کتابهاي موروثه و آنچه خود در مشهد فراهم آورده بود، از همان سفر نخستين بغداد با کتابخانه­هاي بزرگ مکاتبه داشت و از روي فهرست­هاي اسلامي، منتخبات خود را طلب مي­کرد و مي­خريد. از زماني هم که با زبان فرانسه آشنا شد متون منتشر شده به اين زبان را تهيه کرد. دوستان اهل علم و ادب او، برخي کتابهاي مطلوب حاجي ميرزا حبيب را در مصر و سوريه و هند، چه کتابهاي تازه به طبع رسيده و چه مطبوعات کمياب قديم، براي وي تهيه مي­ کردند.

نويسندگاني هم که کتابهايشان در تهران به طبع مي­رسيد، خود، آثارشان را براي حبيب مي­فرستادند. حاجي ميرزا حبيب خراساني شعر بسيار مي­گفت ولي در جمع ورآآوري و ضبط آنها اهتمامي نداشت. در شعر حبيب تخلص مي­کرد ولي کمتر از تخلص در غزل و قصيده استفاده کرده است.

لحظه­هاي شاعرانه و ناب شعري، در سروده­هاي حاجي ميرزا حبيب خراساني، ظهور و بروز متنوعي دارد و «بت عيار» شعر، جوهره­ي خود را هر دم به شکلي در کلام او «عيان» مي­کند.

از ديگر ويژگي­هاي بارز شعر ميرزا حبيب درآميختگي نوع مفاخره­هاي عرفاني با حس و حالي قلندرانه است. اين دو فضاي دلپذير و جذاب در شعر حبيب با يکديگر نسبتي کامل کننده دارند . . .

مؤلفان پس از مقدمه هشتاد و شش غزل ميرزا حبيب را آورده­اند که عناوين برخي از آنها عبارت است از: سفر در وطن، آسمان وار، زاده­ي خرد، خون بها، آرام جان، دفتر اسرار، دل شدگان، افسانه­ي شب، لحن غريب، بهشت نقد، زخم و مرهم، سرگردان، آيينه­ي دل، شريعت عشق، اميد وصال، سايه­ي ديوار، راه دل، ساحل دل، شکرانه، حاصل عمر و . . .

ما نيز در ذيل به برخي از آنها براي نمونه اشاره مي­کنيم:

1- سفر در وطن

هر شب من و دل تا سحر، در گوشه­ي ويرانه­ها

داريم از ديوانگي، با يکدگر افسانه­ها

اندر شمار بيدلان، در حلقه­ي بي حاصلان

ني در حساب عاقلان، ني درخور فرزانه­ها

از مي زده سرجوش­ها، از پند، بسته گوش­ها

پيوسته با بي هوش­ها، خود کرده با ديوانه­ها . . .

2- بهشت نقد

هرچه آيد ز رنج و راحت، پيش

نسپارم به درد و غم، دل خويش

لزوم زير بار منت خلق

هرکه هست از توانگر و درويش

دل کس را نمي­برم از جاي

وقت کس را نمي­دهم تشويش . . .

3- سرگردان

خداوندا! عجب شوريده راييم

چنين بي دانش و بيدل چراييم

يکي پويد ره مسجد، يکي دير

از اين سو رانده، ز آن سو مانده ماييم

نه راه خلق پويان، ني ره حق

نمي­دانم در اين عالم، که راييم؟ . . .

4- پند پير

عمر برآمد مرا به نيمه­ي هفتاد

نيمي از عمر خويش، دادم بر باد

حاصل اين روزگار رفته، به دستم

لختي افسوس ماند و لختي فرياد

اين شکرين، عمر نغز دلکش شيرين

باختم از کف، به نام خسرو و فرهاد . . .

مؤلفان در ادامه به دو قصيده­ي، دو نيمه از يک جلوه و بهار سبزه خيز، و پنج رباعي و چند بيت از قالبهاي ديگر را اشاره کرده­اند. قصيده­ي دو نيمه از يک جلوه در ستايش اميرمؤمنان سروده شده است که اصل آن حدود دويست بيت مي­باشد که در اينجا مؤلفان به هشتاد بيت آن اشاره کرده­اند:

سخن مگو که نبيني ز هيچ کس آزار

چرا که مهر خموشي ست خاتم زنهار

يکي بگوي و دو بشنو که داده حضرت حق

دو گوش، بهر «شنو»، يک زبان پي «گفتار»    

چو تيغ، هرکه سراسر زبان بود دايم

به پيش خلق، بود سر به پا فکنده و خوار

خلاف آن که سراپاش گوش، همچو صدف

که حقه­اي است لباب ز گوهر شهوار . . .

از قالبهاي ديگر شعري ميرزا حبيب خراساني که نويسندگان در اين کتاب آورده­اند؛ دو بند برگزيده از ترکيب بند غدير خم مي­باشد:

امروز که روز دار و گير است

مي ده که پياله دلپذير است

چون جام دهي به ما جوانان

اول به فلک بده که پيداست

از جام و سبو گذشت کارم

وقت خم و نوبت غدير است . . .

و يا جهان در جهان:

در اين تن هر دم آيد جان ديگر

وز اين در، هر دم آيد خوان ديگر

در اين محفل که نزهتگاه جان است

رسد هر ساعتي مهمان ديگر

به هريک ذره از ذرات امکان

نهفته عالم امکان ديگر . . .

 

 

چهارشنبه 17 آبان 1391 - 11:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری