دوشنبه 27 آذر 1396 - 18:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

ابراهيم حيدري

 

نامه منظوم امام علي (ع) به فرمانداران و قُضات شهرها

 

اَرِقوا اَقلاقَکم قاربوا بين سُطورِکُم وَاحذَروا عَنّي فصولَکُم ايّاکم وَالاِکثار فانّ اَموالَ المسلمين لاتحمل الاضرار

خطبه­اي را بشنويد اي مؤمنين

از امام المتقين سالار دين

گفت در نهج البلاغه اين سخن

مرد حق باب حسين و هم حسن

اين چنين گفتا اميرمؤمنان

پيشوا و رهبر خلق جهان

بر شما اي واليان شهرها

قاضي القضات فرماندارها

حفظ بيت المال در هر سرزمين

گشته واجب بر تمام مؤمنين

صرفه جوئي را خداوند جهان

امر فرموده به هر پير و جوان

ناله مسکين رسد بر گوش ما

کي روا باشد چنين اسرافها

در دل شب ناله­هاي کودکان

نه رمق دارند نه تاب و توان

نيست راضي خالق ليل و نهار

اين چنين اسراف در شهر و ديار

يک فقيري را اگر مهمان کنيم

مشکلي را بهر وي درمان کنيم

دردي از درمان وي کم مي­شود

که رضاي حق فراهم مي­شود

هر زمان لازم شود تا نامه­اي

ثبت گردد بهر من با خامه­اي

هر قلم بايد که نازکتر شود

تا که تب مصرفش کمتر شود

فاصله کمتر شود بين سطور

نيست لازم مطلب غيرضرور

اکتفا با نام من کافي بُوَد

هر کلامي مختصر عالي بود

نيست لازم شهرت و تشريف ها

کي روا باشد چنين تعريفها

چون ستايش ذات خالق را رواست

بهر مخلوقش ستايش نارواست

من بمانند شماها بنده­ام

پيش معبودم بحق شرمنده­ام

فرصت و وقت و زمان باشد هدف

عمر بيهوده چرا گردد تلف

مقصد و معنا هدف با هم شوند

اصل مطلب واضح و روشن شوند

نيست بيت المال را تاب و توان

که کند جبران خسران و زيان

مظهر عدل و عدالت چون علي

نيست در تاريخ جز مولا علي

اين عدالت با شهادت توام است

داخل محراب و سجده با هم است

اين چنين رهبر که ديده در جهان؟

بَدوِ خلقت تاکنون در هر زمان

اهل فضل و دانش و علم و کمال

در تعجب از طلوع اين جمال

يا علي مشکل گشا فريادرس

برزخ و عقبا بداد ما برس

ما همه بر خوان تو بنشسته­ايم

اندر اين دنيا بتو دل بسته­ايم

دل بتو بستيم و بر دلبند تو

مهدي صاحب زمان فرزند تو

اي پناه بي پناهان الامان

رس بفرياد جوانان الامان

تو کجائي اين عزيز فاطمه

يوسف زهرا مکن از ما گله

قلب محرومين برايت مي­تپد

که عزيز فاطمه کي مي­رسد

ميشود آيا صداي دلنشين

از کنار کعبه اي ماه عبين

عالي و داني غنّي و مستمند

صوت زيباي شما را بشنوند

چشم­ها در انتظار مقدمت

منّتي بر ما بجان مادرت

کن دعا گردد دعايت مستجاب

تا شوي ظاهر دهي ما را نجاب

(حيدري) قربان تو يابن الحسن

تشنه احسان تو يابن الحسن

بي نصيب از چهره زيباي تو

اي فداي قامت رعناي تو

 

 

دوشنبه 15 آبان 1391 - 12:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری