دوشنبه 27 آذر 1396 - 20:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سيد داوود تديني
مسئول اطلاع رساني كارگروه نظام پيشنهادها

 

هنرمندي يك فروشنده

 

عيد غديرخم، عيد ولايت آل علي(ع)؛ تهنيت باد

يا ربّ مولانا اميرالمومنين بحق مولانا اميرالمومنين، اشف صدر مولانا اميرالمومنين، بظهور مولانا الحجه

 

پسري براي پيدا كردن كار از خانه به راه افتاد و به يكي از اين فروشگاه هاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند رفت.

مدير فروشگاه به او گفت: يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده و پايان روز با توجه به نتيجه كار درمورد استخدام تو تصميم مي گيريم.

در پايان اولين روز كاري مدير به سراغ پسر رفت واز او پرسيد كه چند مشتري داشته است؟

پسر پاسخ داد: يك مشتري.

مدير با تعجب گفت: تنها يك مشتري...؟ بي تجربه ترين متقاضيان در اينجا حداقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟

پسر گفت: 50/999/134 دلار

مدير فريادي كشيد: 50/999/134 دلار ...؟ مگه چي فروختي؟

پسر گفت: اول يك قلاب ماهيگيري كوچك فروختم، بعد يك قلاب ماهيگيري بزرگ، بعد يك چوب ماهيگيري گرفت به همراه يك چرخ ماهيگيري 4 بلبرينگه. بعد پرسيدم كجا ميريد ماهيگيري؟ گفت: خليج پشتي.

من هم گفتم پس به قايق هم احتياج داريد و يك قايق توربوي دو موتوره به او فروختم. بعد پرسيدم: ماشينتان چيست؟آيا مي تواند قايق را بكشد؟ او گفت هندا سيويك. من هم يك بليزر دبليو دي4 به او پيشنهاد دادم كه او هم خريد.

مدير با تعجب پرسيد: او آمده بود كه يك قلاب ماهيگيري بخرد و تو به او قايق و بليزر فروختي؟!

پسر به آرامي گفت: نه، او آمده بود يك بسته قرص سردرد بخرد كه من گفتم بيا براي آخر هفته ات يك برنامه ماهيگيري ترتيب بدهيم، شايد سردردت بهتر شد!

و من الله التوفيق و عليه التكلان

 

چهارشنبه 10 آبان 1391 - 11:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری