دوشنبه 5 تير 1396 - 18:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

مردمي­ترين هنر، نقاشي ديواري است

 

گفتگو با ايرج اسکندري

نقاشي ديواري به عنوان يکي از اشکال هنري انسان در طول تاريخ همواره از اهميت خاصي برخوردار بوده است و تأثير آن بر زندگي انسان از ديرباز تاکنون آنچنان پايدار و ماندني است که مي­توان گفت کمتر رشته­ي هنري چنين تأثيري را داشته است امروزه نقاشي ديواري از نظر ايجاد تأثيرات قوي بصري و آفرينش زيبائي و هماهنگي فرم و ريتم نقش ارزشمندي در آثار معماري و زيباسازي شهري داشته و دارد اين رشته هنري اگر به درستي شناخته شود و به درستي به اجرا درآيد با توجه به فضاهاي زيبا و باشکوهي که بوجود مي­آورد مي­تواند با هنر و معماري نيز تلفيق شود همچنين اين توان را در خود دارد که با مايه­هاي هنر هر قوم و ملتي آميخته شود و به آن ارزش والائي اعطا کند.

ايرج اسکندري استاد مسلم هنر نقاشي در شاخه­ي نقاشي ديواري آثاري را در طول 56 سال عمر خود توليد کرده است که هر شخصي را به فکر وامي­دارد. نقاشي ديواري (مادر) که يکي از بزرگترين و غني­ترين توليدات اين عرصه است حاصل پنجه­هاي ظريف و فکر توانمند ايرج اسکندري است:

دوران تحصيلات ابتدائي را در مدارس نادرشاه و ايران زمين مشهد پي گرفت سال 53 بود که ديپلم هنري خود را از هنرستان­هاي تزئيني همين استان اخذ و به دنباله­ي آن رشته­ي هنر نقاشي را در مقطع ليسانس در سالهاي 53-57 تحت نظر اساتيدي چون بهمن بروجعلي، محمدحسن شيدل و چندين استاد فرانسوي اين هنر به پايان رساند. ايرج اسکندري حدود هشت ماه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 در مقطع کارشناسي ارشد رشته مرمت آثار و ابنيه از دانشگاه فارابي اصفهان پذيرش مي­گيرد ولي پس از تحصيل يک ماهه در اين رشته تعلقات ذهني او نمي­تواند وي را از هنر نقاشي جدا کند چرا که اسکندري علاقه داشت رشته هنر نقاشي را به صورت ويژه و تخصصي پي بگيرد. بنابراين با انصراف از اين دانشکده سعي در فعاليت­هاي انقلاب با زمينه­ي هنري کرده هرچند که در اين مدت نيز کليه دانشگاه­ها تعطيل و دانشجويان به صفوف گسترده مردمي اضافه مي­شدند. در اين مدت هم چندين تصوير بکر در زمينه­ي شهداي انقلاب اسلامي کار مي­کند.

«شايد نتوانم علاقه­ي خاص هنري­ام را به نقاشي بيان کنم اما به ياد دارم که پدرم با ديدن اين علاقه وافر سعي کرد شرايط را براي پرورش اين هنر در من بوجود بياورد. مي­توانم بگويم همه چيز از نقاشي­هاي کودکي و مسابقات متعدد مدارس آن زمان در مقوله هنر و نقاشي شکل گرفت علاوه بر نقاشي پدرم مرا در کلاس­هاي ديگري مانند مجسمه سازي نيز ثبت نام کرده بود کم کم اين علاقه به سطح مقاطع عاليه تحصيلي کشيده شد استاد حسن شيدل که از مشوقان اصلي من در اين هنر بود با نظرات انقلابي که داشتند فضا را براي کار من روي ديوارهاي شهر و دانشکده­هاي مختلف فراهم کردند به ياد دارم که سال 55 بود که در دانشکده هنرهاي زيباي تزئيني يک ديوار به طول 10 متر کار کردم که يک حرکت مردمي در دِل کوهستان را نشان مي­داد از نظر محتوائي يک پيرمردي را نشان مي­داد که در جلوي صف در حال حرکت بود و بقيه به دنبال وي در حال حرکت بودند. هرچند که اين تصوير مدتي بعد از بين رفت و اکنون آثاري از آن باقي نمانده است. چندين تصاوير هم داشتم که عکس آنرا روزنامه­هاي اطلاعات و کيهان آن زمان کار مي­کردند که يک نوع تهييج در اين آثار به چشم مي­خورد.»

وي در اسفند 57 تقريباً يک ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي از دانشکده­ي اوزار فرانسه در رشته­ي نقاشي پذيرش گرفته و عزم سفر مي­کند هرچند که بر نگاه­هاي ذهني­اش هنوز با حرکت­هاي مردمي است اما عشق به اين هنر وي را وادار مي­کند که عزم سفر کند. وي پس از تحصيل چند ماهه در اين دانشگاه باز هم نمي­تواند از دغدغه­هاي ذهني­اش خلاصي پيدا کند و اين چنين مي­شود که اسکندري باز هم از دانشگاه هنر اوزار فرانسه انصراف و به وطن بازگشته و در دانشگاه هنرهاي تزئيني در سال 60 شروع به تدريس هنر مي­کند. به فراخور زمان با توجه به پديد آمدن انقلاب فرهنگي هم زمان با دوران تدريس وي در اين دانشگاه اسکندري راهي وزارت ارشاد جهت ادامه فعاليت حرفه­اي­اش مي­شود:

«با ورودمان به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بن مايه­هاي تأسيس مرکز هنرهاي تجسمي را گذاشتيم البته نمي­دانم که الان به چه اسمي تغيير کرده است اما ما جزء اولين نفراتي بوديم که پايه­ي اين هنر را در ارشاد پي ريزي کرديم وقتي مي­ خواستند ما را به استخدام اين وزارتخانه دربياورند متصدي امر از انجام اين کار به دليل عدم سربازي من ممانعت کرد بنابراين من حدود سال 61 يا 62 بود که به خدمت سربازي رفتم. به دليل فعاليت­هاي هنري در دايره عقيدتي سياسي نيروي زميني مشغول به کار شديم. به ياد دارم با فردي به نام حاج صفائي آشنا شديم که ارشد ما بود وي من را به همراه دو سرباز علاقمند ديگر در رشته هنر نقاشي براي کشيدن نقاشي ديواري راهي خيابان­ها کرد. اين دو سرباز علاقمند هم اکنون از اساتيد اين حرفه هستند استاد حقيقت شناس و صالحي که از نقاشان و گرافيست هاي متبحر کشورمان قلمداد مي­شوند. پس از سربازي استاد چليپا و خسروجردي که از دوستان نزديک من بودند پيشنهاد همکاري با مرکز حوزه انديشه هنر اسلامي (حوزه هنري امروز) را به من دادند که البته با اين پيشنهاد هم موافقت کردم هرچند پس از اتمام دوران سربازي افرادي از ارشاد آمدند که دعوت به همکاري اجراي نقاشي شدم که چون عشق من تنها به کشيدن نقاشي بود از پذيرش پيشنهاداتي همچون مدير موزه هنرهاي معاصر هم صرف نظر کردم.»

ايرج اسکندري حدوداً در سال 63 بود که به خانواده هنري حوزه هنري پيوست: به هر حال در ابتداي کار ما در حوزه هنري فعاليت­ها اينگونه در سطح امروز نبود جامعه تحت تأثير اتفاقات انقلاب و جنگ تحميلي بود و هنر به سمت ارائه­ي کامل اين ارزش­ها و در خدمت مردم بود. ما هم سعي کرديم اين خدمت را با ارائه نقاشي­هاي ديواري ادامه دهيم چندين نقاشي ديواري از جمله در خيابان انقلاب نبش صباي شمالي ديواري به طول 20 متر و ارتفاع 22 متر به صورت سياه و سفيد از وقايع جنگ کار کرديم يک اثر ديگر در مدرسه انفاق، در خيابان قدس و حتي ديواره­ي جنوبي ميدان فلسطين که همه­ي اين آثار محتوائي جنگ گونه داشت. هرچند که اين آثار هم چندين بار مرمت شده است و تکنيک اوليه­اش را از دست داده است. ايرج اسکندري هنرمند نقاش جنبه­هاي پرداخت هنري به خصوص در زمينه­ي نقاشي ديواري را بسيار کمرنگ مي­داند. امروز حال و هواي جامعه­مان را خالي از پرداخت­هاي هنري بر روي ديوار شهر دانسته هرچند که مراکزي همچون شهرداري را در ارائه­ي تکنيک­هاي جديد هنر ديواري پيش قدم نسبت به ديگر مراکز فرهنگي و هنري مي­داند: به هر حال شهرداري­ها سعي کردند که از تکنيک­هائي جديد مانند کاشي در هنر نقاشي و تصويرسازي ديواري استفاده کنند هرچند که در اين زمينه محتواهاي ارزشي و انقلابي کمتر ديده مي­شود و . . .

شايد دليل آن را هم بتوان دوران گذار اين دوران دانست. به هر حال هر زمانه­اي تصاوير و تفکرات غالب خودش را مي­ طلبد در آن زمان محتوا و محور جنگ، انقلاب و دفاع مقدس بود اما امروز در زمينه­ي تصويرسازي شهري کمتر به اين مفاهيم پرداخته مي­شود و البته گله­اي هم نيست.

البته هنوز هم مي­توان اميدوار بود که مراکزي چون حوزه هنري که در توليد و پرورش هنرمندان متعهد يک گام از ديگر مجامع هنري و فرهنگي جلوتر است در اين زمينه قدمي محکم­تر و مستمرتر بردارد اما اسکندري اين تصميم و برنامه ريزي را بدون حضور هنرمند علاقمند ابتر قلمداد مي­کند: امروز فکر هنرمندان حوزه هنري مانند دهه 60 نيست که ديوار را خودشان انتخاب کنند و با يک طرح خلاق و ابزارآلات شخصي به جان ديوار بيافتند. امروز ديوارهاي شهري متولي پيدا کرده است و کليه کارهاي هنري بايد با نظر شهرداري صورت بگيرد. پيمانکاران و شرکت­هاي مختلفي در اين زمينه تأسيس شده است که ديگر انحصار را در اين زمينه از دست مراکز هنري خارج کرده­اند. شهرداري­ها هم ترجيح مي­دهند براي زيباسازي شهر با اين شرکت­ها عقد قرارداد کنند چرا که به کار اين شرکت­ها اعتماد بيشتري دارند چرا که در مسير اداري زمان هزينه نخواهند کرد. اين بروکراسي ادارات و مراکز هنري حتي حوزه هنري خودش مهمترين دليل براي کمرنگ بودن حضور هنري اين مراکز بر در و ديوار شهر است.

ايرج اسکندري نقاشي ديواري را مردمي­ترين هنر مي­داند: نقاشي ديواري مي­تواند در خدمت اهداف عالي جامعه براي پيام رساني­هاي ارزشي و اخلاقي و ديگر اقسام و محتواها قرار بگيرد هنرمند مي­تواند ايده­هاي بکر و ارزشمندش را با تصويرسازي ديواري در ذهن مخاطب القا و جامعه را به سمت تکامل پيش ببرد همچنان که اين اتفاق به صورت عيني در دهه­ي 60 اتفاق مي­افتاد. بنابراين از اين هنر مي­توان به عنوان يک هنر مردمي و اثرگذار ياد کرد. همچنان که نقاشي ديواري علاوه بر اين موارد در زمينه­ي پيام رساني و تکامل دهنده معماري شهري نيز مي­تواند کاربردهاي عظيمي داشته باشد.

ايرج اسکندري نقاش باسابقه کشورمان که مدتي را هم در زيباسازي شهرداري­هاي تهران و عنوان اعضاء هنري و عضو شوراي نقاشي ديواري فعاليت مي­کرده است همکاري اين مراکز را با مجامع هنري دولتي و غيردولتي صميمي و نزديک مي­داند. چنانکه طي سال اين مراکز با درج انواع فراخوان­هاي هنري سعي در تجميع آثار و همکاري بهترين ايده­ها و هنرمندان براي تصويرسازي شهري کرده­اند: در شوراي زيباسازي شهرداري­ها با برپائي دوسالانه­ها و مراسم هنري مختلف و دعوت از هنرمندان و توليد ايده و حمايت از اين مراکز سعي کرده است پاي هنرمندان جوان را در اين فضا باز کند و اين افراد را نسبت به هنرشان اميدوار نگه دارد. حال سؤال اين است که چرا مراکزي چون حوزه هنري سعي نمي­کند با ارتباط ويژه­اي که مرکز هنرهاي تجسمي با شهرداري­ها دارد طي فراخوان­هاي مختلف جوانان مستعد و هنرمند را به اين کار دعوت و زمينه­ي اشتغال زائي اين هنرمندان را فراهم کند. طي سال گذشته طي فراخوان­هاي مختلف بيش از 1000 اثر هنري در بخش نقاشي ديواري به دست اعضاي شوراي زيباسازي شهرداري تهران رسيده بود که از اين ميان 200 اثر انتخاب و به نمايش گذاشته شد و طي آن مراحل اوليه براي اجراي اين طرح­ها بر ديواره­ي شهري در دست پيگيري است حوزه هنري هم مي­تواند اين فضا را ايجاد کند چرا که حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي جزء مراکز ويژه­ي هنري در توليد و خلق و حمايت اين هنرمندان در سطح کشور شناخته شده است. اما امروز مي­بينيم که حوزه هنري جنبه­ي اداري به خود گرفته است و بروکراسي آن بسيار بيشتر از ديگر مراکز هنري در سطح کشور است. اين انتقادي است که اکثر هنرمنداني که از اين مرکز جدا شده­اند و حتي در اين مراکز مشغول هستند هم به آن وارد مي­دانند. حوزه مانند سالهاي اول تأسيس خودش نيست. آن انگاره­هاي خاص هنري هنرمندان جايشان را به تعارف و رابطه سالاري داده است. خود من سال 82 که استعفاي هنري­ام را به حوزه هنري تقديم کردم مهمترين دليل اين کار را نپرداختن مديران حوزه به عقل هنري هنرمندان اعلام کردم. اين عدم اعتماد را اکنون در زمينه­ي خلق آثار کپي در حوزه هنري مرکز خلق و توليد هنر متأسفانه شاهد هستيم.

اسکندري ماندگارترين اثرش را نقاشي ديواري (مادر) در خيابان وليعصر معرفي مي كند، که از لحاظ محتوائي، تکنيک، طراحي و استقبال عمومي جزء کارهاي نمادين و سطح بالاي خود مي­داند. همچنين اين کار به عنوان يک کار پژوهشي هم در ميان اساتيد دانشگاه­ها و دانشجويان رايج است چرا که اين کار از بهترين عناصر علمي و آکادميک در خلق خود بهره برده است. هرچند که اين اثر هم مانند ديگر آثار ديگر هنرمندان متبحر ما کم کم به دليل عدم مرمت و بازسازي از ميان در حال رخت بربستن است.     

 

يكشنبه 7 آبان 1391 - 13:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری