شنبه 28 مرداد 1396 - 8:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

تنهايي عميق

 

با نگاهي به کتاب ارزشمند « اوشو و مراقبه هاي معنوي »

اثر پيش روي به قلم محمد حسين کياني و همچنين ناشر آن موسسه ي فرهنگي بهداشت معنوي – عصرآگاهي است . در اين اثر برخوردي عالمانه و موشکافانه با بحث مراقبه از سوي نگارنده شده است و به دليل تسلط نويسنده به موضوع ،کتاب بدون هيچ فوت وقت  و زياده گويي به اصل مطلب پرداخته و هر چند موضوع جاي بحث بسيار دارد ولي نويسنده خلاصه و چکيده ي آن را توانسته بيان کند  در ابتدا مشخص کرده که چه کساني مخاطب او هستند تا در ادامه بتواند با توجه به گروه بندي مخاطبانش مطالب را بيان کند . فهرست بندي کتاب به صورت خطي انجام گرفته و هر مطلب در پي مطلب قبلي آمده است که به خواننده در فهم کامل کتاب کمک شاياني مي کند که شامل بيست و چهار سر فصل مي باشد تاريخچه ي مراقبه ، انواع عمل مراقبه ، هدف از انجام مراقبه ، اهميت مراقبه در عرفانهاي نو ظهور ، معنا و توصيف مراقبه ، شيوه هاي مراقبه ، شيوه هاي ديرينه ، شيوه هاي نو آورانه اوشو ، مراقبه پويا ، مراقبه ي کنداليني ، مراقبه ي ناتاراج ، مراقبه ي نادابرهما ، مراقبه ي دواناني ، مراقبه ي گوري شانکار ، مراقبه ي ماندالا ، مراقبه ي شيوا - نترا ، مراقبه ي نماز ، مراقبه ي نيايش گروهي ، مراقبه ي خنديدن ، مراقبه ي پرت و پلا گويي ، مراقبه ي چرخ زدن صوفيان،مراقبه ي گل سرخ عارفانه،مراقبه ي بي ذهني و سخن آخر.

در مقدمه کتاب در مورد قدمت مراقبه و توجه به آن در شرق دور به خصوص هندوستان سخن به ميان آورده و در پي آن به چند سوال تکيه مي کند تا خواننده را مجاب کند در ادامه مطلب به دنبال جواب سوالاتي که در ذهن دارد برود . بحث مراقبه بجايي از مطالب قرون اخير مي رسد که نگارنده معتقد است در زمان حال تصور بر اين است که مراقبه محصول بي چون و چراي مذاهب جديد مي باشد ، که اين نکته از نظر او صحيح نيست زيرا مراقبه در همه ي اديان اللهي توصيه شده و مورد توجه بوده است و به چند توصيف در ادامه مطلب در مورد مراقبه اشاره مي کند و همچنين نظر خوانندگان را به انواع عمل مراقبه جلب مي کند. نکته ي حائز اهميت اين است که در مورد انواع مراقبه هاي اديان اللهي توضيحاتي نمي دهد ولي با توجه به گروه بندي مخاطبين کتاب مي توان استنباط کرد که نويسنده احتمالا نيازي به توضيحات اين چنيني نديده است .

 نويسنده قدمت مراقبه را به زمان انسان هاي نخستين نسبت مي دهد و تاريخچه ي مدون آن را از شرق دور و هندوستان مي داند که سخني درست است زيرا از روي متون تاريخي و آثار باستاني هندوستان و کشورهاي شرق آن به راحتي مي توان رد پاي اين مدعا را يافت ولي اين موضوع نبايد به گونه اي برداشت شود که فقط هندوستان و کشور هاي شرق دور در آن زمان به اين گونه مسائل اعتقاد داشتند . در ادامه به سوالاتي بر مي خوريم که نويسنده آن هارا مطرح مي کند . چرا در دو يا سه دهه ي اخير بسياري از افراد جامعه در مورد مراقبه کنجکاو شده اند ، به راستي علت شيوع فراگير آگاهي از مراقبه چيست ؟ چرا عرفان هاي نو ظهور اهميت زيادي به مراقبه مي دهند ؟ معنا و انواع مراقبه در نظر اوشو کدام است ؟ آيا مراقبه هاي اشو توان آرامش دهي به انسان مضطرب امروز را دارد ؟

نگارنده اصل همه ي عمل هاي مراقبه را براي نيل به يک هدف واحد مي داند . هدف از مراقبه رسيدن به معرفتي براي درک بهتر است و نتيجه آن انساني آزاده و بي مانند در جهان طبيعت، انساني الهي چيزي که بي وجود آن جهان جايي براي زندگي کردن نيست. تمامي اين تلاشها براي بهتر شدن و رسيدن به هدف نهايي، برتري بر دنياي مادي براي يکي شدن و پيدا کردن آن روح اللهي درون موجودي به نام انسان است . اشاره غير مستقيم نگارنده به اين موضوع خواننده را کم کم وادار به فکر کردن در مورد آن مي کند ، در واقع اگر اشاره مستقيم به اين مطلب براي خواننده راحتي فهم مطلب را داشته باشد يک نقص در فهم او ايجاد مي کند که همان کشف معني است و بدون اين کشف فهم کامل صورت نمي گيرد . در ادامه مطلب نويسنده به اهمييت مراقبه در عرفانهاي نو ظهور اشاره کرده و معتقد است که دو دليل عمده براي اهمييت آن وجود دارد البته در مورد فوايد بسيار آن سخن به ميان مي آورد ولي معتقد است که همه ي اين فوايد در اين دو مورد خلاصه مي شود که اول دست يابي به آگاهي عرفاني و دوم ايجاد آرامش و طراوت روحي است ، دليل تقدم و تاخر اين دو، مهم است زيرا دليل اول ارجح تر از دليل دوم مي باشد .

در اين مطلب نکاتي نهفته است که اشاره به آنها کمک شاياني به خواننده مي کند اول اين که مراقبه کننده به مرتبه اي از آمادگي روحي مي رسد که مي تواند مشکلات دنيايي خود را   با تمام راه حل هاي آن ببيند و دوم سفري است به سوي مرکز هستي بودن بي چون وچرا . هدف از مراقبه رسيدن به راه حل مي باشد که اين نيز راهي براي حل مشکلات انسان است ،در حقيقت رسيدن به جوهر زندگي . در عرفان فرد خود را از جهان شناخته ها و دانسته ها به ، دنياي نديده ها و ناشناخته ها مي برد در اين راستا به تفسير نويسنده، که از انواع عرفان سخن مي گويد مي رسيم که مثلا سرخپوستان با عمل رويا بيني به عرفان مي رسند و با روح جهان يکي شده و قدرت طبيعت را درک مي کنند و يا اوشو که مراقبه را به معني شهامت ساکت و تنها بودن مي داند و آن را دري به سوي جهان درون و يک بيداري آني توصيف ميکند به شروط کلي براي مراقبه اشاره مي کند ، که اين شرايط عبارتند از :

يک : مکاني براي پرداختن به مراقبه که در حد معمول ساکت و کم رفت و آمد باشد . دوم : آرامش روحي . سوم : طرز نشستن که هم راحت باشد هم موزون چهارم : تنفس آهسته ، نرم ، يکنواخت و منظم . پنجم : شي يا محرک ذهني براي تمرکز بر روي آن . ششم :  آگاهي ثابت و موزون يعني توجه به موضوع به طور کامل بدون پرش ذهن زيرا اگر آگاهي به طور کامل صورت نگيرد يکي از شروط مهم مراقبه ناقص مي ماند و اگر آگاهي ثابت نباشد توازن بين نيروهاي متمرکز شده بر روي مراقبه گسسته مي شود ،  شايد منظور از اين نوع آگاهي هماهنگي ميان جسم و روح باشد که دست يابي به آن به آساني ميسر نيست. 

مراقبه در اديان غير الهي نيز توصيه  شده است ما نند بودايسم که راه رستگاري را در هشت مرحله مي داند يک فهم درست ، دوم افکار و انگيزههاي درست ، سوم گفتار درست ، چهارم کردار درست ، پنجم معشت درست ، ششم اخلاق درست ، تمرکز درست يا همان حضور قلب ، هشتم مراقبه ي درست ، ولي با اين همه انواع عمل به مراقبه متفاوت است گاهي در خلوت صورت مي گيرد گاهي گروهي و در مکاني عمومي اين نحوه ي برخورد متفاوت در عمل مراقبه ثابت مي کند که مراقبه کردن محصول تفکر ديني خاصي نبوده است و هيچ ديني نمي تواند ادعا کند که مراقبه را به تنهايي بوجود  آورده است. حال به اين سوال بر مي خوريم که نگارنده در اول مطلب به آن اشاره کرد ، هدف از انجام مراقبه چيست ، او معتقد است هدف اصلي از انجام مراقبه در همه ي اديان دست يابي به آگاهي عارفانه است  و هدف دوم از انجام آن رسيدن به آرامش روحي و سلامت جسمي است که در کشور هاي غربي بيشتر مورد توجه است. و اين هدف ايجاد انگيزه مي کند در حالي که بايد توجه داشت انساني که با هدف آگاهي به مراقبه مي پردازد حتما به آرامش روحي دست مي يابد  در حالي که شايد عکس آن امکان پذير  نباشد در واقع توجه به مراقبه از نظر اشو تمام مشکلات را از بين مي برد و طوري در مورد مراقبه سخن مي گويد که گويي انسان از بدو تولد هدفي جز انجام آن ندارد  و خلقت انسان به اين دليل بوده که بتواند با مراقبه خود را به مدارج بالاي روحي برساند

 با توجه به اين موضوع مي توان گفت اين دنيا براي انسان جايگاه حرکت به سوي معبود است توان آن جهاني شدن، رخت بستن و رفتن در اين جهان وجود دارد فقط بايد کشف گردد. مراقبه کمک مي کند اين توان به کار بيفتد اعتقاد نويسنده چنين است که برخي از مراقبه هايي که اوشو به آن اشاره مي کند در اديان ديگر هم مورد توجه و توصيه است و حتي در اديان اللهي مانند اسلام بسيار برتر و بهتر صورت مي گيرد و سالکان اديان اللهي از آن در قرنهاي گذشته بهره برده اند و اشو کيفيت جديدي به آنها اضافه نکرده است . برخي از مراقبه هاي ديگري که به آنها اشاره مي کند و مورد تاکيد اوشو است از اديان هندي بهره گرفته است که قبل از اوشو هم مورد استفاده قرار مي گرفته است در مراقبه هايي که مخصوص اوشو است مي توان به يک نکته اشاره کرد ، که در اين گونه مراقبه ها اوشو به دنبال انساني است که در جامعه مورد پذيرش نيست زيرا اعمالي از مراقبه شونده سر ميزند که در برخي موارد در تضاد با جامعه انساني مي باشد . اين اعمال اگر براي جامعه امروزي مضر تصور نشود قطعا مفيد نخواهد بود

در کل مي توان گفت اين گونه مراقبه ها بدون در نظر گرفتن نتيجه ي بدست آمده از آن گاهي ضد اجتماعي و انجام دهندگان آن افراد، جامعه ستيز يا ديوانگاني بي پروابه بار مي آيند. اوشو شايد شايد اولين فردي نيست که به اين گونه مراقبه ها توجه کرده و ديگران را به انجام آن تشويق مي کند در گذشته نيز جريانهاي انحرافي زيادي از اديان بزرگي هم چون مسيحيت و اسلام وجود داشته است که طرفداران آنها در برهه اي از زمان بسيار بودند و اکنون جز نامي از آنها باقي نمانده است عرفان هاي نوظهور اکنون راهي را پي گرفته اند که گويي در گذشته بي رهرو نبوده است و پايان آن بارهاتکرار شده است انسان امروزي بي توجه به گذشته ي خود آيا مي تواند به نقطه اي از سعادت برسد که مد نظر است ؟ آيا اين همان راهي نيست که گذشتگان رفته اند و پايان غمناک آن را ديده اند ، اگر بيشتر توجه شود مراقبه در معني اين زماني خود شايد بتواند براي انسان امروزي آسايش خيال و آسودگي بدن را به همراه داشته باشد و از پي آن زندگي در اين هستي مادي را کمي ارتقاع دهد ولي بي شک رسيدن به هدف اصلي سعادت آن جهاني از طريق اين گونه مراقبه کردن به راحتي به دست نمي آيد و اين هدف در اين زمان جاي بسي تفکر و تعمق دارد زيرا به نظر مي رسد در جهاني که ما در آن زندگي مي کنيم و بيشتر مردم از روش هاي زندگي غربي پيروي مي کنند اصولا چنين هدفي که از آن براي سعادت آن جهاني بتوان بهره برد مد نظر نيست و انسان امروزي چيزي جز جهان مادي و عيني را مورد توجه قرار نمي دهد در صورتي که تمامي اديان اللهي انسان را متوجه آخرت و دنيايي فراي اين دنياي مادي مي کند .

 کافيست اندکي در اين انديشه باشيم که چرا و چگونه مراقبه مي تواند به ما کمک کند که اين زندگي کنوني ما بتواند براي زندگي ابدي ما مفيد واقع شود ، آيا اين همان راه سعادت است ؟ مي تواند ما به همان نقطه سعادت مندي برساند ؟ وجود عرفانهايي نو ظهور مي تواند  براي کساني که از چون و چراي عرفانهاي اللهي بي خبرند و يا مطالعات آنها در مورد اديان بزرگ اللهي محدود بوده بسيار مخاطره آميز باشد به صورتي که به راحتي به دام اين گونه عرفانهاي نو ظهور مي افتند و جز راه تباهي براي چنين افرادي که بدون پشتوانه علمي و عملي محکم و درست در اين راه قدم مي گذارند نخواهد داشت

 در پايان بايد  به اين نکته  توجه کرد که نگارنده ي کتاب همان گونه که ذکر شد در ابتداي مطلب مخاطبانش را مشخص کرده بود و به گونه اي مطالعه اين کتاب را به ديگران توصيه نمي کند بي شک مقصود نويسنده همين بوده است که مبادا کساني با مطالعه اين گونه سخنان به راهي بروند که شايد در ادامه براي آنها مضر باشد ، در واقع با ذکر نمونه هاي کامل و موجود انواع مراقبه خواسته است اصل مطلب را بيان کند و در پايان خوانندگان خود قضاوت کنند که اين گونه مراقبه ها مفيد فايده هستند يا نه ؟ و اگر مفيد هستند براي چه کساني و چه اهدافي مي توانند استفاده شوند ؟ در دين اسلام وجود انواع عبادات که به صورت فردي و گروهي انجام مي شود جايگزين بسيار خوبي براي انواع اين گونه مراقبه هاي ذکر شده در اين کتاب است . به طور مثال اعتکاف در دين اسلام بسيار توصيه شده است و براي آن فوايد زيادي مطرح شده است و مفهوم انجام آن عبادت است . که اشاره به اين نکات براي هدف دهي به آثاري از اين دست بسيار مفيد فايده به نظر مي رسد

در انتها با تشکر بسيار از نويسنده و ناشر اين اثر گران قدر و با توجه به اين موضوع که کتبي از اين دست براي آگاهي اقشار مختلف جامعه بسيار ارزشمند است اهميت مطلب را روشنتر مي سازيم در واقع اثري که اين چنين تحليلي و تفصيري باشد مي تواند به بهره گيري علاقه مندان به اين موضوعات کمک شاياني کند  و اميد است نشر آثاري اين چنيني ادامه يابد.

 

 

چهارشنبه 19 مهر 1391 - 9:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری