دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

اينجا کسي بيکار نيست!

 

گفتگو با علي فريدوني عکاس جنگ

از عدسي دوربين عکاسان انقلاب اسلامي و جنگ و همگام با آنان در سالهاي انقلاب و سفر مي­کنيم. با تفسير جديدي از زيبايي شناسي هنر عکاسي در ايران بدون تقليد از عکاسي گذشته روبرو خواهيم شد که در احساسات شما درک و جهان بيني، متفاوت و منحصر به فردي بوده است و روايتگر شامل تازه­اي از فرهنگ زندگي در دل ترکيب بندي­هاي عکس­ها است. قاب­هاي چشمگيري که در عين به تصوير کشيدن از فضا و چهره­ها در جنگ با اوج گرفتن آن روزها، در بيداري مردم در حفظ انقلاب و جايگاه ارزش­هاي جنگ فضاي ويژه­اي دارد. مهمترين بخش در هنر عکاسي آن روزها ديدن بصيرت دروني انسان­ها بود. در مقابل تهاجم عظيم نظامي دشمنان از خارج و حرکت­هاي مسلحانه گروه­ هاي سياسي داخل که براي ويران کردن و در هم ريختن انقلاب، شرايط سخت و بحراني را بوجود آورده بودند، احساسات پاک مردم را با دفاع عاشقانه شرايط جديدي را عينيت بخشيدند و در اين ميان شيوه نگاه عکاسان جنگ و انقلاب که ذهنشان درگير احساسات عميق مردم شده بود. در بيان تصاوير عکس­هايشان بار ادبيات را نيز با شيفتگي خود همراه کردند و در اين راه عصاره تلاش­هاي مردم را منبع الهام و جهان بيني خود قرار داده و دغدغه زيبائي شناختي­شان را براساس درک مقاومت آرماني يک ملت بنا نهادند و با ديدگاه واقعي هنر عکاسي موضوعات را با تمام وجود خود و باورهايشان به ثبت رساندند داستان عکاسي در سالهاي جنگ يکي از شاخه­هاي سخت و دشوار اين عرصه است و عکاسان با حضورشان در جنگ در بدترين شرايط با دوربين­هاي کوچکشان در روزهائي که نمي­توانستي زاويه ديد دلخواهت را پيدا کني طبيعي­ترين بخش زندگي در جنگ را در قاب عکس­ها ثبت کردند. در بين هنرها عکس­هاي آن روزگار با فضاهائي انباشته از جزئيات و کليات انسانها را به تعمق در تاريخ برمي­انگيزد تصاويري که نمايش رنج­هائي است که مردم براي حفظ انقلاب متحمل شده­اند هنر عکاسي پيش از انقلاب در حالت تزييني و نمايشي صرف بود. ولي بعد از انقلاب در حرکت­هاي مردمي جامعه موضوعات واقعه را نشانه گرفته و به اين ترتيب هنر عکاسي شيوه بياني قابل باورتري از جريانات سياسي و اجتماعي را با ديدي هوشمندانه و متعهد به تضادها به وجود آورد. و اين شيوه نگاه موجب شد که هنر عکاسي در انقلاب و جنگ بتواند جايگاه ويژه­اي را نيز در جهان به دست بياورد و اينگونه موقعيت مناسبي براي مطرح کردن پيامها و ارتباطات بصري عکس­هاي انقلاب فراهم شد عکاسان در سالهاي دفاع مقدس با حضور متعهدانشان در دل نبردها در جبهه­ها و هم نفس شدن با مردان ميدان­هاي نبرد حماسه­ها و ايثارهاي رزمندگان را به تصوير کشيدند روح و جسم عکاسان با روياروئي با خطرات در جنگ پيوند خورده بودند و طبيعي­ترين بخش زندگي خود و رزمندگان را در تصاوير مستند عکس­هاي سال­هاي دفاع مقدس به يادگار گذاشتند.

علي فريدوني عکاس جنگ شخصيتي که در دوران جنگ با شهامت تمام در خطوط مقدم جبهه­ها حضور داشت و مدعي است که بيش از 200 هزار فريم عکس از خاطرات تلخ و شيرين جبهه­ها را با خود همراه دارد. با ما باشيد و علي فريدوني و حال و هواي يک عکاس جنگ در برابر . . .

علي فريدوني از جمله عکاسان جنگي بود که از همان ابتداي جنگ با اعتقاد به آرمان­هاي انقلاب اسلامي و وطنش براي انجام وظيفه و اداي دين به جبهه­ها رفت او در سال 56 در قسمت لابراتور ايرنا مشغول به کار بود و بعد از آغاز جنگ دو عکاس بايد از اين شبکه خبري اعزام مي­شدند که يکي از آنها علي فريدوني بود. وي در اولين اعزامش در سال 59 به عکاسي در منطقه جنگي اسلام آباد غرب پرداخت. سپس با گروه شهيد چمران به منطقه نيسان اهواز اعزام شد و از خرابي­هاي خرمشهر و جنگ­هاي آن منطقه مرتب عکاسي مي­کرد شيوه­ي کار عکاسان جنگ به اين شکل بود که دو روز قبل از عمليات به منطقه اعزام مي­شدند و تا دو روز بعد از عمليات در آنجا بودند که به عکاسي بپردازند.

فريدوني مي­گويد: در اوائل جنگ از هر خبرگزاري و روزنامه فقط دو نفر براي عکاسي مي­رفتند و البته ايرنا بعد از مدتي تعداد عکاسان منطقه جنگي خود را به 10 عکاس رساند ولي قابل ذکر است که در آن دوران تعداد اندکي از عکاسان به خط آتش جبهه مي­رفتند و اکثراً ترجيح مي­دادند دور از خطر و خرابي­ها و قبل و بعد از هر عملياتي عکاسي کنند. انتخاب سوژه­ي عکاسي­ها به عهده­ي خود عکاسان بود ولي ما قبل از هر عمليات يک جلسه توجيهي و بعد از آن نيز يک جلسه ديگر داشتيم و در خصوص کارهايمان به بحث و تبادل نظر مي­پرداختيم و آنها را ارزيابي مي­کرديم چون به هر حال اکثر ما عکاسان تجربي بوديم و با اين جلسات مي­خواستيم تا سطح کيفي عکس­هاي ما ارتقا پيدا کرده و کاستي­هاي آن برطرف شود ولي بايد بگويم که سوژه و موضوع خاص به ما ديکته نمي­شد هرکس براساس برداشت خودش عکاسي مي­کرد و به تناسب حال و هواي ايجاد شده در موقعيتي که پيش آمده بود عکس مي­گرفت. از طرفي من که در 23 عمليات به غير از بمباران و اعزام نيروهاي متفرقه حضور داشتم و 33 ماه در منطقه بودم و در مجموع اين دوران بيش از 200 هزار فريم عکس از لحظه­هاي ناب جنگي که هريک يادآور خاطرات تلخ و شيرين است گرفتم.

مهمترين عملياتي که در آن حضور داشتم عمليات فتح المبين بود که در روز اول عيد شکل گرفت و با وسعت­ترين عمليات در دشت عباس بود و رزمندگان ما توانستند پس از پيروزي 18 هزار اسير بگيرند. در آن زمان دوربين­هاي ما خيلي معمولي بود ولي با همان دوربين­ها هم عکس يادگاري مي­گرفتيم به طور مثال يکي از ماندگارترين عکس­هايي که در عمليات فتح المبين عکسي بود که سربازي در سنگري تنها نشسته و قرآن کوچکي را مي­خواند در عکس­هائي که مي­گرفتم تمام تلاشم اين بود که عکس­ها طبيعي جلوه کند و اين عکس جزو يکي از همان عکس­ها بود که آنرا به فراخور داشتن اين نقاط مثبت در آن سالها يعني حدود 65-64 به مسابقه عکاسي که با موضوع آزاد در يونسکو برگزار شده بود فرستادم و موفق به دريافت جايزه بهترين عکس شدم.

از وي در خصوص جوايز ديگري که در حيطه عکاسي در خارج کشور کسب کرده پرسيدم و او گفت: در سال 68 عکسي گرفته­ام از ارتحال امام که بسيار اثرگذار است و با عنوان عاشقان رهبر فقيد به مسابقه عکس يونسکو فرستادم در اين دوره نيز مجدداً توانستم از ميان 12 هزار فريم عکس ارسال شده به اين مسابقه جايزه بهترين عکس را به خود اختصاص بدهم که برايم بسيار باارزش است. البته بايد بگويم که عکاسان در دوران دفاع مقدس عکس­هاي بسيار خوبي از جنگ را براي مسابقات جشنواره­هاي خارج کشور مي­فرستادند که متاسفانه به دليل تحريم­هائي که وجود داشت آن­ها را اوت مي­کردند و در آن نمايشگاه­ها شرکت نمي­دادند ولي ما مقاومت مي­کرديم و کارهاي خود را مرتب براي برنامه­هاي مختلف مي­فرستاديم چنان که بعضي کارها آن قدر از لحاظ خبري قوي و داغ بود که ديگر نمي­توانستند آنها را رد کنند.

يک سري از عکس­هائي که شاهکارهاي عکاسي فريدوني محسوب مي­شود عکس­هاي گروگان گيري هواپيماي کويتي در سال 1363 است که اگرچه بسياري از عکاسان نمي­دانند که وي چطور اين عکس­ها را گرفت اما هنوز هم هستند کساني که نه اين عکس­ها را ديده­اند و نه داستان چگونه گرفته شدنشان را مي­دانند و اينکه براي اولين بار در سومين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر در خانه هنرمندان ايران به نمايش گذاشته شد چيزي مي­دانند آن عکس­ها از ربودن هواپيماي کويتي که از کويت به کراچي مي­رفت توسط چهار هواپيما ربا فلسطيني براي آزاد شدن 17 هموطن خود از زندان کويت حکايت مي­کرد عکس­هائي که به عنوان پر حادثه­ترين سال انتخاب شدند. فريدوني مي­گويد: در آن سالها عکس­ها را به مسابقه عکاسي در هلند فرستاديم که براي اينکه جنبه­ي سياسي به عکس­ها بدهند آنها را تحت عنوان عکس رايگان چاپ کردند و در مجله­هائي مانند تايم، پاريماچ از مجلات بين المللي ديگر به صورت انحصاري به گزارش تصويري از آن پرداختند. البته ما نيز يک پاداش 2500 توماني گرفتيم ولي خبردار شديم که يک دلال عکس ايراني اين عکس­ها را به قيمت بالائي خريداري کرده که از ايرنا خريداري شده بود و سود خوبي هم از بابت فروش اين عکس­ها عايدش شده بود البته من هميشه در تمام سال­هائي که در جبهه­ها عکس گرفتم تا به امروز هدفم، اعتقادم و کشورم از ماديات برايم بسيار با ارزش­تر بوده است و هنوز هم با وجود اينکه سالها که از پايان جنگ مي­گذرد به موضوعات و صحنه­هائي که در آن روز ثبت کرده­ام به عنوان موضوعي خشن نگاه نمي­کنم و مخاطبان عکس­هايم از آن فرار نمي­کنند زيرا در پوسته زيرين هرکسي در کنار رشادت و شجاعت رزمندگان عشق واقعي را مي­ توان احساس کرد که ترس در آن معني ندارد و صرفاً ايمان و شهامت در سايه اعتقاد و ايمان و عشق به وطن است که موج مي­زند و حتي شهادت و جراحات شديد رزمندگان با غرور به تصوير کشيده شده است به هر حال ما خودمان خواستيم که از کشورمان دفاع کنيم زيرا جنگ ما با بقيه جنگ تفاوت داشت ما نسل اولي­ها هدف والائي داشتيم و با اعتقاد و عشق به امام بود که مي­جنگيديم و هيچ گاه دنبال شهرت نبوديم و اين وظيفه را مقابل دين و خدايمان انجام مي­داديم چنانچه وقتي بعد از جنگ آن روزها را به ياد مي­آوريم مي­بينيم که آرامش را در جبهه­ها بيشتر احساس مي­ کرديم چرا که احساس مي­کردم اينجا کسي بي کار نيست. خوب يادم هست که دوست رزمنده­اي داشتم که اسمش داوود ابراهيمي بود و شکارچي تانک بود و بسيار شجاع، جثه کوچکي داشت هميشه مي­گفت اگر بخواهند مرا تنبيه کنند در شب عمليات نگذارند در ستون جنگ باشم اين مرد شجاع در چهار و پنج عمليات بيشتر شرکت نکرد و شهيد شد . . . از اين دست مردان غيور در جنگ بسيار بودند که امروزه ما به واسطه وجود آن­ها در کشوري آزاد زندگي مي­ کنيم و زير سلطه بيگانگان نيستيم.

البته خود علي فريدوني نيز از همين دست غيور مردان جبهه است که سلاحش دوربين عکاسي­اش بوده و شادي­اش شادي رزمندگان و اندوهش غم آن­ها. او و خاطره­اي برايم تعريف کرد که آنقدر برايش تازه بود که هنوز هم سنگيني آن صدايش را مي­لرزاند . . .

وي گفت: در عمليات رمضان سه بار شکست خورديم و اوضاع روحي خوبي نداشتيم مدتي طولاني بود که در جبهه­ها بودم و در تمام روزها عکاسي مي­کردم. همسرم با سختي فراوان توانسته بود با تلفن ثابت قرارگاه تماس بگيرد که با من حرف بزند ولي من با او صحبت نکردم زيرا ترسيدم تحت تأثير قرار بگيرم و دلتنگ او و فرزندانم شوم و بخواهم که برگردم و همه­ي اينها به دليل حضور من از روي اعتقاد قلبي و حس مسئوليتي بود که هميشه در تمام جنبه­هاي زندگي­ام به آن پايبند بودم و برايم از همه چيز با ارزش­تر بود.     

 

دوشنبه 1 آبان 1391 - 9:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری