يكشنبه 29 مرداد 1396 - 16:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

نيما نوربخش

 

مرد فرهنگ فولکلور تهران

 

نگاهي به زندگي و آثار مرتضي احمدي

مرتضي احمدي با نام اصلي مرتضي حاج سيد احمدي در دهم آبان 1303 در جنوب تهران و در خانواده‌اي با اصالت تفرشي به دنيا آمد. او ابتدا براي تحصيل به مکتب و بعد به دبستان منوچهري در ميدان گمرک و سپس به دبيرستان شرف و دبيرستان روشن رفت.

احمدي درباره دوران کودکي خود مي گويد: «من در 10 آبان سال 1303 در جنوب تهران، محله سبزيکاري امين‌الملک که بعدها به خيابان مختاري تغيير نام داد به دنيا آمدم. اين محله در حوالي ميدان راه‌آهن بود. در محله ما چندين باغ بود؛ باغ‌ملا، باغ سرتيپ و باغ سرهنگ.

اين باغ‌ها مکان دائمي براي بازي‌هاي کودکانه ما بود. محله‌اي خوبي داشتيم، 15-10 خانوار هم بيشتر نبوديم. من همان‌جا رشد كردم، قد كشيدم، دبستان رفتم (البته، اول مكتب مي‌رفتيم، بعد شد دبستان)؛ در دبيرستان شرف‌ و روشن هم درس خواندم.

مادرم زني مذهبي بود كه صداي بسيار خوبي داشت. هر وقت كه براي برادر كوچكم لالايي مي‌خواند من به دهنش نگاه مي‌كردم و مجذوب صداي خوبش مي‌شدم. كم‌كم شعرها را حفظ كردم و بعضي وقت‌ها لالايي‌ها را با هم مي‌خوانديم.»

احمدي در شانزده‌سالگي ورزش باستاني و فوتبال را شروع کرد و به همراه تيم فوتبال دبيرستانش در مسابقات آموزشگاه‌هاي تهران رتبه‌هايي به دست آورد. بعدها در تيم فوتبال راه‌آهن تهران و پس از آن در باشگاه راه‌آهن تا سال 1325 بازيکن و مربي شد.

پس از چند تلاش آماتوري در تئاتر، در 1321 سال با کمک عده‌اي از دوستانش تماشاخانه ماه را رو به‌ روي باغ فردوس داير کرد، ولي پس از چند هفته مجبور به ترک آنجا شد. در اوايل پاييز 1322 در تئاتر فرهنگ براي اولين بار پيش پرده‌خواني کرد و در نتيجه آن بازيگر تئاتر هم شد.

مدتي بعد پدرش از فعاليت او در تئاتر مطلع شد و او را از خانه بيرون کرد. مرتضي احمدي پس از مدتي هم زمان با هنرپيشگي، در راه‌آهن تهران به‌ عنوان تعميرکار استخدام شد.

مرتضي احمدي براي اولين بار به سبک بيات تهران در پيش پرده‌ها آواز خواند. او در يکي از پيش پرده‌ها ترانه‌اي به نام کارگرم من را اجرا کرد که با استقبال کارگران راه‌آهن روبرو شد و منجر به اعتصاب کارگران گرديد که در نتيجه، مرتضي احمدي به بخش حسابداري راه‌آهن منتقل شد و پس از پايان اعتصاب دستگير شد و در کلانتري تعهد کرد از آن به بعد از اجراي آن پيش پرده خودداري کند.

پيش‌پرده ديگري نيز با اجراي احمدي به نام قدس شاهين (درباره ماجراي تعرض عده‌اي از سربازان آمريکايي به يک زن ايراني) توقيف شد. ولي پس از اجراي مجدد آن در پاييز 1323 در جمعي خصوصي، محکوم شد شش ماه به کرمان تبعيد شود که با پيگيري محمد مسعود، مدير روزنامه مرد امروز که تصادفاً به تئاتر فرهنگ آمده بود حکم وي ملغي شد.

چند تا از پيش‌ پرده‌هاي ديگر با اجراي احمدي نيز توقيف شده است، از جـمله پيش‌پرده‌اي به نام پيرهن زرده که درباره گروه‌هاي فشار حزب دموکرات ايران که پيراهن زرد مي‌پوشيدند بود و به کتک خوردن مرتضي احمدي و بازداشت او انجاميد و پيش‌پرده‌اي به نام کارمند دولت که منجر به انفصال موقت او از خدمت در راه‌آهن شد؛ ولي حکم با اعتراض احمدي به ديوان عالي کشور لغو شد.

احمدي در سال 1323 به راديو تهران (چندي بعد به راديو ايران و بعد از آن راديو و تلويزيون ايران) رفت، تا برنامه‌هاي کمدي اجرا کند. او در دوره‌هاي مختلفي در راديو کار کرد.

مرتضي احمدي در سال 1326 دوبلور فيلم‌هاي خارجي شد. احمدي درباره آغاز فعاليت خود در زمينه دوبلاژ گفت: «سال 1340 كه انجمن گويندگان فيلم‌ در ايران تاسيس شد، از من هم براي دوبله دعوت كردند. البته قبل از آن هم سال 1334 از من خواستند براي اين كار به ايتاليا بروم و به گروه ايراني كه در آنجا بود بپيوندم ولي اين درخواست همزمان شد با ازدواجم و انصراف از رفتن.

حتي باز پيشتر از آن، شايد حدود 10 سال قبل‌تر، عطا الله زاهد ‌تصميم گرفت فيلمي را دوبله كند. لذا از تعدادي هنرپيشه كه من هم جزو آنها بودم دعوت كرد. فيلم را دوبله كرديم، اما بعد از پايان كار، ديديم هيچ چيز ضبط نشده!

7 - 6 سال بعد از آن، دكتر كوشان سعي كرد اين كار را انجام دهد اما او هم به نتيجه‌اي نرسيد. تا سال 1329 كه ايتاليا كار دوبله را شروع كرد.

صاحبان سينما در ايران، با گروهي از دانشجويان كه براي تحصيل به ايتاليا رفته بودند، صحبت كردند و خواستند گروه دوبلاژي تشكيل دهند و فيلم ‌هاي خريداري شده را همانجا دوبله كنند و بفرستند ايران. اين قضيه مربوط به همان سال ‌هايي است كه از من خواستند به ايتاليا بروم ولي من نتوانستم.

در واقع اولين گروهي كه توانست كار دوبلاژ را با موفقيت انجام دهد، همان گروهي بود كه سال 1340 با عنوان انجمن گويندگان فيلم تاسيس شد و من هم يكي از اعضا و دوبلورهاي آن بودم.»

پس از کودتاي 28 مرداد 1332 احمدي بازيگري را کنار گذاشت و به مدت هفت سال به اهواز رفت. ولي پس از بازگشت به تهران از نو کار بازيگري را در سريالي تلويزيوني به نام تک‌ مضراب از سر گرفت. از سريال‌هاي تلويزيوني ديگري که احمدي بازي کرده است مي‌توان از سلطان صاحبقران، هفت شهر عشق (1356)، آئينه و زير بازارچه (1377، رضا ژيان) نام برد.

در فروردين 1349 احمدي به دعوت علي حاتمي ترانه عنوان ‌بندي فيلم حسن کچل را، خواند. مرتضي احمدي بيش از چهارصد ترانه ضربي و صد و پنجاه ترانه فکاهي خوانده است.

از ماندگارترين آثار مرتضي احمدي مي‌توان به دوبله شخصيت «روباه مکار» در مـجموعه انيميشن پينوکيو اشاره کرد.

احمدي کتابهايي را هم به رشته تحرير درآورده است خود او در اين باره مي گويد: « كتاب اول من با عنوان من و زندگي، بخشي از چهره تهران قديم و خاطرات زندگيم را در بر مي‌گيرد. كتاب دومم كهنه‌هاي هميشه نو شامل ترانه‌هاي روحوضي است. براي نوشتن آن بايد به دنبال هنرمندان روحوضي مي‌رفتم كه كار خيلي سختي بود. اينها ترانه‌هاي فولكلوريك هستند كه فقط متعلق به تهران است و مال هيچ كجاي ديگه‌اي نيست.

اما باز ديدم قانع نشدم. كتاب بعدي را شروع كردم با عنوان فرهنگ بروبچه‌هاي تهرون توي اين كتاب تمام واژه‌ها و ضرب‌المثل‌هاي تهروني را جمع كردم و شب و روزم را گذاشتم تا اين كار تمام شد.

من به عنوان يكي از قديمي‌ترين دوبلورهاي اين مملكت به خاطر اين كتاب، دوبله را كنار گذاشتم و به قول تهروني‌ها بازيگري را درز گرفتم تا به اين كتاب برسم. شبها كه مي‌خوابيدم، تا صبح هفت، هشت‌ بار از خواب مي‌پريدم چون همه‌ اش يك كلمه‌اي، چيزي به يادم مي‌آمد كه بايد يادداشت مي‌كردم. كتاب چهارمم تهرون و تهروني‌هاست و كتاب پنجم تاريخچه كوچه‌باغي و پيش‌پرده‌خواني است.»

احمدي درباره تهران قديم هم مي گويد: «مسلما تهران آن موقع را خيلي دوست دارم. هر وقت ياد تهران قديم مي‌افتم دلم مي‌گيرد. تهران پر بود از باغ و باغستان. من در يکي از کتاب‌هايم نوشته‌ام که در تهران، ما 42 تا بازي کودکانه داشتيم. 32 تا از اين بازي‌ها رويکرد ورزشي داشت. الان هيچ کدام از آنها رايج نيست.

من هيچ وقت خاطرات تهران قديم را فراموش نمي‌کنم. تمام کوچه‌هاي ما پر‌ از دار و درخت بود. تمام جوي‌ها پر آب بود. همه به فکر هم و با هم مهربان بودند. نه دروغ بود و نه فريبکاري؛ همه به همديگر راستي و درستي ياد مي‌دادند.

هر کس مي‌رفت زور‌خانه، بدون وضو نمي‌رفت. استاد عبادي، استاد منصوري، استاد بديع‌زاده و استاد محجوبي اگر وضو نمي‌گرفتند، دست به ساز نمي‌بردند؛ حالا اينگونه نيست. موسي خان معروفي وضو مي‌گرفت و وقتي داشت ساز را برمي‌داشت بسم‌الله مي‌گفت. براي همين است که آهنگ‌هاي ساخته شده در آن دوره تا حالا در ذهن مردم باقي مانده است.»

احمدي در 1332 براي اولين بار در سينما بازي کرد، در فيلمي به نام ماجراي زندگي (به کارگرداني نصرت الله محتشم). برخي از فيلم‌هاي ديگر او عبارتند از:

ستاره ها (جلد 3: ستاره بود)(1384)، تحفه هند (1373)، کلاه قرمزي و پسرخاله (1373)، بلنديهاي صفر (1372)، خانه خلوت (1370)، راه و بيراه (1370)، ساده لوح (1370)، يکبار براي هميشه (1370)، ارثيه (1367)، تا غروب (1367)، گراند سينما (1367)، جدال در تاسوکي (1365)، مأموريت (1365)، معما (1365)، اتوبوس (1364)، مدرک جرم (1364)، مردي که زياد مي دانست (1363) و ...

منابع:

1-همشهري آنلاين

2-ويکي پدياي فارسي

3-سايت خانواده سبز و ...

 

سه‌شنبه 16 آبان 1391 - 12:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری