دوشنبه 27 آذر 1396 - 14:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام سيدعباس مسعودی
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان البرز

 

آثار شوم مال و لقمه حرام

 

تعريف مال و لقمه حرام:

به تصرف غير مجاز در اموال ديگران و سرمايه اي که از راه هاي مختلف غير شرعي مانند کسب در آمدي ديگر از وقتي که به ديگران يا دولت فروخته ايم و در استخدام ديگري هستيم، کسب درآمد از فروش اجناسي که خريد و فروش آن ها خلاف شرع مقدس است مانند: فروش مشروبات الکلي، مواد مخدر، ابزار و آلات موسيقي، معامله با سرمايه  مخلوط به حرام که حق تصرف در آن را نداريم، خريد و فروش اجناسي که براي سلامت جامعه مضر است و... ، کسب مال حرام مي گويند که از آن به خوردن مال حرام يا همان لقمه حرام ياد مي شود و خواه ناخواه آثاري را در پي دارد که مي توان آنها را با وضوح و تأکيد قابل توجه اي در منابع ديني و کلام بزرگان آيين مشاهده کرد.

مال حرام به سبب تاثير شگرف منفي  که در زندگي بشر دارد، يکي از مباحث مهم در فقه زندگي است. احکام بسياري در منابع اسلامي براي تبيين اين مهم وجود دارد؛ چرا که انسان بايد در اين حوزه بيشترين توجه و دقت را داشته باشد تا زندگي پاک و سالمي در دنيا ايجاد و مسير کمال را به خوبي بپيمايد.

کساني که دنياگرا هستند، به مال و منال اين دنياي فاني دل مي بندند و مي کوشند تا از هر راهي هرچند نامشروع آن را به دست آورند و گاه در لباس دين و مذهب، به توجيه مي پردازند تا مال حرام را براي خود حلال نا مشروع را براي خود مشروع سازند. خداوند در آيات زيادي از قرآن کريم به مسئله مال هاي حرام، علل و زمينه هاي گرايش به آن و آثارش توجه دارد. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا به اين مسئله از نگاه آموزه هاي قرآني بپردازد.

تحصيل مال، امري مطلوب است؛ زيرا مقتضي زندگي دنيوي و مادي آن است که انسان امکاناتي را براي آسايش خود فراهم آورد و به تامين نيازهاي مادي خود بپردازد. از اين رو در آموزه هاي اسلامي تحصيل مال مشروع و طيب همانند جهاد در راه خدا دانسته شده است؛ زيرا پاسخ گويي به نيازهاي مادي و جنبه هاي دنيوي، امري لازم و ضروري است و انسان ها در سايه اقتصاد سالم، مي تواند بسترهاي رشد وکمال خود را فراهم آورند.

هرچند که کارکرد مال تنها در حوزه تغذيه خلاصه نمي شود، بلکه حوزه هاي ديگري از نيازهاي مادي بشر را نيز دربر          مي گيرد، ولي بايد توجه داشت که بخش عمده اي از نيازهاي تغذيه انسان با فراهم آوري مال امکان پذير است. بنابراين، انسان براي پاسخ گويي به ابتدايي ترين نيازهاي مادي و جسمي خود نيازمند تحصيل مال است. از اين رو خداوند، دارايي و مال را براي انسان، خير مي شمارد؛ زيرا خير، آن چيزي است که انسان براي رسيدن به کمالات خود، بدان نياز دارد و در مسير کمال او مورد استفاده قرار مي گيرد. مال نيز ، چون جسم انسان را براي حمل روح و روان تقويت و اجازه عبوديت و عبادت را به او   مي دهد و زمينه رشد بشر را فراهم مي آورد ، به عنوان خير تلقي و معرفي شده است.(1)

از نظر قرآن مال و ثروت، زينت زندگي دنيا براي انسان هاست(2) همين امر موجب مي شود که انسان به سبب علاقه به زينت ها به جمع آوري مال بپردازد و از تحصيل آن لذت ببرد.

اما مشکل از آنجا شروع مي شود که انسان به خطا و اشتباه ، گمان مي کند که تأمين و تحصيل نيازهاي مادي و جمع آوري و تکاثر مال ، هدف اصلي است و تمام همت و تلاش خود را مصروف تحصيل و تأمين آن مي کند. اين گونه است که مسير نادرستي را برمي گزيند تا اموال بيشتري را کسب کند. برخي از مردم نه تنها تمام همت خويش را براي تحصيل مال مي گذارنند، بلکه به راه هاي حلال و مشروع بسنده نمي کنند و با سوگند دروغ،(3) پرداخت مال رشوه به قضات به منظور دست يابي به اموال ديگران،(4)  تجاوز به اموال يتيمان، تصرف ناحق در اموال ديگران(5) و مانند آن در صدد برمي آيند تا مال بيشتري گرد آورده و در اختيار داشته باشند. بنابراين گرايش انسان به مال و تحصيل آن امري طبيعي است؛ زيرا انسان مي خواهد به نيازهاي مادي و دنيوي خود از جمله تغذيه و آسايش پاسخ دهد و از امنيت غذايي و سرپناه و جسم و جان برخوردار گردد. اما تصوير نادرست از هستي و اهداف و فلسفه آفرينش موجب مي شود تا برخي ها به جنبه مادي زندگي، اصالت بخشند و زندگي را در همين محدوده دنياي فاني و مدت کوتاه عمر خلاصه کنند و بر همين اساس گرفتار احساس کاذب جاودانگي در سايه مال و ثروت مي شوند و آن را مايه جاودانه شدن خود مي شمارند.(6) از اين رو گرفتار جمع آوري و  تکاثر مال مي شوند و تا لحظه مرگ نيز از کسب و تحصيل آن دست برنمي دارند.(7                                                                                                                 

خداوند در آياتي از قرآن کريم(8)، به حرص طبيعي انسان و آزمندي او نسبت به مال و ثروت اشاره مي کند و مي گويد که انسان، آن چنان حرص جمع آوري مال و ثروت را دارد که حلال و حرام و پاک و ناپاک را درهم مي آميزد و درهم مي خورد و مصرف مي کند.(9)

آنچه در پيش رو داريد شمه اي از آثار لقمه حرام است که راه فراري از آن نيست و چه بخواهيم و چه نخواهيم  گرفتار آن خواهيم شد. اميد است که اين نکات هشداري باشد براي همگان ، تا بيش از پيش در نوع و راه آنچه به دست مي آوريم دقت کنيم و فراموش نکنيم که پيشگيري، هميشه بهتر و آسان تر از درمان است.

آثار لقمه حرام   :

1-         کم ارزش شدن نماز:

نماز ستون دين و وسيله قبولي همه اعمال ما نزد خداوند باري تعالي است که درحديث شريفي از امام محمد باقر عليه السلام آمده است که مي فرمايند :«اِنَّ اَوَّلَ مَا يُحَاسِبُ بِهِ العَبدُ اَلصَّلاةُ فَاِن قُبِلَت قُبِلَ مَا سَوَاهَا» اولين چيزي که(در روز قيامت) از بنده مورد حسابرسي قرار مي گيرد، نماز است. اگر نماز پذيرفته شود، مابقي (اعمال) نيز پذيرفته مي شود.(10)

و امام صادق عليه السلام  نيز در روايتي مي فرمايند: «اَوَّلُ مَا يُحَاسِبُ بّهِ العَبدُ الصَّلاةُ، فَاِن قُبِلَت قُبِلَ سَائِرُ عَمَلِهِ، وَ اِذَا رُدَّت رُدَّ عَلَيهِ سَائِرُ عَمَلِهِ » نخستين چيزي که از بنده حسابرسي مي‏شود نماز است، پس اگر نماز پذيرفته شد اعمال ديگرش نيز پذيرفته مي‏شود، چنانچه نمازش رد شود بقيه اعمال او هم قبول نخواهد شد.(11)

و نماز، افضل واجبات(12)، بهترين وسيله تقرب به خداوند(13)، معراج مؤمن(14)، نشانه ايمان(15)، نور مؤمن(16)، ستون دين(17)، پرچم اسلام(18)، سيماي دين (19)، وصيت امير المؤمنين علي عليه السلام(20)، کليد بهشت(21)، روشنايي چشم پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم(22)، بهترين اعمال در قيامت(23)، روش پيامبران(24)، سفره الهي(25)، رأس اسلام(26)، آخرين سفارش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم(27)، بهترين عبادت(28)، نيکوترين صورت خلق(29)، باقيات الصالحات(30)، عطيه الهي(31)، وسيله استجابت دعا(32)، عامل رستگاري(33)، عامل علو درجه(34)، زاد و توشه مؤمن(35)، سلاح مؤمن(36)، رحمت الهي(37)، جواز عبور از صراط(38)، و... مي باشد که اگر انسان توجه نکند با لقمه اي حرام تمامي اين فضايل را از دست مي دهد و به جاي آن خود راگرفتار آثار شوم و آينده سوز لقمه حرام مي نمايد.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً؛ وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً وَ كُلُّ لَحْمٍ يُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ» نماز کسي که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز از ارزش چنداني برخوردار نيست؛ و تا چهل روز دعاي او مستجاب نمي گردد و هر مقدار از بدن که پرورش يافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است.(39)

در حديثي قدسي آمده است که خداوند متعال مي فرمايد:  «فَمِنْكَ الدُّعَاءُ وَ عَلَيَّ الْإِجَابَةُ فَلَا تَحْجُبْ عَنِّي دَعْوَةً إِلَّا دَعْوَةَ آكِلِ الْحَرَامِ» بنده من! تو دعا کن؛ من اجابت مي کنم. بدان که تمام دعاها به پيشگاه اجابت من مي رسد؛ مگر دعاي کسي که مال حرام مي خورد .(40)

شخصي به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شرفياب شد و به آن حضرت عرض کرد که دوست دارم دعايم مستجاب شود؛ چه کنم؟ پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم به او فرمودند: «طَهِّرْ مَأكَلَكَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ» لقمه‌ات را پاک کن [تا مبادا به حرامي آلوده باشد] و مراقب باش هيچ نوع حرامي را مصرف نکني.(41)

  2-         سنگدلي و قساوت قلب :

سنگدلي و قساوت قلب، يکي ديگر از آثار شومي است که بر اثر مال و لقمه حرام، وجود انسان  را فرا مي گيرد و او را در ورطه شقاوت و بدبختي گرفتار مي کند. روايتي وجود دارد که اگر آن را در کنار اين روايت قرار دهيم نتيجه اي حاصل        مي شود که آن را حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در کربلا و در تحليل جنايات کوفيان بيان فرمودند. آن روايت اين است که امام صادق عليه السلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ» خداوند متعال دعايي را که از قلبي سخت و بي رحم برخاسته باشد اجابت نمي کند .(42)

از اين دو روايت اين معنا استنباط مي شود که حرام خواري و قساوت قلب ارتباطي تنگاتنگ با هم دارند که اگر کسي حرام بخورد، قلبش سخت شده و در برابر حق، نرمش نخواهد داشت و اين همان سخني است که امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به سپاه کوفه فرمودند. آن حضرت وقتي ديد که کلام حقش، در دل سخت تر از سنگ کوفيان اثر نمي کند علت اين سخت دلي و عدم کرنش در برابر حق را لقمه هاي حرامي برشمرد که شکم هاي کوفيان از آن پر شده بود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ» شکمهايتان از حرام پر شده و بر قلبهايتان مُهر خورده است.(43) حداقلش اين است؛ غذاي آن چند روزي را که اينها در کربلا مستقر بودند عمر سعد به آنها مي داد. او با کيسه هاي زر اموي يا تصرف حرام در بيت المال مسلمين غذا تهيه مي کرد و در شکم اينها مي ريخت لذا شکم همه از حرام پر بود و چون اينگونه بود هر وقت وليّ خدا و امام عصرشان اراده مي کرد که با اينها سخن بگويد سر و صدا مي کردند و هلهله سر مي دانند و حاضر نمي شدند تا به کلام نوراني آن حضرت گوش فرا دهند تا جايي که امام عليه السلام خطاب به آنها فرمود: «وَيلَکُم مَا عَلَيکُم أن تَنصِتُوا إلَيَّ فَتَسمَعُوا قَولِي»چرا ساکت نمي شويد تا حرفم را بشنويد؟ اينجا بود که خود حضرت علت را بيان کرد و فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ» شکمهايتان از حرام پر شده .(44)

3-         مشمول لعنت فرشتگان :

 از ديگر آثار مال و لقمه حرام اين است که فرشتگان الهي خورنده اين مال را لعنت مي کنند و از خداي منان محروم شدن از حلال هاي بي شمارش رابراي او طلب مي نمايند .

 رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرَامٍ فِي جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ فِي الْأَرْضِ» هرگاه لقمه اي حرام در شکم بنده اي از بندگان خدا قرار گيرد تمام فرشتگان زمين و آسمان او را لعنت مي کنند.(45)

يعني دوري شخص حرامخوار از رحمت الهي را از خداوند منان درخواست مي کنند. شايد علتش اين باشد که دست به دعا بر  مي دارند و به خداوند متعال عرضه مي دارند که خدايا اين شخصي که غرق در نعمت هاي حلال توست اما دست به حرام دراز کرده را از آن حلال هاي بي شمارت محروم کن!

4-         ساخت بناي عبادت روي ماسه هاي روان :

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «اَلْعِبَادَةُ مَعَ أَكْلِ الْحَرَامِ كَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْلِ» عبادت کسي که حرام خواري       مي کند مانند ساختماني است که بر روي شنزاري روان بنا شده باشد.(46)

بي شک چنين ساختماني آن چنان سست و لرزان است که با اندک حرکتي فرو ريخته و چيزي از آن باقي نمي ماند و اگر هم چيزي از آن بماند يقيناً فايده اي براي صاحبش نخواهد داشت. با توجه به اين روايت شريف و آيه اي از قرآن کريم که خداوند متعال مي فرمايد « مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ في‏ نارِ جَهَنَّمَ» كسى كه بنياد[امورش‏] را بر لب پرتگاهى سست و فرو ريختنى نهاده! آن بنا با بناكننده‏اش در جهنم سقوط مى‏كند.(47) به دست مي آيد که در فرهنگ قرآن کريم چنين کسي که هم عابد است و هم حرام خوار؛ عبادتش سودي به حال او نخواهدکرد و بزودي خودش به همراه ساختمان عبادتش به قعر جهنم سقوط خواهند کرد.

5-         عبادت هايي که براي آن عذاب مي نويسند :

غفلت از طهارت مال و گرفتار شدن به لقمه حرام باعث مي شود که کارهاي خير را از ما نپذيرند و حتي به عوض آنها ، گناه در نامه اعمال ما ثبت شود.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَنِ اكْتَسَبَ مَالاً حَرَاماً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ كَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِكَ أَوْزَاراً وَ مَا بَقِيَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ كَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ» کسي که کسبش حرام است خداوند هيچ كار خيرى را از او نمى‏پذيرد، چه آن کار صدقه باشد چه آزاد كردن بنده؛ حج باشد يا عمره و خداوند متعال به عوض پاداش اين كارها، گناه براى او ثبت مى‏كند و آنچه پس از مرگش باقى مى‏ماند توشه دوزخ او خواهد بود.(48)

امام صادق عليه السلام فرمودند: اگر کسي با مالي که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامي که لبيک مي گويد جواب رد به او مي دهند که لَا لَبَّيْكَ وَ لَا سَعْدَيْكَ و اين نشان از مردودي عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده مي شود که  لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ و اين نشان از قبولي عمل ( قبولي و مردودي عمل مبحثي جدا از صحت و بطلان عمل است. صحت و بطلان بر اساس رساله عمليه است اما قبول و رد بر اساس صفاتي است که نوعا به ميزان تقواي عامل برمي گردد. گاهي اين دو با هم جمع هم مي شود يعني هم باطل است و هم مردود گاهي صحيح است اما از مقبوليت چنداني برخوردار نيست مانند کسي که روزه صحيحي مي گيرد اما در طول روز مرتب دروغ مي گويد و غيبت مي کند.) او خواهد بود.(49)                                                                                                                        

6-         محروميت از دوستي امام علي  :

اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمودند: «لَيْسَ بِوَلِيٍّ لِي مَنْ أَكَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً» کسي که به حرام، مال مومني را بخورد هرگز دوستدار من نيست.(50)

7-         ورود حرام خوار به بهشت ممنوع :

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ أَنْ يَدْخُلَهَا جَسَدٌ غُذِّيَ بِحَرَامٍ» همانا خداوند ورود بدني را که از حرام تغذيه کرده به بهشت ممنوع کرده است.(51)

8-         حرام خوار محروم از ديدار و کوثر و شفاعت :

آلودگي به لقمه حرام انسان را در روز قيامت از مصاحبت پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله  و سلم و شفاعت خاندان با کرامتش دور مي سازد و در آن لحظات حساسي که جز کرامت اهل بيت عليهم السلام فرياد رسمان نخواهد بود، لقمه حرام ما را از اين نعمت بي بهره مي کند.

اميرالمومنين عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام فرمودند: «وَ لَا يَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَكَلَ مَالاً حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ وَ لَا يَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَهُ » به خدا سوگند، به خدا سوگند، به خدا سوگند کسي که ذره اي مال حرام بخورد در قيامت از رسول خدا صلي الله عليه و آله دور مي افتد و از حوض کوثر نمي نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمي گردد.(52)

            آثار حرص بر مال اندوزي

آزمندي و حرص انسان به مال اندوزي به سبب تصور نادرست از زندگي و هدف آن، موجب مي شود تا برخي از انسان ها به هر شکل و وسيله اي به مال اندوزي سرگرم شوند. دلبستگي به اندوختن مال و ثروت و عشق به آن در عمق جان آدمي ريشه دارد و امري غريزي است(53) و انسان تمايل شديدي به مال دارد و نمي تواند از وسوسه آن خود را رها سازد.(54)  اما اين دلبستگي برخي ها را به کارهاي خلاف نيز مي کشاند و اين گونه است که يک امر طبيعي گرايش و دلبستگي به مال،  به عنوان يک خير، به يک آزمندي غيرطبيعي و رذيلت پست تبديل مي شود.(55) در اين حالت شيطان شريک مال اين افراد مي شود و همراهان و پيروان شيطان به ستم و ظلم رو مي آورند تا بيش از پيش به ارضاي خواسته هايش بپردازند.(56)  مال و ثروت، آدمي را چنان به خود سرگرم مي کند که برخي ها حتي به بهانه آن از جهاد و تلاش براي آخرت باز مي مانند و جزو گروه زيانکاران مي شوند.(57) آزمندي همان گونه که آدمي را از مسير حق طلبي و فلسفه زندگي و آفرينش دور مي سازد، موجب مي شود تا انسان گرفتار رفتارهاي زيانباري چون بي توجهي به نيازمندان، گرسنگان و بينوايان شود و از تلاش براي رفع گرسنگي آنان خودداري کند.(58)  خيانت در امانت(59)، بازماندن از جهاد و رها کردن پيامبر و مجاهدان(60)، غفلت از خدا و تمرد از فرمان خدا و پيامبر(61) و مخالفت با حق و حقيقت(62) از جمله آثار دلبستگي به مال است. از اين فراتر کساني که گرفتار آزمندي و حرص مال هستند نه تنها اين گونه رفتارها را در پيش مي گيرند بلکه چنان دلبسته مي شوند که ديگر خدا را فراموش کرده و با شکست در آزمون هاي الهي(63) زيان و خسران ابدي را براي خود رقم مي زنند.(64)  

                                                                                                                                                                                         

مصاديقي از مال حرام

چنان که گفته شد، دلبستگي به مال دنيا به عنوان مهمترين تأمين کننده نيازهاي مادي انسان و نيز زينت زندگي دنيا، امري طبيعي و غريزي و گرايش طبيعي است و تلاش براي تحصيل مال و ثروت امري مذموم و ناپسند بشمار نمي رود، بلکه از مصاديق تلاش و جهاد در راه خدا شمرده مي شود، چراکه انسان مأموريت دارد تا با تلاش خويش، جهان مادي را آباد کند.(65)  پس گردآوري مال حلال و پاک، به عنوان يک مأموريت الهي مطرح است و اگر کسي از تلاش در اين حوزه بازايستد          مي بايست او را متهم به کوتاهي در انجام وظيفه الهي کرد.

اما مشکل آن است که اين دلبستگي به شکل افراطي برخي را از حق دور مي سازد و آنان را به آزمندي گرفتار مي کند و اجازه نمي دهد تا در مسير آفرينش گام بردارند و به حق و عدالت زندگي خود را سامان دهند، بلکه روحيه تجاوزگري پيدا مي کنند و لذا به جاي کسب مال مشروع به راه هاي کسب مال از راه حرام کشيده مي شوند.

از مهمترين مصاديق مال حرام مي توان به رشوه اشاره کرد. کساني که در مراکز قدرت و تصميم گيري هستند، در معرض اين نوع کسب حرام مي باشند. قاضيان و مسئولان و کارگزاران حکومت با گرفتن رشوه ممکن است حق کسي را ضايع کرده و يا از حقوق بيت المال به جيب کساني بريزند که اقدام به سوءاستفاده کرده اند. خداوند کسب مال از راه رشوه را حرام و ننگ آور دانسته(66)  و با نام بردن اين مال به سحت، از ننگ و پليدي آن ياد کرده است.(67) خداوند به صراحت بيان مي کند کساني که گرفتار کسب حرام و رشوه هستند با اين کار نه تنها حرام خواري را بر خود هموار مي کنند بلکه عار و ننگ را بر خود بار    مي کنند.(68)

غصب اموال مردم و تصاحب آن از طريق ناحق از ديگر مصاديق کسب و تحصيل مال حرام است.(69)  قمار(70)،  سرقت(71)،    کم فروشي(72)،  مال ربوي و نزول خواري(73)،  مال يتيم(74)،  کسب مال از راه باطل(75)،  مال مصرف شده در فحشاء و بي عفتي(76)  و کسب مال از راه دروغ(77)  از ديگر مصاديق مال حرام است که در آيات قرآني به آن اشاره شده است.

 

 آثار وضعي حرامخواري ازنظر روايات

آثار منفي حرام خواري در وجود شخص خلاصه نمي شود، بلکه در نسل او نيز استمرار مي يابد. امام صادق عليه السلام        مي فرمايد: «کَسبُ الحَرام يُبَيِّنُ فِي الذُّرِّيَةِ» آثار کسب حرام در نسل آدمي آشکار مي شود.(78)  زيرا کسي که از راه نامشروع مال جمع کند، دراثر تغذيه حرام، زمينه گمراهي را در فرزندانش آماده مي کند و خودش هم نمي تواند به راه مستقيم هدايت شود.

از مرحوم کربلايي کاظم فراهاني که خداوند به او عنايت فرموده و بدون اينکه سواد داشته باشد، تمام سي جزء قرآن را يکباره حفظ شده بود، نقل مي کنند که: طلاب مدرسه فيضيه قم او را دعوت مي کردند و از او سؤالاتي در مورد قرآن مي کردند و او همه سؤالات را جواب مي داد. بعضاً او را به صرف ناهار دعوت مي کردند و او مي پذيرفت ولي مي ديدند گاهي بعد از خوردن غذا از آن محل خارج مي شود و با داخل کردن انگشت در حلق خود سعي مي کند غذاها را از شکم خارج کند.

از او مي پرسيدند چرا اين کار را مي کني؟! مي گفت: «غذايي که خوردم حلال نبوده، نور قلبم کم شده، ديگر نمي بينم»

اثر غذاهاي حلال در سبکي و نور باطن و توجه به عبادات و نيز اثر غذاهاي حرام در سنگيني و کدورت و کسالت در عبادات به خوبي مشهود است و لذا در روايات بسياري بر کسب حلال و اجتناب از حرام تأکيد شده که به گوشه اي از آن اشاره       مي کنيم.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در سه روايت چنين فرموده اند:

1-         عبادت هفتاد جزء است که بهترين جزء آن طلب روزي حلال است.

2-         هر کس لقمه حلال بخورد، فرشته اي بالاي سر او مي ايستد و براي او طلب مغفرت مي نمايد تا زماني که از خوردن دست بکشد.

3-         هر کس غذاي حلال بخورد خداوند قلب او را تا چهل روز نوراني مي گرداند.

در مورد اجتناب از غذاي حرام و کسب حرام هم روايات زيادي از رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم وارد شده است که از باب نمونه به روايات ذيل اشاره مي شود :

هر کس از راه غير حلال مالي به دست آورد، توشه اش به سوي آتش است.

خداي تعالي مي فرمايد: «هر کس توجهي نکند که از چه راهي درهم و دينار به دست مي آورد من هم توجهي نمي کنم که از چه دري او را داخل آتش کنم.»

وقتي لقمه حرام در شکم کسي واقع شد، هر فرشته اي در آسما نها و زمين او را لعنت مي کنند.

از مجموعه اين احاديث روشن مي شود که انسان بايد در کسب روزي خود دقت کند تا حلال باشد و در نتيجه غذايي که       مي خورد حلال باشد تا اثرات آن در قلب و روح او، نورانيت و لطافت ايجاد کند و عباداتش مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.

سعد بن عبدالله مي گويد در زمان امام حسن عسکري عليه السلام با احمد بن اسحاق که از وکلاي آن حضرت بود، بر ايشان وارد شديم و مشاهده کرديم که حضرت مهدي روحي فداه هم حضور دارند. احمدبن اسحاق، صد و شصت کيسه از وجوهات که شيعيان فرستاده بودند، در مقابل امام حسن عسکري عليه السلام گذاشت.

امام يازدهم به فرزند خويش فرمودند: عزيزم اين وجوه را بردار.

امام زمان روحي فداه گفتند: آيا شايسته است که دست پاک من به بعضي از اين مال هاي حرام برخورد کند؟

فرمودند: حلال و حرام را از هم جدا کن. راوي مي گويد: حضرت صاحبان آن صد و شصت کيسه را نام بردند، مقدار پول موجود در هر کيسه را فرمودند، وجوه حلال را از وجوه حرام جدا کردند و کيسه هايي که در آن به سبب گران فروشي، اجحاف و نظاير آن، مال حرام وجود داشت، برگرداندند و فرمودند: اين وجوه به درد ما نمي خورد.

امامان معصوم عليهم السلام با سيره و رفتار زندگي خود بر آن بودند تا مردم را به حلال خواري و کسب روزي حلال سوق دهند. آنان با سنت و سيره خود در اصلاح اين امر مي کوشيدند، چنان که حضرت شعيب عليه السلام در مبارزه با حرام خواري تلاش کرد و تمام همت و توان خويش را مصروف آن ساخت. محمدبن منکدر گفت: روز بسيار گرمي به اطراف مدينه رفته بودم. ديدم حضرت باقرعليه السلام به همراه دو خدمتکارش مشغول کار است. با خود گفتم : «يکي از بزرگان قريش در اين ساعت از روز و با اين حالت، در طلب دنيا؟! چه کار ناشايستي! اکنون مي روم و او را نصيحت مي کنم.»

جلو رفتم و سلام کردم. او در حالي که از خستگي نفس نفس مي زد و عرق از سرو رويش مي ريخت، جواب سلامم را داد. گفتم: «خدا کار شما را اصلاح کند! شما که يکي از بزرگان قريش هستيد، در اين ساعت گرم، با اين حال و وضع، در طلب دنيا آمده ايد؟ اگر مرگ در اين حال به شما برسد چه جوابي خواهيد داشت؟!»

فرمود: «به خدا قسم اگر مرگ در اين حال به من برسد، مرا در حال اطاعت خداي تعالي مي يابد چون در حال کسب مال حلال هستم و با اين کار مي خواهم احتياجات خود و اهل و عيالم را برآورم و به مردم، محتاج نباشم. بايد از زماني ترسيد که مرگ فرا برسد و در حال معصيت خدا باشيم.»

عرض کردم: «خداوند شما را مورد رحمت خود قرار دهد! من مي خواستم شما را نصيحت کنم، ولي شما مرا نصيحت کرديد.»(79)

در پايان لازم به ذکر است که اين نوشتار با هدف ايجاد انگيزه جهت تحقيق کاملتر و بررسي دقيقتر موضوع مد نظر و کاربردي نمودن آن در زندگي فردي و اجتماعي، به رشته تحرير درآمده است با اين اميد که مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گيرد و نقطه آغازيني براي ورود کارشناسانه ترو ظريفتر به بحث و نيل بيشتر به مسائل اخلاقي اسلامي گردد.

 

پي نوشت ها:

1.         بقره، آيات ۱۸۰ و ۲۱۵، ۲۷۲ و ۲۷۳، کهف، آيه ۹۵، حج، آيه ۱۱

2.         آل عمران، آيه ۱۴؛ کهف، آيه ۴۶؛ قصص، آيات ۶۰ و ۷۹؛ احزاب، آيه ۲۸

3.         بقره، آيه ۱۸۸

4.         همان

5.         نساء، آيات ۲۹ و ۳۰

6.         همزه، آيات ۱ تا ۴

7.         تکاثر، آيات ۱ و ۲

8.         ۲۰ سوره فجر و ۶ و ۸ سوره عاديات

9.         همان و نيز نساء، آيه ۱۲۸؛ فصلت، آيه ۴۹؛ معارج، آيه ۱۹

10.       36 الکافي، ج 3، ص 268، ح 4

11.       وسائل الشيعه، ج 3، ص 22

12.       مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 175

13.       تحت العقول ، ص 455

14.       کشف الاسرار، ج 2، ص .676 سرالصلوة ، ص 7، اعتقادات مجلسي ، ص 29

15.       شهاب الاخبار، ص 59

16.       شهاب الاخبار، ص .50 نهج الفصاحه ، ص 396

17.       ميزان الحکمه ، ج 5، ص 370

18.       کنز العمال ، ج 7، ص ,279 حديث 1887

19.       بحار الانوار، ج ,82 ص 227

20.       نهج البلاغه ، نامه ها، ص 47

21.       نهج الفصاحه ، حديث 1588

22.       نهج الفصاحه ، ص ,283 حديث .1343 بحار الانوار، ج ,82 ص 193

23.       مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 7

24.       جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 231

25.       مستدرک الوسايل ، ج 1، ص 170

26.       بحار الانوار، ج ,17 ص .127 ميزان الحکمه ، ج 5، ص 367

27.       بحار الانور، ج ,84 ص 236

28.       جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 50

29.       جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 50

30.       مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 172

31.       بحار الانوار، ج ,84 ص 246

32.       بحار الانوار، ج ,82 ص 1

33.       محاسن البرقي ، ص 387

34.       بحار الانوار، ج ,82 ص .232 جامع احاديث الشيعه ، ج 4، ص 22

35.       بحار الانوار، ج ,82 ص 232

36.       بحار الانوار، ج ,82 ص 56و 231

37.       غرر الحکم ، ص 261

38.       بحار الانوار، ج ,98 ص 168

39.       بحارالأنوار، 63/314

40.       عدة الداعي و نجاح الساعي، ص139

41.       همان

42.       الكافي، 2/474

43.       بحارالأنوار، ج45، ص8

44.       همان

45.       الدعوات، ص25

46.       عدة الداعي و نجاح الساعي، ص153

47.       آيه 109 سوره توبه

48.       ثواب‏الأعمال، ص282

49.       الكافي، 5/124

50.       مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)، 1/16

51.       مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)، ص61

52.       دعائم‏الإسلام، 2/35

53.       محمد، آيه ۳۷

54.       عاديات، آيه ۸

55.       مدثر، آيات ۱۲ تا ۱۷

56.       اسراء، آيه ۶۴؛ ص، آيات ۲۲ تا ۲۴

57.       فتح، آيه ۱۱؛ منافقون، آيه ۹

58.       فجر، آيات ۱۸ و۲۰

59.       انفال، آيات ۲۷ و ۲۸

60.       توبه، آيه ۲۴

61.       همان و منافقون، آيه ۹

62.       زخرف آيات ۳۰ و ۳۱

63.       فجر، آيات۱۵ و ۲۰

64.       منافقون، آيه۹

65.       هود، آيه۶۰

66.       آيه۴۲ از سوره مائده 

67.       مفردات الفاظ قرآن کريم، ص۴۰۰، ذيل واژه سحت

68.       مائده، آيات۴۲و ۶۲

69.       آيات۱۰ و ۲۹ سوره نساء و ۷۹ سوره کهف

70.       بقره، آيه۲۱۹، مائده، آيات۹۰ و ۹۱

71.       مائده، آيه۳۸؛ ممتحنه، آيه۱۲

72.       اعراف، آيه ۸۵؛ هود، آيه۸۵؛ مظففين، آيات۱تا۳

73.       بقره، آيات ۲۷۵تا ۲۷۹

74.       اسراء، آيه۳۴، نساء، آيه۱۰

75.       بقره، آيه ۱۸۸، نساء، آيات ۲۹ و ۳۴ و ۱۶۱؛ توبه، آيه۳۲

76.       نساء، آيه۳۴؛ نور، آيه۳۳

77.       بقره، آيه۱۸۸، تفسير نورالثقلين، ج۱، ص۱۷۶، حديث۶۱۵

78.       فروع کافي، ج۱، ص۳۶۳

79.       بحارالانوار، ج ۶۴، ص۷۸۲، ح۵

 

 

 

دوشنبه 8 آبان 1391 - 9:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری