پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 8:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

مسئله مردم بايد مسئله درام نويسان ما باشد

 

گفتگو با حسين پارسائي

چرا هنوز با گذشت نزديک به بيست سال از پايان جنگ هشت ساله، آثار هنري ماندگاري که ضمن بومي و رنگ آميزي ملي داشتن، در عين حال جهاني و همگاني نيز باشد در ايران خلق نشده است و اگر هم شده تعداد آنها بسيار انگشت شمار است؟ چرا اين ضعف و کمبود در حوزه تئاتر و نمايش بيشتر مشهود است؟ جنگ و به تبع آن دفاع به طور ماهوي يک تجربه­ي جمعي و ملي است و پيروزي­ها و شکست­ها ويراني­ها و آباداني­هاي آن متعلق به تمامي مردم است چرا بسياري از هنرمندان و نويسندگان ما نخواسته­اند يا نتوانسته­اند آثار قابل اعتنائي در سطح جهاني با معيارهاي فرهنگي جامعه ايراني خلق کنند؟ به رغم توجه روز افزون مسئولان فرهنگي کشور به توليدات فرهنگي و هنري در حوزه جنگ و دفاع مقدس معضلات و مشکلات اين حوزه که کمي هم پيچيده است هنوز به طور جدي و همه جانبه بررسي و ريشه يابي نشده است.

گفتگوي ما با حسين پارسائي کارگردان و نويسنده شناخته شده کشورمان نيز در اين راستاي بر مبناي پاسخ به اين سؤالات انجام گرفته است. حسين پارسائي متولد 1346 قم است وي که در رشته کارگرداني توانسته است مدرک کارشناسي ارشد اخذ کند هم اکنون به عنوان يکي از باسابقه­ترين و پرکارترين هنرمندان عرصه تئاتر در سطح کشور محسوب مي­شود. کارگرداني بيش از 15 نمايش از جمله نمايش­هاي (بانوي آب و آيينه) (کانال کميل) (غريبه شام) (بانوي بي نشان) (تپه افلاک) (شبيه پدر) (يلدا) (هذيان) و . . . و همچنين مسئوليت­هاي اجرائي همچون مديريت تئاتر در دفتر نمايش حوزه هنري، مسئول واحد نمايش حوزه هنري قم، دبير جشنواره­هاي سراسري بچه­هاي مسجد، سوره، نمايشگران، جشنواره­هاي استاني، مسئول تئاتر شهر، مدير مرکز هنرهاي نمايشي و . . . در پرونده هنري و مديريتي خود دارد.

- اساساً نمايشنامه­هائي که به بحث دفاع مقدس مي­پردازند آيا مي­توان اين مکتوبات را جزء نمايش نامه­هاي جنگي به حساب آورد يا اين دو مقوله از لحاظ کلامي و محتوائي با يکديگر تفاوت دارند؟

به نظرم معناي اين واژگان در ابتدا همه به يکديگر مشابه است و تفاوت خاصي از لحاظ معنائي نمي­توان براي اين واژگان پيدا کرد اما اگر بخواهيم جنگ را براساس معيارهائي که براساس جنگ داخلي­مان طبقه کنيم نبايد خيلي نگران بود که آيا اين دفاع مقدس جنگ بود يا نه؟ اين جنگ يک جنگ کاملاً ويرانگر بود که طي آن به آرمان­ها و حيثيت و تماميت ارضي کشور ما توهين و ظلم و تجاوز شد دشمن به اين خاک حمله ور شد و اين مردم بودند که با پشتوانه همين آرمان­ها و عقايد به دفاع از جان و مال و خاک و ناموس وطن اهتمام ورزيدند و از ارزش­هاي انقلاب اسلامي دفاع کردند چرا که دشمن درست در زماني برنامه ريزي­هاي خود را پيرامون جنگ تحميلي عملي کرد که تازه سالهاي ابتدائي انقلاب اسلامي را پشت سر مي­گذاشتيم و دشمن به خوبي بر اين نکته اشراف داشت که بهترين زمان براي ضربه زدن به انقلاب اسلامي همين سالهاي ابتدائي انقلاب اسلامي است بنابراين به طور کلي هدف دشمن از حمله به خاک کشورمان در ابتدا سست کردن پايه­هاي انقلاب اسلامي بود. به هر حال از اين مقال که بگذريم معتقدم اين جنگ يک جنگ تمام عيار با کليت قدرت­هاي نظامي و اقتصادي جهان بود که اين حرکت توسط يک عروسک خيمه شب بازي به عنوان عراق شکل گرفت که اگر فضاي روحاني و مقدس جنگ نبود و نيت مردم دفاع از ارزش­ها و خاصيت­هاي انقلاب اسلامي نبود قطعاً اين کشور در برابر ماشين بزرگ جنگي عراق تاب نمي­آورد اين دفاع به نوعي بيانگر ايمان راسخ مردم در برابر ظلم و تجاوز و پايداري در برابر حقوق از دست رفته خودشان بود.

- بنابراين بايد گفت پرداختن به جنگ تحميلي و نگارش در اين زمينه چهارچوب خاص خودش را دارد؟    

شايد بتوان اينگونه گفت. نگاه کنيد ما طي سالهاي گذشته تئاتري را راه اندازي کرديم با نام تئاتر مقاومت. اين تئاتر اساساً هر نوع مقاومت در برابر پليدي، زشتي، تجاوز به حقوق و کرامت انساني، آزادي افراد و مواردي از اين دست را محکوم مي­کند و پايداري در برابر اين اتفاقات را مقاومت برمي­شمارد. اما چرا مقاومت مردم ايران با مردم شيلي يا بحرين متفاوت است در حاليکه هر سه اين کشور مقاومت­هاي خاص خودشان را مي­طلبند و در اين فضاي تئاتري هم قرار مي­گيرند؟ چرا که هرکدام از اين کشورها، مردمانشان براساس آموزه­هاي فرهنگي، سياسي، اخلاقي، فرهنگي و ديني و بسياري از موارد ديگر دست به مقاومت مي­زنند. ما هنوز هم افرادي را داريم که زمان جنگ، جنگ را محکوم مي­کردند و با برخي از اتفاقات جنگ مشکل داشتند اما اگر دوباره به ايران حمله نظامي شود جزء اولين نفراتي خواهند بود که در صف جبهه قرار مي­گيرند.

- با توجه به اينکه ما در بحث نمايشنامه نويسي دفاع مقدس مي­توانيم از دستمايه­هاي قوي دراماتيک و اسطوره­اي استفاده کنيم شاهد هستيم که اکثر نمايشنامه نويسان از مفاهيم تکراري و خالي از خلاقيت هنري بهره مي­برند دليل اين اتفاق از نظر شما چيست؟

اساساً کساني که جنگ را تجربه کردند و درباره جنگ مي­نويسند با کساني که براساس خاطرات و شنيده­ها و خوانده­ها جنگ را تصور مي­کنند تفاوت­هاي اساسي وجود دارد. جنگ ما اساساً جنگ نبود بلکه يک دفاع بود ما که در اين جهت قصد کشورگشائي نداشتيم مردم تهران در منازلشان و محل کارشان بودند که به يکباره فرودگاه مهرآباد با موشک زده شد و به دنبال آن هم بر سر مردم تهران موشک انداخته شد. پس از آن هم با رهبري فرهيخه امام مردم به دفاع از ارزش­هايشان برخاستند و روانه جبهه­هاي جنگ شدند و به تعبير مقام معظم رهبري دانشگاه را مي­توان در جبهه­هاي جنگ مشاهده کرد چرا که جبهه­هاي جنگ ما دانشگاه بود. جنگ نسلي از مردم را پرورش داد اين نسل به راحتي از عقايد و تفکرات و ارزش­هايشان نمي­گذرد حال بايد ديد گروهي که در جبهه­هاي جنگ بودند چقدر جنگ را مي­شناسند و از طرفي علم بکارگيري اين رويداد را بر روي صحنه­هاي اجرائي دارند از طرفي افرادي که قواي علمي را دارند اما از داشتن تجربه­هاي زنده­ي حضور در جنگ بي بهره هستند و به نوعي دانش هنري لازم براي پروراندن تجارب جنگ دارا هستند اما متأسفانه خلأ تجربه جنگ در اين افراد وجود دارد. در اين مرحله بايد ديد درام نويس ما چقدر توانائي نوشتن يک درام اثرگذار را دارد و چقدر توانسته است خودش را به واقعيت­هاي جنگ نزديک کند اکثر درام نويسان ما در اين مرحله با مشکل مواجه هستند چرا که يا تجارب جنگ را دارند و علم هنري را ندارند يا مي­­توانند هنري بنويسند اما از داشتن تجارب جنگ بي بهره هستند بنابراين نتيجه اين خواهد شد که مجبور به قهرمان پروري و نگارش حماسه­هاي غيرقابل باور و به نوعي بي اثر مي­شوند. ما اگر در جنگي حضور داشتيم که اين جنگ به مدت هشت سال به طول انجاميده است پس دشمن مقابل بايد بسيار باهوش و از هر نظر آماده و ورزيده باشد که چنان هم اينگونه بود دشمن ما احمق نبود که ما در نمايشنامه­هايمان از ابزارآلات پوسيده و دشمن تماماً احمق استفاده مي­کنيم اينگونه مي­ شود که درام نويس به سمت شعاري نويسي و پرداختن به مسائل عاطفي و احساسي حرکت مي­کند و از خودمان حماسه­هاي تخيلي توليد مي­کنيم بايد اين نکته را بپذيريم که اگر ما در اکثر مناطق جبهه­هاي جنگ و نبرد حق عليه باطل به پيروزي رسيده­ايم از طرفي زمينه ساز اين پيروزي­ها شکست­هاي مختلفي بوده است که بر جبهه­هاي فردي متحمل شده است اگر اين شکست­ها را خودآگاه حذف کنيم پس چگونه توانسته­ايم تجربه­ي پيروزي در اين ميادين نبرد را بدست بياوريم. مگر ما قبل از جنگ تحميلي در کداميک از جنگ­هاي جهاني با اين دشمنان سر تا پا مسلح روبرو بوده­ايم. بنابراين نبايد فراموش کرد که هر شکست مقدمه پيروزي­هاي ما بوده است و از به تصوير کشيدن اين شکست­ها نبايد دلهره به خود راه بدهيم. ما در طول اين هشت سال با سينه سپر کردن رزمندگان اسلام و شجاعت به خرج دادن آنها توانستيم افرادي را پرورش دهيم که امروز هم جزء سرداران سازندگي در تمام عرصه­هاي کشوري در حال فعاليت هستند عده­اي جانباز و ايثارگر معتقد و افرادي که هنوز هم در مسير پاسداري از اين آب و خاک جان بر کف بر ايمان خودشان راسخ ايستاده­اند.

- پس معتقديد نمايشنامه نويسان نبايد عنصر جسارت را از کارشان حذف کنند؟

دقيقاً به اين نکته معتقدم که جسارت نبايد از نگارش و نوشته­هاي درام نويسان رخت ببندد. همه­ي تفاوت در جنگ ما اين بود که اين جنگ آدم­هاي خاصي را پرورش داد که بايد درباره چگونگي پرورش اين افراد و خود اين شرايط داستان­ها و اجراهاي مختلفي صورت بگيرد. مردم کوچه و بازار مگر از جنگ تجربه­اي داشتند محمد جهان آرا مگر فرد جنگجوئي بود ايشان هم با اينکه مبارز بودند اما تجربه­ي جنگ و مقاومت در اين سطح را نداشتند بنابراين اين مردم بودند که با پذيرش اين وضعيت خودشان را بزرگ کردند و با ايمان راسخ قدم در ميدان­هاي جنگ گذاشتند اگر ترس کشورهاي صاحب قدرت نظامي و معاند با ايران اسلامي­مان از ايمان ملتمان نبود مطمئن باشيد همين فردا صبح تهران را مانند زمان جنگ موشک باران مي­کردند حال درام نويس مي­خواهد اين واقعيت­ها را بنويسد زماني بود که نوشته­هاي اين افراد سراسر شعاري و استفاده از کلمات احساسي در دستور کار ايشان بود که البته اين نوع نوشتن هم به نوعي نوشته مهيج بود براي سالهاي اول جنگ مناسب بود اما امروز ديگر نگارش اين نوع نمايشنامه­ها خريداري ندارد امروز بايد سوژه­هاي جنگي خلاقيت بيشتري داشته باشند جسارت در اين ميان حرف اول را مي­زند وقتي نويسنده در اين ميان با وقايع و حوادث روبرو مي­شود بايد بتواند موانع کليشه­اي را کنار بزند و اصل موضوع را براي مخاطب مطرح کرده و او را به سمت نمايش جذب کند.

- اين کليشه­ها به نظر مي­رسد بيشتر ساخته پرداخته ذهن برخي از همين درام نويسان باشد چرا که جنگ به طور بالقوه که موضوع کليشه­اي نيست؟

ببينيد يک موقع ما در اين ميان نشانه شناسي مي­کنيم و به نوعي در پرداختن به تئاتر دفاع مقدس سعي مي­کنيم از يک سري نشانه­ها و کدها استفاده کنيم که البته اين نشانه شناسي در بحث پرداخت تخصصي به جنگ کليشه صرف محسوب نمي­شود و به نوعي براي مخاطب کاربردي عملي دارد البته اغراق و پيشزدي بيش از حد در اين باره هم مي­ تواند تبعات خاص خودش را داشته باشد به عنوان مثال در زمينه تئاتر انقلاب اسلامي به ياد دارم که با اينکه هنوز 10 سال از زمان انقلاب اسلامي گذشته بود نمايش­ها هنوز بوي جريان­هاي ساواک و از اين دست عوامل تکراري و بشدت کليشه­اي را داشت. انقلاب اسلامي در زمينه­هاي اقتصادي سياسي فرهنگي اجتماعي ورزشي و . . . دستاوردهاي مختلفي داشت اما پرداختن به اين نشانه به نوعي حوصله سر بر شده بود. اين موضوع درباره جنگ ما هم صادق است ما مي­گوييم جنگ ايران يک جنگ تمام عيار بوده است يعني مي­توان از وجوه بسياري به اين جنگ پرداخت و از آن به عنوان يکي از بزرگترين جنگ­ها ياد کرد درام نويس هنوز هم از قهرماناني مي­نويسد که شکست نمي­خورند کشته نمي­ شوند و يک شبه جبهه­هاي دشمن را تصرف مي­کنند شخصيت پردازي­ها به سمت قهرمان پروري در حرکت است استفاده از نمادهاي فلسفي در اين ميان جائي ندارد که اين از بزرگترين خلأهاي ادبيات نمايشي ما محسوب مي­شود. البته اين نوع نمايش­هاي مهيج در اوائل جنگ براي تهييج روحيه رزمندگان مناسب بود اما آيا نسل پرسشگر امروزي اين جريانات را مي­پذيرد؟

- احساس مي­شود طي سالهاي گذشته نمايشنامه نويسان بيشتر به سمت کارهاي ديني علاقه نشان داده­اند تا ساخت نمايش­هاي دفاع مقدس؟

البته اين گفته در يک مقطع زماني درست بوده است. مثلاً در سال­هاي 72 شاهد اين داستان بوديم که اکثر کارها به سمت ساخت آثار ديني حرکت مي­کرد البته مسئله اصلي آن زمان جنگ هم بود. اما اين مقوله براي همه­ي آدم­هاي کشور يک مسئله بود براي خانواده­اي دزفولي که مستقيم زير رگبار گلوله­هاي کلاش بود يا خانواده تهراني که با موشک مورد حمله قرار مي­گرفت چند سالي بعد از جنگ اين مسئله همه ملت ايران بود تا اينکه رفته رفته هنرمندان احساس کردند اين جريان به سمت سفارشي نوشتن در حال حرکت کردن است به نوعي جنبه­هاي زيبائي شناسي در حال حذف شدن است و اين اجراهاي زير نظرات سياسيون، مديران، بخشنامه­ها و تبصره­ها کم کم بي جان شده است و به کلي اين مسير به دست افراد خاصي سپرده شده است. به نوعي نگاه­هاي شخصي کاملاً در جريان درام نويسي جنگ وارد شده است. هر چند در آن زمان افرادي بودند که در اين زمينه مطلب مي­نوشتند و نظرات خودشان را هم داشتند اما هيچ گاه از سمت گروه يا مديراني حمايت نشدند و اين تحليل­ها در لابه لاي بخشنامه­ها و مميزي­ها از بين رفت. اما کساني در اين عرصه موفق­تر بودند که تحليل و نظر خودشان را داشتند و به نوعي سعي نمي­کردند سفارشي نويسي کنند کم کم در دهه 70 فضا به سمتي رفت نظرات به سمت تئاتر جنگ مثبت شد و به نوعي سعي بر اين بود که دوباره فضاي زيبائي شناسي را به اين قالب هنري باز کنند که تا اندازه­اي هم موفق بودند اما اين رويداد دوباره در دهه 80 کمرنگ شد و اين داستان تا به امروز هم همچنان ادامه دارد. امروز شاهد هستيم که اگر در اين زمينه يا زمينه­هاي ديگر کاري ساخته شود يک قشري فردا صبح اعتراض خواهند کرد و فضا را مخرب جلوه خواهند داد اگر در سينما فيلمي درباره پرستاران اکران شود فردا صبح پرستاران اعتراض خواهند کرد چرا که در جامعه فضاي نقد وجود ندارد درباره تئاتر دفاع مقدس نيز اين موضوع وجود دارد.

- اما در سينما کمتر شاهد اين ماجرا هستيم؟

البته هر جا که هنرمند نويسنده بتواند فضا را به بدنه و مشکلات اجتماعي مردم پيوند بزند مي­تواند حمايت مردم را داشته باشد اين به زيرکي نويسنده برمي­گردد. اگر نويسنده از فرد شيميائي بنويسد مردم اين اجرا يا فيلم را دوست دارند چرا که در همسايگي خودشان شخصي هست که اينگونه است اگر نفس او بالا نمي­آيد انگار نفس مردم بالا نمي­آيد. بنابراين نوشتن در اين باره را مردم دوست دارند شما فيلم آژانس شيشه­اي يا از کرخه تا راين را در نظر بگيريد حاتمي کيا يک سينماگر حرفه­اي و زيرک بود که توانست با پيوند اين مشکلات اجتماعي به وقايع جنگ فيلم و فضا را اثرگذار جلوه دهد. بايد در نگارش درام­ها مسئله اصلي را مردم قرار دهيم.

- پس در اين ميان جنگ ميان هنرمندان است و مي­توان انگشت اتهام را از روي مسئولين امر برداشت؟

البته مسئولين هميشه به خاطر حمايت­هاي جهت دارشان انگشت اتهام را پيش خريد کرده­اند اما در اين موضوع خاص بيشتر مقصر خود هنرمندان و نويسندگان هستند که از درايت لازم برخوردار نيستند گفتن از مردم هنر مي­خواهد اگر ما واقعيت­ها را نگوييم درام شکل نمي­گيرد نبايد به دفاع مقدس نگاه يکجانبه داشت نمي­توان گفت که همه­ي کارها در يک بخش درست است و هيچ نقطه ضعفي نداريم جنگ هم براي ما دردسرهائي داشته است اگر اين دردسرها که با بدنه اجتماع پيوند خورده است براي مردم خارج از يک کار سفارشي مطرح کنيم مطمئناً اثرگذاري خودش را خواهد داشت اگر در اين مسير حرکت نکنيم و به نوعي کارها صرفاً سفارشي و تبليغاتي باشد مردم پرسشگر ما را ارزيابي مي­ کنند و از پذيرش ما سر باز خواهند زد. مردم انتخاب مي­کنند و نمي­شود مردم را گول بزنيم.

- پس کارتان حسابي سخت شده است؟

سخت بوده است الان ديگر به هيچ قيمتي نمي­توان به مردم دروغ گفت نه اينکه در گذشته اين اتفاق مي­افتاده است، خير. بحث اين است که مردم کاملاً آگاه هستند نظر دارند و مي­پرسند. سرعت بالاي اطلاعات باعث شده است مخاطب سطح آگاهي­اش و مطالعه او از نويسندگان ما بعضاً بيشتر باشد.

- ما در زمينه­ي داستان­هاي دفاع مقدس آثار مناسب و اثرگذار کم نداريم اما چرا اقتباسي در اين زمينه صورت نمي­گيرد؟

اين کتاب­ها بسيار باارزش هستند و ضعف ما هم در همين است که ذهن اقتباس گر پرورش نداديم ما نمي­توانيم کتاب (دا) را روي صحنه اجرا کنيم اما بايد (دا) را با 10 عنوان کتاب ديگر در اين زمينه مخلوط کرده توليد طرح کنيم و روي طرح­ها با شخصيت گذاري مناسب وقايع را رقم بزنيم براي ساخت اين ترکيب تازه چه کساني را پرورش داده­ايم. دستمايه­هايمان براي اين حرکت چه چيزهائي است. ما هنوز نتوانسته­ايم از سوژه­هاي ناب دوران جنگ استفاده کنيم. آن بچه­ي 14 ساله که دستاوردهاي بزرگ جنگ را پديد آورد يا از سرداران يا از افرادي که در گوشه گوشه جبهه­هاي جنگ اثرگذاري جدي داشتند اما از آنان نام و يادي نيست يا جريان سازي­هاي بزرگ جبهه­هاي ما بودند. ما نتوانستيم از اين فرصت­ها استفاده کنيم بعد انتظار داريم هر چيزي را به خورد مخاطب بدهيم و او براي ما کف هم بزند. جوان امروز در اين 20 سال که از جنگ گذشته است سراسر سؤال است. سؤال پرسيده و جواب­هاي مختلفي گرفته است هرکسي در هر بخشي و نهادي و فضائي يک نسخه براي سؤالات اين جوان پيچيده است پس ذهن اين جوان پرسشجوگر است. نمي­توان با دست خالي پاي صحبت با اين افراد نشست. بايد کاري کنيم که کسي که از پاي منبر به صحن سالن­هاي ما مي­آيد اينجا هم بتواند جواب سؤالاتش را بگيرد نه اينکه با زير سؤال بردن اخلاقيات داشته­هاي او را هم از او بگيريم و پايش را از سالن­هاي تئاتر ببريم.                   

 

سه‌شنبه 25 مهر 1391 - 13:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری