سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 15:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

نمي‌خواستم اسمي از «من» در کتاب باشد

 

 نشست نقد و بررسي کتاب «سهم من از چشمان او» شامل خاطرات حميد حسام با مصاحبه و تدوين مصطفي رحيمي، صبح  يکشنبه 23 مهر در تالار سلمان هراتي حوزه هنري برگزار شد.

 در ابتداي اين نشست حجت‌الاسلام ناصر فخرزاده، مسئول دفتر تاريخ شفاهي حوزه هنري با اشاره به طراحي جلد اين کتاب عنوان کرد: به نظر مي‌رسد جلد اين کتاب کمي ‌بي‌حس است و رنگ استفاده شده در ايجاد آن نيز رنگي سرد است. هرچند مفهوم جلد بسيار زيباست، اما اين موضوع در نگاه طراح نتوانسته ميان متن و مخاطب پلي بزند و به همين خاطر حس مي‌کنم که اين طراحي منجر به حيف کردن سوژه شده است.

 وي در ادامه به موضوع مقدمه کتاب اشاره کرد و گفت: کتاب مقدمه‌اي از سوي تدوين‌کننده ندارد که توضيح دهد کتاب چگونه تدوين شده است و چه فرآيندي طي‌ شده تا اين اثر آماده انتشار شود. به نظرم جاي مقدمه‌اي به قلم آقاي رحيمي در اين کتاب کم است.

 فخرزاده در بخش ديگري از سخنان خود گفت: به نظرم در اين کتاب حرف‌هاي عجيب‌ و غريبي درباره جنگ نمي‌شنويم. متن آن بسيار باورپذير است و کتاب هم صداقت خوبي دارد، اما به نظر من نکته‌اي که در اين ميان مغفول مانده است، نوع ارتباط حسام با جامعه‌ پيراموني خودش است و فضاي سياسي و اجتماعي آن زمان توسط وي در خاطراتش تشريح نمي‌شود.

 در ادامه اين نشست سعيد منزه از فعالان عرصه گرافيک نيز در سخناني با اشاره به طراحي اين اثر عنوان کرد: کتاب بايد اين توانايي را در خود داشته باشد که قبل از هر چيز، خود معرف خود باشد و گرافيست در واقع مامور به اين است که با انتخاب قطع و اندازه مناسب براي کتاب زمينه‌ساز اين موضوع باشد.

 منزه در ادامه با اشاره به جلد اين اثر گفت: جلد اين کتاب تصويري است از يک عهدنامه که با خون نوشته شده است، ولي خب اگر خود آقاي حسام در اين زمينه در متن کتاب توضيح نمي‌داد اين تصوير به هيچ وجه گوياي اين مسئله نبود.

 در ادامه اين نشست و پس از اظهارنظرهاي برخي حاضران مبني بر نامناسب بودن نوع طراحي جلد و شکل نامناسب تايپوگرافي نام کتاب و نيز پيشنهادي براي گنجاندن يک لوح فشرده براي نمايش تصاوير کتاب در آن، سيدمحمود خيرالامور از حاضرين در اين نشست در سخناني عنوان کرد: به نظر من درست نيست که همه چيز را ساده ارائه کنيم. چه عيبي دارد که مخاطب کتاب با ديدن طرح جلد عجيب آن به سمت مطالعه در درونش کشيده شود؟ مدت‌هاست که مفاهيمي مثل خون‌نامه نوشتن براي ما بي‌معني شده و حيف است بگذاريم اين کتاب به سادگي از کنار آن بگذرد؛ بي‌آنکه ذهن مخاطب را به آن حساس کند.

 در ادامه اين مراسم مصطفي رحيمي، مصاحبه‌گر و تدوين‌کننده اين کتاب در سخناني ادبيات دفاع مقدس در اين روزها را تاثيرپذيرفته از يک جو اقتصادي ناميد و گفت: اين جو باعث شده مرز ميان خاطره و رمان و کار مستقيم و غيرمستقيم به هيچ وجه رعايت نشود.

 وي افزود: در اين فضا به هر حال نويسنده و تدوين‌کننده خاطرات در برابر راوي منفعل هستند.

 رحيمي با اشاره به کتاب افزود: بسياري از خاطرات روايت شده توسط حميد حسام، توسط خود وي حذف شد، چون در صحت آنها ترديد داشت و يا در ذهنش آن حادثه خوب ننشسته بود. خب به نوعي اين موضوع هم طبيعي است و نمي‌شود به آن انتقادي داشت.

 وي با بيان اينکه ظلم است که يک نويسنده بخواهد کاستي‌هاي يک متن خاطره را با تخيل خود پر کند، افزود: مي‌شود در متن خاطرات با افزودن سوتيتر و يا پاورقي تغييراتي داد، اما من از اين کارها هراس دارم. به نظرم سوتيتر گذاشتن ميان خاطرات، مخاطب را از متن خاطره دور مي‌کند.

 حميد حسام نيز در اين مراسم به برخي انتقادات مطرح شده درباره کتاب پاسخ گفت. وي درباره نبود مقدمه رحيمي در اين کتاب گفت: مي‌دانم که اصل انتشار چنين کتاب‌هايي درج مقدمه مولف در آن است، اما آقاي رحيمي به هر شکل از انجام آن استنکاف کرد و من خودم به ناچار آن را نوشتم.

 حسام همچنين با پذيرش موضوع کم‌جاذبه بودن طراحي جلد کتاب خاطرات خود گفت: من براي اين طرح تنها يک ايده کلي دادم. خون‌نامه نويسي نماد بلوغ برخي بچه‌هاي جبهه بود، ولي قبول دارم که اين طرح نتوانسته آن را خوب به نمايش بگذارد. من هم همان ابتدا به گرافيست گفتم که هيچکس نمي‌داند اين چيست.

 وي همچنين با اشاره به اسم کتاب گفت: نام کتاب هم بهتر بود قلب به ضمير مي‌شد. مساله اين است که همه سطرهاي اين کتاب حرف راوي است و حاصل تلاش او. اسم کتاب چون رمان نيست، نمي‌شود سرراست به سراغ اصل موضوع در آن رفت. اوايل به من پيشنهاد دادند که اسم کتاب را بگذارم «ديده‌بان» اما من نمي‌خواستم اسمي از «من» در آن باشد. دوست داشتم هر عنواني از خودم را از آن در آورم، چون کتاب قرار است بيانگر حس و حال آن روزهاي من باشد و نه الان که مبتلابه زيادي دارم.

 حسام افزود: چشم در عنوان اين کتاب نوعي مجاز است که جزيي از يک کل و نوعي سئوال را ايجاد مي‌کند. به هر حال براي برخي از بچه‌هاي جبهه پيش مي‌آمد که در برخورد با فردي در آنجا زندگي‌شان دچار تحول شود و براي من اين فرد شخصيتي است که در کتاب از آن نام برده‌ام و نام کتاب هم به او برمي‌گردد.

لازم به ذكر است سردار حميد حسام نويسنده آثاري چون «در کمين گل سرخ»، «دهليز انتظار»، «قواس‌ها بوي نعنا مي‌دهند»، «دليل» و ... است، در کتاب «سهم من از چشم‌هاي او» به خاطراتي از دوران دفاع مقدس پرداخته که بيانگر نگاه انساني او به اين دوران است؛ او با بيان خاطرات ديدباني خود در جنگ تحميلي به نوعي به لايه‌هاي زيرين شخصيت انسان‌هاي جنگ پرداخته است.

  اشاره، مقدمه، روبروي سقاخانه اباالفضل، شب‌هاي قراويز، فرماندهي مثل او، ممد گره، حرکت از برد زرد، ديده‌باني از ساحل اروند، جدال در جزيره جنوبي، دکلي در آب، عمر کوتاه دکل، ديده‌باني نفوذي، وداع در چهار زبر، عکس‌ها و نمايه بخش‌هاي مختلف کتاب «سهم من از چشمان او» را تشکيل مي‌دهند.

 طرح روي جلد روي اين کتاب نيز تصويري از عهدنامه معروف رزمندگان به نام «خون نامه» است؛ پيش از انجام عمليات‌ها رزمندگان بر روي برگه کاغذي نام يکديگر را مي‌نوشتند و با خون خود پاي نام خود اثر انگشت خود را ثبت مي‌کردند.

 اين کتاب 542 صفحه‌اي در شمارگان 2500 نسخه و قيمت 11500 تومان از سوي انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شده است

 

دوشنبه 24 مهر 1391 - 10:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری