شنبه 28 مرداد 1396 - 4:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

فرهنگ متين

 

تئاتر دفاع مقدس بدون سند مستند يعني هيچ

 

گفتگو با عبدالحي شماسي

«تئاتر دفاع مقدس هميشه پتانسيل جذب مخاطب را داشته است اما اين به شرطي است که بتوان در شيوه و قالب آن بازنگري کرد. به طور کلي امروز تئاتر دفاع مقدس ما نتوانسته است مخاطب را به طور کلي جذب کند و به طوري ويژگي­هاي مثبت يک اثر را دارا باشد. شايد هم بتوان مهمترين عامل اين اتفاق را نگرش يک جانبه به موضوع دفاع مقدس دانست که البته ارائه­ي راهکار و پيشنهاد براي برون رفت از اين وضعيت بسيار پيچيده است چرا که به پژوهش­ هاي علمي دقيق و عميق نياز دارد. به طور کي نبايد اين نکته را از ياد برد که جنگ به طور کلي چه در ايران و چه در ساير کشورهاي جهان تاريخ کشورها را متحول کرده است و طبعاً هنرمندان هر کشوري هم به اين موضوع نپرداخته­اند در اين ميان آثار ايراني و غيرايراني خوب زياد نوشته شده است اما خلق آثار خوب تنها مفيد نيست چرا که قبل از خلق هر اثر هنري در اين زمينه بايد اين سؤال را از خودمان بپرسيم که چرا تئاتر دفاع مقدس کار مي­کنيم؟ آيا با اين کار مي­خواهيم تنها قسمتي از تاريخ خودمان را نشان بدهيم و يا خواهان ديدگاه ديگر هنرمندان در اين خصوص هستيم؟ در اين صورت است که کاري هدفمند را پي گرفته­ايم و از تکرار مضامين همانند در اين خصوص جلوگيري کرده­ايم.»  

عبدالحي شماسي متولد 1333 شيراز است و فارغ التحصيل رشته نمايش است وي که ابتدا در حوزه ادبيات کودک فعاليت داشت و آثاري همچون (مهماني گنجشک­ها) و (آواي بلبل) را نوشت شماسي پس از اين دوره در دو حوزه داستان نويسي و نمايشنامه نويسي فعاليت خود را ادامه داد. آثاري همچون (شش تابلو و نشان آخر) (مجموعه خوشه­ هاي خاکستري) (بازگشت لکوموتيوران) در زمينه­ي ادبيات و (خواجه نصيرالدين طوسي) (شب) (فکاهي نامه) (آژير زرد) و . . .  از نمايشنامه­هاي اوست. وي که با (کودکان در حلبچه مي­ميرند) به طور حرفه­اي در زمينه ادبيات دفاع مقدس هم دست به قلم شده است دِل پري از فضاي تئاتر دفاع مقدس دارد. شماسي مهمترين دغدغه خود را دغدغه تمامي هنرمندان ديگر مي­داند که همان کو گوش شنواست:

- تعريف ما از تئاتر دفاع مقدس تحت چه قالبي مي­تواند معنا پيدا کند؟

در اين تعريف ما جنگي را پيش روي خود احساس مي­کنيم که به نوعي ميزان دفاع در آن با ميزان هجوم متقابل دژخيمان برابري نمي­کند که در اين نوع دفاع قالب دفاعي رو به گسترش و در اين ميان حالات و احساسات روحي و رواني دروني افراد متبلور و حس­هاي انساني در اين دفاع از هر زمان ديگري گسترده­تر است. در اين نوع دفاع جنبه­هاي اعتقادي رفته رفته بيشتر مي­شود اين پسوند مقدس براي اين دفاع به اعتقادات و باورهاي ديني افراد شرکت کننده در جنگ باز مي­گردد که پررنگي اين اعتقادات و احساسات باعث نامگذاري واژه­ي دفاع مقدس روي جنگ 8 ساله­مان شده است.

- پس مي­توان وجود باورهاي ديني و اعتقادي را عاملي نام برد که جنگ 8 ساله ايران را از ديگر جنگ­هاي مشابه متمايز مي­کند؟

به طور کلي در عرصه تئاتر اين تکنيک­ها هستند که مؤثر هستند اما در قالب تئاتر دفاع مقدس نمي­شود اين جنگ را بدون در نظر گرفتن فاکتورهاي گفته شده روي صحنه اجرا کرد. ما بايد در اين زمينه قواعد انساني ارزش­ها و اهتمام به انگاره­هاي ديني و اعتقادي افراد را همانگونه که وجود داشته است روي صحنه شبيه سازي کنيم.

- اما امروز شاهد هستيم که اين شبيه سازي فاقد کمترين خلاقيت و تخيل هنري است.

نگاه کنيد که امروز چند سال از جنگ گذشته است بيش از دو دهه از جنگ ايران مي­گذرد اين بدان معني است که اگر يک شخصي که امروز براي جنگ مي­نويسد يک فرد 40 ساله بايد باشد که در زمان جنگ حداقل 20 ساله و يا 18 ساله بوده است که توانسته است جنگ را از نزديک احساس کند. اما امروز شاهد هستيم اکثر کساني که براي جنگ مي­نويسند افرادي هستند که حتي صداي توپ و تانک را هم نشنيده­اند و بيشتر براساس شنيده­ها مي­تواند متن­شان را کامل کنند اکثر اين افراد تحت نظارت پدر و مادر که نترس باباجان و مادرجان از جنگ شنيده­اند. پس تجربه­ي حضور که يکي از تجارب و شايد اصلي­ترين عامل در نوشتن يک نمايشنامه موفق مي­باشد را اين افراد ندارند. اين افراد وارد گود شدند که هيچ تجربه­ي شخصي از جنگ ندارند. از طرفي اين نکته که شما هرچقدر از يک واقعه­ي خاص از نظر بازه­ي زماني دورتر شويد کمتر مي­توانيد اتفاقات خاص اين حادثه را به ياد بياوريد اين يک نکته­ي کاملاً علمي و اثبات شده است افرادي هم که خودشان در جنگ حضور داشته­اند به مثابه­ي اين مثال اکنون کمتر از جنگ در ذهن دارند که بخواهند و بتوانند اين نکته­ها را بنويسند اين خاطرات ممکن است تلخ و يا شيرين بوده باشد اما فراموش شده است شايد کليات را در ذهن داشته باشند اما اين کليات براي نگارش يک نمايشنامه با در نظر گرفتن کليه عناصر و پرداخت­ هاي داستاني يک نمايشنامه­ي موفق چندان کافي نيست. در اين ميان هم طبيعي است که نمي­توان يقه­ي مردم را گرفت که بايد بنشينيد و بنويسيد. بنابراين بايد براي اينکه اين فرصت­ها از دست نرود مسئولين مربوطه تلاش کنند و برنامه­ريزي­هاي خاص را در اين زمينه بکار بگيرند که اين سرمايه گذاري­ها هم در هر کجاي دنيا با سابقه­هاي اجتماعي و تاريخي مشابه کاملاً يک امر طبيعي است که ما از زير اين موضوع مدام شانه خالي کرده­ايم. ما هرچه از اين وقايع دورتر شويم باعث خواهد شد که اين حوادث را فراموش کنيم. و اين به ضرر ما خواهد بود. بنابراين هنرمند هم بايد دست به خيال پردازي واهي بزند تا بتواند يک اثر نزديک به حقيقت خلق کند.

- برخي معتقدند هنوز بايد از اين دوران گذار گذر کرد که بتوان به لايه­هاي پنهان جنگ 8 ساله دست يافت و اين جان مايه­ها را در متون نمايشنامه نويسي و به طور کلي ادبي پياده سازي کرد؟

ابتداي امر به اين نکته تأکيد کنم که يک وقت به دوستان برنخورد که اگر کسي تجربه شخصي نداشته باشد نبايد درباره جنگ بنويسد منظور ما از اين گفته­ها اين است که افرادي که در اين زمينه اثر موفقي ندارند مورد نقد قرار بگيرند ما هم اين نکته را قبول داريم که پرداختن به تجربه­ي صرف بدون پرداخت هنري نمي­تواند جوابگوي نياز مردم در اين قالب­ها باشد حال مي­خواهيم در هر قالبي که اثري خلق کنيم بايد پرداخت­هاي حرفه­اي هنري را هم در نظر بگيريم. در مورد سؤال شما هم بايد بگويم که البته اين نکته درست که برخي اين نظر را دارند اما اين زماني اتفاق مؤثر خواهد بود که اين نوشته­ها براساس يک زمان بندي و طبقه بندي مناسب نوشته شود و مستمر باشد. اگر اين نوشته­ها يک نظم داشته باشد از طرفي مي­توان از فيلم­ها و ديگر اسناد و مدارک مستند براساس بازه­هاي زماني مختلف آثاري را در هر زمان خاص خلق کرد. اگر اين اسناد و مدارک وجود داشته باشد مي­توان براساس بازه زماني هر شخص هنرمندي در هر عرصه­ي هنري به خلق اثر هنري دست پيدا کند. البته اين نکته را هم نبايد فراموش کرد که ما هرچه از اين رويدادها فاصله بگيريم نگاه منطقي­تري به داستان خواهيم داشت.

- البته اين دغدغه­ي بسياري از هنرمندان هم هست که اکثر ارگان­ها و نهادها از ارائه­ي اسناد و مدارک مستند خودداري مي­کنند و شايد اين داستان­هاي خاطره نويسي و برخي از فيلم­ها تنها اسناد مستند اين افراد باشد.

پس اگر نمي­خواهند اسناد و مدارکي ارائه کنند و از هنرمندان و نويسندگان اينگونه حمايت مي­شود پس نبايد توقع خلق آثار شگرف هم داشته باشيم چرا که اين اتفاق در هيچ کشوري به جز ايران اتفاق نمي­افتد.

- البته مراکزي چون حوزه هنري در اين زمينه توانسته است براساس يک سري اسناد محدود آثاري شگرف خلق کند که امروز مرجع بسياري از نويسندگان و نمايشنامه نويسان شده است.

البته اين نکته که حوزه هنري هميشه در اين زمينه­ها نسبت به ديگر مراکز فرهنگي جلوتر قدم برداشته است شکي نيست اما موضوع اين است که اگر بخواهيم به همين ميزان محدود بسنده کنيم در عرصه­هاي ديگر هنري نمي­توانيم موفقيت­هاي چنداني بدست بياوريم. ما در مقوله­ي جنگ با يک سري انسان­هاي واقعي درگير بوديم که اين انسان­ها سرشار از منطق، احساس و خاطرات بوده­اند در اين ميان اين افراد با وقايعي دست به گريبان بودند که لحظه لحظه­ي اين حوادث مي­تواند يک نوع هنري خاص را خلق کند اما به شرطي که بتوان از اين اتفاقات براساس اسناد و مدارک سخن گرفت چرا که مخاطب از هنرمندش طلب ارائه اسناد و مدارک را خواهد داشت مگر مي­شود يک اثر هنري خلق کرد که بتواند اثرگذاري مطلوب را داشته باشد اما از اسناد و مدارک خبري نباشد. کسي که مي­خواهد در اين زمينه بنويسد بهتر است که صداي توپ و تانک را شنيده باشد در فضا حضور پيدا کند و خودش اين وقايع را از نزديک لمس کرده باشد. دست و پاي قطع شده را ديده باشد و با واژه­ي خون و شهادت از نزديک آشنا باشد. به نوعي اين همذات پنداري را با محيط داشته باشد تا بتواند در خلق يک اثر هنري حماسي موفق جلوه کند. نوشتن نمايشنامه­ي جنگي ماند نگارش يک رمان نيست که فرد بتواند اشتباهات هنري و خلا اسناد و مدارک را در لابه لاي صفحات رمان به فراموشي خواننده بسپرد.

- بحث اقتباس از آثار جنگي در عرصه تئاتر دفاع مقدس را چقدر موفق ديده­ايد.

بحث اقتباس که براي کل جامعه­ي هنري ما يک بحث ناشناخته مانده است که تئاتر دفاع مقدس هم از اين خلاء هنري رنج مي­برد اما من مي­خواهم يک نکته­ي عميق­تر را عنوان کنم. ما مي­توانيم در اين ميان از سرنوشت ديگر جنگ­ها و درگيري­ها هم اثري هنري شگرفي خلق کنيم. ما هر نويسنده­اي در رابطه جنگ را مي­بينيم خواهيم ديد که اين نويسنده در يک جاي جنگ حضور داشته است برخي از نويسندگان جنگ در امريکا اينقدر در جنگ­ها حضور داشته­اند که در انتها در يک جنگ کشته مي­شده­اند چرا که بايد اين باورپذيري براي مردم صورت بگيرد اين تفاوت آثار ما با ديگر آثار اثرگذارتر کشورهاي ديگر است و ما از کنار اين حوادث به راحتي گذر مي­کنيم. چرا مي­خواهيم ساده گذر کنيم؟ چرا مي­خواهيم از جلوي اين اتفاقات نادر انساني زود بگذريم. اتفاقاتي که در آن يک انسان به سمت ديگر انسان تير پرتاب مي­کند و به قصد کشتن او قدم برمي­دارد. چرا به اين موضوعات بزرگ اينقدر ساده نگاه مي­کنيم. چرا امروز رزمندگان ما که به قصد زيارت به عراق سفر مي­کنند با توپ و گلوله عراقي­ها را هدف قرار نمي­دهند يا برعکس. اين پرسش­هائي است که مي­توان به آنها پاسخ داد اما چگونه؟ حال بحث اقتباس به ميان مي­آيد. من تا وقتي جنگ و اتفاقات دروني کشور خودم را درک نکرده باشم مگر مي­توانم حوادث ديگر کشورها را با آن لايه­هاي پنهان چندفرهنگي به مخاطب عرضه کنم و او را تحت تأثير قرار بدهم. در بحث اقتباس نويسندگان در تمام دنيا هيچ گاه از جنگ جدا نبوده­اند.

- برخي از هنرمندان و نمايشنامه نويسان از خلأ ابزار نمايش انتقاد دارند اين خلأ ابزار نمايش از نگاه شما يعني چه؟

به نظرم اين سؤال بايد از دو جنبه مورد بررسي قرار بگيرد يکي اينکه بايد اول از خود اين افراد معني اين خلأ را سؤال کنيد و ديگري از مسئولين مربوطه. شايد منظور اين افراد نيازهاي اوليه­شان بوده است.

- نيازهاي اوليه يعني چه؟

نگاه کنيد قبل از نوشتن و يا خلق يک اثر هنري توسط هنرمند اين ذهن هنرمند است که بايد با کمترين دغدغه روبرو باشد. وقتي طفلکي هنرمند ممکلت در حين نگارش متن به دنياي مادي و اجاره خانه هم نظري داشته باشد بنابراين نمي­تواند يک اثر خلاقه­ي عميق خلق کند. وقتي يک هنرمند به فکر مسافرکشي با ماشين است چه ابزار فکري براي اين هنرمند باقي است که بتواند اثرگذار جلوه کند. اينکه اين ابزارها چه هستند را بايد دقيقاً از اين افراد سؤال کرد اما من به عنوان يک هنرمند قبل از ابزار نمايش بايد ابزار زندگي و خلق اثر را در زندگي پديد بياورم. اين ابزار تنها قلم و کاغذ نيست بلکه بايد زندگي هنرمند تأمين باشد مسئولين در اين زمينه هم که هميشه از حمايت دم زدند اما کو گوش شنوا. وقتي مراکز دولتي و هنري از ارائه اسناد و مدارک براي نوشتن يک اثر هنري سر باز مي­زنند شما ديگر فاتحه يک اثر را بخوانيد. وقتي سندي نباشد اين هنرمندان چگونه کار کنند وقتي هنرمند مشغول است و در حيطه معيشت دست به گريبان زندگي روزمره است شما نگاه کنيد چه کاري از دست اين قشر برمي­آيد. اينکه هر سه ماه يک تور سفر راهيان نور براي آشنائي هنرمندان با جنگ و مناطق جنگي برگزار مي­شود بيشتر شبيه به يک توهين دست جمعي است. اينکه ذهن هنرمند با ديدن يک تانک سوخته و چند تا لباس کهنه که خلاق نمي­شود. نمايشگاهي هم برپا مي­ کنند که مسئولين برگزارکننده در زمان جنگ حتي هنوز به دنيا هم نيامده­اند. البته اين کارها را نبايد خالي از نقاط مثبت هم دانست اما اين اتفاقات گره­اي از کار و ذهن نويسنده باز نخواهد کرد.

- عده­اي از دانشجويان خلاق عرصه تئاتر که مدعي حضور هم هستند هميشه از اين نکته گله مند هستند که در عرصه تئاتر دفاع مقدس هميشه يک سري افراد يا هنرمند روي صحنه حضور دارند و اين باعث دلسردي اين افراد از عدم انتخاب و حضور بر روي صحنه مي­شود ما در اين زمينه شاهد مافياي خاصي هستيم؟

تئاتر چه چيزي دارد که بخواهد مافيا هم داشته باشد. از طرفي اين برمي­گردد به خود دانشجويان که چقدر خودشان از نظر هنري آماده­اند که ديده شوند. عرصه تئاتر عرصه­ي ديده شدن است اگر در اين زمينه تک فرصت­ها را فرصت سوزي نکنيم حتما ديده خواهيم شد. اکثر اين افرادي که روي صحنه­ها هستند هم امتحانشان را پس داده­اند بنابراين کارگردان از نظر بازپس هزينه­هاي مادي تا اندازه­اي خيالش راحت است بنابراين کارگردان هم کمتر سعي مي­کند که به سمت بازيگران جوان حرکت کند. اما به هر حال بهتر است بازيگران ما به جاي اينکه نااميد شوند توان هنري­شان را افزايش داده و صحنه­ها را براي خود کنند.     

 

 

يكشنبه 7 آبان 1391 - 13:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری