دوشنبه 5 تير 1396 - 18:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

فيلمي براي وحدت ملي

 

گفتگو با «علي رام نورايي» بازيگر فيلم قلاده هاي طلا به مناسبت ورود فيلم به شبکه ويدئويي کشور

 

مقدمه : علي رام نورايي بازيگر جوان سينما و تلويزيون در اين يکي دو ساله اخير پيشرفت قابل توجهي داشته و بعد از حضور موثرش در فيلم  دفاع مقدسي گلوگاه شيطان به کارگرداني حميد بهمني با بازي در فيلم جنجالي و تاثيرگذار قلاده هاي طلا در يک نقش منفي چالش برانگيز توانست عيار بازيگريش را نشان بدهد. با اين بازگر توانا و مستعد گفت وگويي انجام داده ايم .

 

از چه موقعي وارد دنياي بازيگري شديد ؟

از دوران دانشجويي در سال 1374 با بازي در تئاتر فعاليت بازيگريم را آغاز کردم و بتدريج با حضور در سينما و تلويزيون اين عرصه ها را تجربه کردم

نحوه برخورد خانواده موقعي که متوجه شدند شما قصد ورود به دنياي بازيگري چگونه بود ؟

متوجه علاقه من به بازيگري  بودند . در دوران دانشجويي رشته نرم افزاري کامپيوتر مي خواندم و موقعي که فهميدند به رشته فني و رياضي علاقه زيادي ندارم مخالفت هايي انجام دادند اما به تدريج با ديدن بازيم در تئاتر و پيشرفت هايي که در کارم داشتم من را در انتخاب راهم حمايت کردند.

 آيا در زمان بازي در فيلم قلاده هاي طلا اين ميزان استقبال از فيلم را پيش بيني مي کرديد ؟

پيش بيني مي کردم که فيلم جنجالي و پر سر و صدا بشود و مي دانستم مخاطباني که فيلم را ديده اند با تعريفي که در مورد فيلم انجام مي دهند باعث جذب مخاطباني مي شود که با موضوع فيلم مخالف هستند.

نظر شما درباره اينکه فيلم قلاده هاي طلا نقش سرويس‌هاي جاسوسي را در حوادث پس از انتخابات بررسي مي‌کند، چيست؟

پشت صحنه قلاده‌ هاي طلا مصاحبه‌اي انجام دادم و گفتم کارکرد معنوي اين فيلم به همدلي سياسي و وحدت ملي که به گسست دچار شده کمک شاياني مي‌کند. بر‌خلاف اينکه تبليغات گسترده‌اي به راه انداخته‌اند و نديده در بوق مي‌دمند که اين فيلم را ضد ‌مردم معرفي کنند و از اين دست سخنان ملاحظه فرموديد که در چند سينمايي که فيلم نمايش داده شد، به ويژه در برج ميلاد، با چه استقبال گسترده‌اي مواجه و با تشويق تماشاگران سختگير و مشکل‌پسند رسانه رو به ‌رو شد. من بازيگر مردم هستم و مردم مطمئن باشند در فيلم‌هاي ضد مردمي بازي نخواهم کرد و مطمئنم که قلاده‌هاي طلا فيلمي شرافتمندانه و مردمي است.

هوشمندي خاصي در وقايع‌نگاري سياسي مرتبط با‌ آن روزها لحاظ شده و آنچه در سال 88 بر ما گذشت را از زاويه‌اي دقيق بررسي مي‌کند و قضاوت فيلم به هيچ‌وجه يکطرفه نيست، اتفاقا در همان پيش‌توليد متوجه شدم کليت اثر اين‌طور نيست که فيلم بخواهد گروه‌هاي سياسي مختلف و مردم را متهم کند و طيف سياسي ديگري را قهرمان کند. قلاده‌هاي طلا درباره واقعيت‌هايي است که از عموم جامعه پنهان مانده و ناگفته‌ها را استاد طالبي دستمايه درام فيلمش قرار داده است.

نقشي که در فيلم قلاده هاي طلا بازي کرديد برايتان چه ويژگي هايي داشت ؟

خوشبختانه بر خلاف ساير شخصيت هاي منفي در سينماي ايران که مورد پرداخت سطحي قرار مي گيرند اين شخصيت هويت و شناسنامه داشت . آدمي باهوش ، زيرک و حرفه اي که کارش را خوب بلد است و تنها نقطه ضعفش عصبانيتش بود که در برخي از مواقع برايش دردسر ساز مي شود . موقعي که ضد قهرمان در فيلمي با قدرت و توان نشان داده شود . به طور حتم عمل و واکنش قهرمان مثبت فيلم بهتر ديده مي شود .

چقدر اعتقاد داريد اين شخصيت تمام توانش را معطوف به شغلش کرده است ؟

اين جور آدمها که در رده هاي بالاي سازمان هاي جاسوسي و اطلاعاتي فعاليت مي کنند احساسات را در خودشان نابود مي کنند و به عبارتي وجوه انسانيشان کم رنگ مي شود . حرفه اي  بودن اين نياز را دارد که با آدمها با احتياط و بدون احساس برخورد کنند؛ و البته او چون آدم باهوشي است مي داند که آلت دست قدرت هاي بزرگ استعمارگر شده است .

آدمي است که اهل خطر کردن است؟

بله در ترکيه موقعي که با مدير سرويس اطلاعاتي انگليس مشغول گفت وگو است مي گويد بي صبرانه منتظر اعزام به ماموريت جديدش در ايران است . در حالي که مي داند اين ماموريت پر  از خطر و اتفاقات غير قابل پيش بيني است .

آيا رابطه اين شخصيت با مک گورين مدير سرويس اطلاعاتي انگليس رابطه پدر فرزندي است ؟

احساسات اين آدم اصلا بروز و ظهور پيدا نمي کند و خيلي سرد و بي روح با مک گورين برخورد دارد و رابطه اش هم با اين مدير بر اساس جاه طلبي و ارتقا درجه اش است و حتي نگاه پايانيش در قايق تفريحي به مک گورين اين حس را به من داد که ته دلش مي گويد برمي گردد و جانشين مک گورين در راس سارمان جاسوسي مي شود . شجاعت اين آدم و اينکه بدون ترس و واهمه به دل خطر مي رود يک عامل پيشرفت در کارش بوده است .

جاهايي در فيلم مي توانست کامران ( امين حيايي) را بکشد اما اين کار را نکرد دليل اين مسئله چه بود ؟

يک جور بازي موش و گربه وار با کامران انجام مي داد تا توانايش را به رخ رقيب قدرش بکشد  .

 

 

يكشنبه 14 آبان 1391 - 9:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری