جمعه 27 مرداد 1396 - 20:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

يک ناجي آمريکايي ديگر

 

نقد فيلم مردي در آتش ساخته (توني اسكات، 2004) به مناسبت درگذشت کارگردانش

 توني اسكات که چندي پيش درگذشت؛ برادر كوچك تر ريدلي اسكات، فيلمساز معتبر و مشهور سينماي آمريكا است، او برخلاف برادرش فيلمساز متوسطي بود. توني اسكات در كنار برادرش، آلن پارکر و آدريان لين از نسل كارگردان هاي انگليسي تباري هستند كه به آمريكا آمده اند.

توني اسكات در ابتداي فعاليت خود در آمريكا با ساختن فيلم هاي تبليغاتي و ويدئو كليپ ها شهرتي به هم زد. فيلم هاي توني اسكات اكثرا فيلم هاي پرفروشي بودند. او كارش را مثل يك تكنسين زبده سينماي آمريكا حرفه اي و استاندارد انجام مي دهد و بيشتر مضامين ساده و سهل الهضم را خوش ساخت و پالوده براي انبوه تماشاگران ارائه مي دهد.

فرم فيلم هاي توني اسكات به دليل پيشينه كاري اش بسيار از فيلم هاي تبليغاتي و ويدئو كليپ ها تأثير گرفته است. نماهاي كوتاه ، جامپ كات هاي مكرر، استفاده پياپي از زوم، حالت فلاش گونه در نماها و... از جمله تمهيداتي هستند كه اسكات آن ها را بسيار در فيلم هايش به كار مي گيرد . البته اين تمهيدات گاه در فيلم هايش موفق هستند و گاه راه به افراط مي برند. در مردي از آتش هم در استفاده از تكنيك هاي ويدئو كليپ ها در بسياري از موارد زياده روي شده است.

مردي در آتش شروع خوبي دارد ، نماهاي ملتهب و لرزاني از شهري مي بينيم . اين نماها قطع مي شود به سوپرايمپوز تصاوير مردم شهر بر يكديگر و نماي هلي شات چرخاني از خانه ها كه فضاي شهر را ناآرام و پرتنش نشان مي دهد. بعد جريان يك آدم ربايي را شاهد هستيم . اين شيوه كليپ گونه به تصاوير حالت مغشوش و ناآرامي بخشيد است كه شهر را غرق در تبهكاري و فساد و گروگانگيري نشان مي دهد.

هر چه در فيلم جلوتر مي رويم ، تركيب پرتكلف تصاوير و بازي هاي فرمي فيلم بيشتر مي شود ، به گونه اي كه به روايتي كه مي توانست بسيار روان تر و پالوده تر باشد ، خدشه وارد مي كند.

مثلا به ياد بياوريم جامپ كات ها و زوم هاي متعدد در نماهايي كه دنزل واشنگتن اسلحه خود را در داخل اتاق براي تمرين به جلو نشانه مي گيرد كه به تدريج تكرار اين شيوه در صحنه هاي مشابه تماشاگر را خسته و دلزده مي كند يا مثلا صحنه اي را به ياد بياوريم كه واشنگتن دفتر مدرسه را امضا مي كند؛ حركت چرخشي دوربين به دور او نوعي پيچيده جلوه دادن تصاوير است، در حالي كه عمل ساده امضا كردن دفتر نياز به اين حركت دوربين اغراق آميز و پرتكلف ندارد.

البته مانند فصل افتتاحيه فيلم فرم پيچيده و پرتنش تصاوير در برخي صحنه هاي پرتعليق فيلم موثر هستند. مثل صحنه اي كه دختربچه از واشنگتن راجع به زخم هاي روي دستش مي پرسد و بحث واشنگتن با دختربچه به نماهايي كوتاه و پرتنش از آدم هايي كه به تدريج به ماشين نزديك مي شوند، قطع مي شود.

يكي از تمهيداتي كه در فيلم به صورت افراطي به كار گرفته شده است، استفاده از اسلوموشن است. مثلا در مورد تمرين شناي دختربچه يا در مسابقه شناي او آن قدر در به كارگيري اسلوموشن افراط شده كه تأثيرگذاري صحنه ها به طرز قابل توجهي كم شده است.

رابطه عاطفي واشنگتن و دختر بچه مدت زيادي از فيلم را به خود اختصاص داده و فيلم تا به درام اصلي (مسئله گروگان گيري) برسد، خيلي طولاني مي شود و حتي نماهاي پرتنش فيلم هم نمي تواند هر از چند گاهي بخش طولاني رابطه عاطفي واشنگتن و دختربچه را از يكنواختي دربياورد . به خصوص آن كه نااميدي واشنگتن به درستي تشريح نمي شود. به واقع دليل اين همه افسردگي براي چيست؟ اين كه گفته شود او قبلا آدم كش بوده، به تنهايي اكتفا نمي كند.

البته رابطه عاطفي واشنگتن و دختربچه گاه لحظات خوبي هم دارد؛ مثلاً صحنه اي كه براي اولين بار واشنگتن در طول فيلم لبخند مي زند و بعد لبخندش را در مقابل دختربچه كتمان مي كند كه از صحنه هاي تأثيرگذار فيلم است.

در صحنه گروگانگيري حركت هاي چرخشي دوربين به دور واشنگتن بسيار موثر است و او يك محافظ حرفه اي و ناظري تيزبين تصوير مي شود كه كوچك ترين زواياي خيابان را زير نظر دارد تا از جان دختربچه محافظت كند، اما همين حركت هاي چرخشي دوربين وقتي واشنگتن براي بازبيني صحنه حادثه باز مي گردد، كاربرد مؤثري ندارد.

ابهاماتي در فيلم وجود دارد و به سوالاتي در فيلم هرگز پاسخ داده نمي شود ؛ اين كه چرا گروگانگيران كه مورد خيانت واقع شده اند دختربچه را نمي كشند؟ چرا اكثر مكزيكي ها آدم هاي بدي هستند و آمريكايي ها خوب؟ در مردي در آتش باز با يك ناجي آمريكايي روبرو هستيم كه براي نجات مردم كشورهاي جهان سوم آمده كه مثل هميشه گرفتار فساد و تباهي هستند، پس يك آمريكايي بايد يك طرفه و قهرآميز قانون را برايشان به اجرا بگذارد.

تصاوير سياه و سفيدي از دختربچه ميان صحنه هاي مختلف فيلم حسي از زنده بودن دختربچه به تماشاگر مي دهند ، پس در انتهاي فيلم زنده بودن دختربچه غافلگير كننده نيست. به خصوص اين كه اگر دختر بچه زنده نمي ماند، فيلم به يك انتقامگيري سريالي بي سروته تبديل مي شد.

تعداد افرادي كه در گروگانگيري دست دارند و از آن منتفع مي شوند آن قدر زياد است كه تماشاگر گيج و حيران مي شود؛ از گروگانگيرها و پليس مكزيك گرفته تا پدر دختر بچه و حتي وكيل خانوادگي آن ها در آدم ربايي دخالت دارند و معلوم نيست كه در اين ميان گناهكار اصلي چه كسي است. اين يعني سردرگمي تماشاگر در ميان ضد قهرمان هايي كه هر كدام مي توانند به تنهايي ضد قهرمان يك فيلم مجزا باشند.

در مجموع مردي در آتش فيلم متوسطي است كه كارگردان متوسطي آن را ساخته است و اين درست همان چيزي است كه پيش از ديدن مردي در آتش هم از توني اسكات انتظار داشتيم.

زندگينامه توني اسکات (1944 - 2012)

آنتوني دي. ال. توني اسکات (anthony david "tony" scott) در ژوئن سال 1944در نورث شيلد انگلستان به دنيا آمد.

توني اسکات از جمله کارگردانان مشهور سينما بود که در ژانر اکشن فعاليت مي‌کرد. توني در نخستين اثر برادرش به نام پسر و دوچرخه که فيلمي کوتاه بود در سن 16 سالگي ايفاي نقش کرد.

اسکات فيلمسازي را از اواخر دهه 60 ميلادي آغاز کرد و با نخستين فيلم بلندش با نام گرسنه که در آن کاترين دنوو و سوزان ساراندون بازي مي‌کردند، نام خود را مطرح کرد.

وي با فيلم اکشن و بسيار پرفروش تاپ گان در سال 1986 به عنوان فيلمسازي مطرح جايگاه خود را تثبيت نمود.

اين فيلم با بازي تام کروز در نقش يک خلبان، نامزد چهار جايزه اسکار شد و ضمن دريافت جايزه اسکار بهترين ترانه، با فروشي نزديک به 350 ميليون دلار در سراسر دنيا عنوان پرفروش‌ترين فيلم سال 1986 را به دست آورد.

توني اسکات موفقيت خود را در جذب تماشاگران با فيلم بعديش پليس‌هاي بورلي هيلز 2 با بازي ادي مورفي ادامه داد.

انتقام با بازي کوين کاستنر و آنتوني کوئين، روزهاي تندر با بازي تام کروز و نيکول کيدمن، طرفدار با بازي رابرت دنيرو، دشمن حکومت با بازي ويل اسميت، جاسوس بازي با بازي براد پيت و رابرت ردفورد و دژاوو با بازي دنزل واشنگتن از ديگر فيلم‌هاي شناخته شده توني اسکات هستند.

آخرين فيلم به نمايش درآمده از توني اسکات توقف ناپذير با بازي دنزل واشنگتن بود که در سال 2010 اکران شد.

وي با هنرپيشه‌هاي صاحب‌نامي چون تام کروز، جين هکمن، براد پيت و وال کيلمر همکاري داشت و با دنزل واشنگتن، بازيگر محبوب هاليوود، پنج فيلم مشترک ساخت. سرانجام توني اسکات در آگوست سال 2012 درگذشت.

 

سه‌شنبه 16 آبان 1391 - 12:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری