سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

امام علي (ع) سرآمد مفسران قرآن

 

       يا ايها الناس قد جائتكم  موعظه من ربكم و شفاء لما في الصدور و هدي و رحمه للمؤمنين[1]

      اي مردم ، براي شما از جانب خدا پند و اندرزي براي بيماريهاي باطني آمده است كه در عين حال هدايت و رحمتي براي مؤمنان است .

      قرآن كه آخرين كتاب آسماني و معجزه گوياي خاتم پيامبران است ، جهت هدايت انسانها به راهي راست  استوار از جانب پروردگار هستي بر بهترين و كاملترين بنده ي خود محمد بن عبد الله (ص) كه اسوه و الگوي كامل تمام براي بشريت و امين وحي و عبد خداست نازل شده است كه حاوي تمام نيازمنديهاي انسان و جوامع بشري است .

      قرآن درياي بيكراني از معرفت است كه هر كس به حد وسع خود مي تواند از آن بهره برد و با معيار قرار دادن آن در طول حيات خود ، ميزان و مقياسي جهت شناخت سره از ناسره براي او بدست مي آيد.

      اين معجزه ي جاويد نبي مكرم اسلام (ص) در طول 23 سال بر حسب شرايط و مقتضيات خاص بر پيامبر اسلام (ص) نازل گرديده و در طول اين مدت ، امير مؤمنان علي (ع) پسر عم و جانشين او ، دركنار پيام آور راستين ، از تمام جزئيات آيات قرآن به مدد تعليم نبي مكرم اسلام و عنايت الهي ، آگاهي يافت . چنانكه خود حضرت (ع) در خصوص آغاز وحي بر رسول خدا (ص) فرمود كه من صداي وحي را مي شنيدم .بنابراين قرآن با تمام وجود امام (ع) عجين بود .

      بدون ترديد بعد از مرتبه ي والاي پيامبر اكرم (ص) ، آن امام از مصادر تفسيري صحابيان به شمار مي آيد و آنان در تبيين و توضيح آيات از محضر آن حضرت (ع) مدد مي جستند . به اعتراف شيعه و سني ، علي (ع) اعلم از اصحاب پيامبر (ص)[2] و آگاه بر تأويل و تنزيل قرآن بوده است و ديگر صحابه براي رفع ابهامات و سؤالات خود به وي مراجعه مي كردند .

       گروهي از صحابه ي رسول خدا (ص) در زمان حيات و پس از رحلت آن بزرگوار ، در تفسير قرآن مشهور بودند كه فريقين بر اين مطلب اتفاق دارند . سيوطي در اين باره مي نويسد :

 "     در اين ميان ده نفر به تفسير قرآن شهرت يافته اند كه عبارتند از خلفاي اربعه ( ابوبكر ، عمر ، عثمان و علي بن ابيطالب ) ابن مسعود ، ابن عباس ، ابن ابي كعب ، زيد بن ثابت ، ابو موسي اشعري و عبدالله بن زبير.  درميان خلفاي اربعه بيشترين تفسير قرآن از علي بن ابيطالب نقل شده است ؛ اما از سه خليفه ي ديگر به علت اينكه خيلي زود از دنيا رفته اند روايات تفسيري ، بسيار اندك است ." [3]

      ذهبي نيز پس از ذكر اين مطلب بيان مي كند :

     " علت اين امر كوتاهي دوران خلافت امام علي (ع) و فراغت او از امور حكومتي و طول مدت زندگي امام (ع) است . سه خليفه ي ديگر در زماني مي زيستند كه اغلب مردم به دليل مصاحبت با پيامبر (ص) به كتاب الهي آگاه بودند و نيازي به مفسران قرآن نداشتند . افزون بر اين ، اشتغال به امور خلافت ، مانع از پرداختن آنان به تفسير قرآن مي شد ؛ ولي در زمان حيات علي (ع) قلمرو ي دولت اسلامي گسترش يافت و ورود غير عربها به حوزه ي اسلام فزوني پيدا كرد و نيازمندي به تفسير و تبيين قرآن بيشتر شد." [4]

      زرقاني نيز پس از بيان اين مطلب ، اشاره مي كند: " كه علاوه بر اين دلايل ، ويژگيها و امتيازاتي چون باروري انديشه ، گستردگي دانش و روشنايي دل و روان از عوامل مهمي است كه علي (ع) را در زمينه ي تفسير قرآن ، در مقام بالاتري از ديگر خلفا قرار داده است ." [5]

      به گواه روايات و شواهد فراوان ، اعراب آن زمان و اصحاب پيامبر(ص) در شناخت قرآن و آگاهي بر اسرار زبان با يكديگر برابر نبودند و عده اي بر عده ي ديگر برتري داشتند تا آنجا كه برخي همه ي قرآن را محكم و گروهي ديگر همه را متشابه مي دانستند .

      ميزان آگاهي و اشراف آنان بر قرآن يكسان نبود و همه ي آنان برمعارف قرآن ، عام و خاص ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه آگاهي نداشتند ، لذا تفسيرهاي آنان از قرآن متفاوت بوده است . در مصاحبت و همنشيني با پيامبر (ص) و فهم سخنان ايشان نيز همگان توفيق يكساني نداشتند . برخي از صحابه را هيبت و حشمت رسول مانع مي شد از اينكه سؤالي مطرح كنند و برخي نيز همچون علي (ع) به گواه مورخان و مفسران ، نزديكترين فرد به پيامبر (ص) و مصاحب هميشگي او بود . علي (ع) درباره ي معاني قرآن و سخنان حضرت (ص) فراوان سؤال مي كرد و پيامبر (ص) نيز در تعليم امام (ع) تلاش زيادي مبذول مي داشت .

      ابوبكر ، عمر ، عثمان و ديگر صحابه در احكام دين با حضرت (ع) مشورت مي كردند و سخن او را حجت مي دانستند و به دانش و فضايل او اعتراف مي كردند[6].

      علامه ي اميني در اثر خود صفحاتي را به محدوده ي دانش خليفه اختصاص داده و به شواهد و نمونه هايي از جهل عمر به معاني كتاب خدا و احكام دين اشاره كرده است [7]. در يكي از اين نمونه ها چنين آمده است :

     " عمر زني را كه در شش ماهگي وضع حمل كرده بود ، امر رجم كرد ، اين خبر به علي (ع) رسيد ، فرمود بر او رجم نيست ، چون عمر بر اين امر آگاه شد ، شخصي را نزد علي (ع) فرستاد تا سبب را پرسد ، حضرت فرمود : بر اساس نص قرآن ايام رضاع ، دو سال كامل است و مدت حمل تا ايام جدا كردن از شير ، سي ماه است، پس ايام حمل شش ماه مي باشد  مراد در آيه ي والوالدات يرضعن و اولادهن حولين كاملين لمن اراد ان يتم الرضاعه[8] و آيه ي  و حمله و فصاله ثلاثون شهراً[9] اقل ايام حمل است .

      عمر پس از شنيدن اين سخن گفت : اللهم لا تبقني لمعظله ليس لها ابن ابيطالب ( بار خدايا مرا با مشكلي فرو مگذار كه علي بن ابيطالب براي حل آن نباشد) [10]"

      همچنين او در قسمت ديگري از بحث خود ، بخشي را تحت عنوان " جهل الخليفه بمعني الاب " مطرح كرده و نوشته است :" عمر بن خطالب بر منبر رفت  و قرائت سوره ي عبس را آغاز كرد تا به آيه ي فانبتنا فيها حباً و عنباً و قصباً و زيتوناً و نخلاً و حدائق غلباً و فاكههً و اباً[11]  رسيد . آنگاه گفت : همه ي آنچه را در آيه آمده است را شناختيم ؛ اما معناي اب چيست ؟ پس از آن درنگي كرد و گفت : هان عمر ، تكلف است ، به تو چه كه معناي اب روشن نيست . آنچه از قرآن آشكار است برگيريد و عمل كنيد و آنچه را نمي فهميد به خداواگذار كنيد .[12]"

     سرگشتگي و جهل عمر نسبت به معناي كلاله و مراجعات مكرر او به پيامبر (ص) براي فهم معناي آن و ناداني او نسبت به تأويل آيات ، همچنين موضع خشن وي در برخورد با كساني كه كه از فهم آيات سؤال مي كردند ، در صفحات تاريخ به چشم مي خورد .

      با توجه به اين شواهد ، قول برخي از نويسندگان ( مانند ذهبي و سيوطي ) كه علل محدوديت روايات تفسيري سه خليفه ( ابوبكر ، عمر و عثمان ) را اشتغالات حكومتي و عدم نياز به مفسران قرآن مي دانند ، قابل تأمل است ؛ زيرا قبل از هر چيز محدوديت دانش و آگاهي آنان به كتاب خدا موجب گشته است روايات تفسيري اندكي از ايشان نقل شود و بر عكس فراغت امام علي (ع) از امور حكومتي تنها دليل استوار بر افزوني روايات تفسيري آن حضرت (ع) نيست . ضمن آنكه علت كم بودن روايات تفسيري ديگر خلفا، تقدم زماني و وفات آنان نسبت به امام (ع) نيست . دليل اين مدعا آن است كه از عثمان كه تنها پنج سال قبل از علي (ع) از دنيا رفته ، آثاري از تفسير قرآن بر جاي نمانده است . بدون شك برتري دانش و آگاهي امام (ع) بر كتاب خدا در مقايسه با سه خليفه ي ديگر ، مهمترين سببي است كه امام (ع) را در مقام برترين مفسران و آگاهان به قرآن قرار داده است

 

 



 -[1] يونس/57

 -[2] عزالدين ابن اثير – اسد الغابه في معرفه الصحابه – ج 4 – ص 400

[3] - جلال الدين السيوطي – الاتقان في علوم القرآن – ترجمه سيد مهدي حائري - ج 2 – ص 1227

[4] - محمد حسين ذهبي – التفسير و المفسرون – ج1 – ص 68

[5] - محمد عبد العظيم زرقاني – مناهل العرفان في علوم القرآن – ج 2 – ص 17

[6] - عبد الحسين احمد اميني – الغدير في الكتاب و السنه و الادب – ج 6 – ص 65

[7] - همان – ص 335-380                                                               

[8] - بقره/223

[9] - احقاف/15

[10] - عبد الحسين احمد اميني – همان – ج 6 – ص 65 و ابن شهر آشوب – مناقب آل ابيطالب – ج 2 – ص 39

 -[11] عبس/27

[12] - عبد الحسين احمد اميني – الغدير في الکتاب و السنه و االادب– ج 6 – ص 85

 

محمد رضا باغبانزاده 

 کارشناس پژوهش سازمان تبليغات اسلامي گيلان

 

چهارشنبه 10 آبان 1391 - 14:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری