سه‌شنبه 6 تير 1396 - 15:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

در فرودست انگار کفتري مي خورد آب

 

نگاهي به زندگي و آثار سهراب سپهري (به مناسبت 15 مهر ماه سالروز تولدش)

سهراب سپهري شاعر و نقاش ايراني بود. او از مهم‌ترين شاعران معاصر ايران است و شعرهايش به زبان‌هاي بسياري چون انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي، ايتاليايي و ... برگردانده شده‌ است.

سهراب سپهري متولد 15 مهرماه 1307 در کاشان است. پدربزرگش ميرزا نصرالله خان سپهري نخستين رييس تلگراف‌ خانه کاشان بود. پدرش اسدلله و مادرش ماه جبين هر دو از علاقه مندان هنر و شعر بودند.

خود سپهري درباره پدرش مي‌گويد: «كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند. پدرم تلگرافچي بود. در طراحي دست داشت. او مرا به نقاشي عادت داد.» جايي ديگر هم مي گويد: «پدرم نقاشي مي‌كرد. تار هم مي‌ساخت، تار هم مي‌زد. خط خوبي هم داشت.»

او دوره ابتدايي و متوسطه را در کاشان گذراند. سپس با گذراندن دوره دو ساله دانشسراي مقدماتي پسران در اداره فرهنگ کاشان استخدام شد. سپهري در شهريور 1327 پس از شرکت در امتحانات ششم ادبي، ديپلم گرفت.

او سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران پذيرفته شد و به تحصيل پرداخت و همزمان در شرکت نفت هم استخدام شد؛ اما پس از 8 ماه استعفا داد. سپهري، نخستين مجموعه شعر نيمايي خود را به نام مرگ رنگ در سال 1330 منتشر کرد.

وي در سال 1332 با دريافت نشان درجه اول علمي از دانشگاه فارغ التحصيل شد. در همين سال در چند نمايشگاه نقاشي در تهران شرکت نمود و نيز دومين مجموعه شعر خود را با عنوان زندگي خواب‌ها منتشر کرد. در آذر ماه 1333 کار خود را در اداره کل هنرهاي زيبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع کرد و البته همزمان در هنرستان‌هاي هنرهاي زيبا نيز درس مي داد.

او به فرهنگ شرق علاقه ويژه اي داشت و به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چين سفرهايي انجام داد. سپهري در سال 1339 موفق به دريافت جايزه اول هنرهاي زيبا در دومين دوسالانه تهران شد.

ضمن آنکه در همين سال، شخصي علاقه مند به نقاشيهاي او، همه تابلوهايش را خريداري کرد تا مقدمات سفر او به ژاپن فراهم شود. سپهري مدتي را در ژاپن زندگي کرد و حکاکي روي چوب آموخت. او همچنين به شعر کهن شرق نيز علاقه داشت و شعرهاي کهن چيني و ژاپني را ترجمه کرده است.

سپهري در مرداد 1336 به پاريس و لندن رفت. او در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در رشته ليتوگرافي ثبت نام کرد. در دوراني که به اتفاق حسين زنده‌رودي(نقاش معاصر و از پيشگامان نقاشي‌خط در ايران) در پاريس به سر مي برد بورس تحصيلي‌اش قطع شد به همين جهت براي تامين مخارج مجبور به انجام سخت ترين کارها شد. او حتي براي پاک‌کردن شيشه ها، گاهي از ساختمان‌هاي بيست‌ طبقه آويزان مي‌شد.

سپهري در سال 1337 مدتي سرپرست سازمان سمعي و بصري اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزي شد و از مهر ماه 1340 در هنرکده هنرهاي تزئيني تهران شروع به تدريس کرد.

پدر سپهري در سال 1341 فوت ‌کرد. در اسفند همان سال او بطور کلي مشاغل دولتي را کنار گذاشت و فعاليت خود را معطوف به شعر و نقاشي نمود. او با سفر به کشورهاي گوناگون نمايشگاه هاي مختلفي برگزار مي کرد و همچنين با فرهنگ و هنر ساير کشورها آشنا مي شد..

سهراب سپهري در آغاز به سبک نيمايي شعر مي‌سرود ولي بعدها سبک ويژه خود را يافت. در اين شيوه جديد سپهري بر اساس ديدگاهي انسان مدارانه و تحت تاثير فلسفه ذن به سبک جديدي دست پيدا کرد که اوج آن را مي توان در حجم سبز ديد.

سپهري هنرمندي جستجوگر، تنها، کمالگرا، متواضع و خجول بود. وي عادت داشت که دور از جامعه آثار هنري اش را خلق کند و براي رسيدن به اين تنهايي به قريه چنار و کويرهاي کاشان مي رفت.

شعر سپهري صميمي، آکنده از تصاوير بکر ‌است که همراه با زباني لطيف، پاکيزه و منسجم تصوير سازي مي‌کند. از مشهورترين اشعارش مي‌توان به نشاني، صداي پاي آب و مسافر اشاره کرد.

کريم امامي که از دوستان نزديک سپهري بود در زمان حياتش برخي از شعرهاي سهراب را به زبان انگليسي ترجمه کرد. بعدها نيز مترجمان ديگري شعرهاي وي را به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، اسپانيايي و ايتاليايي و ... ترجمه کردند.

طرح هاي سياه، فرم هاي اوليه باقي مانده از سپهري است که با قلم مويي پهن بر زمينه اي سفيد خلق شده اند. فرم هايي مانند خار يا بوته که با حرکتي تند بر سفيدي کاغذ نقش بسته اند. اين طرح هاي اوليه به مرور در دستهايش پخته شدند و به تکامل رسيدند.

سپهري در نقاشي هايش رويکرد نويني داشت به گونه اي که فرم‌ هاي هندسي نخودي و خاکستري رنگش با تمامي نقاشان فيگوراتيو همزمانش تفاوت داشت. سپهري بيشتر نمايشگاه‌هاي داخلي اش را در گالري سيحون برگزار مي‌کرد و عادت نداشت که در روز معرفي در نمايشگاه حضور داشته باشد.

از جمله ويژگي هاي مهم آثار هنري سپهري نقش پررنگ طبيعت در تابلوي هاي نقاشي و اشعارش است. او از گل هاي شقايق، درختان، پرندگان، رودخانه ها، کوههاي سربه فلک کشيده، خانه هاي کاهگلي روستا و همه زيبايي هاي پيرامون خود در آثارش بهره مي گرفت.

از جمله آثار نقاشي اوست: طبيعت بيجان(1336)، شقايقها، جويبار و تنه درخت(1339)، علفها و تنه درخت(1341)، ترکيب بندي با نوارهاي رنگي(1349)، ترکيب بندي با مربعها (1351) و منظره کويري (1357) و...

برخي از آثار او در نزد مجموعه داران و دوستانش است و پروانه سپهري خواهرش، آثاري از وي را که در اختيار داشته، به موزه کرمان اهدا کرده است.

از جمله نمايشگاه هايي كه سپهري در ايران برگزار كرده، مي‌توان به نمايشگاه هايي از آثارش در نگارخانه ها و گالري‌هاي: سيحون، نيالا، صبا، بورگز، ليتو، گيل گمش، مس، تالار عباسي و فرهنگ تهران اشاره كرد.

برخي از نمايشگاه هاي او در خارج از کشور هم عبارتند از: دوسالانه سان پاولو(برزيل، 1342)، نمايشگاه گروهي هنرهاي معاصر ايران(موزه بندر لوهار، فرانسه، 1342)، نمايشگاه جشنواره روايان(فرانسه، 1347)، جشنواره بين المللي نقاشي در فرانسه(1348)، نمايشگاه گروهي در بريج همپتن آمريکا(1349)، نمايشگاه انفرادي در نگارخانه بنسن نيويورک (1350)، نمايشگاه انفرادي در نگارخانه سيروس (پاريس، 1351)، نمايشگاه هنر معاصر ايران در بازار هنر (بال، سوييس، خرداد 1355) و ...

سفرهاي خارج از کشور سپهري هم عبارتند از: سفر به ايتاليا (وي از پاريس به ايتاليا مي‌رود)، سفر به ژاپن (توکيو در مرداد 1339، براي آموختن فنون حکاکي روي چوب که موفق به بازديد از شهرها و مراکز هنري ژاپن نيز مي‌شود)، سفر به هندوستان (1340)، سفر مجدد به هندوستان (1342، بازديد از بمبئي، بنارس، دهلي، اگره، غارهاي آجانتا، کشمير)، سفر به پاکستان (1342، تماشاي لاهور و پيشاور)، سفر به افغانستان (1342، اقامت در کابل)، سفر به اروپا (1344، مونيخ و لندن)، سفر به اروپا (1345، فرانسه، اسپانيا، هلند، ايتاليا، اتريش)، سفر به آمريکا و اقامت در لانگ آيلند (1349 و شرکت در يک نمايشگاه گروهي و سپس سفر به نيويورک)، سفر به پاريس و اقامت در کوي بين المللي هنرها (1352)، سفر به يونان و مصر (1353) و ...

سپهري در سال 1358 به سرطان خون مبتلا شد و در همان سال براي درمان به انگلستان رفت، اما بيماري اش بسيار پيشرفت کرده بود و وي به تهران بازگشت.

او سرانجام در بعدازظهر اول ارديبهشت ماه سال 1359 در بيمارستان پارس تهران درگذشت و در صحن امامزاده سلطان ‌علي‌ بن محمد باقر در مشهد اردهال(از توابع شهرستان کاشان) به خاک سپرده شد.

روي سنگ مزار او اين شعر مشهورش نقش بسته است:

«به سراغ من اگر مي‌آييد

نرم و آهسته بياييد

مبادا که ترک بردارد

چيني نازک تنهايي من.»

 

 

چهارشنبه 19 مهر 1391 - 8:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری