دوشنبه 20 آذر 1396 - 8:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

تئاتر دفاع مقدس، قصه­ي پر غصه

 

گفتگو با احسان جانمي

تعريف دفاع مقدس در دوره­هاي زماني متفاوت مختلف است و مي­توان گفت اين نوع تئاتر بنا به اقتضاعات زمانه تغيير مي­کند. ما هزار و يک فيلم درباره جنگ جهاني دوم داريم ولي هرکدام از اين فيلم­ها حرفي را مي­خواهند بزنند و هدف هرکدام از آنها يک چيز است برخي از اين فيلم­ها مي­خواهند بگويند جنگ پديده­اي انسانيست که پيش مي­آيد فقط بايد مراقب بود که ديگر پيش نيايد يعني هدفشان اخطار است اين فيلم­ها فيلم­هائي ضد جنگ هستند و هر تئاتري هم که با چنين مفهومي اجرا شود تئاتر ضد جنگ است اين نوع تئاتر مي­خواهد بگويد مراقب باشيد تا در جامعه­اي زندگي نکنيم که انساني در برابر انساني چنين آسيب زننده برخيزد. اما دومين گروه فيلم­ها و تئاتري­هائي که به موضع جنگ و دفاع مقدس مي­پردازند قصد دارند به انسان­ها اميد و اعتماد به نفس از دست رفته را بازگردانند. موضع اصلي اين تئاترها و فيلم­ها ترويج اميد به زندگي و تلاش براي ساختن چيزهائي است که از دست داده­ايم. سومين نوع اين آثار نگاهي انساني به جنگ دارند و تلقي­شان اين است که به عنوان يکي از اتفاقات انساني مثل آسيب شناسي بزهکاري، خشونت و . . . بايد به آسيب شناسي جنگ بپردازيم.

اگر سؤال پيش بيايد که چرا چنين اتفاقاتي مي­افتد و چه تأثيري بر جامعه مي­گذارد چه طوري مي­شود به آن نگاه کرد چطور مي­شود به آن نزديک شد چگونه مي­توان ياد و خاطره کساني را که جان و زندگي­شان را در اين جنگ گذاشته­اند گرامي داشت و در عين حال هشداري باشد براي نسل­هاي بعد و در ضمن به نوعي ثبت تاريخ شفاهي ما هم باشد بايد گفت که انسان فراموشکار است رمان نوشته مي­شود تا انسان عليه کم حافظگي بجنگد نمايشنامه جنگي هم نوشته مي­شود تا انسان از يادش نرود که چنين اتفاقاتي افتاد و بلايائي اين چنين از سرش رفت.

در اين ميان نوشتن در هر زمينه­اي با اين موضوع مي­تواند بستر آسيب­هاي گسترده­اي باشد که از هر جهت هنوز هم بکر و دست نخورده منتظر اعمال نظر مديران و گاهي هنرمندان است. اين بار نيز احسان جانمي نويسنده و کارگردان عرصه هنرهاي نمايشي و سرپرست گروه هنري کاوش ميهمان سؤالات ماست:

- آيا مي­توان يک قالب مجزا براي تئاتر دفاع مقدس در عرصه هنرهاي نمايشي منظور کرد؟

مي­توان گفت که جنگ در ايران توانسته است يک خط سير خاص هنري را براي معرفي ريشه­هاي خاص برخي از هنرها ايجاد کند به طوريکه اين واقعه تئاتر دفاع مقدس را پديد آورد که اين تئاتر بتواند ايدئولوژي­هاي مختلف را در اين عرصه بيان کند به طوريکه کساني که در اين عرصه دست به قلم مي­شوند بتوانند عقيده و آمال­شان را از جنگ انجام گرفته بنويسند و مخاطبان خاص اين مجموعه هنري را به صحنه­هاي اجرا بکشانند. ما در دوران جنگ در عرصه هنرهاي نمايشي اجراهاي مختلفي را و حتي يک گذار تاريخي خاص را پشت سر گذاشتيم در آن دوران سعي مي­شد که نويسندگان بيشتر به سمت نوشتن و اجراهاي تبليغاتي و به نوعي مهيج پيش بروند به نوعي اين نوع تئاتر به تئاتر نمادي معروف شد پس از جنگ شاهد بوديم که افراد مختلفي که در جنگ حضور داشتند شروع کردند به نوشتن وقايعي که افراد ديگر اين موضوعات را نديده بودند و به نوعي درگير جنگ نشده بودند اين نوع تئاتر هم هرچند که موئد تبليغات و هيجان بود اما در درون خودش زخم­ها و آمال افرادي که در جنگ حضور داشتند و کلاً عواقب و آسيب­ هاي رسيده از جنگ را به سمع و نظر مخاطبان مي­رساند. اين اتفاق که پس از جنگ توسط گروهي در هنرهاي نمايشي شروع شد و چند سال بعد هم کورسوي اين جريان تبديل به خاموشي شد، نياز امروز اين عرصه است به طوريکه امروز صحنه­هاي اجرا از اين نوع نگرش به جنگ دچار خسران است امروز نويسندگان نسل سوم که جنگ را نديده و نچشيده­اند نياز دارند تا با ديدن اين آثار و حتي خواندن آن نمايشنامه­ها اندکي خودشان را به اين فضا نزديک­تر کنند امروز نبايد دنبال اين بود که دانه دانه افرادي را که در جنگ بودند را خاطره نگاري يا کالبد شکافي کنيم از طرفي هم نبايد به دنبال اين بود که اين وادي را به حالت خودش رها کنيم تا هر کسي که مي­خواهد سودي نصيب خود کند از اين فضاي معنوي سوءاستفاده کند. اين نوع تئاتر کالبد شکافي براي دهه­هاي 60 و 70 و 80 بود اما امروز اين نوع اجراها مخاطب چنداني ندارد بلکه پرداختن به آسيب­هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي و غيره که جنگ براي مخاطبان خودش در مبدأ و مقصد داشته است مي­تواند به خودي خود موئد جذب مخاطبان گسترده باشد. به نظر مي­رسد نمايشنامه نويسان بهتر است در اين ميان به پرداخت ارزش­ها و ايمان و عقايد به طور عملي بپردازند.

- در گفته­هايتان اشاره­اي داشتيد به بحث عدم جذب مخاطب توسط افرادي که نمايشنامه­هائي تکراري و فاقد خلاقيت نوشته و يا هنوز در ايده­هاي دهه­هاي 60 و 70 گرفتار هستند راه برون رفت از اين فضا براي نويسندگان ما در اين عرصه چه مي­تواند باشد؟

به نظرم مشکل اصلي اين است که بايد اجازه داده شود که ايده­ها و عقايد بيان شود.

- اين اجازه از طرف شخص يا گروه و نهاد خاصي بايد داده شود؟

روي صحبتم با مسئوليني است که گرفتار يک سونگري شده­اند. اجازه بدهند مسئولين کارشان را انجام بدهند اگر اين نظرات مطرح نشود مخاطب هم در انتخاب قصه و داستان مهم و اصلي دچار اشتباه مي­شود اينکه يک سري از افراد از نقد سازنده و مفيد اضطراب داشته و ابراز نگراني مي­کنند موئد اين مطلب است که گفته­هاي مقام معظم رهبري را پيرامون نقد مفيد و سازنده به خوبي گوش نداده­اند. رهبري هم درباره اين موضوع فرمودند که ما بايد نقد سازنده را در دستور کارمان قرار دهيم اجازه دهيم که نظرات بيان شوند اگر مسئولي هم نظري خاص در اين باره دارد مي­تواند از زبان هنر استفاده کند و پيام خودش را به گوش مخاطبان برساند نه اينکه برخورد سليقه­اي کند و همه­ي افراد را با يک چوب زند. اکثر مسئولين گرفتار ايدئولوژي­هاي خاص هستند و اين درگيري ايدئولوژي باعث مي­شود که افرادي که مي­ خواهند روي صحنه دغدغه­هايشان را پياده کنند در اين کار ناموفق باشند. مسئولين هم در برابر اين افراد مقاومت مي­ کنند. حمايت مسئولين در اين زمينه مي­تواند باعث رشد و شکوفائي اين عرصه تئاتر شود و اين ايستائي و تکرار زدگي از ميان جامعه­ي هنري تئاتر در موضوع دفاع مقدس رخت بربندد. امروز شاهد هستيم که اين نوع تئاتر بيشتر از هر چيزي به جشنواره­ها محدود شده است. اين اتفاق هم از يک سو باعث مي­شود که مديران در پي اين باشند که تنها بيلان کاري­شان را بالا ببرند و در اين ميان به فکر گزارش نويسي و گزارش دهي به مسئولين بالادستي باشند که اين اتفاق باعث مي­شود مديران از مهمترين وظيفه­شان که حمايت کلي و چند جانبه از هنرمندان و هنر است بازبمانند. من يک سؤال از شما دارم و مي­خواهم که اين سؤال را از مسئولين مربوطه بپرسيد و بيان کنيد که اين سؤال من و خيلي از ديگر هنرمندان اين عرصه است که مسئولين متولي عرصه هنرهاي نمايشي در بنياد حفظ آثار و ارزش­هاي انقلاب و جنگ چرا جشنواره دفاع مقدس را تعطيل کردند؟ اين جشنواره که طي چندين دوره توانست به بهترين رقيب جشنواره فجر تبديل شود و حتي در دوره­هاي خاصي ساير جشنواره­ها و حتي فجر را به رقابت با خودش بکشاند بايد به يکباره و بدون هيچ دليل موجهي تعطيل شود. چرا بنياد که کارش حمايت از آثار هنري جنگ است و براي اين موضوع بودجه­ هاي کلان فرهنگي مي­گيرد از حمايت جامعه­ي هنري سرباز مي­زند. چرا 2 سال است که توليد و حمايت در اين عرصه را متوقف کرده است؟ از اين افراد بپرسيد که مگر غير از اين کار وظيفه­ي ديگري هم مقوف اين نهاد مي­شود. اين يکسو نگري­ها آفت اين عرصه هنري است که از مسئولي به مسئول ديگر پاس داده مي­شود.    

- با توجه به اينکه رهبري هم به نقد سازنده و مفيد و پذيرش اين نگاه از طرف مديران و مسئولين هنري تأکيد کردند چرا اين نهادهاي هنري مثل ارشاد يا ديگر نهادها آنگونه که بايد دِل به نقد نقادان نمي­نهند؟

نگاه کنيد در بحث ارشاد بايد گفت اين ادارات ارشاد همکاري نمي­کنند يک بحث است که در اين باره بايد گفت ادارات ارشاد کارشان را انجام مي­دهند اما اين معاونت­هاي هنري هستند که نگاه يکسونگر دارند اين وظيفه معاونت هنري است که بيايد و يک رديف خاص بودجه در اين زمينه اختصاص دهد.

- مگر اين معاونت­ها از طريق رؤسا و وزيران انتخاب نمي­شوند يعني مديران از سياست­هاي کلي و دستورات فرهنگي ناآگاه هستند.

البته نمي­خواهم به موضوع اينگونه نگاه کنيم مي­توان بهتر هم قضاوت کرد اما هرچه هست حال و روز امروز عرصه­ي هنر ما اينگونه است که مشاهده مي­کنيم نگاه کنيد هر مدير براي خودش اعمال سليقه­اي جداگانه دارد.

- ما مي­خواهيم شما به عنوان يکي از هنرمندان اين عرصه نظراتتان را بطور مشخص بيان کنيد. وضع موجود را که همه شاهد هستند اين چرائي بايد از افراد مختلف سؤال شود.

من هم قصد دارم در اين زمان مشخص به اندازه­ي خودم نظراتم را بيان کنم و در بيان اين مشکلات رودربايسي هم با کسي ندارم. به نظرم اينکه افراد قصد دارند بدون داشتن دغدغه دفاع مقدس دست به نوشتن بزنند. از طرفي بايد پرسيد که چرا يک رديف بودجه مشخص توسط اين معاونت­هاي هنري در ارشاد يا حوزه هنري براي پرداختن به فعاليت­هاي جنگ و دفاع مقدس و يا حتي انقلاب اختصاص داده نمي­شود. چرا تهيه و اجراهاي ما در عرصه هنرهاي نمايشي به نوعي مناسبتي شده است. يا اين اتفاقات در 3 خرداد يا 1 شهريور مي­افتد. اين مناسبتي کار کردن و نوشتن هم ديگر آفتي است که معاونين هنري نهادهاي مربوط بايد فکري به حال اين اتفاق کنند. البته نوشتن سفارش توسط کسي که دغدغه جنگ را جبهه را دارد محمل پسنديده است اما امروز شاهد هستيم اين نمايشنامه­ها به صورت قراردادي با افرادي منعقد مي­شود که نه تنها اين فضا را تجربه نکردند بلکه دغدغه اين فضا را هم ندارند. امروز نويسندگان نسل سوم ما هيچ نگرش خاصي نسبت به اتفاقات جنگ ندارند اين فضا بايد به سمت کساني پيش برود که دغدغه­ي اين موارد را دارند اين افراد دغدغه مند هستند که مي­توانند اين فضا را تغيير دهند اما اصرار مديران بر چيز ديگري است بايد اجازه داد که افراد دغدغه مند اجرا بروند و آثار را توليد کنند هرچند که اين افراد از نسل سوم باشند و جنگ را تجربه نکرده باشند اين افراد در کنار کساني که در اين وادي استخوان خرد کرده­اند مانند افرادي چون حنيفي، نادري و راياني و . . . مي­توانند زمينه­هاي تغيير در اين فضا را بوجود بياورند. امروز کساني که پويا باشند و پويا بنويسند يا نداريم يا تعداد اين افراد بسيار کم است که اين آثار هم با نظر برخي از مسئولين رد اجرا مي­شوند و مهمان هميشگي نويسندگانشان مي­شوند. از جمله کساني که در اين زمينه خوب مي­نويسد و جنگ از دغدغه­هاي اوست مي­توان آرش عباسي را نام برد که نوشته­هايش سرشار از مفاد خاص اجتماعي است. خب چرا به اين افراد اجازه اجرا نمي­دهند اين سؤالي است که بايد از مديران ارشد هنري پرسيد. اکثراً مد شده است که سفارشات تنها به يک سري از نزديکان هنري مسئولين سپرده مي­شود حتي اگر اين افراد سالها برخلاف سوژه­ي سفارشي نوشته باشند اما رابطه امروز جاي ضابطه را گرفته است و کيست که اين قصه­ي پرغصه را نداند.

- سفارشي نويسي امروز کارکرد جشنواره­ها را هم زير سؤال برده است.

جشنواره زدگي که جزء لاينفک مقولات هنري­مان شده است اينکه در يک جشنواره شرکت کنيم و اثرمان هم اجرا بشود و پس از پايان جشنواره حتي نتوانيم يک اجراي دسته چندم در يک سالن کوچک بگيريم داستان اکثر هنرمندان جوان ما است. سفارشي نويسي در اين جشنواره­ها گوي سبقت و رقابت را ربوده و به نوعي کسي به پاي اين آثار نمي­ رسد که بخواهد با اين آثار رقابت سالمي داشته باشد وقتي که حمايت مديران از کارهاي سفارشي بيش از ديگر آثار است چه اميدي مي­توان به ساير هنرمندان داشت. به نظرم با نوشتن سفارشي نمي­توان جريان تئاتر را پويا کرد مي­ توانند هنرمندان ما نگرش نوشتن را تغيير دهند و موضوعات را باعث مقاومت کشورها در سراسر دنيا نمايشنامه بنويسند. مثلاً مي­توانند اين نمايشنامه­ها را در سراسر دنيا موضع گيري داشته باشند و کار کنند. اين تئاتر مي­تواند تئاتر کشورهاي اسلامي هم باشد. پس نمي­خواهد که يکسو تنها به دغدغه­هاي شعاري و تکراري جنگ تحميلي خودمان بپردازيم.

- آيا اين تئاتر مي­تواند خط قرمز هم داشته باشد.

بايد اجازه بيان ايدئولوژي­هاي مختلف را به هنرمندان داد.

- آيا اين نياز به يک گذر زمان تاريخي ندارد.

نکته مهم اينجاست که بايد اين اتفاق رخ بدهد و زمان هم که در گذر است اما هنرمندان بايد شرايط را هم در نظر بگيرند مثلاً من که در اصفهان زندگي مي­کنم نمي­توانم هر موضوعي را در رابطه با جنگ و دفاع مقدس در اين شهر اجرا کنم ديگر هنرمندان هم بايد به اين نکات توجه کنند که جا و زمان مناسب را پيدا کنند. اگر بخواهم صحبت­هايم را يک جمع بندي خاصي داشته باشم بايد بگويم که 1) نهادهاي فرهنگي بايد در خصوص تخصيص بوجه­هاي خاص فرهنگي در زمينه­هاي فرهنگي و هنري عرصه دفاع مقدس بيشتر تلاش کنند و سطح اين مبالغ را افزايش بدهند. 2) بايد در اين ميان برخورد آرا و بيان عقايد و ايدئولوژي­ها را شاهد باشيم تا مخاطب را به صحنه­ها بکشانيم و مخاطب مسير خودش را از ميان اين آرا پيدا کند. 3) سفارشي کردن عرصه هنري تئاتر براي موضوع دفاع مقدس سم است البته مي­توان افراد دغدغه مند را بيشتر مورد توجه قرار داد اما بهتر است که به جاي سفارش دادن آثار خود اين افراد دغدغه مند را به اجرا رساند 4) پيرو سخنان رهبر انقلاب اسلامي پيرامون پذيرش نقد و نقد سالم در اين باره، مسئولين هنري سعي کنند به اين سخنان اهتمام بيشتري داشته باشند رهبري اشاره داشتند که با نقد سازنده نبايد مديران مشکلي داشته باشند که اين اتفاق را متأسفانه امروز در جامعه­ي هنري به خصوص مديران مياني هنري کمتر شاهد هستيم.

- به نظرتان يک نمايشنامه موفق در عرصه دفاع مقدس بايد داراي چه وجوهي باشد؟

به نظرم اينکه در اين نمايشنامه­ها شاهد يک نوع ايدئولوژي خاص و متغير با ديگر عقايد رايج را مشاهده کنيم مي­تواند بهترين نمود يک نمايشنامه موفق البته نبايد اين اتفاق در نکوهيدن اصل موضوع حادث شود چرا که ما قصد نداريم صورت مسئله را پاک کنيم. از طرفي بهتر است اين نظرات به گونه­اي گفته شود که مخاطب متوجه شود چرا که برخي از مخاطبان نمي­توانند آن درک کلي را از مجموعه نمايش داشته باشند پس همه فهم کردن اين موضوع يک کار اساسي است از طرفي يک نمايشنامه خوب زماني توليد مي­شود که دغدغه­ي هنرمند نوشتن پيرامون جنگ و دفاع مقدس باشد.

- به نظرتان ارائه اسناد و مدارک براي همذات پنداري بيشتر نويسندگان مهم جلوه نمي­کند.

اين اسناد و مدارک و استفاده از اين موارد برمي­گردد به نوشتن نمايشنامه در دهه­هاي گذشته که به نظرم امروز نيازي به اين اسناد نيست چرا که به اندازه کافي داستان­هاي مختلف از اين اتفاقات چاپ شده است و در عين اينکه يک نويسنده موفق نبايد جنگ و نوشتن درباره­ي ارزش­هاي دفاع مقدس را به جنگ ايران خلاصه کند نوشتن از مقاومت مردم جهان در برابر ظلم مي­تواند بزرگترين دستاورد اين زمينه باشد.

- در بحث اجراي نمايشنامه­هاي دفاع مقدس شاهد هستيم اکثراً يک سري بازيگران تکراري و البته کاربلد روي صحنه ايفاي نقش مي­کنند که اين نگراني اکثر هنرمندان جوان است که کار به اين افراد داده نمي­شود. آيا با اين نظرات موافقيد.

متأسفانه شاهد اين نکته­ها هستيم البته نمي­توان گفت در تئاتر مافيائي وجود دارد اما به هر حال اين آفت در عرصه تئاتر هم وجود دارد. بايد توجه داشت که تئاتر مال و مالکيت کسي نيست تئاتر دفاع مقدس براي همه است براي همه کساني که دغدغه­ي اين هنر را دارند کساني که در اين ميان آسيب ديدند و خم به ابرو نياوردند براي کساني که حتي اجازه مي­دهند به خودشان که در اين زمينه تخيل کنند پس نبايد فرض کرد که اين عرصه تئاتر ارث پدري شخصي است. اگر اثري خلق شد که ضعيف بود در سالن­هاي کم جمعيت­تر اجرا بدهند اما از کار دفاع مقدسي نبايد به سادگي گذر کرد.

- در خبرها داشتيم که متوليان قصد دارند يک فرهنگستان خاص را به فعاليت­هاي آکادميک هنرهاي نمايشي در قالب دفاع مقدس اختصاص بدهند در اين باره چه نظري داريد.

به نظرم اين کار منفعتي ندارد بلکه افراد و کارها را سفارشي­تر مي­کند افراد دغدغه مند کار خودشان را مي­کنند و نياز به اين داستان­ها ندارند.

- آيا هنرمندان اين عرصه نبايد به طور اختصاصي تغذيه شوند؟

يک هنرمند حرفه­اي نياز ندارد که اينگونه تغذيه شود بهتر است که اين افراد به ارگان­ها و نهادهاي متولي رجوع کنند و اين اسناد و مدارک يا همذات پنداري را از اين مراکز خواستار بشوند اگر اين فرهنگستان­ها تأسيس شوند تنها يک ميز به اين عرصه اضافه شده است که هيچ کاربري ديگري ندارد. پس بهتر است هزينه­هاي اين ميز را در جاهاي ديگري از اين عرصه هنري که نياز به درمان سريع دارد هزينه کرد.                  

 

سه‌شنبه 16 آبان 1391 - 12:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری