سه‌شنبه 28 آذر 1396 - 1:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

اديب الممالک فراهاني

 

 

-اديب الممالک فراهاني (آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و ايران)       

- دکتر علي اکبر ولايتي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، چاپ اول 1391

- شابک: 0- 432- 303- 964- 978

- قيمت: 2300 تومان

 چهل و يکمين کتاب از سري مجموعه کتابهاي آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، به اديب الممالک فراهاني اختصاص دارد و نويسنده­ي آن – دکتر ولايتي – کتاب را در شش فصل تهيه و تنظيم کرده است.

مؤلف در مقدمه به معرفي اجمالي اديب الممالک مي­پردازد و مي­گويد: ميرزا محمد صادق، مشهور به اديب الممالک از نوادگان ميرزا عيسي قائم مقام فراهاني، از شاعران و رجال بنام عصر قاجاريه است. وي در يازدهم مرداد 1239 در روستاي گارزان از توابع اراک چشم به جهان گشود. در پانزده سالگي پدرش را از دست داد و به همراه برادرش راهي تهران شد. در تهران چندي زندگي را با سختي و با تحمل ناملايمات سپري کرد تا اينکه بر اثر شدت اندوه قصيده­اي در شکايت از روزگار سرود و آن را با نام شهزاده طهماسب ميرزا مؤيدالدوله، که مردي شعرشناس و اهل دانش بود، به پايان برد. در آنجا بود که به توسط حسنعلي خان امير نظام گروسي به خدمت مؤيدالدوله راه يافت و اين واقعه نقطه­ي عطفي در زندگي او بود. اميرنظام، که افزون بر مقام بلند سپاهيگري و سياست نويسنده و اديبي توانا و سخن شناس بود، قدر اهل فضل را مي­دانست. از اين رو، ميرزا صادق را در سايه­ي حمايت خويش آورد و سبب شهرت او در نزد شاهان و بزرگان عصر شد و . . .

دوران شاعري اديب الممالک را مي­توان به دو بخش مجزاي پيش و پس از انقلاب مشروطه تقسيم کرد. تا پيش از مشروطه، به سبک شاعران قديم شعر مي­سرود و در اشعارش حتي به مدح رجال سياسي مي­پرداخت. اما با وقوع انقلاب مشروطه شعر او نيز دگرگون شد و رنگ و بوي اجتماعي – سياسي به خود گرفت و زبان شعرش به زبان گفتار بسيار نزديک شد. در اشعار او نمونه­هاي فراواني انتقاد از اوضاع سياسي و اجتماعي و حتي نقد و هجو رجال سياسي به چشم مي­خورد. اديب که در روزنامه نگاري نيز چيره دست بود، مطبوعات را عرصه­ي مناسبي براي عرضه­ي انديشه­هاي بيدار کننده و سازنده يافت و توانست از طريق آن مردم را، از يک سو، از نابساماني اوضاع، و از سوي ديگر، از حقوقشان آگاه کند. او شايد نخستين شاعر ايراني باشد که از شعر براي بيان اهداف سياسي و اجتماعي و مبارزه با خيانت رجال آزمند و فرصت طلب و باز نمودن خواسته­هاي ملت محروم از همه چيز ايران بهره برد. عصر اديب الممالک عنوان بخش اول کتاب مي­باشد که مؤلف در اين فصل بيشتر به انقلاب بزرگ مشروطه – يکي از مهم­ترين و شگفت انگيزترين رخداد تاريخ ايران – ادبيات عصر مشروطه، شعر فارسي و خصيصه­ي آن، ديدگاه­ها و برداشت­هاي سياسي در شعر اين دوران، زبان شعري مختص عصر مشروطه، دوره­ي بازگشت ادبي و موضوعات رايج در اشعار سياسي عصر مشروطه مي­پردازد و معتقد است که اديب الممالک شاعر و اديب و روزنامه نگار و نويسنده­ي سرشناس دوران مشروطه خواهي ايرانيان و اثرگذار در جريان بازگشت ادبي اين دوران بشمار مي­رود.

مؤلف در فصل دوم به زندگاني اديب الممالک مي­پردازد و از دوران جواني و خانواده­ي او، ازدواج و همسر و فرزندانش، سفرهاي وي و وفات و مزارش سخن مي­گويد.

مؤلف درباره­ي تولد و نسب اديب الممالک چنين مي­گويد: او از شاعران و رجال بنام عصر قاجاريه محسوب مي­شود که چندي ملقب به اميرالشعرا و سپس به اديب الممالک و متخلص به اميري بود. نياکان اديب الممالک پشت اندر پشت در دولت­هاي زنديه و افشاريه و صفويه و قبل از آن منصب وزارت و صدارت داشته­اند و چون خاتم حضرت علي بن الحسين (ع) در تملک آنان بود، به لقب ميرمهددار نيز ملقب بودند.

اديب الممالک در قطعه­اي نام و نام پدر و نام جد و شهر و آبادي و تاريخ تولدش را اينگونه بيان مي­کند:

نام ميمونم محمد صادق آمد

بن حسين بن محمدصادق اما

در حقيقت، گر نژادم باز خواهي،

شبل احمد، بسط حيدر، نجل زهرا

مسکنم داين شد از ملک فراهان

مولدم در گارزان از ملک شرّا

اديب الممالک در سال 1298 ق با دختر شخصي بنام حسن خان از اهالي فراهان ازدواج کرد و سه دختر و يک پسر از او داشت که يکي پس از ديگري درگذشتند.

وي تا پايان عمر به رياست چندين شعبه­ي عدليه در عراق (اراک) و سمنان و ساوجبلاغ و يزد مأمور شد. از دوران خدمت در ساوجبلاغ چند قطعه و قصيده­ي شکوه آميز دارد که نشان مي­دهد در آن ايام بر او بسيار سخت گذشته است. وي در شهر يزد بود که سکته­ي ناقص کرد و ناچار به تهران بازگشت و سرانجام، در سال 1336 ق در سن 58 سالگي در تهران وفات يافت. پس از وفات اين بزرگ مرد مبارز آزادي خواه و دلسوز ايران و ايراني، او را در آستانه­ي حضرت عبدالعظيم حسني (ع) در حجره­ي ميرزا ابوالحسن خان قائم مقام به آغوش خاک سپردند.

فصل سوم به شاعري و تخلص شعري اديب الممالک، دوره­هاي شاعري او، اديب الممالک در دوره­ي کهن گرايي و شعر سنتي، خصوصيات شعري اديب در دوره­ي اول شاعري، شعر اديب در دوره­ي تجديد حيات ادبي و ويژگي­هاي شعري وي اختصاص دارد. اديب الممالک الحق شاعر زمان خود بود. او شاعري را به شيوه­ي معمول و متناسب با حال و هواي روزگار خود آغاز کرد، ولي با تحول اوضاع سياسي و اجتماعي جامعه­ي ايران شعر او نيز متحول شد. زندگي ادبي ميرزا صادق را مي­توان به دو دوره­ي کلي تقسيم کرد: 1- از آغاز شاعري تا سالهاي پيش از نهضت مشروطه و 2- از سالهاي نزديک به اوج گيري نهضت ضد استبدادي و گرايش­هاي مشروطه خواهي تا پايان عمر.

اکثر منابع موجود اولين تخلص شعري اديب الممالک را «پروانه» نوشته­اند، بعدها اديب الممالک تخلص خود را به سبب انتسابش به حسنعلي خان گروسي از «پروانه» به «اميري» تغيير داد.

شعر اديب را نيز از لحاظ سبک مي­توان به دو دوره تقسيم کرد که هرکدام ويژگي­هايي چند براي خود دارند، اما اين ويژگي­ها در حقيقت مکمل يکديگرند و بالندگي و توانايي وي را باز مي­نمايانند: اشعار دوره­ي نخست ماهيتي سنت گرايانه در ادامه­ي روش­هاي شاعري گذشته دارد و اشعار دوره­ي دوم از دوران تجديد حيات ادبي يا دوره­ي بازگشت ادبي متأثر است.

اديب الممالک در چند جا از شيوه­ي شاعري قدما و پيروان آنان انتقاد کرده که در مدح هر خسيس شعرهايي نامناسب فرو مي­خوانند، خود از اينگونه مضمون پردازي­ها و مداحي­ها و قصه­ي ليلي و غصه­ي قيس گفتن­ها برکنار نمانده؛ گويي او نمي­تواند از بافت ادبياتي که خود و خاندانش در آن پرورش يافته­اند و در فضاي آن تنفس کرده­اند به يک باره بِبُرد. او از چشمه­ي سرشار شعر و ادب کهن پارسي و معارف اسلامي سيراب شده و اجزاي وجودش از آن تأثير پذيرفته بود. بنابراين وقتي شعر سرودن را آغاز کرد، جز همين سنت کهن پيش روي خود شيوه­ي ديگري نمي­دانست.

از ميان انواع شعري اديب بيش از همه به قصيده و قطعه سرايي علاقه داشت. کهن گرايي واژگاني و دستوري، فصاحت کلام، بکارگيري برخي لغات نامستعمل و نامأنوس، کاربرد علوم گوناگون و . . . از خصوصيات شعري اديب در دوره­ي اول شاعري­اش مي­باشد که مؤلف در اين فصل به آنها اشاره کرد و هريک را مورد بررسي قرار داده است.

مرلف در فصل چهارم به گوشه­هايي از انديشه­ها و فعاليتهاي فرهنگي و سياسي و اجتماعي اديب الممالک پرداخته است، و به سردبيري اديب در روزنامه­هاي مجلس، آفتاب و ايران سلطاني اشاره کرده است و پايگاه ادبي و علمي وي را مورد بررسي قرار داده است.

اديب در دوراني مي­زيست که شور و شوق و انقلاب در گوشه کنار ايران به پا خاسته بود. از اين رو، انديشه­هاي وي نيز به تأثير از اوضاع اجتماعي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي آن زمان در قالب شعر و نوشته­هاي مندرج در روزنامه­ها بروز کرد.

قسمتي از مضامين سروده­هاي اديب به مشکلات و نابساماني­هاي اجتماعي ايران آن روز اختصاص دارد که وي دردمندانه از آن سخن مي­گويد؛ از ميان مسائل اجتماعي که اديب بيش از همه بدان پرداخته، فساد دستگاه متزلزل قضا و تشکيلات نابسامان عدليه­ي آن روز ايران است.

اديب را بايد يکي از استادان مسلم هنر هجو در شعر فارسي شمرد. وي جز داشتن مقام شاعري، خود اهل فضل و دانش نيز بود و به اهل علم و به ارتقاي سطح علمي و فرهنگي جامعه علاقه­ي خاصي داشت. اديب صرفاً شاعر نبود، بلکه علاوه بر طبع شعر قوي ذهني مجهز به بسياري از دانش­هايي است که از اديبي واقعي انتظار مي­رود. وي نمونه­ي ممتازي از شاعري و دبيري است که مطمح نظر نظامي بوده است. او در لغت فارسي و عربي تبحري فراوان داشت و افزون بر پاره­اي مصراع­ها و ابيات پراکنده­ي عربي قصايد کاملي به عربي سروده است.

نثر اديب نيز چون شعرش پخته و عاري از آن سستي­ها و لغزش­هاي نگارشي است که در بسياري از نوشته­هاي عصر قاجار به چشم مي­خورد. شهرت شاعري اديب سبب شد که ارزش و پايگاه او در روزنامه نگاري و نويسندگي تحت الشعاع قرار گيرد و جز گروه خاصي به وي در نقش يکي از پيشگامان رشته­ي روزنامه نگاري توجه نکنند. نويسنده فصل پنجم را به کتاب شناسي اديب الممالک اختصاص داده است و فعاليتهاي صورت گرفته براي انتشار اشعار اديب را برمي­شمارد.

مؤلف همچنين در فصل ششم به گزيده­ي اشعار اديب مي­پردازد و چند بيت از قطعات و قصايد او را به عنوان نمونه مي­آورد:

شنيده­ام چو سليمان به تخت دار نشست

خرد به درگهش اِستاد و چشم فتنه بخفت

ز دور ديد که گنجشک نر به جفت عزيز

ترانه خواند و سرود، آن چنان که شاه شنفت

من اين رواق سليمان توانم از منقار

ز جاي کند و به دريا فکند و خاکش رُفت . . .

قصيده­اي مسمط در تهنيت ولادت حضرت رسول (ص)

برخيز شتربانا، بربند کجاوه

کز چرخ همي گشت عيان رايت کاره

در شاخ شجر برخاست آواي چکاوه

وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذر به شتاب اندر از رود سماوه

در ديده­ي من بنگر درياچه­ي ساوه . . .     

 

 

چهارشنبه 17 آبان 1391 - 11:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری